حال ما و …
فکر می کنم از کی اینطور شد؟ شش ماه می شود که می نویسم.
در این دو هفته ، بعد از شنیدن وصف آن دو صفحه ای که ملزمم می کند به پاسخگویی، چنین پرهیزکار شده ام؟
قصد قبلی ام نوشتن در حوزه های مورد علاقه ام و بازگشت به فضای پیشین بود. نوشتنم هم حکم وظیفه داشت و تعهد. هنوز هم دارد. مبادا که تعهدم را به عافیتی دنیایی فدا کنم.
دعایم کنید این روزها. صبر و آرامش می خواهم و ثبات در مسیری که خود نمایانده باشد. دعایم کنید که او رهایم نکند. حسبنا الله و نعم الوکیل …
پی نوشت: به این می گویند سوء استفاده از روزانه های وبلاگی که چند روزی است خاک می خورد. خب چاره چیست. وسوسه ام ، به نوشتنم نمی کشاند، اما روزگار سخت محتاجم به اذکار ِ شما ساخته است!


