خاتمی ِ۸۸ با دستانی پر از پاسخ بیاید!
دو روز است که ماجرای آمدن خاتمی را با جزئیات دنبال می کنم. بارها و بارها این صفحه را باز کردم تا درباره اش بنویسم و به هر دلیلی آن را بستم. هرچند منتقد و هرچقدر دارای پرسش نمی توانم شادی خودم را از آمدنش پنهان کنم. اعتقاد ندارم که اگر سرمایه اجتماعی ای وجود دارد، بماند برای روز مبادا و هیچوقت از آن استفاده نشود. خاتمی آبرو و تمام سرمایه اجتماعی اش را به میدان آورده و در خور تحسین است و تقدیر. خاتمی وارد بازار سترگ و سختی شده است. همه می دانیم که چهار سال آتی کمتر از چهار سال ِ پس از یک جنگ نیست. سایه تحریم، روابط سست و ضعیف با غرب، بحرانهای اقتصادی و قیمت پایین نفت، انتظارات برآورده نشده از نوع سهامی - عدالتی، برنامه های غلط ، نیمه تمام و هزینه بر و … همه و همه دستاورد هرکسی است که بخواهد دور آتی در مسند امور باشد. صبر و ثباتی می طلبد بودن در این فضا.
چهار سال اتی ، باید چهار سال مدیریتی قوی ای باشد. چهارسالی که باید با توان اقتصادیون، مدیران یا تکنوکرات ها اداره شود. پیشتر هم نوشته بودم که اگر از آمدن خاتمی نمی نویسم علتش فرهنگ محور شدن چهره اوست. فرهنگ و سیاست و توسعه آنها هردو لازم است و باید باشد. اما انچه این روزها بحرانی است و باید با مسکن هم شده دردش را ارام کرد و به جراحی اش شتافت، سیاست خارجی و اقتصاد است. ارکان مدیریتی درهم آمیخته ماست. خاتمی بهترین گزینه برای سیاست خارجی می تواند باشد. او نه تنها هشت سال نسبتا موفق را به گواهی بسیاری از فعالان منطقه داشته است، که این چهار سال نیز در حفظ روابطش و گسترش ایده گفتگویش از پا نشسته است. در زمینه اقتصاد کمی باید شفاف تر و با برنامه بهتر عمل کند. به وضوح از نوع نگاه میر حسین موسوی و اطرافیانش - که اتفاقا این روزها به او نزدیک تر شده اند - تا امثال نیلی و کارگزاران در کنارش هستند و احتمالا در دولت احتمالی اش در نظر گرفته خواهند شد. در هم امیختگی و آشفتگی تئوری ها می تواند منجر به اشفتگی در برنامه شود. خاتمی باید در همین دوره بر سر بهترین راه برون رفت از فضای فعلی به نتیجه برسد.
خاتمی مرد عرصه فرهنگ است. با آمدنش بسیاری از هنرمندان و فرهنگ دوستان فعال خواهند شد. هرچند منتقد باشند و سرخورده، فضای فعلی ایشان را به سمت شخصیتی چون خاتمی سوق خواهد داد و این خود نشان از بهتر شدن وضعیت فرهنگ خواهد داشت. بدون شک حضور چشمگیر این گروه در اطراف خاتمی برنامه فرهنگی خوبی را به او ارزانی می کند. تجربه سیاسی هشت ساله نیر برای حرف و برنامه داشتن در زمینه دموکراسی و ساختارهای سیاسی می تواند پشتوانه خوبی باشد. هرچند هنوز خطوط اساسی سیاست برجسته نیستند. اما باید خاتمی شفاف سازی خوبی را در این عرصه به نمایش گذارد.
حال که خاتمی آمده است و در بین اطرافیان بارقه هایی از امید به یک رقابت و یک تغییر ایجاد شده ، نباید خاتمی و اصلاح طلبان فراموش کنند و از پاسخگویی به سوالات متعدد این روزها باز بمانند. فراموش نکنیم که هرقدر حافظه تاریخی ایرانیان محدود باشد، اما چهار سال مدت زیادی برای این فراموشکاری نیست. بسیاری علامت سوال ها برای مردم وجود دارد. به مرور از این علامت سوال ها خواهم نوشت و درباره شان بحث خواهیم کرد.
درباره ساختار و مواجهه با ساختار حد پایین خاتمی کجاست. این چیزی است که امروز باید شفاف شود. برای من مهم نیست که حد پایینش را حتی محافظه کارانه انتخاب کند. برایم مهم نیست که نخواهد انقلابی در ساختار ایجاد کند. مهم است که حدش را به وضوح شفاف کند. اگر به جایگاه رهبری اشاره می کند، برخلاف بسیاری، آن را درست و منطقی می دانم. هشت سال ریاست جمهوری به او فهمانده است که نباید غیر واقعی ببیند. اما باید در این زمینه، درباره وظایف و اختیارات ریاست جمهوری بیشتر بحث و بررسی کند. اصولی است اگر بتواند معیاری برای قضاوت خودش داشته باشد. اگر این اصول باشد، بعد از هشت سال نه کرده هایش به هیچ گرفته می شود، نه داشته هایش نادیده گرفته می شود و نه ناتوانایی ها به چشم نمی آید. معنای بحران و عدم توانمندی را در فضای شفاف ، مردم ما می فهمند. فرصت کمی باقی مانده است، اما بزرگترین رسالت اصلاح طلبان یافتن این حدود است.
نکته مهمی که شاید باز هم درباره اش بنویسم عکس العمل ماست. عکس العمل من و شما یا آنهایی که از امدن او خشنودند. عکس العمل کسانی که به وضوح از هر کوششی برای ماندگاری و پیروزی خاتمی در عرصه انتخابات دریغ نخواهند کرد. کار انتخاباتی و تبلیغات هیجان دار و جریان ساز را با قهرمان سازی و بت سازی یکی نکنیم. از خود خاتمی می شود بسیار نقل قول کرد و نقد کرد این قهرمان سازی ها را. مواظب باشیم مثل انتخابات گذشته انقدر جو بر اردوگاه اصلاح طلبان حاکم نشود که واقعیات را نبینیم. خاتمی مرد بزرگی است، سرمایه اجتماعی خوبی دارد، خطر کرده و آن را به میدان آورده است، به وضوح امید به تغییر را در دل بسیاری از سرخوردگان این روزگار نشانده است. تقدیر و تشویقش را برای این حضور، با تملق های ناصواب و قهرمان سازی های بد سرانجام یکی نگیریم.
پی نوشت: به وضوح و طبق معمول به فکر ایده های خوب برای کارهای تبلیغاتی هستم. از جماعتی که در این سالها بسیار با هم بوده ایم و کار کرده ایم خواهش می کنم اگر ایده ای دارند، خبر دهند. شاید دوباره پرچمی را برافراشتیم. خدا را چه دیدید!
پی نوشت دو:
متن کامل اعلام نامزدی سید محمد خاتمی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری + فایل صوتیپ




۲۱ بهمن ۸۷ @ ۶:۰۷ ب.ظ
متن با فکری بود من هم فکر می کنم بودن ما در صحنه مهمه
۲۱ بهمن ۸۷ @ ۶:۱۰ ب.ظ
خانوم نوحیدلو..آیا خاتمی مرد این میدانی که شما گفتید می باشد که اینقدر ذوق کردید… خاتمی هیچگاه توانایی برآورده کردن اون توقعاتی که نوشتید همانند هماهنگی با تیم خود و استفاده بهینع از سرمایه اجتماعی جامعه نخواعد داشت.. خاتمی مرد این میدان نیست….آن هشت سال .. که هر نه روزش با یه بحران مواجهه بودیم مارا بس
۲۱ بهمن ۸۷ @ ۷:۰۱ ب.ظ
متن منطقی و معتدلی بود.من هم معتقدم سرمایه های اجتماعی را برای ایران بهتر باید بکار گرفت و گر نه هر روز روز مباداست.
شخصا حتی اگر به دلایل آسمانی و هاله نور و دست غیب و … رای حتما بالای خاتمی اعلام نشود باز هم ارزش این کارش و ماندن کنار مردم حتی به بهای آبرویش برایم باقی خواهد ماند.
امیدوارم حالا دیگر به جای ان قلت و ایرادهای به جا و نا به جا به فکر نجات ایران باشیم.نه از خاتمی اسطوره بسازیم و نه نقش رهبر اپوزیسیون را از او بخواهیم.
۲۱ بهمن ۸۷ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ
خواهر جان. من سوالاتم را شروع کردم. جوابم را هم نگیرم، خودت میدانی کار به کجا خواهد کشید:)
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۲:۳۸ ق.ظ
جناب کوثر
این که کسی فقط به دنبال طرح سوال از دیگران باشد و بعد بگوید من خودم در انتخابات شرکت نمی کنم، به نظر می رسد بیشتر سعی برای منصرف کردن دیگران و به هم ریختن میدان بازی و تا حدود زیادی غر و لوند کردن روشنفکرانه باشد، تا یک عمل مسوولانه و از سر آگاهی بخشی.
از مجموع نوشته های شما در اینترنت برداشتم این شد که موضعگیریهای حضرتعالی گر چه بهره هایی از واقعیت را دارد، ولی فاقد عنصر واقع بینی است. برای همین، گره گشا که نیست هیچ، گره افکن نیز خواهد بود.
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۴:۰۸ ق.ظ
اگر مایل بودید دست این عکس را در جایی از وبلاگتان بند کنید
http://mansoori66.googlepages.com/razav.jpg
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۱۰:۰۸ ق.ظ
سلام بر شما
امیدوارم همین طوری که نوشته اید بشود
ما هم که سابقه ی ۳۵ سالی اعلامیه پخش کردن و چسبوندن داریم
یا علی
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۱:۲۰ ب.ظ
نیک آهنگ خودمون هستند ایشون؟ چون من در حال حاضر فیلتر شکن ندارم و نمیتونم برم توی سایتش.
حالا خانم توحیدلو به نظرت رای هم میاره این خاتمی؟
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۱:۳۰ ب.ظ
[...] خاتمی ِ۸۸ با دستان… درباره ساختار و مواجهه با ساختار حد پایین خاتمی کجاست. این چیزی است که امروز باید شفاف شود. برای من مهم نیست که حد پایینش را حتی محافظه کارانه انتخاب کند. برایم مهم نیست که نخواهد انقلابی در ساختار ایجاد کند. مهم است که حدش را به وضوح شفاف کند. اگر به جایگاه رهبری اشاره می کند، برخلاف بسیاری، آن را درست و منطقی می دانم. هشت سال ریاست جمهوری به او فهمانده است که نباید غیر واقعی ببیند. اما باید در این زمینه، درباره وظایف و اختیارات ریاست جمهوری بیشتر بحث و بررسی کند. اصولی است اگر بتواند معیاری برای قضاوت خودش داشته باشد. اگر این اصول باشد، بعد از هشت سال نه کرده هایش به هیچ گرفته می شود، نه داشته هایش نادیده گرفته می شود و نه ناتوانایی ها به چشم نمی آید. معنای بحران و عدم توانمندی را در فضای شفاف ، مردم ما می فهمند. فرصت کمی باقی مانده است، اما بزرگترین رسالت اصلاح طلبان یافتن این حدود است. [...]
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۳:۵۴ ب.ظ
الهی روزگار بهتری ده به ما گم کرده راهان رهبری ده
اگر نادر نداری در بساطت ترحم کن به ما اسکندری ده
هزاران غم به جانم لانه کرده مرا با زندگی بیگانه کرده
ولی ازاین هزاران ای عزیزان غم میهن مرا دیوانه کرده
با آرزوی داشتن ایرانی شاد و آزاد که حداقل حقوق انسانی رادر آن شاهد باشیم .
موفق باشید
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۵:۰۲ ب.ظ
من فقط یک سوال دارم آیا خاتمی میتواند بار دیگر ایران را برسر میز تعلیق غنی سازی اورانیوم بنشاند تا در چشم غرب انسان محترم و صلحطلبی جلوه کند؟
امیدوارم شورای نگهبان به وظیفه تاریخی خود عمل کند هرچند بسیار دوست دارم که قبل از آن حضرت عزرائیل علیه السلام امت اسلام را حالی بدهند
۲۲ بهمن ۸۷ @ ۱۰:۳۹ ب.ظ
سلام
پست معقولی بود. به نظرم آقای خاتمی برای اینکه حداکثر حمایت گروههای سیاسی و به تبع مردم را داشته باشند می توانند تا حدودی با انتخاب کادر اجرایی از جریانات گوناگون یه جورایی دولت وحدت ملی داشته باشند.هر چند که به هیچ عنوان آقای کروبی را شایسته ریاست جمهوری نمی دانم ولی برای احترام به فرهنگ تحزبی که ایشان خود را پایبند به آن می دانستند، خاتمی بایستی حتما از اعتماد ملی کمک فکری بگیرد. ضمنا گروههای اصلاح طلب ضعف جدی در طی ۱۰ سال گذشته داشتند که نتوانستند نیروی جدید و تازه نفس تربیت کنند. شاید بهتر باشد آقای خاتمی را به طور جدی در مورد در نظر گرفتن پست های اجرایی برای جوانان و زنان مورد سوال قرار داد.
به شدت از راه انداختن بحث های انتقادی برای شفاف کردن آنچه که از خاتمی می خواهیم، استقبال می کنم!!!
۲۳ بهمن ۸۷ @ ۱۱:۵۹ ب.ظ
خدارو شکر بالاخره پس از خوندن کلی مطالب احساسی و غیر منطقی از نیک آهنگ گرفته تا مسیح علی نژا د و … بالاخره یک متن منطقی و واقع بینانه بر مبنای وقیت امروز کشور خوندم. از بس شنیدم که “خاتمی کاری نکرد” یاا “خاتمی و احمدی نژا فرقی ندارند ” دیگه داشتم کاملا امیدم رو از دست میدادم با خودم گفتم یعنی اینقدر حافظه ما ایرونیها ضعیف هست که حتا وضع ۴ سال پیش رو یادمون نمیاد؟ یعنی دیگه تورم ۱۲ درصدی برامون فرقی با تورم ۳۰ درصدی نداره؟ سقوط بورس رو ندیدیم؟ مسکن قیمتش تو یک سال ۵ برابر نشد؟ یعنی متوجه نیستیم که سیاستهای احمدینژاد تو این ۴ سال بارها کشور رو تا مرز حمل خارجی برد؟ ۳ تا قطع نامه بر ضد ما تصویب نشد؟ ایرونی همون ابرویی هم که خاتمی براش خریده بود از دست داد و مساوی تروریست شد؟ و …
کاش همه مثل شما بجای فراموشکاری و فقط نیمه خالی لیوان رو دیدن کمی فکر میکردن که با خراب کردن خاتمی و روی کار اومدن احمدینژاد چه آیندهای رو برای خودمون و فرزند همون رقم میزنیم؟ ۴ سال پیش تو جریان انتخابات همه جا حرف از فساد مالی رفسنجانی و آلوده بودن دشتش به خون خیلی از اندیشمندان (مستقیم یا غیر مستقیم) بود ولی امروز هیچ جا حرفی از این نیست که خاتمی اگه هزار و یک عیب هم داشته باشه پس از ۸ سال بودن در قدرت حتا مخلفانش هم نمیتونم یک انحراف مالی یا اخلاقی آذین آدم شریف پیدا کنن.
۲۵ بهمن ۸۷ @ ۱۱:۴۳ ب.ظ
همه چیز درباره “درباره الی …”
با سلام و احترام
پستی نسبتا طولانی اماجامع نوشته ام برای فیلم “درباره الی “حیفم آمد از شمابرای خواندنش دعوت نکنم و علاقه خود را به شنیدن نظر نقادانه تون پنهان کنم :
نکته اول – متن طولانی است و ممکن است خسته کننده باشد ولی خواندن آن برای کسانی که فیلم را دیده اند و نیز آنهایی که علاقمند به دیدن فیلم هستند و احتمالا در اکران ان را خواهند دید جدا توصیه می شود .
نکته دوم – به آنهایی که به هیچ عنوان علاقه ای به سینما و دیدن این فیلم ندارند و لی احتمالا از خوانندگان این وبلاگ هستند و این روزها خسته از این یادداشت های سینمایی،توصیه می شود فقط سه بخش ” داستان درباره الی”، “قبل از تحلیل”، “تحلیل ماجرای الی”را که مختصر و چکیده مقصودم است را بخوانند. زیاد وقتتان را نمی گیرد.
۱۴ اردیبهشت ۸۸ @ ۴:۲۹ ب.ظ
محمد نژاد جان , چرا مزاحم حضرت عزرائیل میشی ، بیا خودم یه حالی بهت میدم معدت از دماغت بزنه بیرون