چرا خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم؟
خبر بیانیه آمدن میرحسین موسوی چندروزی است که ستاد انتخابات و اخبار حواشی آن را تحت الشعاع قرار داده است. یادم نمی رود روزهای منتهی به دوم خرداد ۷۶ را و تلاش جمعی از منتقدین آن شرایط را به آمدن مردی که تنها آن زمان ۸ سال از دوران رییس دولت بودنش می گذشت. فراموش نمی کنم سالهای منتهی به ۸۴ را و تلاش اصلاح طلبان برای به میدان آمدن یک چهره شاخص اصلاح طلب که بتواند مانع ازخروج قطار اصلاحی به جاده های غیر عقلانی بشود. در هر دوی این زمانها میرحسین موسوی از حضور سرباز زد. در سال ۷۶ با آمدن خاتمی هوای تازه ای به جامعه دمیده شد و در سال ۸۴ ، شد آنچه که نباید. دوران چهار ساله دولت نهم که منجر به نزدیکی فطار بی دنده و ترمز دولت به سراشیبی سقوط گشته ، باعث شده احساس مسئولیت ها گل کرده و یکی یکی چهره های شاخص وارد گردونه رقابت شوند. چهره هایی که یک روز باید می آمدند که کار به امروز نیانجامد .
میرحسین موسوی مرد هوشیار و هوشمند عرصه جنگ تحمیلی است. کناره جویی از قدرت در این بیست ساله علیرغم توانایی های فردی، از او انسانی با اخلاق ساخته که به رنگ و بوی سیاست امروزین آغشته نشده است. جدای از نوع قضاوتی که درباره افکار ایشان و احتمالا عملکرد و اطرافیانشان می شود، ایشان را فردی قابل احترام می دانم. شک ندارم که حضور ایشان در هر زمانی خصوصا در فضای فعلی مغتنم است، که اگر نقدی بر میرحسین دوران جنگ و انقلاب می شود، سکوت بیست ساله ایشان و رضایشان بر وارد آمدن اینهمه هجمه بر پیکره کسانی است که زمانی به ایشان نزدیک بودند. میرحسین موسوی هرچقدر دامن از نزدیکی به اطرافیان دیروزش تطهیر کند و هرچه می تواند به عرصه بیاورد تا فاصله خود را از گفتمان اصلاح طلبی شفاف و شفاف تر سازد، باید بداند که یک دولت نیاز به نیرو دارد و با یکی دو فارغ التحصیل انجمنی و چند نیروی خارج از گردونه سیاستِ این سالها توان مهار مشکلات امروزش نیست.
اگر میرحسین موسوی آمده است که بماند باید خوشحال بود، زیرا قرار است صدایی امروز در میان منتقدین به وضع موجود شنیده شود، که حداقل بر اصولگرایی اش شکی نیست و حربه ضد ارزشی یا ضد انقلابی درباره او کارگر نمی شود. میرحسین موسوی که ما می شناسیم به اخلاق و سادگی اش شناخته می شود که این دومی در بیانیه حضورش به تمامی پیداست. می شود باور کرد که این بیانیه از تمام نمایش های ساده زیستانه رقیبش و رییس دولت فعلی بسیار به واقع نزدیک تر است. اما علیرغم همه اینها به گمانم میرحسین موسوی حال که قدم به عرصه سیاست گذاشته باید شفاف تر از پیش به سوالات زیر پاسخ دهد:
- تاکید ایشان بر دوری گزیدن از اصلاح طلبان به چه معناست و اگر اینچنین است با چه جماعتی قرار است این مجموعه درحال انحراف از مجراهای طبیعی را، می خواهد به مسیر اصلی باز گرداند؟ آیا در تصور ایشان دوستان و رفیقان دیروز و اساتید شورای عالی انقلاب نشین امروز، می توانند همراهان خوبی برای ایشان باشند؟
- آقای موسوی دم از کناره گیری از هر دسته و گروه اصلاح طلب زده است و حتی جمعی چون مجمع روحانیون مبارز را که چون خودش سابقه تایید حضرت امام را دارد و مشهور به تندروی اصلاح طلبانه هم نیست مورد مشورت قرار نداده است. ایشان در جامعه ای که حتی همین نهادهای نیم بندش را نیز مشروع نمی دانند قرار است چگونه کار کنند؟ اگر مخالف پوپولیسم موجود است ، آیا با چنین نگاه توده ای که حتی جدال تبلیغاتی اش را قرار است مستقیم با بقالان و کاسبان سر و سامان دهد، بازهم مروج همان پوپولیسم اما به شکلی دیگر ، نشده است؟
- آقای موسوی چه چیز امروز را متفاوت از چهار سال پیش دیده است؟ چرا شرایط مشابه دیروز برایشان این تعهد و مسئولیت را نیاورده است؟
- نخست وزیر محترم دوران جنگ چطور پا بر تعهد خویش با یکی از همراهان قدیمیشان نهاده اند؟ تا دیروز همه ما طبق معمول هردوره انتخابات، منتظر شنیدن نامزدی ایشان بودیم و آماده برای هرگونه همکاری با ایشان برای پیروزی. چه شد که علیرغم توافقات پیشین آمدن خاتمی و حتی استقبال گسترده ار ایشان حجت را برای نماندن در صحنه البته در کسوت یک کاندیدا، تمام نکرد؟ بودن و فعالیت موسوی ارزنده و قابل تقدیر است. اما آمدن و رقابت با خاتمی آن هم با این استقبال و فرش قرمز گسترده از سوی همانانی که به اصطلاح برای نقدشان آمده است چرا اتفاق افتاده است؟
- آیا اقای میرحسین موسوی موج گسترده ای که علیرغم تصور ستادها و شخص آقای خاتمی ایجاد شد ه است را مشاهده نکرده اند؟ اگر هدف نجات وضعیت فعلی است حضور خاتمی که ۸ سال مشاور ارشدش بوده می توانست در این راه مفید باشد. اگر هم هدف جا انداختن یک گفتمان است صرف حضورشان در هر عرصه ای و فعالیت و اعلام مواضع ایشان می تواند آن را ساری و جاری گرداند؟
- دو تصور عمومی درباره وضعیت پیش آمده در انتخابات وجود دارد. اولی که امید است که محتمل تر باشد آگاهی خاتمی و میرحسین از وضعیت فعلی و حتی برنامه ای بودن این اتفاقات است. درواقع بسیاری که هنوز حضور همزمان این دو را چندان باور نمی کنند، بیشتر بر برنامه ای بودن این اتفاقات تاکید دارند و آن را در راستای سیاست های یک طیف برای بازی انتخابات می دانند. اما گروهی دیگر حضور میرحسین موسوی را هدیه ای برای محافظه کاران می دانند که در این میان تمام امیدهای بوجود امده را از احتمال رای آوری خاتمی از بین می برد. این عده نقش بازیگردانان بیرونی را جدی می گیرند و متاسفانه خاتمی و میرحسین را تنها بازیگرانی می دانند که اگر اوضاع به این گونه پیش برود تنها فضا را برای آمدن دوباره دولت فعلی آماده کرده اند.
- آقای میرحسین موسوی باید مخاطب خود را معلوم و شفاف کند. پرهیز ازتبلیغ و تصور اینکه ایشان به هیچ سفر استانی نیاز ندارند معنایش این است که ایشان تصوری از جاافتاده بودن سخنانشان دارند. این درحالی است که زبان و کلام ایشان برای نسل جدید که حتی متولدین سالهای جنگ و پس از آن هستند و ۳۵ درصد رای دهندگان را نیز دربر می گیرند شناخته شده نیست. این روزها مفاهیم سخنانشان را نمی فهمم و با هیچ معیار و مفهوم دقیق امروزی از توسعه و پیشرفت منطبق نمی دانم. صرف خلق واژگان جدیدی چون الگوی زیست توحیدی و یا دولت تامین اجتماعی محور نمی تواند مخاطبان ایشان را از عقایدشان آگاه و مطلع گرداند. آقای میرحسین تنها گفته اند چه نمی خواهند باشند. از گفتمان اصلاح طلبانه فاصله گرفته اند. از ذکر واژگانی چون دموکراسی و حقوق بشر پرهیز می کنند، گفتمان امروز حاکمیت را نیز نقد می کنند، اما آنچه می پذیرند هنوز شفاف نیست.
- جناب میرحسین موسوی تا به امروز می توانستند پشت درهای بسته با اندک دوستان امروزی و دیروزی خود بنشینند و تصمیم بگیرند. اما وقتی وارد گردونه انتخابات می شوند باید که پاسخگو باشند و بتوانند ذهن تشنه و پرسشگر خصوصا نسل جوان را سیراب کنند. خودشان و اطرافیانشان آیا بر این مهم باور دارند؟ یا اینکه بازهم قرار است با دیدارهای نمایشی تنها به جمع آوری عده ای همسو باخودشان بپردازند و از درگرفتن هرگونه بحث و جدلی دوری گزینند؟
و الیته در این انتها نیز روی سخنم با کاندیدای اصلاح طلبان است. آقای خاتمی نباید فراموش کند بعد از یک دوره تحریم بالاخره موج حمایت از ایشان آثارش را نشان می دهد. زمزمه های تحریم دیگر شنیده نمی شود. رجوع به خاتمی آن هم بدون توقعات پیشین ، این روزها صحنه های شیراز، یاسوج و بوشهر را می آفریند. در تمام نظرسنجی ها علیرغم حضور همه کاندیداهایی که نامشان هست به شکل دوقطبی در رقابت با احمدی نژاد قرار می گیرد و هرکسی غیر از ایشان پیروزی احمدی نژاد را به دنبال دارد. البته در بهترین حالت می تواند فضا برای آمدن قالیباف آماد ه شود. یک زمانی به جد مخالف آمدن خاتمی بودم و فکر می کردم باید بتوان نیروی جدید آورد. یک روز از آمدن میرحسین استقبال می کردم، اما امروز بر این باورم که خاتمی باید بماند و به رقابت ادامه دهد که تنها شانس پیروزی اصلاح طلبی است. پاپس کشیدن خاتمی به دلیل حضور میرحسین موسوی نه تنها آنگونه که وی می خواهد نشان از اخلاق مدار بودن ایشان ندارد، بلکه باور تزلزل و ناپایداری ایشان را در بین هوادارانشان قوی می سازد و اینگونه است که خاتمی که با هزینه هشت ساله، سرمایه اجتماعی این کشور شده است بدون داشتن هیچ منفعتی این سرمایه را به باد فنا داده است. خاتمی باید بماند و با در نظر گرفتن تمامی این شرایط خاتمی را به میرحسین ترجیح می دهم و هنوز معتقدم خاتمی خاطره جمعی نسل ماست.
برخی بازتاب های وبلاگی از حضور آقای میرحسین موسوی
درباره آمدن میرحسین موسوی / محمد علی ابطحی
میرحسین ذخیره ای برای سیاست اخلاقی / مهدی جامی
بازهم بی انضباطی سیاسی / ایمایان
میرحسین کوپن تخریب خود را اعلام کرد / محمد جواد روح
خاتمی یا موسوی؟ انتخاب این نیست / ملکوت
آیا میرحسین راه خود را از خاتمی و اصلاح طلبان جدا کرد؟ / جمهور
میرحسین موسوی بعد از بیست سال آمد / آق بهمن
موسوی می آید، خاتمی چه می کند؟ / آق بهمن
موسوی بسته ای پر از ریسک / اقتصادانه
آقای موسوی! سیاست اخلاقی این بود؟ / ساز مخالف
خاتمی می مونه / آفتاب زیر ابر نمی ماند
خاتمی باید بماند / بلاگنوشت




۲۱ اسفند ۸۷ @ ۹:۵۲ ق.ظ
سلام خانم توحیدلو
درخصوص آمدن میرحسین نباید سریع موضع گرفت. دغدغه های اجماع شدن یا نشدن را نباید سریع به بدنه نیروهای اصلاح طلب منتقل کرد. میرحسین سیاستمدار است و باید او را عاقل فرض کرد. در ضمن هنوز چیزی درباره نظرسنجی ها قطعی نشده و برخلاف خیلی ها پیروزی خاتمی را نباید قطعی دانست. باید از موضع کارکردهای مثبت حضور میرحسین به موضوع نگاه کرد و دغدغه ها را به محافل سربسته تر واگذاشت. موج مخالفت اصلاح طلبان منسوب به خاتمی با حضور میرحسین راه را برای اجماع سخت تر می کند. خصوصا باید بدانیم که بدنه مدیریتی میرحسین نیز همان چهار تا آدمی که شما ذکر کرده اید نیست. این نوشته شما نیز مثل همان کار غیرحرفه ای ذکر آمار یک نظرسنجی، بسیار غیرحرفه ای و دور از تدبیر یک فعال سیاسی است که قرار است بدنه دانشجویی را هماهنگ کند.
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۱۰:۱۶ ق.ظ
بی تردید شرایط امروز با چهار سال پیش متفاوت است. پیش از انتخابات دولت تهم تصور انتخاب احمدی نژاد سخت بود ولی امروز شاهد نتیجه عمخلکرد وی و یاران و حامیان اصولگرایان نیز هستیم
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۳۹ ق.ظ
کاملا موافق نظر شما هستم. به عقیده من ، باید قول “یا من یا موسوی” را در ظرف خودش سنجید. خاتمی زمانی این قول را طرح کرد که موسوی را امین کامل و طرف مشورت خود می دانست. حالا شما بگویید آدمی که ۲۰ سال آزگار لب از لب بر نداشته و وقتی هم که می آید از پشت سر می آید و ما نمی دانیم با همه ابهاماتی که از خودش بوجود آورده ، حالا می خواهد با خنجری در دست و یا قلمی در ید ، به خدمت مردم بیاید یا نه، چه اجباریست که خاتمی را به خاطر قولش مجبور به انصراف بدانیم؟ به نظر من خاتمی اگر بیاید ، قول یک نفر را شکسته ( آنهم کسی که دیگر معلوم نیست از چه مشرب فکری برخوردار است) ولی اگر نیاید ، قول یک ملت را شکسته است. والسلام.
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۴۲ ق.ظ
ضمنا باید از کاندیدایی که ۷۶ و ۸۴ ، محافظه کاران همه از حضورش می هراسیدند ولی اکنون از تصمیم به ورودش خوشحالی و شادمانیشان را نمی توانند کتمان کنند ، ترسید. سخت هم ترسید.
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۵۳ ق.ظ
با سلام چقدر قشنگ و زیبا حرف زدید انقدر زیبا که حتی خودتان هم دروغهایتان را باور کردید.همه اقای میر حسین را میشناسند.او اهل ظاهر سازی نیست. نیازی هم به سفرهای تبلیغاتی ندارد. برخلاف بعضی ها او تشنه قدرت نیست. او به تکلیف عمل می کند. حرفهایی که در باره او زدید همه دروغ محض هست. ببینید(کناره جویی از قدرت در این بیست ساله علیرغم توانایی های فردی، از او انسانی با اخلاق ساخته که به رنگ و بوی سیاست امروزین آغشته نشده است) در حکومت اسلامی رسیدن به قدرت بی معنی است. شما از دید خودتان به مسله نگاه می کنید. در حکومت اسلامی هدف خدمت به مردم هست و اقای موسوی انرا دقیقا می داند.تو حید لو فکر می کند عقل کل هست (باید بداند که یک دولت نیاز به نیرو دارد و با یکی دو فارغ التحصیل انجمنی و چند نیروی خارج از گردونه سیاستِ این سالها توان مهار مشکلات امروزش نیست.) او فکر می کند حامیان اقای خاتمی همه نیروی کار امدی هستند که دور اورا گرفته اند خیر خانم همه اطرافیان اقای خاتمی را می شناسند کسانی هستند حاضرند برای رسیدن به منافع شخصی حتی از اقای خاتمی هم عیور کنند . چه کسانی تز عیور از خاتمی را مطرح کرد ند مگر خود اصلاح طلبان نبودند. چه شد حالا دوباره اورا علم کرده اند وصد البته خود اقای خاتمی هم این را می داند. تو حید لو به خودش نگاه کند ایا او یک نیروی انقلابی ومومن است که در خط انقلاب و رهبری حرکت می کند. که صد البته اینگونه نیست.اقای موسوی دلسوز نظام هست اومی گوید(با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.”) در صورتی که تو حید لو وامثال او با کمال وقاحت هر جا که تو انستند به دولت محترم تو هین کردند. وشخص رئیس جمهور را مورد تهمت و بی احترامی قرار دادند (آنچه که نباید. دوران چهار ساله دولت نهم که منجر به نزدیکی فطار بی دنده و ترمز دولت به سراشیبی سقوط گشته ،) انها به رئیس جمهور امریکا علیجناب خطاب می کنند و ودر همان زمان به اقای احمدی نزاد تو هین می کنند.همه می دانند که حنای انها رنگی ندارد. اقای خاتمی هر چند چهره مثبت وفعالی است اما در این زمان که ما در حال عبور از گردنه های بزرگ خطرناکی برای کشور هستیم. نمی تواند نقش افرین خوبی باشد. زیرا دور اورا افرادی همچون تو حیدلو ها گرفته اند که به هزار رنگ الوده اند. همین چند ماه قبل بود که که تر س از امریکا و حمله احتمالی انرا انچنان بزرگ کرده بود که انگار ما گوشت قربانی هستیم وتسلیم محض در برابر دشمن . همین امریکا و اسرائبل جنایتکار حامیان نوشتهای تو حید لو وامثال اوهست.( که زبان و کلام ایشان برای نسل جدید که حتی متولدین سالهای جنگ و پس از آن هستند و ۳۵ درصد رای دهندگان را نیز دربر می گیرند شناخته شده نیست.)سمیه تو حید لو می گوید کلام او برای نسل ما جا افتاده نیست. تو حید لویی که در نوشتهای قبلیش از اسرائیل حمابت کرده و رهبر سودان را مردی جنا بتکار نامیده. ومحالفان اورا افرادی انقلابی می نامد. نمی داند یا می داند که همه سلاحها و جنگ افزارهای شورشیان را در دارفو اسرائیل تا مین می کند. وانها را افسران صهیونیستی اموزش می دهد. تا غارت منافع ملی کشور مسلمان سودان در دارفو .را انجام دهند. باید هم تو حید لو از اسرائیل حمایت کند چرا که اسرائیل نیز از او حمایت می کند و اورا در سایتهایش تبلغ می کند. حال ببینید جوانان ما انهایی هستند که تو حید لو معرفی می کند یا اقای موسوی ( شکل دوقطبی در رقابت با احمدی نژاد قرار می گیرد ) او در اخر رقیب اصلی را احمدی نزاد می داند بلی این را درست گفته است شانس اقای احمدی نزاد از همه رقبا بیشتر است البته انتخابات دو قطبی نخواهد بود. احتمال اینکه اقای احمدی نزاد برنده باشد بسیار بالا است. واقای موسوی هم می داند و البته اقای موسوی در کنارزاد قرار دارد نه در رویروی او
(sndt.persianblog.ir)
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۱:۱۵ ب.ظ
با سلام
اصولا خیلی ها مثل شما فکر می کنند.
یعنی امیدوارم که بکنند…
تشکر از مطالب خوبتون
سامی
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۱:۴۹ ب.ظ
اگر دوست داشتید این یادداشت را هم به مطالب لینک داده شده در این نوشتهتان اضافه کنید.
قاچ ناامیدکنندهی اول به هندوانه!
http://www.yekpanjare.com/2009/03/1464.php
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۵:۱۴ ب.ظ
مطلب خوبی بود خانم توحیدلو.
معروفه میگن جلال آل احمد دو روز بعد از کودتای ۲۸ مرداد متوجه قضیه شد و گفت آن روز در حال اثا کشی بودم و نفهمیدم و ادامه داد دور بودن از سیاست اینها را هم دارد.
در این مورد هم متاسفانه…
مطلبی نوشتم در این باره
۲۱ اسفند ۸۷ @ ۶:۵۲ ب.ظ
خانم توحیدلو
چند سوال دارم، امیدوارم با توجه به نزدیکی و همکاری شما با ستاد خاتمی بتوانم جواب این سوالها را در پست های بعدی شما ببینم.
۱/آقای خاتمی با کدام مکانیزم نه دموکراتیک که حداقل عقل جمعی کاندیدا شد؟
۲/برنامه مکتوب و مشخص ایشان چیست؟
۳/(به فرض قبلی)چه کسی یا گروهی به طور رسمی و شناخته شده (و با مسئولیت البته)برنامه ایشان را می نویسند ؟
۴/مکانیزمهای تصمیم گیری ایشان چیست؟
…
۵/ایشان با چه تحلیلی اعلام کردند یا من یا موسوی؟ (که به نظرم امروز خود را در مخمصه قرار داند؟)
۲۲ اسفند ۸۷ @ ۹:۰۲ ق.ظ
دیشب bbc persian تبلیغ سایت شما رو میکرد. و پست آخر شما رو تحلیل میکرد.معروف شدید خانم توحید لو.
۲۲ اسفند ۸۷ @ ۱۰:۱۴ ق.ظ
خاتمی خاطره جمعی ما است بی شک . اما از آمدن و ماندن او نگرانم . هیجان انتخابات و این خوان پر نعمت که سی ساله شده همه را به سهم خواهی دعوت کرده و اختلافات را پررنگ تر. خاتمی اگر بماند و رای نیاورد… اگر بماند و رای بیاورد و کاری از پیش نرود… چه بر سر محبوبیت او خواهد آمد. وقتی برایم روشن است حامیان امروز به راحتی پشتش را خالی می کنند…
۲۲ اسفند ۸۷ @ ۲:۴۸ ب.ظ
سلام و درود.انتقادات قابل تاملی مطرح کرده اید ولی صرف انتقاد گرهی را از کار فروبسته اصلاح طلبان وا نمی کند.حقیقتا ما کار گروهی را یاد نگرفته ایم و به خرد جمعی اهمیت نمی دهیم
۲۲ اسفند ۸۷ @ ۳:۳۵ ب.ظ
با سلام و احترام در همین ارتباط بخونید نوشته های من رو در مورد دلایلم برای مخالفت با حضور میر حسین موسوی در این مقطع تاریخی و پس از اعلام خضور خاتمی رو که در تکمیل صحبتهایم در شبکه بی بی سی در روز چهارشنبه نوشته ام .
۲۲ اسفند ۸۷ @ ۶:۳۶ ب.ظ
نامه ای به آقای موسوی:
http://ppedram.blogspot.com/2009/03/blog-post_11.html
۲۳ اسفند ۸۷ @ ۱۲:۲۰ ق.ظ
بیانیه اکبر اعلمی را با بیانیه موسوی مقایسه کنید متوجه میشوید موسوی یک لاشخر سیاسیست.
۲۳ اسفند ۸۷ @ ۵:۵۳ ب.ظ
در همین مورد مطلبی با عنوان میرحسین سودای رقابت با کدام جانح دارد؟ بروزم.
۲۳ اسفند ۸۷ @ ۵:۵۵ ب.ظ
در همین مورد مطلبی با عنوان میرحسین سودای رقابت با کدام جناح دارد؟ بروزم.
۲۳ اسفند ۸۷ @ ۹:۱۵ ب.ظ
سلام
البته پیشبینی چنین موضوعی مشکله
ولی اگر به حرفهای گذشته اقای خاتمی برگردیم و به این فکر کنیم که جناب موسوی بعد از بیست سال نیامدن بعید به نظر میرسه که کنار بکشن رقیب احمدی نژاد رو میرحسین خواهیم دونست
۲۶ اسفند ۸۷ @ ۳:۲۷ ق.ظ
نمی دانم چرا هر مشارکتی که در آن هشت سال در ساحل سلامت(ابدا منظورم شما نیستین)نشسته بود و می خورد الان دارد باشدت فراوان با موسوی مخالفت می کند. حال قبل از اعلام کاندیاتوری همه شان با یک احترام خاصی در مرد این آقا حرف می زدند. خوشحالم که این ادم اصولگرا نیست، اما با آن دزدهای مجاهدین و مشارکت هم میانه خیلی جالبی ندارد.
۱ خرداد ۸۸ @ ۲:۵۳ ب.ظ
با سلام عرض شاد باشید خدمت شما دوستان عزیز و تشکر از سایت زیبایتان
لطفا به سایت امید ملت سایت اختصاصی میرحسین موسوی لینک داده و در صورت امکان بنری از میرحسین در سایت خود قرار داده و از قسمت تماس با ما در امید ملت به ما اطلاع دهید تا مشخصات شما را در لیست حامیان میرحسین قرار دهیم، انشاءالله حتما مزایایی برای شما در پی خواهد داشت.
با تشکر مدیریت سایت امید ملت
http://www.omidemellat.com
۱۲ بهمن ۸۸ @ ۲:۳۷ ب.ظ
سلام.دوستتون دارم آقای موسوی.وبه رهبراینده مون رییس اصلاحات آقای خاطمی تبریک میگم… ما هم چنان راه سبز راادامه میدهیم……… .