Wordpress Themes

زردآلو آی زردآلو!

پارسال بهار که آنقدر سرمان شلوغ بود که چه کسی فکر میوه های نوبرانه می کرد. وقت بود به اندازه یک تابستان برای مزه مزه کردن میوه های تابستانی، که اواخر بهار پیدایشان می شد. سرنوشت یک مملکت و انتخابات و این جور چیزها مهم تر بود. بعد تابستان هم از تقویم یک مرتبه حذف شد. خلاصه که دلم لک زد برای میوه های تابستانی. بعد مادر جان هرچه توانسته بود و می شد گذاشته بود گوشه فریزر، که بماند برای هر وقتی که من دلم یکهو برای میوه های تابستان ِ از دست رفته تنگ شود. اما خب زردآلو را که نمی شد فریزری کرد. آنجا هم که بودیم این یک قلم از میوه را تهیه نمی کردند. جایش آلو زرد بود که همیشه می خریدند، تا شکم کارش همیشه روان باشد با آنهمه بی تحرکی که بود.

حالا که می روم و نوبرانه ها را می بینم و میوه های تابستانی را که یکی یکی می رسد، مگر می توانم به آنها لب بزنم؟ مگر می شود یاد عاطفه نیافتم که نه تابستانش که بهار و پاییز و زمستانش هم از تقویم خط خورده است. کوفت می شود این میوه های لعنتی که دلم برایشان لک زده بود!

جراحی ِ خاطره

حذف تاریخ

زنان و مردانی که با جنسیت شان به جنگ هم می روند!

دردهای من جامه نیستند*

طرحی برای حذف تفکر اصولی در اقتصاد

گردن فراز ِ گردن شکسته به زور گردن آویز