مشخصاتی به قامت سوگلی های زمانه
وقتی همه چیزمان بی ربط قرار است باشد تصمیماتمان هم عجیب و غریب می شود. متاسفانه جماعتی هستیم که ساخته شده ایم بی قاعده عمل کنیم و اگر قاعده ای می گذاریم تنها برای بهره برداری های آنی و شخصیمان باشد. هیچ علمی سازمان نمی یابد و به تاثیرگذاری در جامعه نمی رسد، مگر اینکه جامعه علمی خودش را بیابد. اندیشمندان، نهادها و حتی مکتوبات و نشریات تخصصی آن علم است که سازمان علم را می سازد و پارادایم علم را در جامعه ای مستقر می کند. این سازمان اندیشمندان اگر توانایی گفتگو و نقد هم را نداشته باشند، هیچکاه هم افزایی اتفاق نمی افتد و چون ما، هر متفکری چون جزیره ای دور افتاده خواهد ماند.
بنا براین معیار، پارادایم های علمی موجود با تکیه بر روابط گفتگویی و انتقادی در علم جامعه شناختی دیده می شود و هر مدرسه و دانشگاهی در اختیار یک نوع تفکر خاص قرار می گیرد. دانشجو در مقاطع بالای تحصیلی با ذهنیتی شکل گرفته عینک آن پارادایم علمی خاص را - مسلط یا غیر مسلط- بر چشم می زند. در اینجا به شدت مهم است چه اساتیدی در دانشگاهی درس دهند. روش قضاوت از جایگاه علمی و نوع بینش فرد در آن علم برایشان معلوم است. پس از توجه به پارادایم ذهنی، میزان سواد و آگاهی و کارآمدی و مهارتهای استادی حرف اول را می زند.
حالا مقایسه اش کنید با انچه در دانشکده علوم اجتماعی می گذرد. آگهی استخدام اعضای هیات علمی را به قواره یک یا دو نفر شناخته شده نوشته اند، تا هر که غیر از ایشان است و حتی با صلاحیت تر، از گردونه رقابت حذف گردد. معیار علم اجتماع دانستن می شود حوزه و حوزوی بودن و فردی با تحصیلات لیسانس علوم اجتماعی و حوزوی می خواهد نظریه اجتماعی بگوید و متفکرین اجتماعی مسلمان را بشناساند. خدا می داند که در طول یک ترم جز فارابی کسی را نداشت و تمام طول یک ترم درس دکتری به این گذشت که باور کنیم علم جامعه شناسی علم مدرن است و به جامعه دینی نمی خورد و اگر دنبال متفکریم فارابی را دریابیم که قبل از همه متفکرین همه چیز دان بوده است.
دانشکده لیستی از درخواست هایش برای هیات علمی در حوزه های مختلف می دهد.
- حوزه نظریه جامعه شناسی، اندیشه اجتماعی مسلمین،جامعه شناسی تاریخی
- روان شناسی اجتماعی
- گرایش اصلی روش شناسی کیفی و فلسفه علوم اجتماعی
- تخصص انسان شناسی پزشکی و محیط شناسی انسانی و یا جامعه شناسی با پیشینه تحقیق در موضوعات مربوط از قبیل ژنتیک پزشکی و تندرستی
- رفاه اجتماعی
- برنامه ریزی
- گردشگری (توریسم
و شرایط اختصاصی دانشکده را اینگونه بر می شمرد:
- آگاهی از تاریخ اجتماعی ایران و تاریخ جریانهای فکری در ایران و جهان اسلام از گذشته تا حال .
- علاوه بر تسلط به یک زبان معتبر بین المللی آشنایی به زبان عربی در حد استفاده از متون و منابع میراث فرهنگی ایران اسلامی.
- داشتن گرایش تخصص فرعی در یکی از حوزه های زیر شاخه جامعه شناسی و یا گرایش هایی چون . فلسفه، کلام و عرفان اسلامی یا زمینه های مشابه برای متقاضیان بند ۱
- قبولی در مصاحبه علمی و تخصصی.
نکته جالب ماجراست که از زمانی که دو نفر با سابقه حوزوی قرار است وارد دانشکده شوند، زبان عربی مهم می شود و شرط ورود. زبانی که بودنش خوب است و در بسیاری زمینه ها لازم، اما نه مابقی اساتید بدان مسلطند و نه نیاز اصلی این رشته. انقدر که تسلط و مهارت بر زبان انگلیسی مهم است، این زبان برای این رشته کارآمد نمی نماید. د ر ضمن عرفان و فلسفه و کلام جانشین حوزه های علوم احتماعی را می شود، حال انکه استاد برای این رشته و دانشکده قرار است استخدام بشود.
مدتی است اعتبار افراد در دانشکده ما به لمعه خوانی و عربی دانی شده است و ایشان بورس می شوند و هیات علمی می گردند. کسانی در این میان محذوفند که به معنای واقعی کلمه در رشته و تخصص خویش سررشته دارند.
البته اساتید دانشکده همگی امیدوارند بعد از استخدام چند نفر شناخته شده، در این صلاحیت ها تغییراتی حاصل آید.
ناگفته نماند که این وضعیت دانشکده ماست. بد نیست کمی هم نگاهی به استخدام های هیات علمی در سالیان اخیر بیاندازیم. درباره اش خواهم نوشت.




۷ بهمن ۸۷ @ ۹:۱۲ ق.ظ
با سلام
در لینکی که در متنتان بود، ما نفهمیدیم که شرط لازم حوزوی بودن کجا بود!!
چرا شانتاژ میکنید؟ واقعا چرا؟
البته خیلی هم مهم نیست!
خدا ما را حفظ کند!
۸ بهمن ۸۷ @ ۱۲:۰۳ ق.ظ
آشنایی به زبان عربی؟!!!
ای خداوند ما را از آتش گرفتن و زیادی حرص خوردن در امان بدار!
…دوباره سوال:آشنایی به زبان عربی؟! یعنی به چه دردشان می خورد؟ مثلا می توانند بروند ابن خلدون ترجمه نشده بخوانند از اول؟ تنها چیز قابل تجمل دانشکده ما این بود که لااقل این دست افراد معلوم الحال در آن کم تر رویت می شدند. ای خدا کمک!
یعنی دانشکده علوم اجتماعی هم دارد به سرنوشت دانشکده حقوق دچار می شود؟ لااقل آنجا آدم می گوید که چوب می چسبید! چسباندند! اما در علوم اجتماعی؟ آخر یک چیزی بگویند بگنجد!
……….
ببخشید سمیه جان اما من فکر میکنم دانشکده ای که رییسش آنقدر عقب مانده و تعطیل است که بچه ها را برای کلاس نظریه جامعه شناسی مجبور به نوشتن دستی فیش با مداد و تحویل آن به عنوان کار پایان ترم کند، همینجایش هم که دانشکده الان هست خیلی نقش امدادهای غیبی را باید لحاظ کنیم….
واقعا متاسفم.
۹ بهمن ۸۷ @ ۸:۵۸ ب.ظ
[...] مواردی که می توان به ان ذکر کرد مسائلی است که مربوط به انتخاب ها، گزینش ها و استخدام های دانشگاهی است. دولت نهم دقیقا در زمانی روی کار امده است که بسیاری از [...]