خشونت
از دیروز هی این صفحه را باز کردم که بنویسم مباد روزی که مرگ کسی و ماهیت ترور اندک خوشحالی ای در ما ایجاد کند و یا دلمان را خنک کند. یادمان باشد که ترور را باید نفی کرد. امروز دیدم این وبلاگ و چندتایی دیگر در این باره نوشته اند.
خشونت، خشونت است و قابل نقد و نفی !



۲۸ مهر ۸۸ @ ۲:۴۷ ب.ظ
باسلام
در طول تاریخ آنچه که بیشتر در میان انسانهای سالم مورد مذمت قرار گرفته است خشونت بوده است. مهم نیست که با چه ایده وگروه ومسلکی باشی. مهم این است که از خشم برای حفاظت از خودت وبه عنوان یک مکانیزم دفاعی خدادادی وبه موقع استفاده کنی. بنابراین خشونت را برای اصلاح امور به کار بردن بی معناست از سوی هرکه باشد.
۲۸ مهر ۸۸ @ ۷:۱۴ ب.ظ
صادقانه میگم با این که به شدت این کار رو نفی میکنم اما در مورد این اتفاق هیچ احساسی نداشتم نه مثبت نه منفی
۲۹ مهر ۸۸ @ ۷:۲۳ ب.ظ
با عمو موافقم.از کشتن و خون ریختن بی نهایت بیزارم.اما نمی دانم این بار حسی نداشتم.اما این دلیلی نیست که باز برایمان حرف در بیاورند که خوشحالیم!!خیلی ساده است :هیچ حسی نداریم هیچ!!و احتمالا قلبمان سنگ شده از دیدن آن همه خون!از دیدن آن همه بی انصافی در حق هم وطنتت!گاهی دلم می خواهد ………
۳۰ مهر ۸۸ @ ۹:۳۵ ق.ظ
سلام
نمی دانم ترنم وعمو چند ساله هستند که به این زودی به این حس رسیده اند. اما من که در ابتدای جوانی، خشونت های سال ۶۰ را از نزدیک لمس می کردم به شما می گویم جریان مشابهی دارد تکرار می شود. نباید با این احساس از واقعیت ها دور شد تا عده ای بتوانند باخیال راحت دوباره مارا دور بزنند.