رییسی که فعلا رای می خرد
دوره های انتخابات در ایران همیشه هشت ساله بوده و یادمان نمی رود که برای دوازده ساله کردنش هم عده ای می خواستند طرح و لایحه به مجلس بفرستند. در واقع بین دو راند هر رییس جمهوری، مکثی و انتخاب مجددی رخ داده است. قاعده این بوده که دو سال اخر ریاست جمهوری دوره اول هر نفر به راضی کردن مردم از انتخاب چهارساله شان گذشته و چهار سال دوم هم با خطای بیشتری کار ادامه یافته است. در چهار سال دوم کمتر رییسان جمهوری به رای مردم و انتخاب مجدد می اندیشیدند. این آفت متعلق به جامعه است که افراد تنها به هویت فردی کاندیدا می شوند و احزاب چندان محلی از اعراب ندارند. برای همین است که اگر فردی نیاز به رای نداشت، شاید تلاشش هم اندک تر خواهد شد.
اما ماجرای انتخابات امسال ریاست جمهوری به گونه ای دیگر است. آقای احمدی نژاد تنها با سپری کردن چهار سال و یک دوره ریاست جمهوری وارد بازی جدی انتخابات شده است. بر خلاف دیگران رقبایش جدی هستند و قصد تغییر، خواست بخش زیادی از جامعه ماست. همین مسئله ظاهر سازی و فعالیتهایی بیشتر تبلیغاتی را ، در دستور کار این دولت قرار داده است. اگر در دوره های پیش هم مشابهش بوده اینبار این ماجرا شدت گرفته است. همین است که سخنرانی های استانی اش می شود تبلیغات برای خودش، پخش سیب زمینی هایش می شود تبلیغات، کمک های نقدی اش می شود رای خری و بن توزیع کردن هایش می شود... واقعیت اینجاست این حرکت چندان متعارف نیست که کسی پول یا بن بگیرد و شروع به پخش کردن بین مردم کند. این تنها حرکتی است که از این دولت برآمده و از ایتدا هم بوده و این روزها آنقدر شدتش بالا گرفته که رسانه های خودیشان نیز پوشش می دهند. اسمش را محرومیت زدایی ، مقابله با فقر یا هرچه می خواهند بگذارند، اما واقعیت این است که پولی که برای یکبار در شب انتخابات توزیع می شود، وعده سهامی ای که این روزها به ملت می دهند، تنها معنایش خریدن رای مردم برای دور بعد ریاست جمهوری است. گرفتن رایی به سبب محرومیت مردم و وابسته کردن ایشان به دستان دولت برای پخش اعانه در میانشان. عملی که با شان و جایگاه ایرانی همخوانی ندارد. ( شعار انتخاباتی هر ایرانی ۶۰ هزار تومان نیز که اکنون همه جا پخش می شود. ظاهرا تورم چهارساله، ده هزار تومان بر وعده کروبی افزوده است. )
پیشنهاد می شود درباره مدارس دخترانه لااقل رنگ مانتوهایشان را عوض کنند و به مراسم بیایند. روپوش های صورتی مدارس ابتدایی احتمالا خیلی به چشم خواهد خورد
کاش تنها پخش پول بود، در سفرش به اسلامشهر بخشنامه ای به تمام مدارس شده بود که باید تمامی دانش آموزان و معلمین در برنامه سخنرانی احمدی نژاد حاضر باشند. این بخشنامه نه مقطع می شناخت و نه دختر و پسر و نه هیچ استثنایی دیگر. یکی از مدیران این مدارس با شکایت اعلام کرده است که توان بردن بچه های مدرسه راهنمایی را ندارند. شلوغی بیش از حد و کنار هم قرار گرفتن دانش آموزان دختر و پسر در شرایطی که خانواده دانش آموزان را به مدرسه سپرده است کاری نشدنی است. اما گویا اصرار مسئولین بر آوردن تمامی دانش آموزان بوده است. نکته اینجاست که در آموزش و پرورش معیار ارزیابی مدیر و معاونین از همین زمان ها در می آید و کسی که مقابله کند از حقوقش بی بهره خواهد ماند. دولتیان محترم اینبار برای رسیدن به مقاصد تبلیغی خود نه گشت ارشاد شناختند، نه اختلاط ، نه تبرج و نه هیچ چیز دیگر. تنها این مهم بود که جایگاه سخنرانی حضرات پر شده باشد. اینکه بعد از پایان سخنرانی و شلوغی پایان مراسم چه می شود و چگونه مدارس باید تمام دانش آموزانشان را کنترل کنند و بازگردانند، فکری به حالش نشده بود. چند و چونش دیگر مهم نبوده و نیست!
این ماجرا از ابتدا بوده و همچنان در این روزهای آتی ادامه خواهد داشت!




۶ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۲:۲۹ ب.ظ
عکس جالبی بود که فکر میکنم از دست فارس در رفته بود. توجه شما قابل تحسین است.
۶ اردیبهشت ۸۸ @ ۳:۳۲ ب.ظ
به نظر این خیلی بد نیست که افراد تنها به هویت فردی کاندیدا میشوند و احزاب چندان محلی از اعراب ندارند. دلم میخواهد بدانم چرا از نظر شما بد است.
۶ اردیبهشت ۸۸ @ ۹:۰۹ ب.ظ
چه مدرسههای خلوتی پس دارند که اینقدر کم دانش اموز دارد! و چقدر هم کم دانش اموز دارد اینجا!!!
لابد ما هم بیشعور هستیم دیگر!
و چقدر بیشعورتر که فکر می کنیم وعده نقدی شدن یارانه ها تکلیف برنامه و از ابتدای سال پیش گفته شده است و نه شعار انتخاباتی…
چقدر ما بیندگان این مطلب بیشعور هستیم.. واقعا هااااا
۶ اردیبهشت ۸۸ @ ۹:۰۹ ب.ظ
چشم خود را درویش کن و به مانکنها نگاه نکن ، مگه خواهر مادر نداری؟
۶ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۱:۳۳ ب.ظ
[...] رئیسی که فعلا رای می خرد کاش تنها پخش پول بود، در سفرش به اسلامشهر بخشنامه ای به تمام مدارس شده بود که باید تمامی دانش آموزان و معلمین در برنامه سخنرانی احمدی نژاد حاضر باشند. این بخشنامه نه مقطع می شناخت و نه دختر و پسر و نه هیچ استثنایی دیگر. یکی از مدیران این مدارس با شکایت اعلام کرده است که توان بردن بچه های مدرسه راهنمایی را ندارند. شلوغی بیش از حد و کنار هم قرار گرفتن دانش آموزان دختر و پسر در شرایطی که خانواده دانش آموزان را به مدرسه سپرده است کاری نشدنی است. اما گویا اصرار مسئولین بر آوردن تمامی دانش آموزان بوده است. نکته اینجاست که در آموزش و پرورش معیار ارزیابی مدیر و معاونین از همین زمان ها در می آید و کسی که مقابله کند از حقوقش بی بهره خواهد ماند. دولتیان محترم اینبار برای رسیدن به مقاصد تبلیغی خود نه گشت ارشاد شناختند، نه اختلاط ، نه تبرج و نه هیچ چیز دیگر. تنها این مهم بود که جایگاه سخنرانی حضرات پر شده باشد. [...]
۶ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۱:۳۷ ب.ظ
سلام
بگذارید هر جولانی که میخواهد بدهد . پایان کابوس یک شب چهار ساله نزدیک است .
۷ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۰:۲۸ ق.ظ
خیلی از مواقع به این نتیجه می رسم که جامعه ما اینگونه است که اینگونه با ما برخورد می کنند، اگر استقبالی وجود نداشته باشد که از این طرح ها به این وفور به ذهن دولت نمی رسد. مردم می خواهند که چنین باشد. آن هم به این دلیل است که همیشه در حداقل ها نگه داشته شده اند و فکر نان و روغن همیشه یکی از اصلی ترین دغدغه هایشان بوده ، وقتی عمده محرومیت احساس شده ما اینست خوب علاج کوتاه مدت و نه پایدارش هم همینست.
فقط امیدوارم این نتیجه گیری من اشتباه باشد وگرنه این بار هم احمدی نژاد رای می آورد
۷ اردیبهشت ۸۸ @ ۱:۴۳ ب.ظ
من هم با مهدی سعیدی موافقم که خیلی بی شعور است!
۷ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۱:۰۲ ب.ظ
تحلیلتان خوب بود
این روزها تحلیلها و اخبار خیلی خوب و قانع کننده ای در وب هستندامامتاسفانه بسیاری از این مطالب محدود به عرصه اینترنت است و توده مردم عادی اکثرا هیچ اطلاعی در مورد قضایا ندارند. یا حتی اگر داشته باشند هیچگاه قطعات پازل را کنار هم نمی چینند
۸ اردیبهشت ۸۸ @ ۹:۰۷ ق.ظ
من هم با یارممد و مهدی سعیدی موافقم!
۸ اردیبهشت ۸۸ @ ۹:۰۹ ق.ظ
البته جهت رفع شبهه عرض کنم که موافقت من در مورد بی شعور بودن جناب سعیدی است
۸ اردیبهشت ۸۸ @ ۶:۲۲ ب.ظ
با سلام. دشمنی تو حید لو با دولت نهم. وشخص اقای احمدی نزاد. از سالها قبل اشکار بوده و نیازی به تکرار نیست. هر کجا او وهم فکرانش در خارج از کشور که تو سط سازمان سیا رهبری میشوند از رادیو زمانه گرفته تا تو هین های بی حدش به اقای ریئس جمهوردر وبلاگش وعالی جناب خواندن اوباما فقط از تو حید لو وفکر مریضش بر می اید. که هم زمان بالاترین مقام اجرایی کشورش را مورد تمسخر قرار می دهد. او هدفی جز نابودی ایران اسلامی ندارد. نابودی جمهوری اسلامی از ارزوهای همیشگی او بوده وهست. تو حید لو در راستای تبلیغات صهیونیزم حرکت کرده وسعی در تخریب دولت نهم دارد گاه با تمسخر گاه با زیر سوال بردن سفرهای استانی. گاه باانتقاد از سخنرانیهای اقای احمدی نزاد در دانشگاه امریکا و سازمان ملل هر جا که تو حید لو تو انسته در راستای اهداف امریکا و اسرائیل و حرکت نموده واز هیچ خط قرمزی پروا نکرده که البته وصد البته امریکا و اسرائبل نیز پاداش اورا داده اند.از حمایت کردن در سایت وزارت خارجه اسرائبل گرفته تا ………… بگذریم. او یادش رفته که سفر های استانی از ۴ سال پیش ادامه داشته ومربوط به نزدیکی انتخابات نبوده.البته تو حید لو باز فراموش کرده. دادن پول نه برای تبلیغات انتخاباتی بلکه طرح هدف مند کردن یارانه هاست احتمالا خود تو حید لو نیز فرم هدفمند کردن یارانه ها را پر کرده. تا به حساب او نیز پول یارنه ها بعد حذف انها واریز شود. رطب خورده منع رطب نمی تواند بکند. این پول یارانه ها کاملا با وعده شبخ اصلاحات فرق دارد. ان کجا و این کجا .حتی خود اقای موسوی هم در اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها دنبال رو اقای احمدی نزاد هستند و. لابد او هم باید به مردم پول بدهد.اما وقتی طرحی ملی اجرا میشود افرادی همچون تو حید لو کاری جز تخریب ندارند.اما در باره بردن دانش اموزان به محل سخنرانی تو حیدلو حتما هم مردم را که از اقای ریئس جمهور استقبال می کنند کودک هستند. همه دانش اموز هستند جالب است .او باز یادش رفته شاگردان امروزی را نمیشود به زور ودستور مجبور به کاری کرد. اگر دانش اموزی به استقبال می رود چون نمی تواند وقتی اقای احمدی نزاد به شهرشان می اید برای استقبال نرود . او برای دیدن ریئس جمهورش سر از پا نمیشناسد. کنار پدر .مادرش کنار هم کلاسیهایش..با شور و امید فریاد یار امام خوش امد را سر می دهد.که این شعار خار چشم دشمنان امام و انقلاب است.
۱۰ اردیبهشت ۸۸ @ ۱:۴۰ ق.ظ
“یک دوست” اگر امروز شیراز بودید می دیدید که می شود دانش آموزان اامروزی را نیز به استقبال رییس جمهور به نظر شما محبوبشان برد!!!!
۱۴ اردیبهشت ۸۸ @ ۹:۵۸ ق.ظ
تراوشات معدی “یک دوست” نشان می دهد که افکار پارانوئید گفتمان غالب در این چهار سال شده و متاسفانه شور و هیجان نوجوانانمان به جای این که به مسیل تفکر هدایت شود، به گرداب توهم جاری شده است!