Wordpress Themes

گپی دلسوزانه با کارشناسان وبلاگی!!!

اینکه مدتها و بلکه سالهاست که نمی نویسی اصلا مهم نیست. اینکه تعداد خواننده ات هم چقدر بوده، در ادامه کار فرقی نمی کند. حتی اگر کمتر از انگشتان دست بوده باشد. مهم این است که وقتی همه راه ها را رفتند و تمام برگه های ساخته شده در پرونده را بالا و پایین کردند و به عبارتی چیز دندان گیری حاصلشان نشد، باید از این فضای مجازی و از این وبلاگستان که به مانند خاری در چشم شده است این روزها مایه بگذارند.

وجه اشتراک تمام بازجویی ها درباره اغلب کسانی که به تازگی در بازداشت به سر برده اند و تازه آزاد شده اند، جلسه بازجویی و تفتیش عقاید درباره وبلاگ است. البته اگر صاحب خانه ای کوچک در این فضای بزرگ بوده باشند. از استاد گرفته تا دانشجو و از فعال سیاسی تا فعال اجتماعی، خانه های کوچکشان که ستونش از نوشته های ذهن است ظاهرا عمارتی بزرگ دربرابر دید عده زیادی شده است.

web20

هرچند تنها وبلاگ و وبلاگ نویسان نیستند. تمام شبکه های اجتماعی به نوعی مقصران اصلی حوادث اخیر شده اند. کسانی که حتی نمی دانند توییتر چیست، حتی نمی دانند قابلیت های جایی مانند فیس بوک کدام است، به راحتی همه آنها را محکوم می کنند. غافل از اینکه هرکدام از اینها تنها یک ابزار است. ابزاری که به تنهایی نه برای جاسوسی و نه برای هیچ فعالیت سیاسی مناسب نیست. ابزاری است که هرکس به تناسب توان خودش و داشته هایش در اینترنت از آنها استفاده می کند. نوشتن جملات ۱۴۰ کاراکتری در توییتر، نوشتن وبلاگ با نهایت (دست بالا) چند هزار خواننده ثابت چیزی نیست که اینقدر مهم باشد. چیزی نیست که به تنهایی اتهام زایی کند و باعث تضعیف پایه های حکومت گردد. گاهی حس می کنم همین ترس، همین انسدادها و همین بستن ها و اجازه نوشتن ندادن هاست که در نهایت تاثیرات مخرب تری را برجای خواهد گذاشت. متاسفانه کسانی که این روزها فضای مجازی را هدف قرار داده اند، صاحب اطلاعات بسیار کمی از این فضا هستند. قابلیت هایش را نمی شناسند زیرا اگر می شناختند، از آن استفاده می کردند و تلاش برای مهارش نمی نمودند. این روزها کسانی که به دنبال محو نوشته ها در این فضا هستند افرادی شده اند که از دور دستی بر آتش دارند. فعال بودن در فضای مجازی را نمی شناسند. نهایت اشناییشان پرینت هایی از مطالب نوشته شده در وبلاگهای کسانی است که این روزها در بندند یا نوشته هایی که درباره در بند کشیده شدگان نوشته شده است. پرینت هایی که با ردهایی از ماژیک فسفری های لایت هم شده اند. و سوالاتی که به قولی متهمین باید پاسخ دهند.

امروز فضای مجازی، فضای ناشناخته و یا بد شناخته شده ایست که دائم در حال محکوم شدن است. هر تولیدی در آن مورد بازخواست قرار می گیرد. اما اگر بودند افرادی منصف و آگاه در حاکمیت که کمی این فضا را می شناختند حتما آنها را به منع این روش فرا می خواندند. فضای مجازی خاصیت مجازی دارد. بسیاری از چیزها در آن حقیقی نیست. اما در جایی که آزادی هست افراد حقیقی هم در آن حضور دارند و حقیقی می نویسند. همین حضور افرادی که می شود به نامشان و حضورشان اعتماد کرد باعث می شود این فضا پربار شود و گاهی تولیدات قابل توجهی به لحاظ محتوایی در ان دیده شود. اما به محض اینکه فشارهایی از این دست بر آن وارد آید، این نوشته ها کم نمی شود اما وبلاگ ها و آی دی های جدید با اسامی غیر حقیقی مانند قارچ از زمین اینترنت خواهد رویید. عده زیادی ترجیح می دهند نامشان در پشت نوشته هایشان مخفی بماند تا بتوانند راحت بنویسند. شفافیت در این فضا از بین خواهد رفت و اهمیت نوشته ها به دلیل کاهش اعتماد کاهش پیدا خواهد کرد. شاید امتحان کرده باشید که نوشته هایی که دارای نویسندگان حقیقی در این فضای مجازی هستند بیشتر خوانده می شود و در فضای حقیقی به آنها استناد می شود. بردن این فضا به سمت عدم شفافیت یعنی رسیدن به همان فضایی که در ابتدای ورود اینترنت بر این مکان حاکم بود. آن روزها کم بودند کسانی که جزات با نام خود نوشتن را پیدا می کردند. اگر هم با نام می نوشتند، از همه چیز نمی گفتند.

یکی از مصداق های بارز کنترل کردن و نه مدیریت کردن، همین رفتار حاکمان با فضای مجازی است. اینترنت را نمی توان در قبضه خود در آورد. اگر با فضایش مشکل دارند نباید با ف ی ل ت ر ینگ به دنبال حل آن باشند. اگر با نوشته ها مشکل دارند نباید با تحدید نویسنده دنبال حل آن باشند. اگر با ابزارها مشکل دارند نباید با متهم کردن ان شبکه و ابزار به جاسوسی دنبال حل آن باشند. نتیجه همه این کارها می شود مجازی تر شدن این محیط مجازی. در شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک دیگر تمام نام های خانوادگی می شود یا ایرانی یا تهرانی و … امضای پای نوشته ها می شود نامعلوم. این فضای غیر شفاف نه برای کنترل حاکمیت مطلوبست، نه برای بهره بردن درست و کارآمد از فضای اینترنت. هم کاربران و هم حاکمان نفعی از آن نخواهند برد. در هر صورت اینترنت می ماند و نوشته ها نوشته می شود و …

در کار ملک گاهی باید کمی صبور بود و به اندازه اندک نوشته ای در گوشه وبلاگی آزادی ِ نقد را تحمل کرد. هر چند برای ملکداری بیشتر از آن نیاز است.

۱۲ نظر برای “گپی دلسوزانه با کارشناسان وبلاگی!!!”


  1. م . محمدی مهر:

    ++++++++++++++++++

  2. رنگین کمان:

    غمناک نباید شد از طعن حسود ای دل
    شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

    سبز و سلامت باشید

  3. یک دوست:

    با سلام. نمی دانم شما با چه استدلالی به این نتایج محیر العقول رسیدید؟؟ وقتی شخصی مثل شما که با مطرح کردن مقد مه ای نادرست بخواهد نتیجه ای درست بدست اورد. باید به شما افرین گفت!!نگاه کنید((تمام شبکه های اجتماعی به نوعی مقصران اصلی حوادث اخیر شده اند.))یا((متاسفانه کسانی که این روزها فضای مجازی را هدف قرار داده اند، صاحب اطلاعات بسیار کمی از این فضا هستند)) تو حید لو اشکارا با القا این نکته که همه فعالان عرصه دنیای مجازی که با دولت جمهوری اسلامی مخالف هستند. طالب حقیقت و ازادی هستند. وبسیار عالم که بر همه دقایق و ظرابف این دنیای مجازی اگاهند و در مقابل مخالفان انها نه از تو یتر چیزی می دانند نه از وبلاگ نویسی ونه از فیس بوک .ونه از قابلیتهای این دنیا ی مجازی با خبرند!!!! عجبا همه نادان و تو حید لو عقل کل؟؟؟ متاسفم از اینکه شخصی خودش را ادم سیاسی بنامد. وخود را مبارز قلمداد کند. جامعه شناس بداند اما با الفبای جغرافیای رسانه ای دنیا نا اشنا باشد.و قادر به تشخیص تا کتیکهای جنگ روانی و براندازی نرم نباشد. خود مدیران تویتر اعلام کردند که ما از طرف وزارت دفاع امریکا بودجه ای چند میلیون دلاری را برای تقویت شبکه و ارتقاع ان برای هما هنگی با دیگر رسانه های ماهواره ای و تبلیغی برای ایجاد تغییر در ایران در یافت کردیم. دنیای مجازی مخاطبان خاص خود را دارد اینجا هم میدان جنگ هست . فقط نوع ان متفاوت هست . درست مثل جنگهای الکترونیکی که با جنگهای متعارف فرق دارد.اما در مورد فیلتر کردن.این یک اصل قبول شده در همه دنیا هست. در همه کشورها اجرا میشود. از خود امریکا گرفته تا چین و روسیه. حتی در انجا به صورت قویتر اجرا می شود.حتی گفتگوهای تلفنی انها نیز شنود میشود. وایمیلهای انها چک میشود.واگر در نت بر خلاف نظام امریکا و امنیت ان چیزی منتشر شود در کمترین مدت رهگیری و ارسال کننده بازداشت می گردد.تو حید لو دوباره خط کشی کردن را شروع کرده خودی ها و غیر خودی ها او خود را از حا کمان جدا می بیند انگار ایرانی نیست؟ او هیچ ارزشی به هم وطن های خود قائل نیست.چرا نمی دانم شایدزیاد زندگی کردن در دنیا مجازی اورا موجودی مجازی کرده!!او از نداشتن ازادی می نالد اما کسی نیست به او بگوید. تو که همه تهمت ها را می زنی و همه حرفهایت را با ازادی می گویی. حتی زندانیان سیاسی مخالف ما هم از داخل زندان می توانند به نت دسترسی داشته باشند. باز فریاد بزن ما را محدود می کنند البته در هر کشوری باید قانون رعایت شود . اما متاسسفانه کسانی که دیگران را در مناظره ها قانون گریز می نامیدند و ادعا داشتند اگر به قدرت برسند قانون را حاکم خواهند کرد .وقتی شکست خوردند اولین قانون شکنان و بزرگترین دروغگویان از اب در امدند. جز خود همه را خلاف کار نامیدند. در دنیای خیالی خود رابر حق وهمه را نا حق نامیدند.وبدبخت تر از انها کسانی هنوز خود را طرفدار انها می نامند. چه در دنیای مجازی وچه دردنیای واقعی وقتی کسی از یاران قدیمشان از انها تبری می جویند .وپشیمان می شوند و توبه می کنند.می گویند انها نمی دانند در محیط زندان اعتراف کردند.انگار از مسیح مسسیحی تر میشوند.و وقتی با شیاطین خود خلوت می کنند می گویند ما با شما هستیم.

  4. خانوم خانوما:

    جناب یک دوست عزیز، ارتقا به معنی بلند شدن، برآمدن و صعود (فرهنگ معین)در انتهایش همزه دارد و نه ع! در ضمن در فارسی اصطلاح «از کاسه آش داغ تر» را داریم و اگر بخواهید ترجمه انگلیسی همین اصطلاح را بیان کنید، می شود« کاتولیک تر از پاپ» و نه مسیحی تر از مسیح! این اشکالات برای شمایی که چنین مباحث سنگین و مفیدی را مطرح می کنید مناسب نیست و از شأن علمی تان می کاهد. مؤید باشید!

  5. یک دوست:

    با سلام از تذکر خانوم خانوما ممنونم متاسفانه به خاطر ایرادی که در کی برد بود و نداشتن فرصت کافی برای ویرایش این اشکال پیش اومد. باز متشکرم اما در مورد اصطلاح کاتولیک تر از پاپ یا مسیحی تر از مسیح هر دو درست هست و کار برد دارد. در ضمن دوباره به خاطر دقتی که در خواندن مطلب نوشته شده به کار بردید ممنونم امیدوارم هر کجا که هستید موفق باشید

  6. امین:

    جناب “یک دوست” حتی اگر یک روز در جلسه بازجویی و در خدمت بازجوی محترم نسبت به مسائل دنیای مجازی و اینترنت بازخواست شده بودند، به راحتی متوجه می شدند که تمام نوشته های سمیه توحیدلو عین حقیقت هست، خصوصا آن قسمت مقدمه.
    البته به نظر من شنیدن کیفر خواست دادستان در دادگاه های اخیر که فیس بوک و تویتر و مترجم فارسی گوگل و … را متهم به انقلاب مخملی می کردند، برای کسی که دستی در دنیای مجازی دارد نشان دهنده عمق ماجرا هست، اما اگر این راهم کافی نمی دانید می توانید به کیفر خواست هایی رجوع کنید که بازجویان محترم در متن آنها تفاوتی بین مثلا سایت کلوب دات کام و گروه دکتر شریعتی (یکی از گروه های فعال در شبکه اجتماعی کلوب دات کام) را نمی فهمند و آن ها را در کنار و به اصلطلاح هم عرض هم می آورند. تازه خود انتخاب سایت کلوب دات کام هم به خاطر فارسی بودنش هست وگرنه بازجویان محترم ظاهرا اصلا توانایی وارد شدن به سایت هایی مثل فیس بوک و توییتر را هم ندارند!!!

  7. محمد رضا:

    سلام اقای یک دوست. اگه زندگی توی دنیای مجازی ادمو مجازی میکنه زندگی در عالم اوهام نیز ادمو متوهم میکنه! دنیای حقیقی مونو ازمون گرفتین( غصب کردین) به دنیای مجازیمونم کار دارین؟! شما دن کیشوتها چون با علم مخالفین با تمام دستاوردهای اونم مشکل دارین! از توی زیر زمین بیا بیرون. افکارت نمور شده!راستی اینهمه سایت و وبلاگ طرفدار دولت توی دنیای مجازی هست اونا مجازی نیستن! یه چیز دیگه: فکر کنم موقع نوشتن دستت می لرزه با اون غلط املائیت! داری دچار تردید میشی.

  8. رضا رئیسی یکی از خس و خاشاک:

    سلام مطلب این اقای دوست درا خواندم نمیدانم چرا ناخوداگاه یاد مناظره افتادم و جمله من به شما علاقه دارم !!! البته متن ایشان هم به همان اعجاز میمانست خدا شما را برای خودتان و جمیع عاقلان مقیم مرکز حفظ بفرماید والسلام علیکم جناب دوست
    امدید بلاگ ما یا نه؟؟؟

  9. رضاکیانی:

    سلام . وقت شما بخیر و نیکی باد .
    یک نگاهی به آخرین پست کلبه حقیرمجازی من بیاندازید. بسیار مشتاقم که از نظر ارزشمندتان بهره مند شوم .
    باسپاس

  10. لاله:

    خیلی ممنون که کامنتم را حذف کردی.چون خیلی منطقی حرف زده بودم .انهم از زبان یک مدافع سابق میرحسین.که گفته بود به اسم امام دارید به امام خیانت می کنید.چقدر شعار میرین؟روز قدس علیه امام شعار میدین:نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران.موسوی به منتتظری نامه می ده.خیلی دموکراتی. ادعای تو و امثال تو گوش فلک را کر کرده.عیب نداره هرچی اینجوری کنی بیشتر مطمئن می شم که حقیقت پیش شما نیست.ببین با پاک کردن کامنت من حقیقت پاک نمی شه.مهم اینه که تمام فامیل ما از موسوی برگشتند.نترس این واقعیته چون از منافق ها بدشان می اید.راستی یه دروغ دیگتونم که لو رفت .موسوی متولد اسفنده نه مهر.

  11. همراه:

    لاله عزیز:
    اگه تمام فامیل شما از میرحسین برگشتن، تمام فامیل ما به موج سبزش پیوستن! چون باورش نداشتن تا اینکه اخیرا شکشون با دیدن اعلامیه هاش و مردانگیش رفع شد. منافق دیگه چه کشکیه برای کسی که میگه به قانون اساسی مملکت باید عمل بشه! میدونید آدمهایی مثل شما و یک دوست روشتون رو از رییس دولت گرفتید که همانا زدن تهمت و سفسطه است. ایکاش واکسن ضد کوردلی هم ساخته بشه چون هیچ منطقی نمیتونه بگه ریشه اینهمه توهم و کوردلی کجاست وقتی همه حقایق و ادله جلوی چشمتون رژه میرن و شما همچنان مقاومت می کنید که مبادا حرف حقیقت به زبانتون جاری بشه!!!

  12. ???:

    be khoda man ham azab mikesham.narahatam.be khoda ru delam ye ghame bozorge mesle to.ama azize del be koja chonin shetaban?

محل نوشتن نظرات