Wordpress Themes

با کشتی وارد نشوید!

دیروز برای خرید رفتم فروشگاه هایپر استار. همان فروشگاه خارجی که در سکوت و بی خبری افتتاح شده. اول از همه مکان این فروشگاه است که در کم قیمت ترین زمین ممکن ساخته شده، جایی که اطرافش هنوز خاکی است. در غربی ترین نقطه تهران. ساختمان آن نیز بر خلاف فروشگاه ها و پاساژهایی که این روزها در جاهای مختلف مثل قارچ روییده، بسیار ساده است و از هیچ چیز لوکسی در آن خبری نیست. در عوض خدمات رسانی اش به مشتری خوب است. وارد پارکینگ می شوی و جالب است که آنقدر عقلشان رسیده که پارکینگ رایگان یعنی جلب مشتری بیشتر. اینکه هزار تومن در سبد خریدی که هر فرد می کند چیزی نیست و می شود از این سود آنی به نفع کلی تبلیغ و خرید دوباره گذشت.

untitled

اول از همه سبدی مانند کشتی دستت می دهند. سبدی که خالی بودنش به نوعی فشار روانی دارد. وارد فروشگاه که می شوی چینش اجناس هم جالب است. اول لوازم خانگی است که کمتر از همه مشتری دارد. اما باید از میان آنها رد بشوی تا ببینی و شاید دلت بخواهد. کار فرهنگی جالبی که کرده اند قرار دادن غرفه کتاب است. آن هم همین اول . یعنی باید کتاب و لوازم التحریر را ببینی. اگر کودکی همراهت است باید برای گذر به قسمتهای اصلی ، غرفه های اسباب بازی را طی کنی. این خودش یعنی پرشدن اجباری کشتی. اما اگر کشتی ات تا اینجا جان سالم به در برده، قبل از اینکه وارد خوردنی های معمول شوی، با خوردنی های لوکس و مصرفی پذیرایی می شوی. قاعدتا ممکن است ناخنکی به آنها بزنی. بعد تازه بخش اصلی اش است که برای خرید مایحتاج روزانه بخش خوبی است. بر خلاف دیگر فروشگاه ها ده درصد تخفیف به نسبت پشت جلد دارد.البته جالب آن است که در سبد خرید خوردنی حتما سوسیس و کالباس و غذاهای آماده  مشابه آن را مثل انواع برگرها و … انتخاب می کنی، از بس که کثرت دارد و از بس که مشتری دارد. انگار که باید حتما از آنها بخری!

این فروشگاه به عنوان نمونه ای از سرمایه گذاری خارجی نمونه خوبی است. هم مشتری راضی است. هم فروشنده سود خود را به حد کفایت می برد. هم مالیات و دولت و … سرجای خودش هست. اینکه نمی گذاریم مشابه این در کشور وجود داشته باشد تا بازار رقابتی تر شود، کم خردی است. اگر نگران اجناس داخلی هم هستیم، باید یادآور شوم که در فروشگاه اجناس خارجی کم پیدا می شود و اتفاقا همه همین اجناس داخلی و اتفاقا مارک های کمتر معروفی است که به زور در مغازه ها در کنار برندهای شناخته شده به فروش خواهند رفت.

نکته بارز آن حس جمعی در بازار خرید است. حسی که به تو القاء می کند باید بخری و با آن سبد خرید کامل می شود. این فشار آنقدر بود که من که می خواستم فقط اجناس لازم را بخرم مجبور شدم ابتدا یک جنس سبد پرکن در سبد بگذارم. بعد از اینکه خرید اصلی ام را کردم، آن را به قفسه ها بازگرداندم!

نکته دیگر روانشناسی خرید مخاطب است. به خوبی رعایت شده بود. و سوم رفاهی است که در پارکینگ ها، آسانسورها، تعداد غرفه های پرداخت، اطلاع رسانی و تابلوهای فروش محصولات و … دیده می شد.

در مجموع برای یادگرفتن بازاریابی درست و شاید جدید بد نیست سری به اینجا بزنید. البته لطفا با کشتی وارد نشوید!


۱۳ نظر برای “با کشتی وارد نشوید!”


  1. زهرا مینائی:

    من این را تنها نمود عینی سرمایه داری در کشور می بینم.
    نکته ی دور افتاده بودن مکان آن این است که هرکس بخواهد از اینجا خرید کند، حتما باید با ماشین بیاید. یعنی ماشین داشته باشد. به نوعی خود به خود تعداد زیادی از آدم ها حذف می شوند.
    من و الیاس که رفته بودیم، پرایدمان در مقابل غول های سواری دیگر هیچی نبود. این مراکز در واقع تنها مال یک عده ی خاصی است. طبقه ی متوسط روبه بالا!

  2. صمد:

    هیچ وقت از اتفاقات ساده به راحتی عبور نمی کنم و همشون رو جور دیگه ای میبینم و همین واسه مغزم معمایی میشه که اصلا ول کن نیست.
    اینکه همیشه تو پیادروها می بینم معلولان و کولیها و افغانی و عراقی که ولو شدن و می خوان هر جوری که شده شکمشون رو سیر کنن.
    نمیدونم این همه تضاد که درون ما انسانا وجود داره ناشی از چی میتونه باشه. همه میگن بابا بی خیال تو هم سرت درد می کنه ها…انگار که هوس آب خنک کردی و کلت بوی قرمه سبزی میده.
    ما تو این جهان خاکی تنها سرزمین خودمون نیست که جامعه اش در منجلابهای فرو رفته که شاید تا همیشه نشه خارج شد.همه جوامع دارای دردها و رنجهای بسیارن که واسه ما که تو این ویرانکده زندگی میکنیم هیچ وقت شاید پیش نیاد.
    اما باید هشدار بدهیم اگر اینجور که ما داریم به پیش می رویم هیچ بعید نیست با تمام سرمایه های طبیعی و انسانی دورانی برسد که هیچ جامعه ای اون رو تجربه نکرده است. و این دقیقا حاصل اشتباهات ما بوده است که یا نخواسته ایم برایش راهکاری به دست بیاوریم و یا هم اینکه با تمام قدرت که در خود داشته اند نخواسته اند به جلو پیش روند و از قافله عقب نمانند.
    خودم به شخصه برای هر اتفاقی همیشه از دید منفی وارد ماجرا می شوم چرا که تجربه ی این کشور و حاکمیت آن(چه دینی و چه غیر دینی) محرض است که همیشه منافع خودشون رو پیش از مردم خواسته ان و برای حفظ آن هم دست به هر جنایت وحشتناک و بی شرمانه ای زده اند.
    در جوامع دینی دقیقا مشاهده می کنیم چگونه با تفکرات بنیادگرایانشون تا می توانند عرصه را بر خانواده سخت می گیرن که انگار تماما تنها برای در اختیار بودن و فرمانبرداری از آنها به وجود آمده اند.

  3. پرومته:

    ببین به کجا رسیده ایم !
    کشتی را خوب آمدی …

  4. افکار یک من:

    سلام
    فکر نمی کنید جو این فروشگاه همانگونه که فرمودید دامن زدن به ولع پایان ناپذیر ایرانی جماعت در مصرف است؟
    باور کنید هیچ کجای دنیا مثل ایران مصرف نمی کنند. کشوری که به اندازه یک سوم تولید ناخلص ملی اش انرژِی مصرف می کند… بگذریم.
    من این فروشگاه را دیدم وصرفاً تأسف خوردم. نه اینکه با سرمایه گذری و خرید آسان و اینها مخالف باشم. بلکه این ولعی که آنکه ندارد به هر آب و آتشی می زند که مانند او که دارد بتواند خرج کند ، واقعاً آزار دهنده است…

  5. لاله:

    خوبه دست از سیاسی نویسی برداشتی!!این برای اخرتت هم بهتره.کمتر بارت سبکتر می شه.روز سه شنبه توی نماز خونه وقتی جلایی پور داشت ذهن جوانهای مردم را شستشو می داد یاد عروسش و ماجرای دستگیری پسرش افتاده بودم.خنده ام گرفته بود.اگر محیط انفرادی اینهمه به ادم معنویت و ملکوت می ده پس چرا عروس خودش هراسان سوار بر شتر سرخ موی شد و رو در روی نظام ایستاد؟چرا خودش به هر دری زد تا پسرش را از زندان بیرون بیاره؟چرا خود تو اینهمه بد نوشتی؟ببین امثال شماها راجع به ما چی فکر کردین؟رو در روی نظام ایستادن و از ملکوت زندان گفتن و بچه هارا تحریک کردن ارزانی خود شماها.دیگر فریب تان را نمی خوریم.
    در ضمن ای بدبخت ان مردمی که قهرمان هایش امثال تو باشند این را به مجری ان برنامه بگو.
    بچه های مردم جانشان را از سر راه نیاورده اند که برای کمک به خائنین و وطن فروشان از دست بدهند.راستی تبریک می گویم حضرت ایت الله جوادی آملی هم به صراحت راجع به روسای خائن شما موضعگیری کردند.دیگر کی مانده ؟صبر کن به نوبت…روز ۱۳ آبان روز مهمی است. حتما بر علیه امریکا شعار ندهید …جمهوری ایرانی یادتون نره…

  6. بهزاد:

    جلب مشتری با ایجاد انواع جاذب ها برای مارکت ها در دنیای امروز معماری حرف اول رو می زنه.
    این که فرد رو به داخل بکشونی و مجبورش کنی به خرید.
    این ربطی به مصرف گرایی ما ایرانی ها نداره / یه چیزه خیلی معمولی و عادیه در معماری.که اگه غیر از این باشه تاریخ مصرفش گذشته و دیگه کارایی نداره.
    اینکه در مکانی دور از شهر واقع شده دلیلش اینکه تهران چه از لحاظ تئوری و یا چه در عمل دیکه ظرفیت و گنجایش این چنین مارکت هایی رو در خودش نداره .و مسیله دسترسیش با این رشد شهر نشینی که تهران داره به سرعت حل میشه……
    مسئله ترافیک ،پارکینگ،قیمت بالای زمین و … همه نکاتی هستن که سرمایه گذاران در مکان یابی این پروژه در نظر گرفتن.
    تهران بستر خوبی واسه این جور پروژه ها داشته و داره
    به عبارتی اگه این جور مارکت ها نباشن این تهران هستش که به مشکل میخوره

  7. سعید:

    خطاب به لاله : گفته ای که “…حضرت ایت الله جوادی آملی هم به صراحت راجع به روسای خائن شما موضعگیری کردند.دیگر کی مانده ؟..”
    خودمان مانده ایم عزیزم ، از اول هم خودمان بودیم …اصلا جوادی آملی کی هست که ما برایمان مهم باشد موضعش جیست؟ این افراد برای شماها مهم هستند که همه اش چشمتان به اشخاص است و شخص پرستید…برای ما شخص اهمیتی ندارد..موسوی هم تا وقتی حرف حق بزند حمایتش میکنیم وگر نه موسوی و کروبی را کنار خواهیم گذارد

  8. مهدی:

    سلام خانم توحیدلوی عزیز اولا باید عرض کنم که همین مارکت که شما میفرمایید بشدت داره در نشریه های معلوم الحال بهش حمله میشه و اونرو نشانی ار تهاجم اقتصادی غرب میدونن.سری به یالثارات و ÷رتو سخن و کیهان بزنید متوجه میشید.
    دوما اینقد مارکت و سرمایه گذار ها هستن که در صورت آماده بودن بستر خواهان سرمایه گذاری در این کشور هستن.شاید نمونه جالبی باشه کشورهای حوزه نشین که فقط و فقط برای تقلید خواهان ورود اینچنین سرمایه گذارها هستن. و نتیجه اش هم بعینه معلومه و ما هم باید دور تا دور خودمان حصاری بکشیم تا از گزند تهاجمات گوناگون بیگانگان در امان باشیم.چه اقتصادی و چه فرهنگی و چه ……….
    اما نکته جالب توجه اینه که همه ما میدونیم که سطح غرب گرایی و دین گریزی و آماده بودن بستر برای فراکیری فرهنگ غرب اونهم بصورت کورکورانه در کشور ما بسیار و بسیار بالاست.
    زمانی که در المان ساکن بودم از افراد مسنتر آلمانی شنیدم که در زمان فرو پاشی شوروی و دیوار برلین قسمت شرقی آلمان از لحاظ سطح فکر از لحاظ سطح زندگی و فرهنگی در سطح بسیار نازلی قرار داشت و جوانان (DDR)قسمت شرقی.هنوز که هنوزه از لحاظ فکری و فرهنگی و حتی اقتصادی بیمارن و هنوز اثرات مخرب اینگونه حصار کشیدن ها بدور کشور در قسمت شرقی آلمان و حتی همسایه های خودمون در جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی مشخصه…
    منباب خاطره عرض کنم که از همون افراد مسنتر آلمانی شنیدم که زمان فروپاشی دیوار از زردی افسرده گی هموطنان خودشان در شرق تعجب میکردند و پرخاشگری و اعصاب های فرسوده و سطح نازل فکری و فرهنگی ارمغانی بود که رفقای کمونیست و زندگی در یک جامعه بسته از هر لحاظ زیر لوای حکومت دیکتاتوری به آنان هدیه داده شده بود(حالتی که حال حاضر ایران بوضوح در حرکات عامه مردم مشاهده میشه).و اما میگفتند تا کیلومتر ها دور تر از حد فاصل مرز بین دو آلمان در قسمت غرب قهوه نایاب شده بود زیرا رفقای کمونیست اعتقاد داشتند باید وسایل مورد نیاز مردم در داخل تولید بشه و چون امکان تولید قهوه در شرق نبود این محصول نایاب بود و بشدت گران. و مردم ساکن غرب با تعجب مشاهده میکردند که هموطنان شرقی شون به سوپر مارکتها حمله بردند و بسته های قهوه رو خریدند و در کنار ان هزاران قلم جنس دیگر که شرق ممنوع بود از قبیل پنیر های متفاوت…
    و تا روزها قهوه در قسمتهای غرب که هم مرز شرق سابق بود نایاب بود زیرا همه انها رو شرق قدرتمند و پیشرفته و بهشت کارگران خریده بودند.
    و این حالتی که در ایران رخ میده و هروقت یک ایرانی پاشو از مرز اونور میزاره در اولین فرصت به مارکت ها سری میزنه و اقلامی که در ایران ممنوع است با ولع خاصی خریداری میکند چه از جمله تفریحات ایرانیانی که تازه از کشور خارج شدهاند تا مدتها خرید و گردش در سوپر مارکتهاست.
    خانم توحید لوی عزیز…
    توهین …فرافکنی….اتهام زدن واهی …. استهزا و مچگیری چند وقتی است که در فضای سیاسی جامعه ما به کثیفترین شکل ممکن باب شده و از این روش به سایت ها مجلات و روزنامه ها با طرز فکر های خاص هم راه یافته………………
    وبلاگ من با مطلبی در مورد این شیوه جدید و ناپسند آپ شده است.
    اگرچه شما خانم توحید لو به خودتون زحمت نمیدید دو قدم بیاید تا بلگ من اما باز هم من از شما و مخصوصا سایر دوستان دعوت میکنم با نظراتشون منو راهنمایی کنن
    یا حق

  9. مهدی:

    چندین اشتباه در تایپ من رو امیدوارم ببخشید…..
    یا حق

  10. موج سوم کرج:

    موج سوم کرج ما را لینک کنید. mowjkaraj.blogfa.com

  11. زندگی سگی:

    منم یه ماه پیش حدودا رفتم … واقعا آدم خوشحال میشه این جاهارومیبینه … خیلی عالیه ولی برخوردی بین ما و نگهبان پیش اومد که باعث شد زیاد از اون روز راضی نباشم …

  12. پدرام:

    سلام
    مطلب بسیار خوبی بود ..به نکات درستی اشاره کردی
    و بررسیت از نظر بازاریابی و روانشناسی تاثیر بر مشتری در جایگاه خرید و در رویارویی با شلف محصول کاملاً صحیح و حرفه ای بود …

    ممنون ، امیدورام این کشتیمون بیخودی زیاد پر نشه ;)

  13. افشین:

    سلام
    اول از همه، اون جایی که شما میگین ارزونه متری ۱۷۰۰ پول زمینهای اونجاس. اون مسیری که مردم الان دارن ازش اتفاده میکنن درواقع اتوبان باکری هستش که قراره وصل بشه به اتوبان تهران شمال، که در حال ساخته.

محل نوشتن نظرات