Wordpress Themes

استدعا دارم، البته با کمی شرمندگی!

رسما مانده ام با کامنتهای این وبلاگ چه باید کرد. اعتقاد داشتم بگذار ملت بیایند و هرچه می خواهند بنویسند. گاهی حتی حوصله خواندن نوشته های بی ربط بعضی را نداشتم. اما کامنتدونی را بخاطر بعضی کامنتها و نکته هایی که در آن یادآوری می شد دوست داشتم. همیشه بوده و هستند کامنتهای بیربط. یکی می آید حرف خودش را می زند. یکی می آید به حرف بی ربط دیگری پاسخ می دهد. یکی می آید شاخ و شانه می کشد و بد و بیراه نثار می کند. یکی می آید و می شود نماینده همه حاکمیت. یکی می آید و تو را به همه چیزهای متناقض متهم می کند و تو با هر بد و بیراهی که نثارت می کند روده بر می شوی از خنده. اما همه اینها با بودن همان چند کامنتی که از دوستانت می رسد، از کسانی که می دانی خواننده این صفحه اند و خودش باعث افتخار است، قابل تحمل می شود. گاهی هم نقدی و نکته ای پای مطالب می آید که از اصل مطلب مهمتر است و درس آموزتر.

تا همین قبل تر ها همه کامنتها بود. فرض هم این بود که هر جنبنده ای که اینجا می آید می داند کامنت چیست و وقتی کامنتدونی آزاد است یعنی چه. اما بعد از مدتی مهمانان ناخوانده وبلاگ زیاد شدند. عده ای که از یک طرف فضای اینجا را نمی شناختند و بر روی کامنتها هم ان قلت داشتند. از طرف دیگر عده ای هم آمدند و نااشنا با صاحب خانه در این کامنتدونی نشستند، چه نشستنی! عقل حکم می کرد که با تایید منتشرشان کنم. اما اینکار را نکردم. تنها به فیلتری برروی کلمات بسنده کردم. اما نشد. دستی مجبور بودم برخی نوشته هایی که بعضا قبولشان داشتم نیز تایید نکنم. ماحصل شد یک کامنتدونی با جمع کثیری از کسانی که فقط فحش به نوشته ها و شخصم می دادند. تا اینجا باز مشکلی نبود. اما هنوز حساسیت وبلاگ و کامنتدونی برطرف نشده بود.

چندی پیش تصمیم گرفتم برای مدت کوتاهی کامنتدونی را ببندم. بعد حساب و کتاب کردم یعنی که چه. حالا درست است که هم فیس بوک و هم فرندفید هم می شود پای مطالب کامنت گذاشت و اکنون هم می گذارند. اما کامنتهای پای وبلاگ یک چیز دیگری است. تنها چاره کار این شد که بیایم و بگویم الا ایها الدوستان ! کمی دریابید محدودیت های این فضا را که همان محدودیت ها کم نویسم کرده. اما قصد نوشتن دارم و قرار نیست از این خانه  و از این حق مجازی ِ اندک کوتاه بیایم. بیایید و کمک کنید تا این کامنتدونی باز بماند. می دانید حساسیت ها چیست. ما هم که ایرانی و خدای پیچاندن نوشته ها. لطفا با پیچش بیشتری کامنت بگذارید تا بتوانم نگهشان دارم و کامنتدونی پر از کامنتهایی نشود که تا کنون شده است. خدا خیرتان بدهد.دعا کنید تمام شود این حبس ِ بزرگی که برایم /مان ساخته اند.

به عبارتی همگی یاری کنید تا سمیه بلاگ داری کند !!!

۲۲ نظر برای “استدعا دارم، البته با کمی شرمندگی!”


  1. لویاتان:

    چشم. ما که خود قربانی این مسئله هستیم اما نه به این وسعت، اما چشم.
    ——————
    سمیه: چشمتان بی بلا. انشا الله اینگونه قربانی نباشید هیچوقت

  2. فرهاد مفیدی:

    با درود

    این وبلاگ ,وبلاگ جنابعالی است ,ما هم مهمان ناخوانده کاملا صحیح می فرمایید اما مملکت ملک ابوی سرکار علیه نیست که از فضای اینترنت سو استفاده ی پوپولیستی می کنید

    از آنزمان که با نوشته های شما آشنا شدم به هر بهانه مدافع سرسخت نظام و انقلاب بودید ,کمیها و کاستیها را بازگو می کردید اما آن هم نه در ابعاد حقیقی بلکه به صورت تخفیف یافته با این بهانه که معذوریت دارید که آن هم قابل درک بود اما در کنار آن با زرنگی مدافع نظام ,انقلاب و امام بودید هر بار که مناسبتی می یافتید به گونه ای از خمینی یا آرمانهای انقلاب می نوشتید مخالفینتان هم البته مطالبی می گفتند که هیچگاه پاسخ نمی دادید به این نهج حساب عملکرد انقلاب و نظام را از آنچه بر مردم می رفت مجزا می ساختید.آنطور که از محتویات و مندرجات پستهایتان و از بسیاری چیزهای دیگر می شد فهمید از خانواده ای سنتی هستید, اوایل این همه را به حساب تربیت و محیط رشدتان می گذاشتم تا این حوادث اخیر پیش آمد , پیش از انتخابات در پیامی به شما و دوستانتان که غرق فضای انتخابات بودید کامنت نسبتا بلندی نوشتم با این مضمون که نظام هیچگاه نتیجه ای خلاف آنچه تمنا دارد از انتخابات به دست نمی آورد مطابق با عادت همیشه محبت کرده پاسخی ندادید تا خودتان دستگیر شدید و در انتخابات هم آن قضایا پیش آمد باز هم کسی در صدد انتقام یا رخ کشی برنیامد حتی من رجیستر دامین شما را چک کردم و قصد داشتم از طریق اف تی پی یا ایمیل رجیستر شما .abouzar@gmail.com

    صفحه را مجددا بالا بیاورم یا آدرس دامین جدیدی مانند قبلی با صفحه ای برای پیگیری وضعیتتان ایجاد کنم اما چون دیدم به قدر کافی دوستانتان سر و صدا کردند و ممکن است برایتا ن بدتر دردسر شود منصرف شدم , پس به هیچ وجه در اندیشه ی بازگو کردن اشتباهاتتان نبودم , از زندان هم که تشریف آوردید از اولین کسانی بودم که بازگشتتان را خوش آمد گفتم اما با نهایت تعجب مجددا همان رویه را در نوشته هایتان در پیش گرفتید کاری که موسوی هم که دنباله روی او هستید می کند ,یعنی به زبان ساده “ایها الناس آنچه که بر شما می رود همان چیزی نیست که امام می خواسته و حساب انقلاب و نظام از متجاوزین به حقوق مردم جداست ” حرفی که گنجی هم در خارج کشور می گفت و برخی هم صرفا با این توجیه که ایشان نمی توانند ساختار شکنی کنند آن را توجیه می کنند اینکه شما تحت فشار هستید یا نمی توانید از براندازی نظام بگویید کاملا قابل درک است اما دفاع از نظام_ انقلاب یا خمینی دخلی به تحت فشار بودن یا نبودن ندارد شما باید مسوول آنچه می گویید باشید معهذا هیچکس شما را به سبب آنچه نگفتید بازخواست نمی کند .
    سرکار خانم اسلامگرایی به عنوان یک جریان سیاسی بدهی بزرگی به جامعه ی ایران دارد و بلاهای بزرگی بر سر ما آورده لیکن ما قصد انتقام گرفتن نداریم اما اینکه قصد انتقام گرفتن نداریم اینکه مثلا امروز در این شرایط نمی گوییم موسوی باید پاسخ اعدامهای سال ۶۷ را دهد به معنای چشمپوشی از آنها یا از دیگر خیانتهای ایشان نیست متاسفانه گویا اینطو برداشت شده که اساسا مسئله ی بزرگی نبوده . سرکار خانم . خمینی قاتل جوانان مملکت است همو بود که دستور تجاوز به زنان و مردان این مملکت را داد همو بود که بهترین فرزندان میهن را به جوخه های اعدام سپرد اینکه تو او را دوست داری یا نداری مسئله ی شخصی خودت است اما اینکه با سو استفاده از شرایط موجود و با جو پیشامده بخواهی برگ زیتون به قامت نظام و انقلاب و شخصیتهایشان بپوشانی آنوقت دیگر مسئله ی ما می شود

    آرمانهای انقلاب هم که از آن دم می زنید ,همان آرمانهای گروههای چپ و مجاهد بود که بعدها رویه ی اسلامی به خودش گرفت کدام آرمان را می فرمایید “گلوله ی پاسدار تو قلب سرمایه دار” شعار کمونیستی نیست ؟ چقدر شما اسلامیستها بی شرم هستید که هنوز دست بر نمی دارید
    پدر مملکت در آمده امکان فروپاشی ایران در آینده وجود دارد اینهمه مردمانی که به خاک سیاه نشسته اند اخلاقیاتی که از جامعه رخت بر بسته_ فساد و فحشا بیداد می کند _فقر ناداری و رواج خرافات_بی دادگری و ظلم بی حد و اندازه همه و همه سهم ملتی است که همان آرمانهای انقلاب را باور داشتند دیگر با چه رویی از انقلاب و بنیانگذارش می گویی ؟ چه کسی مسوول است اگر شما روشنفکران مذهبی مسوول نیستید؟

    پاینده ایران

  3. محمد:

    چشمممم همه سر براه مملکت میدهیم سمیه خانم

  4. tanha:

    سلام سمیه خانم
    با اجازه ی شما دوست دارم در جواب آقای فرهادی بگویم :
    آقای فرهادی سلام ، من نیز چون خانم توحیدلو طرفدار این نظام و امام هستم … از حوادث اخیر هم کسی نیست که از دل رضا باشد ، ولی فرق است بین نخواستن و تغییر ، امام ما !! اگر زندان انداختند و اگر اعدام کردند ، توجیه کاملا شرعی و در زمان خود اقدام لازم جهت ثبات کشور و حفظ انقلاب انجام دادند ……. فکر میکنید مثلا اگر به جای جمهوری اسلامی ، نظامی دیگر سر کار بیاید این مردم ( که جامعه را تشکیل می دهند ) نوع نگاهشان ، فرهنگشان و …. عوض میشود ؟ !!!
    به بهانه ی اسلام و از آنجا که مردم ما بیشتر مذهبی هستند و بعد ملی ، ( که این را کاملا می توان از اقشار متوسط مردم که جمع کثیری را تشکیل می دهند و نه قشر روشنفکر جامعه ) دریافت ….
    مطالعات من ، مطالعات تاریخی نیوده و نیست و ادعایی نیز در این بین ندارم ولی به تاریخ رجوع کنید ، کدام کشوری به نظر شما دارای حکومتی ارمانی بوده است ؟ کدام رهبر برای مردم خویش تا حدی که امام برای مردم مقبولیت داشته ، مورد قبول واقع شده است ؟ …. جز چین آنهم به علت وجود جمعیتی بسیار بیشتر از ما کدامین کشور برای از دست دادن رهبر خویش ماهها رخت عزا بر تن نمودند ؟…..
    اگر با عقاید خانم توحیدلو مشکل ندارید به امامی که ایشان به ان معتقدند نیز احترام بگذارید ….. من جناب موسوی را از همان ابتدا در قد و قامت یک رئیس جمهور نمی دیدم ، من متعلق به زمان ایشانم و با کار کرد وی نیز اشنا ، جناب کروبی هم اگر می توانستند مدیریت کنند از پس همان بنیاد شهید بر می آمدند که الان خانوده های شید همت و باکری نگویند ما چنین زندگی کردیم و چنان زندگی کردیم …. پس مرا با این رهبران جنبش سبز نیز کاری نباشد ….. جناب ا. ن هم که مسائل خاص خودش را دارد و جناب رضایی هم که فعلا به تجارت خویش بپردازند بهتر است ….. پس می بینید که آنچه خود را به عنوان کاندید معرفی نموده اند ، آن پتانسیل موجود در کشور نیست ، مردم ما اعتقادشان سست شده و اینها به خاطر عملکرد بد روسا ست …. خود انقلاب ، امام و یاران واقعی ایشان مشکلی نداشتند ، همان طور که امام گفتند حفظ انقلاب مهمتر از خود انقلاب است …. این انقلاب را باید من و امثال من و بزرگتران من حفظ میکردند که نکردند …. طمع ، حرص ، زیاده خواهی ، حسادت ، مقام و قدرت و همه و همه خاصه هایی است که نه در انسان متعلق به جمهوری اسلامی وجود دارد بلکه در تمامی انسانهای این کره ی خاکی یافت می شود ……. تنها مشکل بر سر این است که این جمهوری در ادامه اش اسلامی را دارد و اسلام با همه ی این صفتها سر ستیز دارد …. پس این اسلام نیست مه بد است این مائیم که بدیم ….. اگر من بد می کنم پای اسلامم نگذارید ……. اگر حکومت بیراهه می رود ، اگر به نظر آزادی بیان نیست ( که باز مخالفم چون اگر آزادی بیان نبود این مقدار هم نمیشد حرف زد ) ، اگر زنان اختیار ندارند که مثلا حجاب نداشته باشند ! ( یکی از معضلات این کشور و یکی از قوانین ان نیز هم !) ، همه به قانون گذاری ان بر میگردد و به عدم درک صحیح از قوانین اسلام ….. که البته بالشخصه خیلی از قوانین این کشور را مبتنی بر فطرت انسان میدانم ولی مردم درست توجیه نشده اند …. برخورد دگم و سطحی مسئولین با بعضی از دستورات اسلام نیز یکی دیگر از عوامل دین گریزی است ، اما همه ی اینها هست ولی اصل انقلاب که به اصل اسلام بر می گردد چیز بدی نبوده و نیست …….. میدانم که توضیحاتم قانعتان نمیکند ، سری پورشورتر از این ها دارید ولی بیاید به قول سهراب جور دیگر ببینید ….

  5. tanha:

    ببخشید سریع نوشتم، جناب مفیدی را به اشتباه فرهادی تایپ کرده ام که پوزش می طلبم

  6. بهار:

    آقای تنها چرا فکر میکنید هر کس با سخنان شما که پر از شعار و تعصب بود قانع نشه سر پرشوری داره؟؟؟

  7. یک دوست:

    با سلام مایل نبودم در باره ابن نوشته های تو حید لو مطلبی بنویسم.امابا دیدن کامنتهای جالب و تا مل بر انگیز که شک دارم این کامنتها… بگذاریم وبگذریم. به قول دکتر شریعتی بهترین حمله دفاع بد از یک موضوع هست.دشمنان این ملت که همیشه برای غارت ثروت خدا دادی انها دندان تیز کرده واز هر فرصتی بهره می گیرند.همواره از جانب رهبری اسیب دیدند. واین بار ان را هدف قرار دادند.البته نه مستقیم .تو حید لو راسالها است که می شناسم.او حتی در وبلاگش امام را هم مورد نقد قرار داده بودو من در همان موقع به او جواب دادم. او هیچ اعتقادی به امام و ولایت فقیه ندارد.و اتفاقا ایراد بزرگ او همین هست.(یکی می آید و می شود نماینده همه حاکمیت. یکی می آید و تو را به همه چیزهای متناقض متهم می کند)هیچ چیز متناقضی وجود ندارد که اورا متهم کرده باشیم.هر چه که گفته میشود با استفاده از نوشته های خود اوست نگاه کنید( بگذار دانشجویان سر کلاسها حاضر شوند و جای عزیزان از دست رفته و یا عزیزان در بند گل بنشانند.)(ین روزها دائم در بین اخبار و در بین رفتار افراد مختلف چه در حاکمیت و چه در بیرون آن به شدت دنبال عقلانیت می گردم)( بگذار به جای دیدن کسانی که مثلا قرار است شهر را آرام کنند، دانش آموز و دانشجو در شهرمان پر شود)(اکنون با دولتی رو به روست که به شدت مشروعیت و مقبولیت خود را در کشورش از دست داده است ومذاکره و ارتباط با امریکا می تواند برایش دستاویز و مفری باشد)( آیا ضعیف ترین دولت ها باید این مذاکره را پیش ببرند. دولت ضعیف را می توان از مخالفان قوی اش شناخت)(آقای دادستان! شما که اینچنین هوای بسیج را دارید و به حساب شما باید ۴ ماه این سه جوان بخاطر تهمت و افترا به بسیج در زندان بمانند، آیا لازم نیست بسیج را هم به بهانه تهمت به این سه جوان زیر سوال ببرید.)( میزان احمق فرض کردن ملت هم معلوم نیست تا کجا دامنه اش ادامه دارد.)امثال این حرفهای تو حید لو فراوان هست .هر حرفی گفته میشود همراه با مدرک ودلیل هست.ان هم از خود نوشته های او.وقتی می گویم او اندیشه های چپ را با اموزه های غربی ادغام می کند.و می خواهد هر طوری که هست اسلامی را خود تفسیر می کند را در قالب انها قرار دهد حرف نادرستی گفته نشده.هر گز به کسی تهمت نزده واین کار را گناهی نا بخشودنی می دانم.هدف از نوشتن کامنت برای وبلاگ او نشان دادن این موضوع هست که هر انچه را که تو گفتی میشود شکل دیگری نیز بررسی کرد. ما دشمن شما نیستیم یک دوست هستیم.تا زمانی که امید وار باشم روزی او متوجه اشتباهات خودخواهد شد برای او خواهم نوشت.در ضمن مااگر بتوانیم حرف خودمان را بزنیم شاهکار کردیم چه برسد که نماینده حاکمیت باشیم.انگار شما قیم این ملت تشریف دارید.

  8. مهدی:

    سلام خانم توحیدلو من میخواستم ازتون خواهش کنم که به من اجازه بدیدکه اسم وبلاگتون رو در صفحه های مورد علاقه ام درج کنم.حقیقتا من اینکارو الان کردم اما گفتم بالاخره باید اجازه بگیرم.خلاصه خانم توحید لوی عزیز اگر مایل نیستید به من بگید.آدرس های خودم رو واستون گذاشتم اگه به وب من هم سری بزنید خوشحال میشم و همچنین بقیه دوستان و منو از نظرات سازندتون آگاه کنید با مقاله ای از اعظم طالقانی و شعر طنزی در مورد اعترافات اخیر وب من آپ شده.
    با تشکر از همگی
    یا حق

  9. فرهاد مفیدی:

    با درود

    سرکار خانم توحیدلو کماکان در انتظار پاسخ هستم دیگران ممکن است ,مطالبی را جسته و گریخته بگویند اما شما با آگاهیهایی که دارید و پول ملت که خرج تحصیلاتت شده باید ویژگیهای یک نظام ایدئولوژیک را خیلی بهتر از من بدانی وویژگی های مارکسیستی انقلاب و شعارهایش را بشناسی آنگاه که دم از آرمانهای انقلاب و ارزشهایش می زنی .

    اما پرسش من منحصرا این است :شما در مخالفت بانظام یا اشخاص محدودیتهایی دارید که کاملا قابل درک است اما نمی توانید ادعا کنید که در دفاع از نظام هم محدودیت دارید هیچکس شما را به جرم حمایت نکردن از نظام بازخواست نمی کند بنابر این اگر حمایت می کنی باید دلایلش را بازگو کنی اگر برای خمینی مرثیه می گویی باید برای امثال من هم پاسخ بنویسیی که چرا و روی چه حساب ؟میهن ما دیگر رمق ندانمکاریهای همچو شمایانی را ندارد که در نظر توده مصلح جلوه کرده و بار دیگر ایشان را به همان دور باطل بیاندازید

    ضمنا شما نمی توانید از دیگران بخواهید که چون معذوریتهایی برای نمایش نطرات مخالفشان دارید نظر ندهند یا پاسخ نگویند ولی نظرات مدافعین و طرفداران حکومت را تمام و کمال نمایش دهید با این عنوان که نمایش نظراتشان معذوریت ندارد !

    پاینده ایران

  10. رضا رئیسی یکی از خس و خاشاک:

    سلام. حرف شما و این کامنتها دوستان اول خواهشا مطلب نوشته شده در پست را بخوانید بعدا زحمت فرموده دو پائی بپرین وسط کامنت افاضات بفرمائید .
    چرا اصلا درگیرید!! لحن تمامی حرفها در هتک طرف مقابل است ما هم با بسیاری از این حرفها موافقیم ولی جز عصبیت و دور فهمی از این نظرها چیزی دستگیرتان نخواهد شد!! چرا یاد نمیگیریم ضمن احترام به طرف مقابل او را نقد کنیم؟؟؟ چرا همه چیز خودمان را عین حق میدانیم و طرف مقابل را یزید بن معاویه نه پدر جان خوب و بد بالا و پائین وقتی در جامعه بشری نمود پیدا می کند نسبی و بر اساس موقعیت معنی و تعریف میابد !!
    ای بابا من طنز نویس را چه به این فرمایشات ؟؟ شرمنده دوستانیم

  11. پرهام:

    درود بر شما بانو.

    زین پس کامنتها را با رمز و راز بیان میکنم و میدانم که شما رمزگشایش را در سر و دل دارید!!!

    ای کاش در باب کامنتهای بالا بلند هم تذکری میدادید! بعضی دوستان نظر میدهند فراختر از خوده نوشته! نظر دارم که کامنت باید مختصر باشد و مفید. مستقیم اشاره نکند و باقی قضایا.

    بلاگ سمیه‏ای خونمان به حد کافی کم شده بود در دو سه ماه گذشته. بی زحمت باقی بمانید که لنگه شما کم است!!!!

  12. فائزه:

    خانم توحید لو میدانید خنده دارترین قسمت ماجرا کدام است اینکه حکایت جنابعالی شده است مصداق شعر:
    نه در مسجد گذارندم که رندی
    نه در میخانه کاین خمار خام است
    میان مسجد ومیخانه راهی است؟
    غریبم سائلم آن راه کدام است؟
    دوستان ولایت مدار و انقلابی های دو آتشه (مثل اقا یاخانم یک دوست) که انقلاب را ارث پدریشان می دانند شما را معاند و ضد ولایت فقیه و مخالف امام می خوانند و بغض و نفرتشان نسبت به عناصر براندازی مثل شما! از کلمه کلمه نظراتشان هویداست!
    و از آن سو دوستان مدرن و لیبرال مثل اقای فرهاد مفیدی از انچه سنتی و واپس گرا بودن شما می دانند بر می آشوبند و وشماتتان می کنند!
    به نظر خودتان شما متعلق به کدام گروهید؟

  13. محمد رضا:

    سلام سمیه خانم. به نظر نمیاد درک این این مسئله برای کسی مشکل باشه. ادم وقتی به حریم کسی پا میذاره باید رعایت یه سری مسائلو بکنه بخصوص وقتیکه رعایت نکردن این مسائل بخواد منجر بشه به گرفتاری سفت و سخت صاحب خونه.توی مملکت ما کار رسانه ای سخت ترین شغله که نمیشه با هیچ چیز دیگه مقایسه ش کرد. ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند ست قوت دانا همه از خون جگر می بینم. منم به نوبه ی خودم چششششم!

  14. خانوم خانوما:

    نه خیر نشد! نشد که نشد! موافقت با استدعای شما حاصل نشد. اول نوشته تان را خواندم و بعد آمدم سراغ کامنت ها . البته نمی دانم مجبور شده اید کامنتی را حذف کنید یا نه! اما از همین ها که هست می شود فهمید که دوستانی هستند که هر چه شما استدعا کنید برعکس می کنند! این است که من یاد حرف استادمان می افتم که سر کلاس ها به شوخی می گوید:فقط دموکراسی از نوع دیکتاتوری!!! حالا شما هم ببین این دمکراسی از نوع دیکتاتوری را چطور میشود عملی کرد!!!بلکه آرامشی حاصل شود!

  15. ساسان:

    سلام . وب قشنگی داری . یه سر به ما هم بزن . خواستی خبر کن ، تبادل لینک کنیم .

  16. زینب:

    متن بسیار قشنگ و زیبایی بود. در یک متنی که درباره ی احمدی نژاد نوشته بود و اون رو روانشناسی کرده بود گفته بود که این شخص توهم دینی داره و از اینکه اوضاع آشفته باشه و مورد انتقادقرار بگیره و منفور باشه لذت میبره و فکر می کنه که داره یه رسالت اللهی رو انجام میده.که با این آشوبهایی که بوجود آورده انگار واقعا درسته.
    به هر جهت از طریق خواهرم که هم دانشگاهی شماست با وبلاگتون آشنا شدم. قلم خیلی خوبی دارید. به من هم سری بزنید خوشحال می شم .

  17. mostafa:

    سلام دوست عزیز
    با تبادل لینک چطوری؟
    اگه خواستی سری به وبلاگم بزن و نظرت رو بگو تا من وبلاگت رو به لینک دوستام اضافه کنم.
    http://masoo.blogfa.com/
    اسم وبلاگم دریای روشن آگاهی هست
    با تشکر
    م . نصیری

  18. mostafa:

    سلام
    درود بر شما
    وبلاگتان را به لینک دوستانم اضافه کردم. اگه مایل بودید شما هم متقابلا لینک وبلاگم رو در لینک دوستانتان اضافه کنید. با این کارتان قدمی در افزایش محتوا و بازدید کنندگان وبلاگم برداشته اید و امید و انگیزه مرا برای هر چه با ارزشتر کردن و بلاگم بیشتر کرده اید.
    وبلاگ دریای روشن آگاهی
    http://masoo.blogfa.com/
    ممنونم دوست عزیز

  19. لاله:

    خانم توحیدلو تحویل بگیر .ببین با چه احنرامی امام را خطاب می کنند.جناب مفیدی این سوالات را از توحیدلو نپرس.اگر ایشان پیرو خط امام بودند از تحرکات احمقانه طرفداران موسوی و مقابله با امام و ارمانهای امام در روز قدس می نوشت و محض رضای خدا کمی احساس خطر می کرد.نه اینکه از موسوی پیغمبر و منجی بشریت بسازند.موسوی بدنه طرفداران انقلابی اصیلش را از دست داده و دیگه داره به در و دیوار می زنه و شما ها هم.اسم امام را نیاورید که به حال امام گریه ام می گیره.قران را سر نیزه کردید.
    در ضمن خانم محترم مثلا چی مانده بنویسی که ننوشتی؟هان؟هر توهینی می خواین می کنید بعد مدعی هستید که ازادی نیست؟ازادی برای چی نیست؟انقلاب مخملی ؟ما هم مخالفیم.این کار منافقین بود.روز قیامت جلوی موسوی و خاتمی را می گیرم.باید تقاص حمایتی که ازشان کردم و خیانتی که انها به ما کردند را پس دهند.

  20. سعید:

    سلام.چه قدر کم طاقت شدین خوبه که جای رهبر یا ریس جمهور نیستین.یا جای فرمانده جنگ مگرنه دوروزه خودتون رو تسلیم میکردین به دشمن.

  21. همراه:

    فکر می کنم حق با شماست. اینکه جواب دوستان را بدهیم بی فایده است. اینکه کسی عقیده اش را بیان کند یعنی “قیم ملت است”، واقعا حرف مسخره ایست. اینکه کسی را که با عقاید تو موافق نیست فوری با زدن مارکهای اسم و رسم دار بخواهند تخریب کنند هم قدیمی شده است. منکه فکر می کنم این دوستان تغییر هراسی دارند و از ترس باختن دین کل فرصت حقیقت بینی و تفکر را از خود دریغ می کنند. به هر حال من نوشته های شما را معقول و خارج از تندروی می بینم. شاید این همان چیزی است که این دوستان می خواهند با مثلا عصبی کردن شما انجام شود. ولی از اینکه گفتید می خندید خوشحال شدم. به هر حال دیگر دوستان از اسم هم مشخصند و نیازی به خواندن تکرار مکررات آنها هم نیست که جای شکر دارد چون ماشاالله استاد صفحه سیاه کردن هم هستند! :)

  22. مصطفی:

    سلام
    یکی دوبار درخواست تبادل لینک کردم اما مثل اینکه قبول نکردین. میتونید یه زحمتی به خودتون بدین و بگویید مشکل وبلاگم چیه که با درخواستم موافقت نکردین.
    ممنون میشم اگه جوابم رو بدید.
    ممنون

محل نوشتن نظرات