تلویزیون بی بی سی با قهرمان زنده می آید؟
در دنیای امروز ارتباطات حرف اول را می زند و ارتباطات آزاد اولین پیش فرض دموکراسی است. نکته ای که در این میان وجود دارد رقابت بی پایان رسانه ای در گردونه این ارتباطات است. رقابتی که لاجرم تمامی کسانی را که هنوز وارد دنیای آزاد ارتباطات نشده اند را به خود مشغول کرده و زمینه پیدایش حوزه های عمومی فارغ از قدرت ، ان هم از نوع دولتی را به ارمغان آورده است. تا مدتها دولتها با گرفتن سر رشته ارتباطات و رسانه ها سخت بر این گردش نظارت می کردند. کشورهای بلوک شرق هنوز هم ته مانده هایی از این نظارت قهرانه را با خود دارند. از جایی به بعد هیمنه و تهاجم اطلاعاتی فرصت را از دست مهارکنندگان قدرت های ارتباطی گرفت. به عنوان مثال در بسیاری از مواقع فیلتر کردن و تلاش برای عدم دستیابی مخاطبان تیری است که بر سنگ اصابت می کند و تنها روش های مقابله با صنعت قرهنگ حاصله، نه بستن و مهار، که رقابت پایاپای قلمداد شده است.
در شرایط فعلی نیز رسانه های فارسی زبان به نقطه آغازین یک رفابت رسیده اند. هرچند تا دیروز قدرت های برتری همیشه وجود داشته است که جلوی گسترش تبلیغات رسانه ای و محتوای پیام های غیر مرتبط با ان قدرت را گرفته بود، اما امروزه رسانه های مجازی و امواج ماهواره ای و رادیویی دیگر در را برای تمامی علاقمندان به شنیدن صداهای غیر باز کرده است. نتیجه سیاست های بسته دولت جمهوری اسلامی مبنی بر عدم پذیرش صدا و سیمای غیر دولتی روزی با تلویزیون های لوس انجلسی خودش را نشان داد که هر متاعی را به راحتی به نام صدای غیر به خورد مردم می دادند. به مرور زمان و با جایگزین شدن رسانه های مجازی از ابهت و توانایی این شبکه های تک نفره کاسته شد و ایشان را به مرز ورشکستگی کشاند. در این بازار رفابتی انهایی که حرفی و یا تحلیلی فراتر داشتند از این گردونه رقابت سر بلند کردند.
تلویزیون صدای آمریکا به واسطه اراده این صداهای غیر و در قالب های جدیدتری به نسبت قالبهای پیشین جای خود را باز کرد. آنقدر بود که رسانه دولتی صدا و سیما نیز در رقابت با این رسانه قرار گرفت و جابه جا خصوصا در زمانهای حساسی مثل انتخابات به آن اشاره و یا در مقام پاسخ بر می آمد. اما نکته مهم مغفول مانده در این سیاست ها این بود که برای ایرانیان قهرمانی قهرمان می ماند که در نزدیکترین بعد مکانی به او باشد و او را بهتر بفهمد. آرام آرام تحلیل گران رسانه ای از دید مردم تبدیل به تحلیل گران خودی و غیر خودی می شوند . ممکن است روزی کسی در ایران حضور داشت و بر خود محنت زندان را هم هموار کرد و در آن روزگار مردم از او قهرمان ساختند، خواه در مقام روشنفکر خواه در مقام فعال دانشجویی، اما به مرور بعد مکان در پذیرش تحلیل های همان قهرمانان دیروز تاثیرگذار بود. این بار هم از گردونه رقابت آن کس حدف می شد که دورتر بود و آنکه می ماند هنوز توانایی بسیج توده ای مردم را با هزینه های دولتی داشت. از دید مردم قهرمانی که از گود خارج شد، و درد مردم را با پوست و خونش حس نکرد، دیگر مرده است. این قاعده تاریح ما ایرانیان شده و دلیلی برای بی تاثیر بودن فتاوی ایشان از مرزهای خارج از ایران!
اکنون در میان این رسانه های تصویری اتفاق جدیدی در حال رخ دادن است. راه افتادن تلویزیون فارسی بی بی سی با توجه به رابطه پایدار ایران با انگلیس علیرغم بداخلاقی های همیشگی دولتهای دو طرف ، و با توجه به پیشینه رادیویی قوی ای که از حوزه های علمیه تا خانه های روستایی را زمانی تحت پوشش قرار می داد، یک اتفاق رسانه ای بزرگ است. اتفاقی که دوباره بسیاری از رسانه ها را در خط شروع یک رقابت قرار می دهد و بدون شک علاقمندان به اطلاعات می توانند از این فضا استفاده نمایند. رصد کردن شروع تلویزیون بی بی سی چند نکته جالب داشت. اینکه در ابتدای امر در این تلویزیون کسانی شروع به کار نمودند که به تازگی از ایران خارج شده اند. کسانی که خبرنگار و روزنامه نگار این دوران ایران بوده اند. از دیگر سو تاکید آن رسانه بر اینکه باید ایشان چون گذشته ارتباط خود را با ایران حفظ نمایند. یعنی باید در چارچوبی حرکت کنند که این امکان چون بسیاری جریده نویسان دیگر از ایشان سلب نشود. به گمانم این دو برگ برنده تلویزیون بی بی سی است. حال اگر این شرایط را با حضور کارکشته های این کار پیوند زنند، به گمانم باید منتظر اخبار خوبی از رقابتی جدید در عرصه رسانه باشیم.
شک نداریم به چالش کشیده شدن رسانه ملی و قرار گرفتن آن در رقابت با یک رسانه ای که مردم می توانند اعتماد بیشتری به آن بکنند، به سود صدا و سیمای ما نیز هست. و سیاست انگلیسی هم نباید از این رسانه یک صدای آمریکای جدید بسازد. سیاست انگلیسی در خون و رگهای بسیاری از نهادهای ما ریشه دارد. نباید شوخی اش گرفت!
فردا ۲۵ دی ماه آغاز به کار این رسانه است. لینکهای زیر شاید برای مرور بد نباشد.
درباره تلویزیون فارسی بی بی سی
روزنامه نگاران زنجیره ای در بی بی سی فارسی
طرح چند سوال درباره تلویزیون فارسی بی بی سی
تلویزیون فارسی بی بی سی از ۲۵ دی می آید
آعاز به کار تلویزیون فارسی بی بی سی




۲۴ دی ۸۷ @ ۸:۲۱ ب.ظ
“با تلویزیون های لوس انجلسی خودش را نشان داد که هر متاعی را به راحتی به نام صدای غیر به خورد مردم می دادند.”
تلویزیونهای لس آنجلسی،بیشترشون متاسفانه به سیاست و اوضاع کشور نمیپردازند و نمیدونم شما از کجا به این نتجه رسیدی که اینها هر چیزی رو به خورد مردم میدند؟چی به خورد مردم میدند؟
و همین صدا و سیمای جمهوری اسلامی که تو “رسانه ملی” مینامیش و این یعنی فحش به ایران و ایران و توهین به واژه “ملی” . هر چی هم بهت میگند باز تکرار میکنی. به هر حال همین صدا و سیمای حکومت، بیشتر برنامه هاش رو از روی دست همین شبکه تقلید کرده و ساخته و میسازه. مانند گفتگوهای کارشناسی در زمینه های مختلف. یا دعوت کردن از این خواننده و اون بازیگر . تفاوتش این هست که اونها بودجشون خیلی محدود و غیر دولتی هست ولی صدا و سیمای جمهوری اسلامی با اینکه دهها میلیارد تومن از پول مملکت رو چپاول میکنه چی تحویل میده؟ این البته فقط بودجه دولتی این تشکیلات هست،اگر رقم سرسام آوری که از تبلیغ عایدش میشه رو هم روش بگذاری که خیلی بیشتر میشه. چند دقیقه در روز تبلیغ میگذاره؟ هر ثانیه دهها هزار تومن میگیره. اگر این تبلیغ مثلن بین یک بازی فوتبال خاص باشه که برای هر تبلیغ چند ثانیه ای چندین میلیون تومن میچاپه. ولی خروجی این درآمدهای دولتی و غیر دولتی چی هست؟ چیزی بیش از همون برنامه های شبکه های لس آنجلسی هست ؟ تفاوتشون یه سریال و فیلم هست که بعضی از فیلمهایی که پخش میکنه رو هم البته از کانالهای ماهواره ای میدزدند. اول ضبط میکنند و بعد میاند و برای مخفی کردن آرم اون شبکه ای که اون فیلم رو ازش دزدیدند، بالا و پایینش رو یک نوار سیاه میندازند. به این ترتیب آرم اون شبکه مخفی میشه. من خودم خیلی کم ماهواره میبینم ولی بعضی وقتها شده که فیلمهایی که توی صدا سیما پخش شده و بالا و پاییننش باند سیاه نبود رو توی ماهواره بدون اون باند دیدم.
البته این دزدیها بعضی وقتها خیلی تابلو تر انجام میگیره. مانند مات کردن آرم برنامه های فوتبال و ورزشی. اون زمانی که تلویزون نگاه میکردم برنامه های علمی شبکه چهار رو که میدیدم خیلی تابلو معلوم بود که اونها رو دزدیدند. روش مخفی کردن آثار این دزدیهاشون متفاوت هست.
و سریالهای درپیتی ای هم که پخش میکنه ،هر ۵ قسمتش رو میشه توی یک قسمت،بدون اینکه خط سیر سریال لطمه ای بهش وارد بشه و خللی در روند فهم داستان بوجود بیاد خلاصه کرد. یعنی سریالهای متری تولید میکنند. و برای تولید سریالهای متری هم لازم هست که مثلن دیالوگهایی که در یک صحنه بین دو بازیگر رد و بدل میشه مثلن ۱۵ دقیقه طول بکشه!
فیلمهای تاریخی رو هم که بر مبنای مستندات تاریخی! میسازند هم خودش حکایتیست. توی همین محرم فیلمی یا سریالی داشت پخش میشد و من هم توی اتاق داشتم صداش رو میشنیدم، توی یه قسمتش طرف اومد و گفت :وای بر شما که روزی چند مرتبه در اذان به ولایت علی شهادت میدهید و روی پسرش شمشیر میکشید.(دقیقن یادم نیست، مخصوصن قسمت شمشیر کشیدنش رو،ولی مضمونش همین جنگیدن با امام حسین بود). من منظورم قسمت اول این حرف هست. اون موقع کجا توی اذان، این عبارتی گواهی دادن به ولایت علی،وجود داشته؟!!
“تلویزیون صدای آمریکا به واسطه اراده این صداهای غیر و در قالب های جدیدتری به نسبت قالبهای پیشین جای خود را باز کرد.”
من از بین تلویزیونها سیاسی خارج از کشور، این تلویزیون رو خیلی قبول دارم و هر از گاهی(شاید بعضی وقتها هفته ای یک بار) اون رو میبینم. البته این تلویزون برنامه هاش خوشبختانه متنوع هست و این هم یکی از نقطه های مثبت این تلویزون هست. عوامل ریز و درشتی هست که باعث محبوبیت یک تلویزیون میشه،حتی وضوح و کیفیت تصویرش. دلیل اینکه تلویزیون صدای آمریکا رو بیشتر از سایر شبکه های سیاسی قبول دارم ریز و درشت هست.از درشتهاش، یکیش همون تنوع هست. و یکیش هم این هست که سعی زیادی میکنه که بیطرفانه و مودبانه و به دور از جار و جنجال و فحش کاری به مسائل بپردازه. یعنی افراد آگاهی مثل گنجی یا سازگار نژاد یا نوری زاده و دیگران رو میاره و اونها هم مستدلانه و مودبانه ، همراه با مجری هایی که اونها هم همین خصوصیتها رو دارند. یکی دیگش هم وارد بحث کردن افراد آگاه هست. یعنی از افراد آگاه و باسواد دعوت به حضور در بحث میکنه.
“روزی کسی در ایران حضور داشت و بر خود محنت زندان را هم هموار کرد و در آن روزگار مردم از او قهرمان ساختند”
نکنه انتظار داشتی یکی مثل گنجی این حرفهایی رو که اونجا مینه توی ایران بیاد وبزنه. بیاد و بعدش هم تمام عمرش رو توی زندان سپری کنه. یا اگر رفت در خارج و نقش رسواسازنه و قابل تقدیری رو ایفا کرد،باید منتظر باشه که از طرف فردی چون شما غیر خودی خوانده بشه؟
مگه داخل کشور یا باید سکوت کنه و حرفی نزنه و یا بره زندان. پس الکی نسخه نپیچ. نسخه ای رو ارائه بده که خودش رو نقض نکنه.
“این بار هم از گردونه رقابت آن کس حدف می شد که دورتر بود….. دلیلی برای بی تاثیر بودن فتاوی ایشان از مرزهای خارج از ایران!”
این چه حرفی هست که زدی؟تا چی رو تاثیر داشتن ببینی. مگر انتظار قیام مسلحانه رو داری و در غیر اینصورت حرفهای اونها بی اثر هست؟ منظورت از تاثیر چی هست؟ صد در صد حرفهاشون تاثیر داره. و این تاثیر هم همان همون رسوا سازی ذات ج.ا. و عملکردهاش و هرچه که این حکومت از رسیدن اون به گوش مردم در هراس هست. پس این حرفت از بیخ بی اساس هست.
“سیاست انگلیسی هم نباید از این رسانه یک صدای آمریکای جدید بسازد.”
میتونی بگی دلیل دشمنیت با صدای آمریکا چی هست؟ افتخار عمرش خواهد بود اگر بتواند یک تلویزیونی همچون صدای آمریکا بسازد.
مطمئن باش که تلویزون بی بی سی هم نقشی که ایفا میکنه، همون کاریست که صدای آمریکا میکنه ،گرچه که فرم پرداختن به مسائل توی این تلویزیون هموطور که رادیوش ملایمتر از صدای آمریکا به مسایل میپردازه، ملایمتر هست. ولی همون نقش آگاهی رسانی و رسوا سازی و پرداختن به مسایلی که جمهوری اسلامی از اونها واهمه داره ، در این شبکه هم وجود داره و این یعنی ضربه هر چه بیشتر به ج.ا و ناامنی هر چه بیشتر برای ج.ا.
چون این رسانه ها واقعن فضا رو برای جمهوری اسلامی و رژیمهایی اینچنینی خوشبختانه نا امن کرده اند و هر چه بیشتر بشند،این رژیم احساس نا امنی بیشتری میکنه. چون هر کاری که بکنه ،سریع رسوا میشه . و در خودش و مقاماتش در نزد مردم ،هر چه بیشتر خوار و خفیف میشند. و این هم یکی از تاثیرات مثبت این رسانه هاست.
این جمله جمشید چالنگی رو که آخر برنامه تفسیر خبرش میگه رو خیلی دوست دارم ولی کامل متاسفانه حفظش نیستم.اگر کسی اون رو حفظ هست اینجا بنویسدش.
“با آرزوی برآمدن آفتاب از فراز البرز ،زاگرس، دنا ، سهند و سبلان….”
۲۴ دی ۸۷ @ ۱۰:۰۰ ب.ظ
۲۴ دی ۸۷ @ ۱۱:۲۵ ب.ظ
این که گفتم یک باند سیاه میندازند،منظورم این نبود که همه فیلمهایی که این باند بالا و پایینشون هست،دزدی هستند.
اون کانالهای ماهواره ای باید با قرار دادن آرم شبکشون به جای بالا یا پایین صفحه،در وسط حاشیه سمت راست یا چپ تصویر(بطور عمودی،تا زیاد وارد وسط صفحه هم نشه)، راه دزدی رو بر این دزدان قهار ببندند.
یکی دیگه از دزدیهای صدا و سیما که یادم رفت بگم،بعضی از کارتونها هست که از شبکه های کارتونی مانند کانال بومرنگ میدزدند و روی آرمش رو با یک عکس میپوشونند.
صدا وسیما برنامه هاش تا چند سال پیش که زیاد به عقلش نرسیده بود که از دیگران تقلید کنه،فقط حدود نصف روز رو شامل میشد.مثل شبکه چهار، بقیه شبکه ها همینطور بودند.
بعد اومد و شروع کرد برای پر کردن وقتهای خالی، به برنامه های روزانه ساختن،مانند برنامه تهوع آور صبح بخیر ایران. که دست اندر کاران و مجریانش از وابسته ترین و سرسپرده ترین افراد صدا و سیما هستند.یا برنامه خانواده یا تصویر زندگی یا برنامه هایی از این دست که روزانه پخش میشند.
یه قسمت دیگش رو هم با تکرار برنامه های روز گذشته پر کرد.
تفاوت اجرای مجریان صدا و سیما با مجریان شبکه های لوس آنجلسی این هست که اینها تمام حرفهاشون مزورانه و تصنعی هست،در صورتیکه اونها اینجوری نیستند.بنابراین حالات اینها بر ببیننده تاثیری نمیگذاره در صورتی که اونها برعکس،بیننده با روحی و جسمی اون مجری همراهی میکنه.
تفاوت دیگه ای که دارند،این هست که برنامه های اینها افسردگی آور هست، اونها اینجوری نیست.
دکوراسیون اینها مجلل تر و پرخرج تر هست،چون درآمد بیشتر دارند،ولی دکوراسیون اونها نه چندان.
البته با بودجه ای که اینها دارند،باید هر ماه این دکوراسیون رو عوض کنندکه سالی دوبار هم عوض نمیکنند.
برنامه هاشون شبیه اونها،بیشترش داخل استودیویی هست.یعنی داخل استودیو بیشترش تولید میشه.برنامه ای که زحمت خاصی براش بکشند و وقت زیادی براش صرف کنند و هزینه زیادی براش صرف کنند و مطالعه و تحقیق علمی زیادی براش به کار ببرند،خیلی کم بین برنامه هاشون وجود داره.فقط چهار تا مبل و میز میگذارند و یه نفر رو هم دعوت میکنند و شروع میکنند به حرافی.
برنامه های خارج از استودیوییشون تقریبن فقط شامل همون سریالهای متری که تولید میکنند میشه.
یه کم به خودش زحمت تغییر در برنامه هاش رو نمیده. اون آرم(اسم تخصصیش رو نمیدونم چی هست)اول اخبار علمی فرهنگی هنری!! رو چندین سال هست که همین هست. دیگه بسکه گذاشتنشریا،رنگش پریده. حالا نمیدونم عوضش کردند یا نه. واقعن اگر عوضش کرده باشند،بعد ار اینهمه مدت،چه کار شاقی رو انجام دادند.
من توی مسایل خیلی دقیق میشم،یکی از تهوع آور ترین کارهای این صدا و سیما توی همین اخباری که باید کاملن از سیاست دور باشه(اخبار علمی)، این هست که اون زمانی که من میدیدم اینجور بود که میومد و اون اخبار اکتشاف و اختراعی که تسط دانشمندان آمریکایی انجام شده بود،در مورد بیشترشون به نام کشور مربوطه که آمریکا میبود،اشاره ای نمیکرد. مثلن نمیگفت دانشمندان آمریکایی. میگفت محققان…. البته استثنا هم پیدا میشد که بگه.
دلیل این کارش این بود که چون بیشتر اخبار اکتشاف و اختراعی که پخش میشد،مربوط به آمریکا و محققان آمریکایی میشد،اگر این میومد و هر روز چند مرتبه این حجم عظیم خدماتی رو که آمریکایی و آمریکا به بشریت میکنه رو صراحتن نام میبرد،یعنی چند بار در یک بخش خبری میگفت یا بگه،محققان یا دانشمندان آمریکایی فلان کار رو کردند و باز بیاد بگه فلان چیز رو اختراع کردند و باز هم بگه فلان کشف پزشکی رو انجام دادند ،این در نظر بیننده عامی ممکن بود که تبلیغی برای آمریکا بشه و این چیزی است که اینها نمیخواند. یعنی هیچگونه تبلیغی رو نمیخواند به نفع آمریکا خواسته یا ناخواسته موجب بشند.
چون اونجوری عظمت و قدرت و بشر دوستی و خدمات آمریکا و نقش بزرگ و سهم بزرگ آمریکا در تولید دانش بیشتر نشون داده میشد و این خوشایند این سیاه فکران نبود و نیست. بنابراین میاند و بیشتر این اخبار رو به گفتن محققان این کار رو کردند بسنده میکنند. یعنی نمیگند محققان آمریکایی این کار رو کردند.
این که گفتم در نزد “بیننده عامی”،دلیلش این بود که یک فردی که اندکی آگاهی داشته باشه،به نقش بزرگ علمی آمریکا در جهان واقف هست.
به هر حال این عدم تغییر طولانی مدت در برنامه های مختلفشون دیده میشه،نه فقط همین بخش خبری خاص. و این نشون میده که اینها چطور به خودشون ذره ای زحمت نمیدند و وقت نمیگذارند که با اینکه اینهمه تکنولوژی برای این کارها اومده،تغییراتی در این زمینه ها که نه وقت و نه هزینه زیاد و نه زحمت زیادی میخواد،ایجاد بکنند.
میبینیم که زحمتی و وقتی و هزینه ای که برای برنامه هاش صرف میشه،چندان تفاوتی با اون برنامه کانال لس آنجلسی که از اینهمه نیروی انسانی و بودجه و تجهیزات فنی و استادیو و فلان و چنان برخوردار نیست،نمیکنه.
۲۴ دی ۸۷ @ ۱۱:۴۱ ب.ظ
این یک رقابت منصفانه نبوده نیست و نخواهد بود. وقتی امکان فعالیت آزادانه ی شبکه هایی که در رده ی غیر خودی آنها را تقسیم بندی کرده اند در ایران فراهم نباشد و خبرنگاران این رسانه ها نتوانند به شکلی آزاد به تهیه ی خبر و گزارش در ایران بپردازند، توقع انعکاس دردها و مشکلات مردم توقع به جایی نیست. اولین شرط رقابت فراهم بودن یک سری شرایط حداقلی برای فعالیت است. چیزی که از جنبه های مختلف از ان جلوگیری می شود. ممنوعیت قانونی استفاده از آنتن ماهواره و پوشش ناقص این شبکه ها، ممنوعیت قانونی تاسیس شبکه های خصوصی را نیز می توان به عنوان موانع قانونی فراهم نبودن این رقابت دانست.
۲۵ دی ۸۷ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
[...] تلویزیون بی بی سی با قهرمان زنده می آید؟ [...]
۲۵ دی ۸۷ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
حمید جان بی خیال بابا . اینقدر حرص نخور بخاطر این مزخرفات . ما که هر وقت بخواییم یه کمی فحش بدیم و خالی بشیم و یا وقتی بخواییم یه کم بخندیم میزنیم کانالهای صدا و سیمای ج. ا. رو نگاه کنیم .
مثلا یکی از همین برنامه ها که من یه بار نشسته بودم میدیدم (بطور اتفاقی به تورم خورد) . یه حاج آقایی نشسته بود و ملت از سراسر ایران زنگ میزدن و مشکلات مضحکشون درباره ازدواج و خواستگاری رو از ایشون میپرسیدن . همچین که داشتم گوش میدادم و به سوالهای ملت در عین حرص خوردن میخنددیم یه بانوی عفیفه ای زنگ زدن خدمت حاج آقا و گفتن که “حاج آقا بخت من رو بستن چجوری باید بازش کنم ” . من دیگه ترکیدم پای تلویزیون . فکر کردم الانه که حاج آقا میشینه کلی نصیحتش میکنه که دخترم بخت بست یه خرافات است و کفر است و …
یهو دیدم حاج آقا قیافه جدی به خودش گرفت و شروع کرد به سخنرانی درباره روشهای مختلف بخت بستن و گنها کسانی که بخت کسی رو میبندن . این هی می گفت من هم دهنم به پهنای صورتم باز مونده بود که این داره تو تلویزیون سراسری چی به خورد ملت میده . خلاصه رسید به جایی که داشت طرفندهای مختلف ضد بخت بستن رو تشریح میکردن : “آیه ۱۲-۱۵ سوره … ، آیه ۴۵-۵۰ سوره … ، دعای فلان از کتاب فلان ابن فلان ابن ، در یک لیوان آب فوت میکنید و میریزید … ” .
همینجوری که دهنم باز مونده بود از افاضات حاج آقا دیگه مجبور شدم فحشش بدم . باور کنید مجبورم کرد از بس که مزخرف گفت وگرنه من اصلا دوست ندارم بی خودی به کسی فحش بدم ، خودش مجبورم کرد که فحشش بدم . (فکر میکنم که حقش بود ) .
اینو که دیدم گفتم صد رحمت به تلویزیون های آشغال لس آنجلسی ، اقلا آدم از اول تکلیفش با اونها معلومه که ۴ تا مشنگ نشستن تو این تی وی و انتظار خاصی هم ازشون نیست .
البته من در اینجا پرانتز باز کنم که حساب تلویزیون صدای آمریکا یا VOA از همه انها جداست و واقعا تلویزیون حرفه ای هست . مخصوصا برنامه میزگردی با شما (البته بعضی موقعها - کم - حرفهاشون بو دار میشه ولی خب در کل خیلی خوبه . )
۲۵ دی ۸۷ @ ۹:۱۳ ق.ظ
این یک قسمت کوچک از ذات کثیف صدا و سیما و عواملش بود که گفتم. اگر بخوام در مورد هر برنامه ای توضیح بدم،باید اون برنامه رو ضبط کنم و بگذارم جلوم و جنایتهای فکریشون رو کامل توضیح بدم. چون دو نوع جنایت داریم. اِعمال جنایت بر جسم و اِعمال جنایت بر فکر.و در نتیجه اینها،جنایتکار فکری داریم و جنایتکار جسمی.گستره جنایت فکری خیلی گسترده هست و گستره افرادی که این جنایت بر اونها اِعمال میشه هم همچنین.
بارزترین نمونه جنایتکار فکری،صدا و سیمای ج.ا. هست.
نوچه هایی(صدا و سیمای استانی)هم که بوجود آورده که از خودش خیلی وضعشون افتضاح تر هست.
یعنی همون کارهایی رو که اربابشون در جهت نوکری و خدمتگزاری به ج.ا. انجام میده،اینها خیلی غلیظتر و نخ نما شده تر و کلیشه ای تر و غیر حرفه ای تر و تابلو تر این وظیفشون رو ادا میکنند.
مثلن در مورد مناسبتها اینها خیلی با آب و تاب و بیشتری به اون میپردازند. و مدت زمانی رو هم که به پرداختن به اونها اختصاص میدند بیشتر هست. یعنی اگر شبکه های سراسری، از این ساعت شروع به رنگ عوض کردن برای یک مناسبت میکنند،و در فلان ساعت به رنگ اولیشون بر میگردند،اینها،چندین ساعت زودتر رنگ عوض میکنند و چندین ساعت دیرتر هم به رنگ اولشون برمیگردند(شبکه استانی پایتخت،البته متفاوت هست با شبکه های دیگر استانها)
یا مثلن اگر شبکه سراسری همونطور که توی این چندین سال اختراع کردند،در اول اخبار صلوات بر پیامبر صلح و رحمت و خاندانش میفرسته، شبکه استانی فارس میاد و تقریبن در بیشتر برنامه هاش این کار رو میکنه.
این موارد زیاد هست.
یعنی رسمن حالت تهوع واقعی به آدم دست میده.
در مورد این صلواتی که اول اخبار میفرستند هم این توضیح رو بدمکه دلیل اینکار این هست که اینها در هر برنامه ای که پخش میکنند باید درس معارف و تبلیغات مذهبی در اون برنامه وجود داشته باشه. حالا روشهاش و نوع ارائه این تبلیغ فرق میکنه.در اخبار،غیر از مناسبتهای مذهبی که مثلن به سوگواری عاشورا توی اخبار اشاره میکنه، خبری از تبلیغات مذهبی نیست و حرفی از دین و مذهب داخلش زده نمیشه و بینش هم نمیتونه بیاد و مثلن قال الصادق و باقر بگه یا یه آخوند رو بیاره حرف بزنه.(تبلیغات مذهبی،فقط به این کارها نیست،روشهای مختلفی داره). پس به این روش متوسل شدند تا این نوع برنامه هم از این تبلیغات خالی نباشه.
و در مورد تاریخچه “پیامبر صلح و رحمت” هم باید بگم که این “صلح و رحمت” که معمولن برای عیسی مسیح به کار میره و میرفت،بعد از اینکه پاپ اومد و اسلام رو دین شمشیر و جنگ نامید،اینها اومدند و این لقب رو که درست خلاف حرف پاپ بود رو گذاشتند جلوی نام پیامبر اسلام،و از اون به بعد بود که این لقب مرتب،بعد از کلمه پیامبر،آورده شد.این تغییر رو خودم کامل حس کردم. ولی حالا یه مقدار از شدت کاربردش گویا کاسته شده.
این هم حکایت همون انرژی هسته ای و هولوکاست هست. اگر کسی دقت کرده باشه،همینکه این مساله هسته ای اوج گرفت، صدا و سیمای همیشه حاضر به خدمت،علاوه بر برنامه هایی که مستقیم در دفاع از این “انرژی صلح آمیز هسته ای” میساخت و پخش میکرد،شروع کرده به آوردن انواع خبرها از فلان کشور که بله فلان کشور میخواد فلان نیروگاه هسته ای بسازه،یا آمریکا اینقدر برقش هسته ای هست،یا فلان کشور گفته که انرژی هسته ای چقدر خوب هست. خلاصه یهو قسمتی از اخبار اختصاص پیدا کرد به اخباری در زمینه انرژی هستی و نیروگاههای هسته ای دیگر کشورها.
یا در زمیه هولوکاست که تا قبلش خودشون برنامه ای پخش میکردند که در مورد همین موضوع بود یا داخلش به کشته شدن میلیونها شهودی در اون اشاره شده بود،یهو تبدلی شد به برنامه هایی که هلوکاست رو میخواستند زیر سوال ببرند.البته نه مستندانه. یکی از برنامه هاش از کانال ۴ پخش میشد.
من افتخار میکنم که از این صدا و سیما متنفرم و دلیلش هم این هست که به ذات کثیف اون آگاهم و این تنفرم، تنفری کور نیست،تنفری آگاهانه و مستدلانه هست و برام مقدس هست.
به هر حال کسی که ارادتمند این سازمان باشه و اون رو از روی اردات و قبول داشتن و تایید،و نه از روی بی فکری و بدون تفکر و بدون اینکه بفهمه چی داره میگه، “رسانه ملی” بنامه هم در جنایتهای فکری ای که اینها انجام دادند و میدند اون هم شریک هست.
این رو هم بگم که صدای آمریکا توی لس آنجلس نیست. پس تلویزیون لس آنجلسی نیست.
—–
حجت جان
“دعای فلان از کتاب فلان ابن فلان ابن ، در یک لیوان آب فوت میکنید و میریزید ”
بعد میاند درختهای بدبخت چند صد ساله رو به اصطلاح برای مبارزه با “خرافه پرستی”، نابود میکنند. اینهایی که خودشون “خرافه های متحرک” هستند.
کتابهای مختلفی هم که داخلشون همین حرفها نوشته شده هم چاپ میشند.
۲۵ دی ۸۷ @ ۱۲:۲۱ ب.ظ
من از برنامه های تلویزیون فقط “خاله شادونه” ساعت ۹ صبح از کانال دو رو نگاه میکنم . خیلی با حاله این دختره ، فوق العادست .
یکیشم برنامه های زمان بچگی ما بود که آدم به خدا افسردگی میگرفت نگاشون کنه . یه خانومه مثل ماست میومد مینشت روی صندلی و همچین برای بچه های ۵ ساله سخنرانی میکرد مثل اینکه در یک محفل دانشگاهی برای اساتید سخنرانی میکنه.
اینم تکه کلام “خاله شادونه” وقتی میخواد اعلام برنامه کنه با چوب جادوگریش : “جی جی جی جینگ ”
۲۶ دی ۸۷ @ ۹:۳۵ ق.ظ
با سلام دیروز اسرائبل امروز انگلیس. فردا خانم تو حید لو می خواهد سنگ چه کسی را به سینه بزند . انطور از رایو وتلویزبون بی بی سی تمجید می کند انگار رئیس شبکه است یا دایه مهربانتر از مادر. همه می دانند که اهداف روباه پیراز راه اندازی این شبکه ها جز براندازی جمهوری اسلامی چیز دیگری نیست. هنوز تعریفهایی که سایت وزارت خارجه اسرائیل. از نوشتهای شما خانم تو حید لو کرد ه وان هم درست در بحران جنگ غزه نمی گذرد به خدا شرم هم چیز خوبی است. این همه علاقه به دشمنان ابران و اسلام. نمی دونم چی بگم. وقتی مونشه امیر یا همان منو چهر ساچمه چی. به عنوان ریئس سایت وزارت خارجه صهیونیستی از شما ونوشتهاتون تمجید می کنه شما باید از بی بی سی حمایت کنبد شما اونو رادیو تلویزیون ازاد ننماید چه کسی ان را تبلیغ کند شما باید ستون پنجم انها باشید والبته هستید.(ی بی سی با توجه به رابطه پایدار ایران با انگلیس علیرغم بداخلاقی های همیشگی دولتهای دو طرف ، و با توجه به پیشینه رادیویی قوی ای که از حوزه های علمیه تا خانه های روستایی را زمانی تحت پوشش قرار می داد، یک اتفاق رسانه ای بزرگ است.) خدا شما را شفا بده و به راه راست هدایت کنهhttp://blot.persianblog.ir
۲۶ دی ۸۷ @ ۱۰:۰۴ ق.ظ
سلام
ما داریم یه وبلاگ درست می کنیم که نویسنده هاش وبلاگ نویسهای معروف اند
از شما هم دعوت میشه که به گروه ما بپیوندین.
منتظر جوابیم
۲۶ دی ۸۷ @ ۱۱:۰۷ ق.ظ
[...] تلویزیون بی بی سی… در شرایط فعلی نیز رسانه های فارسی زبان به نقطه آغازین یک رفابت رسیده اند. هرچند تا دیروز قدرت های برتری همیشه وجود داشته است که جلوی گسترش تبلیغات رسانه ای و محتوای پیام های غیر مرتبط با ان قدرت را گرفته بود، اما امروزه رسانه های مجازی و امواج ماهواره ای و رادیویی دیگر در را برای تمامی علاقمندان به شنیدن صداهای غیر باز کرده است. نتیجه سیاست های بسته دولت جمهوری اسلامی مبنی بر عدم پذیرش صدا و سیمای غیر دولتی روزی با تلویزیون های لوس انجلسی خودش را نشان داد که هر متاعی را به راحتی به نام صدای غیر به خورد مردم می دادند. به مرور زمان و با جایگزین شدن رسانه های مجازی از ابهت و توانایی این شبکه های تک نفره کاسته شد و ایشان را به مرز ورشکستگی کشاند. در این بازار رفابتی انهایی که حرفی و یا تحلیلی فراتر داشتند از این گردونه رقابت سر بلند کردند. [...]
۲۶ دی ۸۷ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ
[...] Posted an item Naser Farzinfar: تلویزیون بی بی سی با قهرمان زنده می آید؟ (via Googl… [...]
۲۷ دی ۸۷ @ ۱۲:۳۵ ق.ظ
سلام. مدتها بود دلم برای اینجا تنگ شده بود. راستی فکر میکنم همین روزها(که احتمالا گذشته) تولدتون بود: پس مبارکه:). چند روز پیش یه بلوتوث جالب از مراسم پویش برای… دستم رسید توی اون دیدمتون خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم… ایام به کام.
۲۷ دی ۸۷ @ ۱۲:۵۱ ق.ظ
سلام.ممنون مطلب خوبی بود راجع به بی بی سیوبه امید راه اندازی شبکه های خصوصی در داخل ایران.
۲۷ دی ۸۷ @ ۷:۲۱ ق.ظ
سلام:
اره من باخانم توحیدلوکاملاموافقم ( به کوری چشم بعضی ها…که
فقط تواین دنیاتانوک اونجاشون رابیشترنمی توانند ببینند!!!!)
من ازتلویزیون بی بی سی خیلی خوشم اومدهاست به خودشونم پیام
دادم ویاداورشدم یه سروگردن ازصداامریکاجلوتره اصلا بنظرمن
امریکایی ها باید بیایندجلوبی بی سی مشق سیاست کنند. کار انگلیسی هااسثتعماره خرفی درش نیست اماچون خوشگل وحرقه ای این
کارمیکنه من ازش خوشم میادیعنی اینکه باهاشم.من خواهان انقلاب
نارنجی ام باطمع وبوی انگلیسی!هرکی هم که خوشش نمیادبره گم شه
۲۷ دی ۸۷ @ ۱۱:۲۵ ق.ظ
راه اندازی تلویزیون بی بی سی اصلا خبر خوبی نیست . بازم به کلوپ یانکیها ,سگ یانکی به روس و انگلیس شرف داره.
دفعه ی قبل که از جهت اسلام خواهی برامون سخنرانیهای حضرت امام را پخش کردند ,انقلاب شد معلوم نیست اینبار چه بلایی سرمون بیارن
۲۸ دی ۸۷ @ ۱:۱۵ ق.ظ
[...] این گزارش از مطالب وبلاگ هایی چون بر ساحل سلامت، وب نامریی، تورجان و چند وبلاگ دیگر استفاده شده و [...]
۲۸ دی ۸۷ @ ۹:۳۳ ق.ظ
خیلی جالبه !! این آقا حمید ۳ ماه پیش هم که من اومدم تو وبلاگتون ( برای اراجیفتون درباره دفاع مقدس ) همین قدر پر انرژی بود ؟؟! اخوی تو کار و زندگی نداری !!؟؟
انگلستان در ذهن ایرانیان جایگاهی جز یک دولت استعمارگر نداره … والسلام
اما از این جهت که فضا برای رسانه ملی رقابتی میشه با شما موافقم .
۲۹ دی ۸۷ @ ۵:۲۶ ق.ظ
درود
یکی دو روزی از شروع به کار شبکه تلویزیونی بی سی پارسی می گذرد.خوب یا بد بودن این خبر شاید بحثی نباشد که در وبلاگ ما به آن بپردازیم اما چیزی که باعث شده ما به آن بپردازیم
ادامه مطلب در هفته نامه پیام بهبهان
خوشحال می شویم در بحث مان شرکت نمایید و نظرتان را برایمان بنویسید.
بدرود
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۷:۳۳ ق.ظ
[...] فارسی زبان بی بی سی داشته باشیم . در ابتدا به سراغ وبلاگ «بر ساحل سلامت» نوشتههای سمیه توحیدلو میرویم. او میگوید: «در [...]
۱۴ آذر ۸۸ @ ۵:۴۹ ق.ظ
سلام من دانشجو رشته الکترونیک هستم که برای ادامه تحصیل به پول احتیاج دارم شما می تانید کمکم کنید یا به دوستانتون بگین که کمکم کنن یا راهی دیگر این شماره بانک ملی سیباست ۰۳۰۳۰۱۶۰۷۶۹۰۰۶ و منتظر خبر از طرف شما به ایمیلم هستم arsham_abazarpoor.yahoo.com