احترامی که به “چه کسی روایت کند” مربوط است!
این روزها حجم کار و حجم سوژه هایی که می شود درباره شان نوشت بسیار است. آنقدر که حتی از لابه لای روزنامه ها و صفحات سایت ها و وبلاگ ها هم پاک می شود. برخلاف روزهای تعطیل و اوایل فروردین ماه که روزها کند می گشت، این روزها وقایع با دور تند از پی هم می روند. امسال سال انتخابات است و نه تا ۲۲ خرداد که تا مدتها بعد از آن درباره آن خواهیم شنید. بدون شک برنده کسی است که در منازعه اخلاق و صداقت از خود به نکویی یادگار گذارد.
یکی از دغدغه های همیشگی بسیاری از جماعت نسل پیش از ما، بعضا بی تفاوتی ای است که نسل جوان به انقلاب و ارزشها و حتی برخی از چهره های شناخته شده دارند. در بسیاری مواقع در مقابل تندی ها و انتقادات این نسل موضع می گیرند. گاهی سکوت می کنند، گاهی تنها می گویند در آن زمان نبودید و نمی فهمید. گاهی هم خودشان از خودشان نقد می کنند تا جماعت متولد بعد از سالهای انقلاب بدانند که خود ایشان نیز به آنچه ثمره تلاششان شده نقد دارند و یا شاید قرار نبوده چنین باشد که شده است.
در اغلب مواقع اگر آرام و متین سوالی از این نسل بپرسی می توانی نقدها و گاهی خون دل هایشان را از آنچه نباید می شده و شده، ببینی. جوانانی که با شور و با آرمان نظامی را سرنگون می کنند و بر مسند آن تکیه می زنند. سی سال سعی و خطا می کنند و تا بدینجا پیش می روند. و البته در بین تمامی افراد این نسل از مخالفین انقلاب تا موافقانش، همیشه صحنه هایی هست که با حسرت از آن یاد کنند. از همبستگی ها و همدلی ها گرفته تا … از بدبین ترین ها هم که می شنوی دارند چیزهایی که از آن روزگار بر دانسته هایت اضافه کنند و در نهایت یادش بخیری در همان باب بگویند.
ظاهرا در این انتخابات اخیر بیش از دوره های پیش صحنه های مواجهه دو نسل را خواهیم دید. خواهی نخواهی یک کاندیدای مطرح اتصال کامل دارد به حال و هوایی که این روزها بسیاری با ان غریبه شده اند. نه تنها متعلق به آن گفتمان است که هنوز برجسته هایی را از آن گفتمان می شناسد که نیاز می داند که به گوش نسل حاضر برساند. به نظر می رسد نسل جوان نیز با موسوی در حال تعامل است. بسیار دیده ام کسانی که در فضاهایی متفاوت به گونه ای دیگر سخن می گفتند و رفتار می کردند و در مواجهه با میرحسین حتی در انتخاب واژگان نیز احتیاط می کنند.
یکی از زیبا ترین صحنه های برنامه پویش نسل سوم در سالن همایش های برج میلاد که مملو از جوانانی بود که حتی بعد از جنگ به دنیا آمده اند، صحنه های پخش کلیپ از گذشته تا حال بود. صحنه هایی که از میرزا کوچک جنگلی، ستارخان و باقرخان، سید جمال الدین اسدآبادی، امیرکبیر، مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، مصدق، صحنه های انقلاب، شریعتی، بازرگان، امام خمینی، طالقانی، سالهای جنگ، شهدایی چون باکری و همت و …، مسئولین فعلی نظام ، رحلت امام، دوم خرداد، هیجدهم تیرماه، ترور حجاریان و … تشکیل شده بود. شور و هیجان سالن باعث شده بود که هم با اشعار آشنای روی کلیپ همخوانی کنند و هم نسبت به تک تک عکس های پخش شده عکس العمل های جالبی نشان دهند. عکس العمل های خودجوشی که توسط خود جمع چندهزارنفری کنترل می شد. تشویق خاتمی و موسوی که طبیعی بود. تشویق مصدق و بازرگان و شریعتی هم معمول بود. و البته در خور اعتنا و قابل احترام. اما شناخت تک تک چهره های زمان مشروطه توسط جمع به نوعی که یکصدا سید جمال ها یا جنگلی ها تشویق می شدند، یکصدا برای شعبان بی مخ ها هو کشیده می شد. نکته دیگر اینکه میزان علاقه، احترام و شناخت جوانان حاضر همانقدر که نسبت به شخصیت های تاریخی ماست، نسبت به شهدا و فرماندهان خالص جنگ تحمیلی نیز جریان داشت و همت، باکری، بروجردی، چمران و … بسیار مورد تشویق قرار گرفتند.انقدر بود که زهرا رهنورد در تک جمله ای که گفت به این اشاره کند که “من امروز از مشروطه تا ملی شدن صنعت نفت، از ملی شدن تا انقلاب، و از انقلاب تا به امروز را در چشمان تک تک شما جوانان دیدم.”
عکس العمل جمعیت نسبت به تصاویر حضرت امام نیز جالب بود. تصاویر رحلت امام با سکوت و در نهایت صلوات حضار همراه شد و تصاویر دیگرشان نیز به مانند دیگران مورد تشویق قرار می گرفت. تنها می شد یک درس گرفت که این بسیار مهم است که چه کسانی و چگونه بخواهند از شخصیت های تاریخ ایران و انقلاب و جنگ استفاده کنند. همین افراد شاید نسبت به استفاده ها و سوء استفاده های جماعتی از این چهره ها حساس باشند و حتی موضع گیری کنند، اما وقتی همان تصاویر در روال تاریخی آنها پخش می شود و مدعیانی از جنسی دیگر و به زعم بنده از جنسی آشناتر به این افراد می یابد، جز احترام اتفاقی نمی افتد. حتی اگر چون همیشه نقدهایی باشد، حتی اگر هنوز بسیاری از زوایای تاریخ انقلاب و جنگ را نسل جدید ما نفهمد و یا منتقد یا حتی مخالف باشد. اما ارائه صحیح این چهره ها، همیشه با احترام همراه شده است.
خلاصه اینکه چینش تاریخ و چینندگان تاریخند که باعث می شوند، احترام به تاریخ سازان تقویت شود و ماندگار بماند!




۱۱ اردیبهشت ۸۸ @ ۸:۵۳ ق.ظ
خود جوش! شاید اشتباه می کنم . ولی باور نمی کنم تو همچین مراسمی یه عده (مثلا ۵۰۰ -۶۰۰ نفر) انتخاب نشده باشند تا در مواقع ضروری تشویق کنند یا هو بکشن تا بقییه ناخود آگاه با رفتار این گروه همراهی کنند.
یعنی تصور میکنید برگزار کننده های مراسم این ریسک رو می کردند که این جمعیت رو به حال خودشون رها کنند که بعد اتفاقی موقع پخش تصویر امام خمینی یا شهدا ناخود آگاه یه عده از جمعیت هم بکشن
۱۱ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۲:۰۷ ب.ظ
بانو توحیدلو:
آیا واقعا می توان اسم مصدق را در کنار مرحوم آقای خمینی قرار داد؟ آیا واقعامی توان اسم ملی شدن نفت را در کنار انقلاب اسلامی قرار داد؟ به راستی چند نفر از افرادی که انقلاب کردند، امروز هم مایل هستند در سال ۱۳۵۷ همچنان انقلاب کنند؟ راستی صادق قطب زاده کجاست؟ بنی صدر کجاست؟ حضرت آیت الله شریعتمداری کجاست امروز؟ از پرواز انقلاب کجا هستند؟
آیا فکر نمی کنید اگر به جای آقای موسوی، فردی مانند عزت سحابی، عباس امیر انتظام و یا حتی عبدلله نوری کاندید بودند و با مردم صحبت می کردند، شاهد صحنه های زیبا تری نبودند؟ یا حتی اکبر اعلمی یا شعله سعدی؟
۱۱ اردیبهشت ۸۸ @ ۲:۰۴ ب.ظ
ما چه طور باید خبردار شیم برای شرکت توی این همایشا؟
۱۱ اردیبهشت ۸۸ @ ۳:۴۰ ب.ظ
جدا احساس جوانان در مورد این تغییرات از نقطه اول انقلاب تاکنون برای شخصی مثل من که هم زمان شاه را دیده و هم انقلاب را و هم این تغییرات و امروز را، خیلی گویاست. به خصوص تحلیل هایی که از اوضاع و شرایط دارند و تقاضاهاشان بسیار مهم و تعیین کننده است. امیدوارم که آقای مهندس موسوی با درک این شرایط و احساسات و به خصوص تقاضاهای کاملا روشن و گویای جوانان در مسیر ریاست جمهوری گام بگذارند. و اگر واقعا مرد میدان عملی کردن این تقاضاها نیستند یا وعده ندهند و یا با همان صداقت و صراحت همیشگی شان بگویند. موسوی تیری است از ترکش امید، که اگر به خطا برود و عمل نکند، معلوم نیست چه کسی اعتماد این جوانان را جلب خواهد کرد. پس یا واقع گرا باشیم و تمام امیدمان را در موسوی متمرکز نکنیم و یا آینده را با همه شرایطش بپذیریم.
۱۲ اردیبهشت ۸۸ @ ۵:۰۴ ب.ظ
موسوی: «از هر فردی که به قانون اساسی و رهبری وفادار باشد در دولتم استفاده خواهم کرد» قلم نیوز
شما خانم روشن اندیشی هستید امیدوارم این روحیه مثبت را در خود تقویت کنید با این حال شور و حال انتخابات نباید نقابی بر واقعیت باشد . در این اظهار نظر اقای موسوی کمی تامل کنید ایشان قانون اساسی کشور را در کنار نام یک مقام سیاسی که باید او نظر تابع قانون باید اورده است به راستی این نوع نگرش چه معنی میتواند داشته باشد .
چشم به واقعیت بستن و نگاه حزبی داشتن برای این کشور جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت .
بهتر است به جای نگاه حزبی نگرش منطقی را در وبلاگ خود ترویج کنید .
۱۲ اردیبهشت ۸۸ @ ۷:۵۱ ب.ظ
خانم توحیدلو
واقعا این سایت شما یک سایت مربوط به تفکر مدنی است؟ مسئولیت این همه توهین که در سایت شما به مردم و شخصیت های مورد احترام مردم می شود با کیست؟ تو را به خدا به خاطر حفظ اخلاق و حرمت جامعه و مردم هم شده، اول کامنت ها را بخوانید و بعد نصب کنید. از بلندگوی شما به همه توهین می شود و شما به اسم دمکراسی و جامعه مدنی همینطور میگذارید هر چه به دهانشان می آید بگویند. والله اگر این دمکراسی است که شما سنگش را به سینه می کوبید صد رحمت به همان استبداد که لااقل حرمت ظاهری افراد در آن حفظ می شود. اگر فرصت خواندن این کامنت ها را ندارید لااقل بخش کامنت را کاملا تعطیل کنید. من برای شما متاسفم و دیگر هم در سایت شما کامنتی نخواهم گذاشت.
۱۲ اردیبهشت ۸۸ @ ۹:۰۴ ب.ظ
درود من بر شما
یک دم خروس دیگر
اینجا ایران است
۱۲ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ
بخاطر یک نفر که دهنش را باز می کند و هر ببخشید مزخرفی می گوید نمی توانم همه نوشته ها را حذف کنم. آن یک نفر را فیلتر کرده ام تا مستقیم نیاید. اما تکنولوژِ ی است و اتفاق می افتد. این حمیدی که برای من می نویسد مدتها است که علاقمند به فیلتر کردنش هستم و نه علاقه ای به تعریف هایش دارم و نه خزعبلاتی که می نویسد. از مدتی پیش هم تلاش می کردم کامنت هایش را حذف کنم. من از شما پوزش می خواهم. و از همه دیگر خوانندگان این کامنتدونی که نوشته های ایشان را تحمل می کنند. امیدوارم این سیستم جفنگ یاب وبلاگ درست عمل کند و کامنتهایشان را اسپم کند. این اقا پیش از هرکس به من و حتی خانواده ام بدون هرگونه اشنایی بد و بیراه گفته و فکر کنم شخصیتشان به حد کفایت برای همه روشن شده باشد.
۱۳ اردیبهشت ۸۸ @ ۸:۵۴ ق.ظ
در جواب شماره ۶: در نظرات منتشر شده که تا شماره ۸ می باشد من توهینی نمی بینم. ولی اگر انتقاد از آقای خمینی مصدق یا بازرگان توهین تلقی می شود که دیگر دهان ها را باید بست.
آقای موسوی کف مطالبات ملت ایران را مطرح نمی کنند چه رسد به اینکه به او امید بست یا نبست.علاوه بر انتقادهای متعددی که بر سکوت او در این ۲۰ سال تلاش ایرانیان برای تغییر وارد هست باید گفت اینکه نظامی نمیتواند به افراد جدید اعتماد کند یا مدیران جدید مورد اعتماد رژیم تولید نمایدکه هم توانایی اداره کردن و هم توانایی جذب ۲۰ درصد آرای مردم را داشته باشند نشانه بن بست است.
نکته دوم: احساسات این جوانان نشان دهنده جامعه ایران نیست. احساسات ملی را میتوان در انتخابات آزاد یا حداقل با آمدن فردی مثل خاتمی و طرح مطالبات ملت دید نه در جمع مورد اشاره متن شما.البته بودن خاتمی در آن جمع کمی کمک کننده بود.
سوم: موسوی هیچ شوری نتوانسته به وجود بیاورد و ادبیاتش کمی بیش از ۲۰ سال کهنه است.
چهارم: بد نیست به صحبت های آقای علوی تبار در جمع دانشجویان قم اشاره ای بکنیم که گفته است مردم ایران معمولا خواسته ها را مطرح نمی کنند بدلیل ترس تاریخی ولی همه چیز را جک می کنند و اضافه کرده است اگر آزادی ندهیم شورش خواهد شد.
می خواهم بگویم ملت یا دانشجویان بستگی دارد که چه کسی و با چه تفکری در برابر آنها قرار بگبرد تا بخشی از احساسات و مطالبات واقعی خود را بیان نمایند.
در نهایت یک انتقاد: بنظر شما کسی که برای نظام خود تاسیسی این جمله را دارد میتواند قابل احترام باشد: حفظ نظام از اوجب واجبات است.
مفهوم جمله فوق آنست که میتوان هرعده از ملت که به خیابان ریخت یا در قالب دیگری خواستار تغییر رژیم شد درو کرد. آیا دیکتاتور دیگری در تاریخ سراغ دارید که چنین گفته باشد و اگر برداشت من اشتباه هست توضیح شما راهگشا خواهد بود.
۱۳ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۱:۰۴ ق.ظ
جناب کامنت شماره ۹ (رحیم)
خانم توحیدلو کامنتی را که پر از توهین به ملت ایران و مردم و شخصیت های مورد احترام آنها بود پاک کرد (البته باتاخیر) ولی کامنت مراکه در اعتراض به آن بود پاک نکرد. وحالا هرکس این کامنت مرا بدون خواندن آن کامنت زشت ببیند گمان می کند که بنده دیکتاتور و مخالف آزادی هستم. بهتر بود خانم توحیدلو این کامنت مرا هم پاک کند. آن کامنت را مطمئنم اگر شما هم میخواندید بسیار ناراحت می شدید. صفاتی به مردم ایران نسبت داده بود که حتی شرم دارم بازگو کنم. مقصود من مطالبی که الان در کامنت دونی مانه است نیست. همه ما اهل نقد هستیم و گفتگو نه اهل فحش و توهین و ناسزا.
۱۳ اردیبهشت ۸۸ @ ۴:۱۸ ب.ظ
سایت با فیلتر
http://0221.info/index.php?br=aHR0cDovL3d3dy5yb296b25saW5lLmNvbS9hcmNoaXZlcy8yMDA5LzA1L3Bvc3RfMTI1NjMucGhw
http://www.roozonline.com/archives/2009/05/post_12563.php
حتما بخون
در ضمن به حرفهای ناطق پور هم گوش نده مگه مقایسه خمینی و مصدق اینقدر بده که آدم استبداد رو ترجیح میده!!!!!!!!
۱۳ اردیبهشت ۸۸ @ ۶:۱۰ ب.ظ
جناب یه همکلاسی (کامنت ۱۱) شما به توضیحات بنده در کامنت قبل از خودتان توجه نفرمودید. این اعتراض من در مورد یک کامنتی بود که شخص معلوم الحال مجهول الهویه ای به نام حمید که همواره در کامنت هایش به مردم و باورها و خواسته هایشان توهین می کند، نوشته بود و در آن به ملت ایران توهین کرده بود. دقت کنید: متاسفانه به مردم ایران توهین کرده بود. و یک لفظ بسیار شنیع در مورد مردم به کار برده بود که من مطمئنم کسانی که خوانده اند اگر حس وطن دوستی و ملیت ایرانی داشته باشند حتما ناراحت شده اند.این لفظ آنقدر زشت و پلیدانه است که من حتی حاضر نیستم برای توضیح علت اعتراضم آن را تکرار کنم. متاسفانه مدتی هم روی این کامنت دونی بود. شما توضیح خانم توحیدلو را که بعد از کامنت من است اگر دقیق بخوانید موضوع روشن است.ایشان وقتی بنده اعتراض کردم و خودشان هم خیلی از این کامنت ناراحت بودند آن را حذف کردند. بنا براین اعتراض من به این مقایسه ها و تحلیل ها نیست. متاسفانه این روزها مد شده است که برخی افراد با اسامی مجعول وارد کامنت ها می شوند و با پنهان شدن در پشت انبوهی از دشنام و ناسزا به مردم و باورهاشان دن کیشوت وار بر طبل آزادی می کوبند و فکر می کنند مثلا به اهدافشان رسیده اند. بنده اعتراضم به این نوع کامنت ها است نه نقدهای اصولی که عموما در سایت ها دیده می شود.البته انتظار میرفت خانم توحیدلو وقتی آن کامنت را حذف کرد اعتراض مرا هم حذف کند که این سوء تفاهم ها پیش نیاید.
۱۳ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۱:۳۹ ب.ظ
[...] واکنش مشابهی رخ دهد. ولی برخلاف آنچه که خانم توحیدلو نوشتند بعد از پایان صحبتهای تاریخی «حیاتی» (انالله و… …به [...]
۱۵ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۰:۲۶ ق.ظ
[...] این کلیپ ، اینجا نوشته ام. کسی نیست ببیند و افسوس صد سال تلاش ایرانی [...]
۲۰ اردیبهشت ۸۸ @ ۱۲:۴۳ ب.ظ
هنوز هم در میان این بحث ها گیج مانده ام و نمیدانم حق با کیست… اما این را میدانم که دلم با موسوی نیست… چون دلیلی نمیبینم کسی که کنارش گذاشته بودند حتما آدم خوبی بوده که مخالفش شدند! شاید در اینجا این شعار کار نکند که : “دشمن دشمن من دوست من است”
۱۴ خرداد ۸۸ @ ۵:۵۸ ب.ظ
[...] واکنش مشابهی رخ دهد. ولی برخلاف آنچه که خانم توحیدلو نوشتند بعد از پایان صحبتهای تاریخی «حیاتی» (انالله و… …به [...]
۸ آبان ۸۸ @ ۱:۲۶ ب.ظ
تشویق شریعتی البته باید هم معمول باشد
بی دلیل نبود که شخص اول قبل انقلاب بود.
تلاش هایش را همه، ذره ذره دادند بر آب.
۲۷ دی ۸۸ @ ۱۲:۱۲ ب.ظ
چرا دروغ؟
پس از پخش تصویر ارتحال امام همه سوت و کف زدند…