Wordpress Themes

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، رنج دوران برده ایم!

محمد نوری را دوست دارم. بچه بودم که دائم “جان مریم” را می خواندم. شادی لحظه های شادم رو ، درست وقت هایی که می خواستم رها باشم از همه چیز “جینگ و جینگ ساز می یاد” را می شنیدم و دلم شیراز می خواست. گلنساء و شالی اش، ایرانش و همه آنچه خوانده دوست دارم. صدایش برایم عین شادی است. حتی اگر غم خوانده باشد. سری قبل که بیمارستان بود، یکدفعه شایعه نبودنش را شنیدم. دلم گرفت. دلم خواست که کاش فرصت می بود که می نوشتم از تمام حس های خوبی که به من هدیه داده است. محمد نوری را دوست دارم. صدایش را دوست دارم. او دوباره بیمارستان بستری شده و آرزوی سلامتی اش را دارم.

زود و سلامت بلند شوی مرد.

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای، قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره

دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و،اونــــــــــور ابــــــــــــــرا بـــــذاره

تو دلت بوسـه می خواد من میدونم اما لبت
سر ِ هر جمـــــــله دلش،میخواد یه امــــــا بـــــذاره

من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم
اگه زندگی بـــــــــرام،چشم تماشــــــا بذاره

بی تو دنیا نمی ارزه،تو با من باش و بذار
همه ی دنیا من و،همیشــــــه تنهــــــــا بذاره

(شعر از زنده یاد حسین منزوی است )

بشنویدش و برای سلامتی اش دعا کنید.

بعد از تحریر: چند ساعت هم نگذشت از نوشتن این پست که ” آن مرد رفت … “


 
icon for podpress  آرزوها : Play Now | Play in Popup | Download

گیرم همه چیز آرومه، اما چیست که ذره ذره خورده می شود؟

اسراف

همسو ترین و پراختلاف ترین مجلس و دولت

مشکل مساجد ما کم بودنِ آنهاست؟

انتظار

پریشان گویی های غیر خواندنی . تنها برای ثبت در تاریخ