صدای شهرستانی ها به گوش نمی رسد
بعد از واقعه هیجدهم تیرماه در تبریز مراسمی گرفتند و در آنجا دانشجویان بازهم مورد هتاکی و ضرب و شتم قرار گرفتند. بازهم تیری شلیک شد و مجروحیتی رخ داد. حادثه به شدت دردناک بود و وخیم. اما تحت برد خبری هیجده تیر ناشنیده و ناگفته برجای ماند. شاید اگر یکی از دانشگاه های تهران بود، اخبار به گونه ای دیگر منعکس می شد و عکس العمل ها هم طوری دیگر بود.
یکی یکی دفاتر انجمن های اسلامی دانشگاه ها بسته می شود. یکی یکی دانشجویان از تحصیل معلق می شوند. اما در هیچ دانشگاهی خارج از تهران به اندازه پلی تکنیک و علامه صدایی شنیده نمی شود. همدان، کرمانشاه، زنجان ، تبریز، مازنداران و … برخوردها و صحنه هایی دارد از خشونت های آشکار مسئولین با دانشجویان، اما نادیده و ناشنیده می ماند. تنها خبری و دیگر هیچ.
اگر در یکی از دانشگاه های تهران دسته دسته دانشجویان بازداشت می شدند و مدتها تحصن بود، اگر یکی از دانشگاه های تهران بود که دفتر انجمنش بخاطر پرسش و پاسخ انتقادی با رییس مجلس لغو می شد، اگر یکی از دانشگاه های تهران بود که بیانیه اعتراض به رد صلاحیت های یک انتخابات صنفی باعث غیر قانونی خواندن تشکلش می شد، حتما تا امروز وبلاگ ها و روزنامه های زیادی درباره آن می نوشتند. فکر می کنم در این وبلاگ هم خیلی پیشتراز این باید چیزهایی می نوشتم. اما این روزها دانشگاه شیراز و علوم پزشکی شیراز درگیر در تحصن و بازداشت و تعلیق است. نه در اخبار رسانه ای خبری شنیده می شود، نه وبلاگ ها می نویسند، دانشگاه ها هم که به یقین درگیر امتحاناتند و امکان تکان خوردن ندارند.
این روزها دانشگاه را خواب می خواهند و مرده و فراموش کرده اند این دانشگاه خواب و مرده تمام شور و هیجان اداره یک مملکت را می گیرد و مستقیما تاثیرش بر کسانی است که دانشگاه را امنیتی می خواهند و بزرگترین اهرم خود را کمیته های انضباطی، حراست و یا زندان شناخته اند.
باید یاد کرد از کسانی که هنوز در همین سکوت نشسته اند و حرف خود را می زنند و خواستار گرفتن حق قانونی خود هستند. مرحیا به کسانی که از هویت خود در مقابل هویت های جعلی و دولت ساخته مخافظت می کنند.
امید که مسئولین امر و روسای وزارتخانه ای هم اهمیت پویایی دانشگاه را دریابند.




۲۷ دی ۸۷ @ ۴:۲۷ ق.ظ
شما دقیقا به دنبال چی هستید بگید شاید بتونم کمک کنم، این نوشته هایی که شما مینویسید یعنی براندازی نرم و این همون مسئله ای که آمریکا به دنبالش نکنه به شما هم بودجه ای بابت این مسئله دادن.
شایدم میخواید ادای این زندانی های سیاسی رو در بیارید که یک بام و دو هوا هستن، گرچه من به این نوشته ها اهمیتی نمیدم چون باری نداره ولی دلم برای شخص شما میسوزه، انرژی شما داره صرف منافع منافقانه آمریکا میسوزه!
واقعا متاسفم همین!
۲۷ دی ۸۷ @ ۸:۱۸ ق.ظ
وقتی سردستشون میاد و اینچنین میگه،دیگه از نوچه هاش نباید انتظاری بیش از این داشت. راستی صدا و سیما اگر سالهای پیش از ۳-۴ روز قبل به پیشواز سالگرد “انقلاب شکوهمند اسلامی” میرفت، امسال از ۲۰ روز قبل بطور مشخص، به پیشوازش رفته و داره در موردش برنامه پخش میکنه.
“اگر دانشگاه ما یک دانشگاه صحیحی بود جوانهای ما را در که در دانشگاه میخواهند حرف حقی بزنند خفه نمیکردند.دانشگاهی که بر آن حکومت کنند دانشگاه نمیشود.محیط علم باید آزاد باشد”.(نجف،۶ مهر ۵۶)
“دانشگاه که مرکز علم و سازنده آن است،تعطیل است نمیگذارند کارش را بکند.می ریزند توی آن،زن و مردش را میزنند زخمی میکنند یا میگیرند و میبرند در حبسها. دانشجو را کتک میزنندو میکشند.”(نوفل لوشاتو،۲۰ مهر ۵۷)
“اساتید دانشگاهها نمیتوانند آنطور که میخواهند به کار خودشان ادامه بدهند. دولت برای تحمیل قدرت خودش تشبث میکند به یک عده چماق به دست. هر گونه آزادی را از دانشجویان گرفته اند.”(نوفل لوشاتو،۲ آبان ۵۷)
“مدارس ما غالبا نیمه تعطیل هستند یا تعطیل. وقتی هم که اشتغال داشته باشند دستور این است که آزادی کلام و آزادی اظهار عقیده در آنها وجود نداشته باشد و رجال روشنفکر در آنها فعالیتی نکنند”(در مصاحبه با تلویزیون فرانسه،پاریس،۶ آبان۵۷)
و چندی بعد…..
“ریشه تمام مصیبنهایی که تا کنون برای بشر پیش آمده از دانشگاهها بوده است. از این تخصصهای دانشگاهی بوده است. تمام فسادهایی که در ملتها پیدا شده از حوزه های علمیه ای بوده است که تز نظر شرعی متعهد نبوده اند. همه مصیبتهایی که در دنیا پیدا شده از متفکرین و متخصصین دانشگاهها بوده است.(هان؟؟!!).کشور ما را همین دانشگاهها به دامن ابرقدرتها کشاندند. حالا شما مینشینید و مینویسید که چرا دانشگاه تعطیل است؟اگر به اسلام علاقه دارید بدانید که خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه ای بالاتر است(!!!)”(در دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت،۲۷آذز ۵۹).
“ما هر چه میکشیم از این طبقه ای است که ادعا میکنند دانشگاه رفته ایم و روشنفکریم و حقوقدانیم.هرچه میکشیم از اینهاست” (قم،اول مرداد ۵۸)
“منافقین هی میگویند مغزها دارند فرار میکنند. به جهنم که فرار میکنند (!!!) این دانشگاه رفته ها، اینها که همه اش دم از علم و تمدن غرب میزنند بگذارید بروند.ما این علم و دانش غرب را نمیخواهیم.اگر شما هم میدانید که اینجا جایتان نیست،فرار کنید راهتان باز است.”(جماران،۸ آبان ۵۸)
“ما دانشگاهی را که شعارش این باشد که میخواهیم ایران متمدن و آباد داشته باشیم و رو به تمدن بزرگ برویم،نمیخواهیم”(در دیدار با نمایندگان مجلس،جماران،۶ خرداد ۶۰)
“امیدوارم احساس کرده باشید که همه دردهای ایران از دانشگاهها شروع شده است” (در دیدار با وزارت فرهنگ و آموزش عالی،۲۷ فروردین ۶۴)
البته ماهیت واقعی این فرد و نوچه هایش،با همین جمله ها لو نمیره،بلکه در عمل،شاهد هستیم که آنچه را که این فرد،پیش از به قدرت رسیدن به رژیم شاه نسبت میداد،خیلی آشکارا خودشون بهش کاملتر و وسیع تر عمل کردند.
۲۷ دی ۸۷ @ ۱۱:۱۱ ق.ظ
سلام..واقعا حادثه تیرماه تبریز همانی بود که شما نوشتید؟ چرا از اوباشی که رسما دو روز اطراف دانشگاه تبریز را در چنبره گرفته بودند و همه نهادهای دولتی و پمپ بنزین آبرسان به آتش کشیدند چیزی ننوشتید؟؟ چرا از گروهای ضدانقلاب و کرد که بلافاصله به صورت مسلح خود را میان دانشجویان رسانده بودند و ناجوانمردانه طلبه بسیجی که عازم حوزه علمیه تبریز بود را به شهادت رسانده بودند چیزی ننوشتید ؟(حوزه علمیه تبریز در فاصله ۵۰۰ متری دانشگاه قرار دارد و برای رفتن به مدرسه ولیعصر باید از جلوی دانشگاه عبور کرد)فقط عده ای دانشجوی مظلوم که اعتراض آرامی داشتند ظالمانه مورد هجوم قرار گرفتند!!! ؟؟ همین ؟ این را بخوانید بد نیست : http://ahestan.wordpress.com/2008/07/11/20-tir-tabriz-university/
جناب نجمی من درباره واقعه تبریز مگه چیزی نوشتم. یه کمی سعه صدر خوبه. شما چرا اینقدر عصبانی هستید. از نوشته هاتون عصبانیت می ریزه. ماجرای ۱۸ تیر خوب یادمه. با وضوح کامل و برام روشنه کی کجا بود. ماجرای تبریز هم یه مشت دانشجو مظلوم موندند. چون عده ای باز هم خواستند زیاده روی کنند. اما اینکه همیشه همه جا سو استفاده کنندگان وجود دارند حق با شماست !
۲۸ دی ۸۷ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ
[...] صدای شهرستانی ها به گوش نمی رسد در هیچ دانشگاهی خارج از تهران به اندازه پلی تکنیک و علامه صدایی شنیده نمی شود. همدان، کرمانشاه، زنجان ، تبریز، مازنداران و … برخوردها و صحنه هایی دارد از خشونت های آشکار مسئولین با دانشجویان، اما نادیده و ناشنیده می ماند. تنها خبری و دیگر هیچ. (tags: persian) [...]