اندیشه دهه شصتی با ورژن دهه هشتادی
میرحسین موسوی بعد از بیست سال تصمیم به حضور فعال در عرصه سیاست گرفته و بوم نقاشی و نمایشگاه و فرهنگستان هنر را با گوی سیاست طاق زده است. تمام پشتوانه اش هم همین جماعت موسسه دین و اقتصاد و یا همان حمعیت تعاون و توسعه اقای بافریان است.
جمعیت دین و اقتصاد که با فرشاد مومنی شناخته می شود، گروهی از چپ های جدید اقتصادی هستند که به ضرورت از نگاه های پیشین دست شسته اند و فعلا مدافع نهادگرایی جدید در اندیشه های اقتصادی شده اند. داگلاس نورث و آمارتیا سن نمونه های الگویی اقتصادیشان است و در تمام نشریاتشان از این جماعت ترجمه ای، نوشته ای و یا افتباسی دارند.
جمعیت تعاون نیز امروز جلسه ای داشت. ینابر ادعایشان تلاش پنج ساله شان را در قالب برنامه ای با عنوان الگوی زیست مسلمانی در این همایش ارائه کرده اند. امثال مهندس باقریان و دکتر منوچهری نیر شخصیت های شناخته شده این جریانند. نوع کار و ایده هایشان برای زیست توحیدی و داشتن برنامه های توحیدی هم در این همایش مطرح شده است.
مدتها بود که از هرکه درباره میرحسین موسوی می شنیدیم درباره تفاوت امروزش با دهه شصت می گفتند. اینکه نباید انتظار داشته باشیم افراد در قالبی یخ بزنند و تغییر نکنند. بین این برنامه ها و این گروه هوادار معنای تغییر نمی بینم. اینکه همان افراد به تناسب زمان الگوها و پارادایم جدیدی را ارائه کرده اند طبیعی است. دوران چپ گرایی دهه شصتی و ادبیات آن پایان یافته و مابه ازای گفتمانی اش در دنیا پیدا شده. طبیعی است که این ما به ازا در افکار ایشان نیز سرایت خواهد کرد. اما ماجرا این است که این همان اندیشه دهه ۶۰ با ورژن دهه هشتادی است. نه بیشتر!
اینکه بعد از نگاه پوپولیستی احمدی نژاد و تصورات ساخته از عدالت ایشان در این روزگار کدام نگاه لازم است حرف دیگری است. اما به شدت مخالفم با نظر سیاسیونی که بدون توجه به این سابقه و این نوع نگاه تنها به چند چیز توجه می کنند، میزان رای آوری ، تشابه احمدی نژادی، اختلاف سلیفه تاریخی رییس جمهور و نخست وزیر وقت بودن، حمایت شدگی از جانب امام، شیفت پارادایم های ذهنی!
همه این عوامل را باید در کنار هم دید و بررسی کرد. شاید که گزینه مناسبی هم باشد. البته چطور با خاتمی جمع می شود، تامل پذیر است.
در هر صورت اگر بنا به انتخاب از دو گزینه است، امیدوارم خاتمی بیاید و بتواند از تمام نیروها و از جمله میرحسین موسوی و سید حسن خمینی استفاده به جا و کارآمد نماید.
به گمانم رصد کردن همایش دهه چهارم، ضروت تعامل و تحول از منظر آشنایی بیشتر با گفتمانهای طرفین خالی از فایده نباشد.
پی نوشت: حضور سید حسن خمینی برایم همیشه امیدوارکننده بوده است. شاید که بشود به آینده ای امیدوار بود. شاید!




۲۷ دی ۸۷ @ ۷:۲۰ ب.ظ
با سلام
مطلب خوبی بود، اما در آخرش فرمودید:
«در هر صورت اگر بنا به انتخاب از دو گزینه است، امیدوارم خاتمی بیاید و …».
در مورد انتخاب بین دو گزینه (بد و بدتر) این نوشته آرنت مناسب است:
انتخاب بین بد و بدتر غیراخلاقی است.
http://khordaad.com/VNews.aspx?c=1&Id=240
دراصل با تن دادن به خواستهی کسانی که قاعدهی بازی را تعیین میکنند، آیا زیر بار تحقیر نمیرویم؟ آنها هم که به مرگ میگیرند تا به تب راضی شویم.
۲۷ دی ۸۷ @ ۱۰:۰۲ ب.ظ
موسسه مطالعات دین و اقتصاد
۲۸ دی ۸۷ @ ۱:۰۵ ب.ظ
پارادکس بدی شده… حزب نداریم … سیستم نداریم … به افراد متکی هستیم … از این وضعیت ناراضی هستیم … برای تغییر یا اصلاح کاری نمی کنیم… مدام شعار تحریم میدهیم…حداکثر جراتمان کمی بحث سیاسی در تاکسی است و بس…عجب سرگیجه ای
۲۸ دی ۸۷ @ ۷:۵۳ ب.ظ
اینم نشانه دیگری از بدبختی ما بجای پیشرفت هرروز داریم پسرفت میکنیم. این انتخاب یعنی اینکه ما در این سالهای اخیر هیچ شخصیتی نداریم که دوباره مجبور شدیم برگردیم به دهه ۶۰ و از افراد سوخته اون دوران دوباره استفاده کنیم .
اصلاحات از همون موقعی مرد که ذوب در ولایت مطلقه فقیه شد. به نظر من اصلاحات فقط یه مرده متحرکه . اسم اصلاحات رو هم هر کسی روی خودش میزاره برای رد گم کردنه . .
اصلاحات ذوب در ولایت مطلقه فقیه = اصلاحات مرده .
۲۸ دی ۸۷ @ ۱۱:۵۲ ب.ظ
فکر می کنی سونامی اندیشه ها ناگهان از کجا رسید؟
۲۹ دی ۸۷ @ ۱۱:۲۲ ق.ظ
این همون میر حسینی نیست که اون اوایل جک میگفت؟
گردن این سید حسن چقدر کلفته.
۲۹ دی ۸۷ @ ۶:۲۸ ب.ظ
شیوه و روش مدیریت کشور به توقعات و خواسته ها نه لزوماً نیازهای جامعه بر میگرده. به تصورم تا این نوع نگاه نسبت به حاکمیت عوض نشود اینکه احمدی نژآد باشد یا خاتمی چندان تفاوتی ندارد و نخواهد کرد.
۲۹ دی ۸۷ @ ۷:۱۹ ب.ظ
“پی نوشت: حضور سید حسن خمینی برایم همیشه امیدوارکننده بوده است.”
میتونی بگی چه چیزش برات امیدوار کننده هست؟ یا میخوای بازم سکوت کنی؟این کار همیشگیت هست که وقتی ازت چیزی میپرسند سکوت میکنی.
۱۳ بهمن ۸۷ @ ۱:۳۴ ق.ظ
[...] روزگار. اما می گویند ادم ها عوض شده اند و عوض می شوند. یکبار درباره این نحوه عوض شدن نوشته ام، اگر قرار به امدنش شد بازهم می [...]
۲۶ بهمن ۸۷ @ ۱:۱۲ ق.ظ
[...] میرحسین موسوی سرمایه ایست و می تواند باشد و بماند به شرطی که حضورش را بیش از پیش نماید و از ترس از دست ندادن موقعیت، عکس العمل هایش را نسبت به وقایع مخفی نسازد. اخرین باری که راضی به هزینه دادن در شرایط بغرنج سیاسی شد، سال ۷۶ بود که رسما از خاتمی حمایت کرد و نامه ای را که از قول او علیه خاتمی نوشته شده بود را تکذیب نمود. در طول این یازده سال اتفاقات بیشماری افتاده که نخست وزیر زمان جنگ ترجیح داده در مقابل تمامی انها سکوت کند. همین باعث عدم شناخت جوانترها شده است. هرچه از او می دانیم متعلق به ان سالهاست و اطرافیانش و نظریه های اقتصادی - اجتماعیشان هم معلوم است. به واقع او را ورژن دهه هشتادی از تفکر دهه شصتی می دانم. [...]