Wordpress Themes

تهدید و تحدید ِ آزادی، از دانشگاه تا اینترنت

در جریان کارهای رصد فرهنگی دانشگاه بسیار از گرایش ها و خواسته های دانشجویان پرسیدیم و شنیدیم. از حراستی شدن، تا زنانه شدن فضای دانشگاه، تا سرگرمی شدن سیاست و فرهنگ یا روزمره شدن همه دغدغه ها در این تحقیق به دست امده بود. نکته مهمی که در این میان بسیار دیده می شود و مورد توجه بود گرایش دانشجویان و خواست خودشان بود  در مقابل تصور از فضای دانشگاه. به وضوح می شد فهمید که دانشجو ناراضی است، از جو بسته دانشگاه شاکی است. در بسیاری از پرسش ها ، پاسخ ها رنگ و بویی اینچنین داشتند. دانشجو از اقتصاد، از اینده شغلی و از چشم انداز غیر شفاف کشور شاکی بود. اما پرسش های شفاف را به گونه ای پاسخ داده است که کمترین دردسر سیاسی را برایش داشته باشد.

imglarge-63328816248

درباره نشریات دانشجویی هم وضعیت به همین منوال بوده است. با توجه به محدودیت فزاینده نشریات دانشجویی ، نشریات فعال یا منتسبین به نهادهای بیرونی یا شناخته شده ای مثل نهاد نمایندگی دانشگاه ها و یا بسیج دانشجویی بودند، یا نشریات علمی. در جمع آوری نشریات دانشگاه های سراسر کشور کمتر نشریه ای مستقل با مضامین سیاسی دیده شده است. اگر هم چنین نشریاتی می بود اغلب مداومت نداشته اند. یا گرفتار تیغ توقیف شده بودند و یا به دلایل حراستی از ادامه کار بازمانده اند. نشریات منتقد که بتوانند موضع دانشجویان را بازتاب دهند وجود نداشته است. از سویی دیگر دانشجویی که در فضای فعلی خواستار خطر کردن باشد نیز بسیار کم شده است.

حالا در این میانه گزارش دیروز کیهان از نشریات دانشجویی جالب است. اینکه پذیرفته نشریات دانشجویی اغلب از جناحی خاص هستند درست. اما در این گزارش که خالی از نگاه سیاسی نیست اشاره به مسائلی شده است که به نظر نویسنده لازم به ممانعت هم می باشد. مسائلی چون نگاه های فمینیستی، پرداختن به مسئله حقوق بشر، نقد رهبری و نقد دولت. حتی نقد از مدیریت حراستی دانشگاه ها هم جزو مسائل ناصواب مطرح شده در نشریات لحاظ شده است. به نظر می رسد برای شناخت بهتر دایره تنگ انتقادات و آزادی بیان این گزارش جالب و خواندنی است.

خطوط کلی موردنظر جریان های دگر اندیش عبارتند از:
۱- دخالت دانشگاه در نحوه پوشش دانشجویان، شکل ظاهری و حریم خصوصی آنها.
۲- قرار گرفتن انتظامات دانشگاه ها زیر نظر حراست
۳- توسعه فضای امنیتی در دانشگاه ها.
۴- نقض آزادی های آکادمیک و سرکوب دانشجویان.
۵- توقیف و تعطیل کردن نشریات دانشجویی.
۶- احضار فعالان دانشجویی و صادرکردن احکام سنگین انضباطی برای آنها.
۷- مقابله با تشکل های دانشجویی دگراندیش، به خصوص انجمن های اسلامی، و اقدام در جهت حذف یا به حاشیه راندن آنها.

از جمله مواردی که دست مایه حمله و نقادی سراسر کذب و مخرب نسبت به دولت آقای احمدی نژاد قرار می گیرند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- توتالیتر نامیدن دولت نهم
۲- روی کار آمدن احمدی نژاد با تقلب های سازمان یافته در انتخابات
۳- نظامی و اقتدار طلب بودن دولت
۴- ساده لوح و بی سیاست بودن رئیس جمهور
۵- غلط بودن سیاست رئیس جمهور درباره هولوکاست
۶- محقق نشدن وعده های رئیس جمهور
۷- تندروی، افراطی گری و نظامی گری رئیس جمهور و دولت نهم
نکته جالب توجه آن که این مطالب عمدتاً برگرفته از فضای روانی القا شده توسط روزنامه های اصلاح طلب است.

*******

مسئله اینترنت و آزادی در آن از مسائلی است که بسیار به ان پرداخته شده است. بسیار گفته شده که در دنیای ارتباطات دیگر قدرت مهار کردن گردش اطلاعات وجود ندارد. رسانه ها به شدت به سمت فردی شدن پیش می روند و هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود. ف ی ل ت ر ی ن گ و به تازگی هک کردن سایتهایی که مورد علاقه نیستند ابزار دست حاکمان برای ممانعت از این گردش اطلاعات هستند. آنقدر که تلویحا خبرگزاری فارس هک کردن سایت بالاترین که محلی برای اشتراک لینک است را می پذیرد ، به این بهانه که برخی از سلیقه ها در آن فضا امکان رای آوری نداشته اند.

… در جریان جنگ ۲۲ روزه این لینک‌دانی به طور عمل کرده بود که به سختی خبری از جنایات رژیم صهیونیستی در نوار غزه در صفحه اول این سایت نقش نقش می‌بست….

یا اینکه خبرگزاری مهر متعلق به سازمان تبلیغات گزارشی تهیه می کند که در ان تنها بستن سایتها را کافی ندانسته و ممانعت از حضور برخی از افراد و سلیقه ها را خواسته است.

مسئولین نهادهای امنیتی، انتظامی و قضایی فقط به صرف غیر اخلاقی بودن سایت یا وبلاگ نباید آن را فیلتر کنند، بلکه باید وبلاگهای گمراه کننده دینی را که بسیار خطرناک و مسموم تر هستند را نیز به گونه ای از ادامه کار منع کنند. در شرایطی که امروزه انواع فیلتر شکنها رایگان در اختیار کاربران قرار می گیرند بهترین راه مطالعه اینگونه وبلاگها و پاسخگویی به آنها است. در زمینه مذهبی خوشبختانه کارشناسان کارآمد و خبره ای حضور دارند که توانایی علمیشان، آنها را قادر به مقابله با سایتهای مسموم می کند.

این ماجرای بستن و سانسور تا بدانجا است که به شکلی کاملا غیر معقول برخی از کاربران اینترنتی با مسدود شدن حسابهای کاربری خویش مواجه شده اند. سانسوری که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

از این دلخور بودم که اگر چیزی جائی گفته باشم بعد از رینگ اول لااقل ننگ خودسانسوری را در وبلاگم پذیرفته بودم و عملا ماهی دو بار هم در آن نمی‌نوشتم. ولی تصور کنید که دسترسی به Youtube در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری و در پی سیاستهای آزادی بخشی معمول میسر شده ولی کسی اجازه دیدن صفحه من در آن را ندارد. صفحه‌ای که با توجه به سرعت اینترنت در ایران شامل هیچ محتوائی نیست! یا این سایت Wakoopa که فقط نرم‌افزارهای استفاده شده کاربران را لیست می‌کند (نرم افزار، نه نرم انداز!) و طبیعی است با هیچ معیاری هیچ وقت رینگمالی نخواهد شد. ولی دسترسی کاربران به صفحه من در آنجا هم مسدود است. به همین منوال صفحات من در twitter و netwibes و Last FM و Plurk و Stumble Upon … و قس علی هذا!

******

اگرهمه موارد بالا را در کنار ف ی ل ت ر ی ن گ سایتهای خبری و محدودیت های فعالین سیاسی و مطبوعات  بگذاریم، نشانه ای برای تحرک دولت برای بستن فضای فعلی دیده می شود. به نظر می رسد برخلاف انتخاب های پیشین که نزدیک انتخابات کمی مواجه با فضای باز سیاسی می شدیم، در این دوره  حفظ قدرت دولتمردان با بستن و  محدودیت همراه شده است. روشی که ضربه زیادی بر پیکره نظام وارد خواهد آورد و حتی نمی تواند به همان میزان منفعتی برای خود کسب نماید.

۸ نظر برای “تهدید و تحدید ِ آزادی، از دانشگاه تا اینترنت”


  1. رضا:

    خانوم دکتر بذارید یه خاطره ای رو براتون بنویسم.از سال گذشته که من عضو انجمن اسلامی دانشکده شده بودم ،مسئولیت نشریه ی دانشکده تحت عنوان “پویش” به من سپرده شد. باور کنید از آن زمان تا کنون ۸ شماره با هزار بدبختی آماده کرده ایم ولی تنها با انتشار ۳ شماره ی آن موافقت شده است! از طرفی نوشته های ما هم که خیلی سیاسی نیست و بیشتر صنفی است ولی حتی انتقاد های بسیار کوچک را نیز از ما نمی پذیرند. انتقادهایی که بیشتر صنفی است.حتی برای یکی شان که دو روز قبل از روز دانشجو منشر شد من مسئول انجمنمان را به کمیته ی انظباتی احظار کردند (که البته فقط محض ترساندن بود) .دلیلش هم تنها نوشتن متنی طنزوار در مورد محدودیت های دولت نهم در رابطه با حجاب بود که خیلی متن نرمی بود.

    راستش را بخواهید بعد از آن مسئله دیگر هم من و هم خیلی از بچه ها ترسیدند که انتقادی بنویسیم و صرفآ محدود شدیم به نوشتن در مورد مسائل صنفی و عده ای اشعار مزخرف از تعدادی دانشجویان.باور کنید هم من و هم خیلی از بچه ها برای نشریه خیلی برنامه اشتیم و لی….

  2. حمید:

    “روشی که ضربه زیادی بر پیکره نظام وارد خواهد آورد و حتی نمی تواند به همان میزان منفعتی برای خود کسب نماید.”
    نگرانیت از ضربه دیدن نظام هست.اینهمه گفتی که این رو بگی؟نظام ج.ا. یعنی چی؟یعنی مجموعه سه قوه و شخص “اربابشون”. تمام اینها هم بر مبنای نظر “اربابشون” رفتار میکنند و ملتزم عملی و نظری اون هستند.و غیر از این نمیتونند کاری بکنند و اگر غیر از این کار “خاصی” کردند ،یا باید کنار برند یا کنار زده میشند. این فیلترینگ هم نمونه کوچکی از افکار “مستبد معظم “و مخالف سرسخت آزادی بیان و قلم هست. غیر از اینه؟اگر غیر از این هست بگو.”ارباب ج.ا” که مطبوعات رو فله ای تعطیل میکنه و جز مداحی خودش هیچ حرفی رو تحمل نمیکنه،دیگه از نوچه ها و شاگرادان مکتبش چه انتظاری بیشتر از این میتوان داشت؟انتظار داری گرگ زاده،آدمی شود؟
    رفتار اینها نشون دهنده ضعف و ذلت و حقارت و ترس شدید ج.ا. است. ج.ا. از یک کتاب معمولی میترسه.ج.ا. از جمع آوری چند تا امضا میترسه. ج.ا. از یه چکمه میترسه. ج.ا. از یک تار مو میترسه ج.ا. از یه وبلاگ دینی میترسه.ج.ا. از وبلاگ غیر دینی میترسه ج.ا. از بی دین میترسه. ج.ا.از با دین میترسه. ج.ا. از(مظاهر دین)”آیت الملا”های خودش هم حتی میترسه. ج.ا. از ماهواره میترسه. ج.ا. استخوان مردگان میترسه. ج.ا. از روزنامه میترسه. ج.ا. از من میترسه. ج.ا. از ما میترسه. ج.ا. از سایه ش هم میترسه. یه باره گی برو سرت رو بذار بمیر دیگه.آخه بز هم اینقدر نمیترسه که ج.ا. میترسه. :))
    این گزارش هم نشون از اسن میده که اینها خودشون هم به این موارد واقف و معترفند که میاند و اینقدر دقیق مشخصات مقامات و تلقی مردم و اونهایی که بیشتر به صدای مردم نزدیک هستند رو ذکر میکنند.این یه قسمتش بود اون قسمتی که مربوط به نگرش مردم نسبت به “ارباب ج.ا.” بود رو چرا نگذاشتی؟

  3. حمید رضا اکبری شروه:

    برگزیدگان ادبیات داستانی خوزستان

  4. ژابیژ:

    اتفاقن رژیم حقیقت که از دین حقیقت بیرون آمده، ناگزیر میوه اش نیز همین است که نوشته اید. اگر من به حقیقت متصلم و به آن اطمینان دارم یا فرقی نمی کند برای حفظ قدرتم وانمود می کنم که به آن اطمینان دارم، باید از گمراهی دیگران جلوگیری کنم. پس اگر ریشه ای تر نگاه کنیم اتفاقن کار آن ها اصولی است. مسئله این جاست که نظامی که سکولار نیست همین می شود که می بینید. این یک تناقض واضح است: طرفداری از این نظام با مولفه هایی که کاملن مشخص است و هم زمان انتقاد از همان مولفه ها.

  5. links for 2009-02-07 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز:

    [...] تهدید و تحدید ِ آزادی، از دانشگاه تا اینترنت ف ی ل ت ر ی ن گ و به تازگی هک کردن سایتهایی که مورد علاقه نیستند ابزار دست حاکمان برای ممانعت از این گردش اطلاعات هستند. آنقدر که تلویحا خبرگزاری فارس هک کردن سایت بالاترین که محلی برای اشتراک لینک است را می پذیرد ، به این بهانه که برخی از سلیقه ها در آن فضا امکان رای آوری نداشته اند. [...]

  6. فرهاد:

    فیل___تر_ینگ گفتی و کردی کبابم تا حالا ۶ بار فیل__تر شدم اما باز هم بازگشتم اساسا تا اینها هستن ما هم هستیم !

    اما تردید ندارم شرایط خفقان در ایران بدتر خواهدشد اساسا فقر وبدبختی بنیادگرایی را گسترش می دهد .

    پاینده ایران

  7. پامج:

    برای شما خوشحالم که انتظار سید را می‌کشیدید و اون با این وعده که می‌اید شما را بسی به آینده امیدوار کرد.
    بدرود.

  8. ابطحی:

    تشریف بیارین
    http://www.o.blogfa.com/post-194.aspx

محل نوشتن نظرات