باد ما را خواهد برد!
گاهی وقت ها هست که شعف از تک تک سلول های بدنت خودشون رو رها می کنند. انرژی ای مضاعف. زمانهایی هست که حتی تصوری از یک حضور ارامت می کنه و همراه. آن وقت ها شبانه می تونی عاشقانه ترین غزل و طولانی ترین مثنوی را بسرایی. می تونی بلندترین دفتر سپید رو پیشکش نسیمی بکنی که قراره تو رو با خودش ببره.
ممنون این نسیم و نسیم های خوشایند زندگی



۲۶ بهمن ۸۷ @ ۳:۵۸ ب.ظ
این نوشته را خواندیم.
جالب بود.
۲۷ بهمن ۸۷ @ ۱۱:۵۱ ق.ظ
ممنون این نسیم و نسیمهای خوشآیند ِ زندگی…
خیلی زیبا بود. سبز باشید