فراخوان: درباره انتخابات حرف بزنیم
با شفاف شدن و مشخص تر شدن نامزدها، سوت شروع انتخابات دهم نواخته شده است، انتخاباتی که مثل همیشه نقش تعیین کننده ای در سرنوشت جامعه خواهد داشت.نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی فردی و اجتماعی تکتک ما کم و بیش تأثیر دارد و نمیتوان منکر آن شد که زندگی در دوران زمامداری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدینژاد با هم تفاوتهایی بنیادی داشته است
در کشوری که نهادهای واسط حاکمیت و مردم در آن بسیار ضعیف و کم رنگ حضور دارند، آمدن و نیامدن افراد و گروه ها مهم ترین پارامتر تاثیرگذار در شرایط اجتماعی و سیاسی است. به همین دلیل، کافی است کمی دغدغه داشته باشی تا بخواهی از هر فضایی که به دست می آوری برای نقد، پرسشگری و ارزیابی اتفاقات، اظهار نظرها و حتی برنامه ها استفاده کنی و امروز محیط مجازی شرایطی را ایجاد کرده است که هیچکس نمی تواند آن را نادیده بگیرد.
در همین فضای مجازی کسانی هستند که روزانه و بطور مرتب دست به تولید محتوا می زنند، کسانی که به فراخور حساسیت هایی که دارند می نویسند و خاطرات و خواسته هایشان را ثبت می کنند. اینها وبلاگ نویسانی هستند فارغ از موقعیت جغرافیایی، که چون ذراتی پراکنده در فضای سایبر، درباره اتفاقات و شرایط جامعه شان نظر می دهند. این ماهیت وبلاگ در دنیای مدرن است که از این رسانه های فردی ذراتی پراکنده می سازد، اما اگر قرار باشد این مجموعه به شکل نهادی عمل کند که اگاهی بخش است، ایجاد ِ حداقلی از انسجام، در عین حفظ استقلال افراد، مفید خواهد بود. اینکه هرکس در خانه مجازی اش بنویسد و تنها توسط عده ای خاص شنیده شود، یا اینکه نقدی و سوالی باشد و آنان که باید نشنوند، باعث افت کارآیی این رسانه خواهد بود. تجربه نیز نشان داده است که کمپین ها و ستادهای تبلیغاتی نیز آنقدر به خودشان زحمت نمی دهند که این مطالب را جمع آوری و دسته بندی نمایند. در انتخاب های پیشین هم دیدیم که بسیار نوشتند و کم خوانده شد. همین مسئله باعث شد که عده ای از وبلاگ نویسان به شکل اولیه گرد هم آیند و تصمیم به گردآوری آنچه هست و تشویق به نوشتن آنچه نیست گیرند. چند نکته اساسی در این باره به قرار زیر است:
- ما و همه شمایی که قرار است به این جمع بپیوندید دغدغه تغییر داریم و منتقد وضعیت موجودیم. نه وامدار و نه مجیز گوی هیچ جریان خاصی نیستیم، اما دغدغه دموکراسی، توسعه، رشد و رفاه مردم و کشورمان را داریم. همین دغدغه انتخاب یکی از میان دیگران را تنها راه پیش پای ما کرده است. ولی قرار نیست که تنها به یک انتخاب بسنده کنیم. می خواهیم درباره انتخابمان، دلیل اینکه این انتخاب را کردیم، مشکلاتی که به انتخاب ما وارد است و حتی پیشنهاداتمان بنویسیم و از تمامی کسانی که قلم در دست دارند بخواهیم که آنها هم بنویسند تا در جریان یک بحث و گفتگوی وبلاگی بتوانیم نکات ارزشمند و قابل استنادی را در همین فضا تولید کنیم. امیدواریم تمامی کسانی که به این موضوع فکر می کنند، چه صاحب وبلاگ و چه وبلاگ خوان، در این باره بنویسند. که بگویند چرا باید در انتخابات شرکت کرد یا نکرد؟ که چرا کاندیدای خاصی را بر می گزینند؟ که چه نقدهایی به او و گذشته اش دارند؟ که سوال های احتمالی ایشان از کاندیدا و اطرافیانش چیست؟ که تاکید بر کدام مفاهیم را برای ادامه راه اصلاح جامعه می پسندند؟
- در واقع همه دعوتند به نوشتن و فراخوانی دیگران به نوشتن. برای اینکه بشود همه این مطالب را جمع کرد و دسته بندی نمود، اگر مطلبی نوشتید به یکی از وبلاگ نویسانی که اسمشان در زیر می آید اطلاع دهید. حتی اگر وبلاگی نداشتید و به هر دلیل نخواستید در وبلاگ خودتان در این باره چیزی بنویسید، نوشته های خود را به یکی از این وبلاگ نویسان ایمیل کنید. در ضمن صفحه اینترنتی خاتمی نامه نیز بخشی از نوشته ها در این زمینه را که با مرامنامه اش منطبق است باز نشر می دهد. لینکهای روزانه ی وبلاگ های زیر و همه کسانی که به این جمع می پیوندند نیز قرار است فضایی ایجاد کند که تمامی صداها و حرف هایی که در این زمینه زده شده شنیده شود و حداقل جمع آوری و دسته بندی گردد.
- این جمع نه ستاد تبلیغاتی دارد و نه تبلیغات کسی را می کند. هرچند که گرایش خاصی به اندیشه های ترقی و دموکراسی و تغییر دارد. حتی اگر قرارمان به انتخاب باشد، حرف هایی برای زدن و شنیده شدن دارد که می خواهیم کاندیداها بشنوند و درباره شان پاسخ گویند.
- معتقدیم یک دست صدا ندارد. هرچه دوستان بیشتری به این جمع بپیوندند و هرچه بیشتر در این مسیر یاری رسانند ، می شود به مباحث بهتری وارد شد، وجوه بیشتری را دید و صداها را به گوش شمار افزونتری رساند. اگر نکته ای یا پیشنهادی هم دارید پذیرای آن خواهیم بود.
- بعد از نوشتن مطالب دوستان شما انها را جمع آوری و دسته بندی می کنند. خلاصه و فشرده ای از آنها را باز نشر می کنند تا باز هم نظرات شما را راجع به نوشته دیگران بدانند. در واقع قرار است اینگونه یک بحث خوب و ماندگار در فضای مجازی داشته باشیم و بتوانیم نتایج ان را منتشر کنیم. امیدواریم که حاصل این تلاش به کار سیاسیون و فعالین انتخاباتی آید و نامزدها زحمت پاسخگویی و عکس العمل درباره ان را متقبل شوند.
دوستانی که تا به اینجا در این حرکت یاری رسان بوده اند عبارتند از:
آق بهمن
بر ساحل سلامت / سمیه توحیدلو
بلاگ نوشت / صادق جم
جمهور / مهدی محسنی
دیده بان / بهرنگ تاج دین
زیتون
سوشیانت / امیر عباس ریاضی
کافه ناصری / معصومه ناصری
کمانگیر / آرش آبادپور
ملکوت / داریوش محمدپور
وحید آنلاین
Sad Eye Never Lie / سیّده حدیثه حسینی پور
پی نوشت: اگر دوستانی علاقمندند به این جمع در جمع بندی و دسته بندی مطالب کمک کنند، لطفا ایمیل بزنند یا کامنت بگذارند.




۳ اسفند ۸۷ @ ۳:۱۹ ق.ظ
طبق همیشه با ذوق و سلیقه بودید
ابتکار جالبی است
خوشحال خواهم شد در دسته بندی مطالب کاری از دستم بر میاد انجام بدم
بخصوص در حوزه سیاست خارجی و ره آورد آقای خاتمی
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۰:۱۷ ق.ظ
نکته جالب این بود که اسم وبلاگ ها را به ترتیب حروف الفبا نوشتی
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۰۱ ق.ظ
خسته نباشید. منم خوشحال میشم که بتونم کمکی بکنم.
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۲۹ ق.ظ
با سلام
می خواستم بدونم مایل به تبادل لینک هستید
در صورت تمایل بفرمایید تا تبادل لینک کنیم
شاد و موفق باشید
http://www.takro.net
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۵۱ ق.ظ
تو مشکلت این هست که فکر کردی همه مردم دارند وبلاگ میخونند. ببم جان مگر چند درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند. از همین تعداد، مگر چند درصدشون وبلاگ میخونند؟ باز از همین تعداد،مگر چند درصدشون وبلاگهایی که حاوی بحثهای سیاسی باشه رو میخونند؟ میبینی که تعداد خیلی کمی رو شامل میشه.
یه کم واقع بینانه نگاه بکن.
بعد هم اومدی و گفتی :”این جمع نه ستاد تبلیغاتی دارد و نه تبلیغات کسی را می کند”
برای این حرفت باید دست زد؟ باید تشویقت کرد که زورکی و البته بدون دلیل میخوای خودت رو بیطرف جلوه بدی؟
این چه حرفی هست که زدی؟ اگر طرف خاتمی هستی،بگو این جمع حامی خاتمی هستند و میخواند برای اون تبلیغ کنند.
“می خواهیم کاندیداها بشنوند و درباره شان پاسخ گویند.”
کاندیداها هم خیلی پاسخ میگویند.هنوز بعد از اینهمه فریبکاری و دوز و دغل که از تمام کاندادها شنیده اید و دیده اید . چه خاتمی چه احمقی و چه فسنجانی،باز دنبال این هستید که چه دروغ و دغلها و شیاهدیهای لفظی و عوامفریبیها و شعارهای توخالی ای رو میخواند به سوالهاتون تحویل بدند؟
———
حکایت خاتمی و افرادی که به دنبالش هستند این ضرب المثل حکیمانه هست (انگلیسی گمونم هست. دقیق مطمئن نیستم):
“اگر یک بار سرم را کلاه گذاشتی، شرم بر “تو”. اگر دو بار سرم را کلاه گذاشتی، شرم بر “من”. ”
کسی که امتحانش رو پس داده و رفوزه شده و یه بار سرشون رو کلاه گذاشته باز هم کله شون رو میارند جلو و میگند بفرما دوباره هم یک کلاه بزرگتری بگذار روش. :))
چون اگر تو شیاد ناشی ای هستی،ولی ما فریب خورندگان یا خودفریبان خوبی هستیم.
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۵۸ ق.ظ
در جواب دوستمون آقای حمید میخواستم عرض کنم که ما مکلف به انجام وظیفهایم نه ضامن نتیجه!
درست است که عدهی کمی وبلاگ من و شما را میخوانند، ولی مگه قرار است همه بخوانند و همه قبول کنند! اینکه میشه همون جامعه تکصدایی.
وبلاگ هم یک رسانه است، مثل روزنامه، مثل منبـر و نماز جمعه و تلوزیون و . . .
پس بیایید من و شما هم از رسانهی «خودمان» حرف «خودمان» را بزنیم.
در ضمن یک تحلیل آماری نوشتهام در مورد انتخابات و اینکه مایلم در فراخوان شما عضو باشم. یک نگاهی به وبلاگ حقیر بیاندازید چنانچه قابل بود، بنده را خبر کنید.
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۲:۲۵ ب.ظ
مرا هم بیفزایید … . تصمیم دارم بطور مرتب تا انتخابات بنویسم البته یکی دو روز فراغت این کار را بدست میارم.
راستی یه توصیه:
چرا اینقدر می پیچونید این قلم را؟ میشه ساده تر نوشت و کوتاه تر! خسته شدم از خوندن این پست.
البته پوزش!
۳ اسفند ۸۷ @ ۱۲:۵۱ ب.ظ
در جامعه ای که هیچ چیز درست و سر جای خودش نیست همه می خواهند سیاسی باشند اصلاً همه سیاسی هستند…
آنهم وقتی که سیاستمداران خودشان بلاتکلیفند و نمی دانند با این همه تناقضی که آفریده اند در حرفها و کارهایشان چه کنند؟
آنها حتی برای حضور در صحنه سیاسی ماهها تردید دارند و استخاره و … می کنند و حالا هم که آمده اند سکوت کرده اند و هیچ کس نمی داند پشت سکوت آنها چه چیزی نهفته است؟
آنوقت ما می خواهیم …
کجای اطلس تاریخ را
تو می خواهی
با حرف بشویی
۳ اسفند ۸۷ @ ۱:۵۵ ب.ظ
در لبیک به این جریان نو پا بنده هم چند خطی نوشتم.امیدوارم این جریان باعث گفت و شنود مثبتی بین اهالی وبلاگستان شود.
۳ اسفند ۸۷ @ ۲:۱۸ ب.ظ
منهم دوستدارم بعنوان یکی از حامیان خاتمی در جمع شما شرکت کنم
با این وبلاگhttp://barayesarbolandi.persianblog.ir/
۳ اسفند ۸۷ @ ۳:۴۶ ب.ظ
با عرض سلام خدمت شما.
می خواستم بگم که مطلب عالی بود. امیدوارم همه برای ایران تلاش کنیم تا به عالی ترین مقام ها برسد.
از بیم ملامت رهم ازمیکده بسته است ازخانه ی ما کاش به میخانه دری بود
۳ اسفند ۸۷ @ ۴:۲۳ ب.ظ
یعنی در میان دوستانتان و وبلاگ نویسان کسی از منتقدان خاتمی را سراغ نداشتید که برای رضای خدا هم شده لینک وبلاگ او را نیز اضافه کنید؟؟؟
این جمع که کلا حامیان خاتمی هستند .
۳ اسفند ۸۷ @ ۵:۲۲ ب.ظ
سلام سمیه خانم. لطفا در یک پست درباره رای دادن بهتر است یا رای ندادن صحبت کنید و اینکه اصولا در انتخابات شرکت کنیم یا آنرا تحریم کنیم بهتر است. ممنون میشم.
۳ اسفند ۸۷ @ ۶:۰۸ ب.ظ
آقای اشرفی
“ما مکلف به انجام وظیفهایم نه ضامن نتیجه!”
شما موظفید طوری به وظیفتون عمل بکنید که نتیجه ای درست و خوب رو ضمانت کند.
“درست است که عدهی کمی وبلاگ من و شما را میخوانند، ولی مگه قرار است همه بخوانند و همه قبول کنند! اینکه میشه همون جامعه تکصدایی.”
میتونی بگی از کجای کامنت من به این نتیجه های شگفت آور رسیدی؟ این حرفهات اصلن چه ربطی به کامنت من داشت؟
نه قرار نیست همه بخوانند،و مگر من گفته ام که قرار است همه بخوانند؟ من در خطاب به صاحب وبلاگ گفته ام که شما از اکثریت مطلق جامعه غافلید. و این چند پستی که در این مورد نوشته، نشاندهنده این هست که خیلی روی این اندک مخاطب و وبلاگستان حساب باز کرده و اکثریت مردم رو نادیده گرفته. من نگفتم که همه قرار هست بخونند،بلکه گفتم همه نمیخونند و اندکی میخونند.
من گفتم که همه قبول کنند؟چرا وقتی حرفی در مورد یک کامنت میخواید بزنید جوری جواب میدید که فرد مورد نظر فکر کنه که میخواستید همینطور یک حرفی زده باشید. اگر میخواید جوابی به کامنتی بدید. اول اون قسمت از کامنتی رو که میخواید حرفی در موردش بزنید رو داخل گیومه قرار بدید و در زیر اون جوابتون! رو بدید. تا طرف هم بفهمه که مخاطب حرفتون کجای کامنتش هست.
بعد اومدی و گفتی “اینکه میشه همون جامعه تکصدایی.”
عجب سخنان روشنفکرانه ای در جواب کامنت من در شما ظهور کرد. اول اومدی و از طرف من چنین برداشت کردی که من بر این نظرم که باید همگان وبلاگ بخوانند (”مگه قرار است همه بخوانند؟”) و به دنبال اون به این رسیدی که آیا باید(”همه قبول کنند؟”) و از اونجا نتیجه گرفتی که این چه نظر خطایی هست که من دارم،چون این منجر میشه به(”جامعه تکصدایی”)
“وبلاگ هم یک رسانه است، ”
بله رسانه هست، من هم نگفتم نیست. ولی در ایران کنونی…(به اول کامنت قبلیم مرجعه شود)و باید واقع بینانه باهاش روبرو شد.چون اگر واقعیتش رو دیدی، پیش خودت ذوق زده نمیشی و این ذوق زدگی باعث نمیشه که از بقیه جامعه غافل باشی و خیال باطل در ذهنت بپرورانی و فکر کنی که تمام مردم ایران همین اندک خواننده وبلاگستان(اون هم قسمتی از همین وبلاگستان) هستند و بعد هم بیای و خودت رو پیروز میدان به حساب بیاری و بعد از اون هم دچار افسردگی احتمالی ناشی از شکست احتمالی بشی. و بگی وای اینهمه وبلاگ داشتن مینوشتند خاتمی،پس چرا شد احمقی؟
آدرس وبلاگت رو هم اشتباه نوشتی.
—–
سمیه خانم عزیز بازم میگم که این اداهای بیطرف بودن در این مورد به درد میخوره و هیچ نکته مثبت و وجهه مثبتی برای فرد نیست. در مورد انتخابات باید باطرف بود و باطرفی خودت رو هم فریاد بزنی. اینجا جنگ یا هیات منصفه که نیست که بیای و اعلام بیطرفی کنی.اینجا باید اگر طرف کسی هستی که نوشته هات داد میزنه که هستی، باید به صراحت بگی.این در اتخابات نه تنها غیر قابل قبول نیست بلکه یک چیز عادی هست.
۳ اسفند ۸۷ @ ۶:۱۳ ب.ظ
تصحیح: این اداهای بیطرف بودن در این مورد به درد “نمیخوره”
۴ اسفند ۸۷ @ ۱:۰۱ ق.ظ
می تونم بپرسم چرا اسم منو از توی لینکات برداشتی؟
می تونم عبانی بشم؟
ابوذر جان اصلا ممکنه لینکت رو بردارم برادر؟ بخاطر لینکهای زیادی که بوده، و تغییراتی که توی لینکدونیم دادم تو لیست دوستام اخرین چهل نفری که آپدیت کردن دیده می شن. شما به محض آپدیت کردن اسمت میاد بالا برادر. حدود ۲۰۰ تا وبلاگ رو مشترکم. تعداد دوستان هم زیاده. اگر می خواستم همه رو این کنار بذارم، نمی شد. شرمنده که توضیح نداده بودم
۴ اسفند ۸۷ @ ۱:۴۵ ق.ظ
اندیشه ترقی و دموکراسی؟!
شما جماعت خوش خیال کی می خواهید از این خواب بیدار شوید از من به شما نصیحت بیش از این پیاده نظام اندیشه ها و آدمهای تاریخ مصرف گذشته نشوید.
خواستم مثل همیشه از کنار حرفهایتان با همان لبخند همیشگی بگذرم دلم نیامد حالا که جمع شدید و می خواهید انرژی به هدر دهید دوستانه نصیحتتان نکنم.
۴ اسفند ۸۷ @ ۸:۴۱ ق.ظ
سلام. پیشنهاد خوبی بود و من دوست دارم در این برنامه شرکت کنم. مطالبی که در این باب در وبلاگم مینگارم برای شما و آقای کمانگیر به صورت لینک قرار میدهم و از اینکه در دستهبندیها لحاظ میدارید کمال تشکر را دارم.
۴ اسفند ۸۷ @ ۸:۴۴ ق.ظ
سلام . مرا که هیچوقت برای این نظرخواهی ها قابل نمی دونید ! اسم وبلاگ حقیرمان را هم از پیوندهای وبلاگتان حذف کردید ! … در مورد انتخابات چند مطلبی نوشتم .اگر لایق دانستید & نظرتان را بیان فرمایید.
۴ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۳۱ ق.ظ
سلام با این حرفتان موافقم(نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی فردی و اجتماعی تکتک ما کم و بیش تأثیر دارد و نمیتوان منکر آن شد که زندگی در دوران زمامداری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدینژاد با هم تفاوتهایی بنیادی داشته است) اما شما که دعوت به نوشتن می کنید چرا دروغ می گویید ونوشته های مخالفتان را سانسور می کنید. کسانی که با نظر شما هم عقیده نیستند .اگر همین کا را با شما بکنند چه خواهید گفت .هر چند حذف وبلاگتان و هر انچه را که می نویسید کاری ندارد. اما شخصا باور دارم که ازادی باید باشد تا همه بگویند وبنویسند ومردم ازاد باشند در قضاوت.ودر هیچ دوره ای از دولتها ازادی کلام تا این حد نبوده. هر انچه دلت خواسته از ناسزا گرفته تا تهمت و تو هین به رئیس جمهور ملت ایران گفته ای وکسی ازادی تو را از تو نگرفته .چون قرار نیست غیر از این باشد(می خواهیم درباره انتخابمان، دلیل اینکه این انتخاب را کردیم، مشکلاتی که به انتخاب ما وارد است و حتی پیشنهاداتمان بنویسیم)این حرف تو نیز خوب است اما به شرطی که حرف خودت باشد صادق باشی نه نقش ستون پنجم دشمن را بازی کنی مثل خوارج که می گفتند حکم الله اما منظورشان نابودی حضرت علی بود . اول باید خط قرمزهای خودت را مشخص کنی.ایابه ایران و جمهوری اسلامی باور داری ان را قبول داری.اگر بگی بله با نوشته های قبلی وبلاگت چیکار می کنی اگر بگی نه این کار تو بی معنی هست.من شخصا معتقدم یک صدایی خوب نیست باید مخالف باشد تا ما را نقد کند وما نیز تحمل شنیدن وگفتن داشته باشیم http://sndt.persianblog.ir/
۴ اسفند ۸۷ @ ۲:۵۴ ب.ظ
[...] این اساس وبلاگ هایی چون “آق بهمن“، “بر ساحل سلامت“، “بلاگ نوشت“، “جمهور“، “کمانگیر” [...]
۴ اسفند ۸۷ @ ۶:۰۷ ب.ظ
با سلام در حمایت از کاندیداتوری آقای خاتمی:
تردیدی نیست که شیب این روند انحطاطی و رو به نزول کشور، با تداوم تسط باندهای های افراطی عقب مانده به سردستگی احمدی نژاد؛ تندتر خواهد شد و به فروپاشی کشور خواهد انجامید.
ما به یک دوران گذار نیاز داریم که جهت این روند انحطاطی راعوض کند. اگر رو به صعود نبرد، حداقل مسطح کند.
در شرایط موجود کشور آقای خاتمی کاندید بهینه است. خرد ایرانی امروز حتی بسیاری از تحریمیان گذشته را به این نتیجه رسانیده است! چون راه حل دیگری روی میز نیست!
در این دوران گذار (که امیدواریم چهار سال بیشتر نشود)، باید مردم نور امیدی را در انتهای این تونل تاریک ببینید. وگرنه روزی خواهد رسید که مثلا همین بسیجی هم از شدت فقر و عاصی شدن پایگاه خود را غارت خواهد کرد. آنارشیسم و کیاس همه کشور را به باد خواهد داد.
اگر خرد ایرانی در آن روز که مرحوم بختیار نخست وزیر شد، به کار آمده بود- این مخرج مشترک “عقلانی” آن شرایط حساس می توانست کشور ایران را به یک کشور آزاد و پیشرفته تبدیل کند.
بیایید دست از گنده گوزی ها و مقاله نوشتن های سی ساله و ژست های مکش مرگ مای مدرن بازی دست برداریم. واقعیت های موجود را در نظر بگیریم و با حمایت “موثر” از کاندیداتوری آقای خاتمی جنبشی را رقم بزنیم که در نهایت بتواند برای همیشه حاکمیت جهل و جنون و جنایت را در کشور ریشه کن کند
۵ اسفند ۸۷ @ ۳:۵۸ ب.ظ
سلام. دو هفته پیش با انگیزه ای مشابه شما بازی وبلاگی سه پرسش از خاتمی رو شروع کردم که مشابه بازی های وبلاگی قبل، هر کس علاوه بر شرکت در بازی که در واقع طرح سه پرسش از خاتمی هست (بعضی دوستان بازی رو به سه پرسش در مورد انتخابات تغییر دادند) ۵ نغر رو هم به این بازی دعوت می کنند که ظاهرا دیدم شما هم توسط یکی از دوستان دعوت شده بودید اما خوب مشابه اش اینجا این پیشنهاد خوب رو دادید.
تشریح بازی اینجاست:
http://gamasgamas.blogfa.com/post-82.aspx
یه نمودار پیشرفت هم برای بازی توسط یکی از دوستان درست شده که پی گیری بازی و خوندن سوالات رو آسون می کنه. نمودار رو اینجا ببینید:
http://khatami.ebramcity.com/3questions/
موفق باشید
۵ اسفند ۸۷ @ ۴:۰۰ ب.ظ
سلام/
دوره قبل که اون همه روی تبلیغات وبلاگی برای دکتر معین نیزو گذاشتین و به نتیجه نرسید،سکس از دلایلش براکندگی مطالب بود.خیلی حوشحالم که قصد همچین کاری زو کردین.گو اینکه شاید منتج به نتیجه دلخواه ما نشه،اما قطعن تاثبر گذاره!
دوست دارم که کمک کنم و باشم تو این جمع!
۵ اسفند ۸۷ @ ۸:۴۰ ب.ظ
[...] دوستان در فضای وبلاگستان حرکتی را شروع کردهاند (مثلا اینجا و اینجا و فهرست کامل آنها) برای باز کردن فضای گفتگو [...]
۵ اسفند ۸۷ @ ۹:۲۳ ب.ظ
من رای میدهم هر چند نا امید !!!
http://social.blogfa.com/post-45.aspx
۶ اسفند ۸۷ @ ۱:۵۰ ق.ظ
من در این خصوص می توانم کمک کنم ولی شروع نگارش های انتخاباتی ام را موکول کرده ام به یکی دوهفته ی بعد. حرکت بزرگ تجمع قوا نیاز دارد!
ضمنا روز مهندس مبارک خانم دکتر.
۶ اسفند ۸۷ @ ۲:۴۴ ق.ظ
[...] خانم توحیدلو در وبلاگاش مطلبی نوشته با عنوان “فراخوان: دربارهی انتخابات حرف بزنیم” که در واقع یک فراخوان وبلاگی است. در پایان مطلب هم [...]
۱۱ اسفند ۸۷ @ ۹:۳۶ ق.ظ
هموطن ما می توانیم با ارسال اس ام اس به هم و یا نوشتن روی اسکناس جنبش ما هستیم را در سراسر ایران فراگیر کنیم.
۱۲ اسفند ۸۷ @ ۳:۰۸ ب.ظ
لطفاً به وبلاگ من سر بزنید. درباره ی اصلاح طلبان
۱۲ اسفند ۸۷ @ ۶:۲۲ ب.ظ
سلام…من با امید آمدن سید عزیزمون…دوستد دارم تو این فرخوان شرکت کنم…..هنوز هم صدای.. فریاد(درود بر خاتمی) تو همایش تو گوشم می پیچه و منو دیوونه می کنه