Wordpress Themes

پدر ِ همیشۀ دانشجویان ِ دانشگاه تهران

اگر دانشجوی دانشگاه تهران باشی و کمی هم در سنوات دانشجویی پر سابقه، نباید معاون دانشجویی ِ سالهای ۷۸ را فراموش کرده باشی. استادی به تمام معنا که بزرگترین درسی که از ایشان می توانستیم بگیریم اخلاق بود. دکتر خدایاری از جمله معدود کسانی بود که در مقابل هرگونه ظلمی که بر دانشجویان می رفت هیچوقت ساکت نمی نشست و بسیار زمانها به تنهایی در مقابل فشاری که بر دانشجویان می آمد، می ایستاد. انقدر بود که حتی بعد از زمان معاونتش نیز محل رجوع دانشجویان در هنگامه سختی ها و ملالت هایی بود که بر دانشگاه می رفته است. دکتر خدایاری نامی آشنا است برای دانشجویانی که زمان دانشجویی را در کوی دانشگاه گذرانده اند و دو بار هجمه ناجوانمردانه به شان و حیثیت دانشجو و دانشگاه را در کوی دانشگاه به خاطر دارند. بعد از ماجراهای سال ۷۸ اینبار نیز کوی دانشگاه دستخوش حمله قرار گرفت و اساتیدی که در مقابل این فاجعه اعتراض کردند دستگیر شدند. دکتر خدایایری یکی از همین اساتید بود.

ایشان در وبلاگشان روزشماری از بازداشت پنجاه و شش روزه خود نوشته اند. همان زمان که آنجا بودم نیز درباره اصرارشان بر ماندن در انفرادی شنیده بودم. روزشمارشان خواندنی است و تا حدودی زنده کننده برخی از خاطراتم.

البته لازم است برای کسانی که به اینچنین نثرها و نوع نگاه ها به زندان انتقاد دارند یادآوری کنم که ایشان و یا هر یک از دیگرانی که بیشتر علاقمند به شخصی نویسی های زندان هستند در واقع این منش را برگزیده اند و این معنایش این نیست که فراموش کرده اند نفس وجود زندان با چنین جرائمی از پایه غلط است و ظلم محسوب می شود.

۶ نظر برای “پدر ِ همیشۀ دانشجویان ِ دانشگاه تهران”


  1. یک دوست:

    باسلام جالب بود البته ان قسمت که نوشتی(تا حدودی زنده کننده برخی از خاطراتم.) منو یاد اون نوشته ات انداخت که در باره مکه رفتنت نوشته بودی انداخت!!! حالا بشین و پز زندان رفتنت رو بده!!! البته زندانی که در ان بشود وبلاگ نوشت و فیلم نگاه کرد با زندان گوانتنامو یا ابو غریب خیلی فرق دارد. خودت کمی فکر کن. اگر در امریکا گروهی با حمایت سازمانهای جاسوسی خارجی سعی در براندازی واجرای کودتای مخملی داشتند. چگونه برخورد می کردند. انصاف داشته باش. سران قوم به قول خودت که همیشه از انان یاد می کردی. مثل حجاریان و ابطحی و… خودشان قبول می کنند که گناهکارند .حالا تو که انگشت کوچیکه حجاریان هم نمی شوی. شدی کاسه داغ تر از اش.البته بر این باورم که هیچکس را نباید به خاطر عقیده واندیشه خاص خودش زندانی کرد. اصلا شرط ازادی اندیشه ادمی را از دیگران متمایز می کند. اما در قضیه انتخابات مسله فرق می کرد دیگر مسله اندیشیدن نبود اقدام همه جانبه سازمانهای جاسوسی غربی و عوام داخلی انها در براندازی بود.در هیچ کجای دنیا ازادی بیان به اندازه ایران نیست وقتی زندانی از زندان وبلاگ می نویسد. ادم متعجب میشود در کجای دنیا این چنین چیزی ممکن هست؟برای همه جوانان این مرزو بوم ارزوی رهایی از همه بندها و دامها را دارم .بیشتر بندها را ادمی خود به دست خود درست می کند. خدایا ما را هدایت کن تا ان باشیم که تو دوست داری. نه ان که خود دوست داریم. چرا که تو خود بر احوال ما از خودما عالم تری

  2. یک دانشجوی سابق دانشگاه تهران:

    البته طبیعی است که شما اعضای سابق انجمن دانشگاه تهران اینقدر نسبت به خدایاری ابراز عواطف و احساسات کنید. واقعا در حق انجمنی ها و تحکیم پدری کرد. اما بد نیست یادآوری کنیم که همین مدیر اطلاعاتی سابق که در سمت فرهنگی نشسته بود پدر اعضای سایر تشکلهای دانشجویی را درآورد در دوران حاکمیت خودش. به گونه ای که همان سالها یک تجمع دانشجویی علیه او با عنوان “اعتراض به انگیزاسیون قرون وسطایی در دانشگاه” برگزار شد. انصاف در نقد هم خوب چیزی است. خصوصا وقتی ادعای جامعه شناسی دارند بعضی ها.

  3. همراه:

    جواب “یک دوست”:
    حرکت سبز مردم کاملا خودجوش بود و وسط کشیدن پای بیگانه بهانه ای بود برای سرکوب کردن. حجاریان و بقیه اعترافاتشون به مفت نمی ارزه چون بعد از آنهمه در زندان و انفرادی بودن و خانواده ها را تهدید کردن گفته شده. اگر سردمداران رژیم راست می گویند که بر حق انتخابات و جریانات بعد از آن هستند باید بدون دستگیری مدارک تماس با بیگانه و انقلاب مخملی را به مناظره تلویزیونی بیاورند و این بازجوهای مهربان را بیاورند که به زبان خوش مردم را روشن کنند!!!! شاید خدا راه دلتان را بسته که مانند کوران آنچه را جلو چشمانتان اتفاق می افتد نمی بینید و سخنان حق و رنج دیگران راهی به دلها و افکار شما ندارد… شاید…
    سمیه عزیز: از اینکه به روشنگری ادامه می دهی از تو سپاسگزار هستیم. ما بیشماریم و کسانیکه می خواهند ما را نادیده بگیرند روزی از کوردلی خود غرق در حیرت خواهند شد… آنزمان که نور حقیقت آنچنان عریان می شود که برای هیچکس قابل کتمان نیست… این وعده الهی است…

  4. یاسمن:

    سمیه عزیز چرا پاسخ یک دوست را نمیدهی ؟البته همراه عزیز خیلی خوب جوابش را دادآقا یا خانم یک دوست زندان حتی بدون شکنجه با امکانات رفاهی استخرووبلاگ!!!حداقلش شکستن و خرد کردن روحیه زندانی است پس هیچ اعترافی تحت شرایط زندان ارزش ندارد

  5. Pharaoh:

    بله! همگی‌ درست میفرمائید!!

    فرعون تا وقتی‌ که تو کاخش بود خدایی میکرد، وقتی‌ گرفتار رود نیل شد اعتراف کرد!
    بله البته چون این اعتراف تحت فشار خفگی بود از طرف خدا پذیرفته نشد!
    ولی‌ این کجا و آن‌ کجا!

  6. رویا دلشاد:

    پدر همیشه ی دانشجویان دانشگاه! چه عبارت عالی و در شانی!
    سپاس سمیه جان !
    و من هم لیاقت داشتن سهمی از این پدرانه رو داشتم. پدری بزرگ و اخلاق مدار.
    و در جواب یک دوست باید بگم از جایگاه عضو بزرگترین تشکل صنفی و کاملن غیر سیاسی دانشگاه در اون موقع، ایشون واقعن در راه احقاق حقوق دانشجو سنگ تمام گذاشتند و خدماتی که در این راه به دانشجو کردند به هیچوجه قابل اغماض نیست. منصف باشید لطفن!

محل نوشتن نظرات