خشونتی که می بازاند!
از دیروز نشسته ام و به تصاویر و فیلم ها و اتفاقات نگاه می کنم. از پس همه این اتفاقات نه دنبال سبز می گردم، نه دنبال حکومت و ماندگاری نظام. سعی می کنم همه را از دید یک فرد بیرونی و سوم شخص ببینم. درد تمام بدنم را پر می کند. نه خوشحالی سبزها از سبز شدن خوشحالم می کند و نه شادمانی ان طرفی ها از پرشمار بودن و طنین بلندتر مرگ بر آمریکا، نگاهم را عوض می کند. من هم میهنانی را می بینم که بذر تنفر بینشان فاصله انداخته. سربازی را می بینم که همچنان تنفر می کارد!
وقتی جنبشی شکل می گیرد، دائم برای خودش سر و رهبر می سازد. نباید فراموش کرد که اگر نگاهمان به جنبش دقیق و درست نباشد، نتیجه اش می شود رفتارهای بی منطقی که بسیارش را دیده ایم و فاجعه باری اش را امتحان کرده ایم. گاهی فکر می کنیم زدن یک سر و یا بخشی از بدنه عامل فروپاشی جنبش می شود و حتی گاهی نمی خواهیم بپذیریم که برخی رفتارها فاجعه است مگر اینکه فیلمی پیدا شود و مظلومیت ندایی در آن بیداد کند و یا فیلم دیگری باشد، که درد ضربات باتوم، حتی بر بدن خودیها هم ردی برجای گذارد. (غرض فیلمی است که دیروز از باتوم خوردن یک زن پخش شد و به گمانم یکی از فیلم های تاثیرگذار این دوران باشد)
اما دیروز اتفاق دیگری افتاد. اتفاقی که به نظر جای تامل دارد. مهندس موسوی در بیانیه ها و گفتگوهای اخیرش بارها تاکید کرده که خود قصد برهم زدن نظم ندارد. بارها گفته که از شبکه های اجتماعی و از دل ِ زندگی های مردم قرار است تغییر ایجاد شود و این تغییر بدون شک نفی خشونت و نفی هرگونه دشمنی داخلی را هم دربر می گیرد و لذا نظام و انقلاب و هرکه باآنهاست در سبزی آنها و ریشه زدنشان می توانند شریک باشند. حتی در این روزها دیده ایم که حاضر به حرکت غیر قانونی نشده اند و در مترقیانه ترین روش ها در مملکت ما گروهی مخالف هستند که تصمیم گرفته اند حضورشان را و نمایششان را هم زمان کنند با حضور دیگران و قرار نیست که دعوا کنند و آشوب طلبی کنند. به گمانم اگر نگاه حاکمیت نگاه بخردانه تری بود، باید از این موقعیت استفاده می کرد. مردمی که خواستشان را در زمانهایی نشان می دهند که به قانون حاکمیت بیاید. مردمی که آرامش می خواهند. اگر حاکمیت دنبال مشروعیت هم باشد بازهم این حضورها می توانست به نفع نظام و مشروعیتش باشد اگر برخورد صحیحی می کرد. اگر در تمام این مراسم های قانونی این واقعیت پذیرفته می شد که دو نگاه مختلف وجود دارد، که هر دو در روزهای خاصی از سال خودشان را نشان می دهد و هردو یکدیگر را تحمل می کنند و اگر بسیاری از اتفاقات پیشین رخ نداده بود، هنوز هم مانند پیش از انتخابات می توانستیم افتخار کنیم که صحنه های شفاف دموکراسی در کشورمان در حال شکل گیری است.
متاسفانه تاب نیاوردن های حاکمیت و در مقابل مردم ایستادن های ایشان، دست بسیاری از رهبران فعلی جنبش را خواهد بست. وقتی حضورهای قانونی از این دست به زد و خورد می انجامد، برای انکه مخالف است چه تفاوت دارد این روز با روز دیگر؟ وقتی در پی ِ آمدن در یک مراسم کاملا دولتی بازهم زندان هست، پس چه باک از آمدن در یک مراسم پیش بینی نشده؟ اتفاقی که دیروز افتاد پیام های خوشایندی ندارد. بازی را از کنترل شدگی ِ آگاهانه رهبران ِ فعلی جنبش بیرون خواهد برد و بر خشونت آن خواهد افزود. این برای هیچکدام از دو طرف مطلوب نیست. نه برای حاکمیتی که دغدغه امنیت باید داشته باشد و نه برای جنبشی که هرگونه حرکت تندی بهانه سرکوب را به مخالفانش می دهد و تضمین ماندگاری اش را به خطر می اندازد.
این را می دانم که خشونت و به خشونت کشیده شدن، بازی “بازنده - بازنده” ای را رقم می زند، که تنها برنده اش می شود تماشاگرانی که ماندنشان در هرج و مرج است. خواه این تماشاگران خودشان عاملینی در میان دولت باشند و خواه عده ای برانداز ِ خارج نشین!
از دیگران: نگاهی از زاویه دیگر به دیروز
بعد از تحریر: با توجه به کامنتهای این نوشته باید به یک نکته تاکید کنم که در متن نه با دشمن خارجی کار داشته ام و نه قصدم این بوده جایی بگویم آنکه در خارج کشور است شرایط را نمی شناسد و یا برانداز است. بسیاری از دوستانی را می شناسیم که در ایران نیستند و با ما و همراه ما دلشان برای آینده ایران می تپد. اما کم شماری از هم وطنان هم هستند که نسخه هایی را می دهند که بوی انقلاب می دهد و درمان دردهای امروز ایران نیست!



۱۴ آبان ۸۸ @ ۳:۲۴ ب.ظ
دیروز در یکی از خیابانهای اطراف بلوار کشاورز و فلسطین، به شکل گاز انبری محاصره شدیم. نیروهای ویژه با موتورشان می خواستند به ما حمله کنند، یک پسر یک تکه آجر برداشته بود و منتظر بود اگر موتورسوارها حمله کنند با آن یکی از نیروها را بزند. به او داشتم این را می گفتم که: «ممکن است تو یکی شان را بزنی ولی با این کار تلافیش را سر صد نفر از ما می آورند! بنابراین نزن!»، که موتورسوارها به چند قدمی ما رسیده بودند و من خبردار نبودم، و آن پسر هم دیگر فرصت نکرد آجرش را پرت کند و فقط توانست من را کنار بکشد تا باتون نخوریم!
فکر می کنم در مقابل اینها فقط حضرت عیسی می تواند در مقابل اینها خشونت متقابل به خرج ندهد.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۳:۳۹ ب.ظ
سلام.من هر چه بیشتر عمیق می شوم متوجه وجه اشتراکات فراوانی در عملکرد موسوی و احمدی نژاد می شوم.موسوی بیانیه می دهد و با الفاظ و لغات دعوت به نظم و قانون می کند.اما چرا پیامد این بیانیه ها هرج و مرج و بی نظمی است تا آنجا که شاخه جوانان مشارکت تهدید به کنار گذاشتن خویشتن داری می کند؟.معتقدم خشونت اگر لباس دموکراتیک به تن کند چه بسا مهلک تر و دردناک تر می شود.به نظر شما اگر جنبش سبز امکانات نظامی در دست داشت چه می کرد؟ به گمان شما سلاح در کنج خانه می گذاشت و باز هم شعار می داد؟.به نظرم شما دور از آنچه گفتید برون نگری کرده اید.شما باز هم از درون جنبش سبز به تحلیل این حوادث پرداخته اید و میرحسین موسوی که نماد مخالفت است را توجیه نموده اید.جنبش سبز بیش از آنکه بر محوریت یک فکر یا یک نظریه باشد بیشتر هول محور یک مخالفت و یک لیدر مخالف می چرخد.و این مخالفت راز پیوند خیلی احزاب اصلاح طلب درون نظام با اپوزیسیون خارج از کشور شده است. با تشکر و احترام
۱۴ آبان ۸۸ @ ۵:۲۴ ب.ظ
باسلام.چقدر نوشته های تو حید لو بی غرض بود واز نظر سوم شخص(سعی می کنم همه را از دید یک فرد بیرونی و سوم شخص ببینم)(نه خوشحالی سبزها از سبز شدن )اودنبال تصاویر وفیلمهایی می گردد که در ماهوارها در حال پخش شدن هستند.(فیلمی است که دیروز از باتوم خوردن یک زن پخش شد)(مگر اینکه فیلمی پیدا شود و مظلومیت ندایی در آن بیداد کند )او باور دارد که ندا اقا سلطانی که در اثر شلیک بک گلوله کشته شده به صورت اتفاقی یا بر اثر شلیک مستقیم وعمدی نیروهای دولتی نظام جمهوری اسلامی بوده همان چیزی که شبکه های ماهواره ای ان را ساخته وپرداخته می کنند برای انحراف افکار عمومی درست همانند جربان ۱۱ سپتامبر که دستاویز وبستری باشد برای اجرای اهداف بلند مدت سرمایه داران امریکا. مدتها است که شبکه های ماهواره ای دشمن برای روز ۱۳ ابان برنامه ریزی می کنند تا بگویند هنوز در ایران طرفداران جنبش سبز وجود داردو می توانند تاثیر گذار باشند. تا تو حید لو بگویدخوشحالی سبزها از سیز شدن.اما ملت ما بیدار است و فرق خودی وغیر خودی را می داند. و ستون پنجم دشمن رابکلی ریشه کن خواهد نمود.به این حرف تو حید لو نگاه کنید(وقتی جنبشی شکل می گیرد، دائم برای خودش سر و رهبر می سازد)البته او فراموش کرده که حتی اولین بار کلمه جنبش سبز از زیان گوینده رادیو امریکا شنیده و بعد ها دیگران ان را به کار بردند که نمادی باشد برای انقلاب رنگین.اما در این جنبش حتی زدن سر ویا بدنه هم مهم نیست.چون خود به خود در حال فروپاشی است.سران اصلاحات وتئوری پردازان ان حرفهایشان را پس گرفتند . حتی خود تو حید لو نیز می گوید(کتمان نمی کنم که از بازپس گیری واژگان خوشحالم)او اشکارا و یا در خفا حرفهایش را پس می گیرد. حالا که به زندان هم رفته وبارها وبارها از ان با افتخار یاد می کند. هیچ مشکلی نخواهد داشت. اگر بخواهد مثل مخلباف در بک کشور بیگانه پناهنده شود. واز انجا برای خود سکوی پرتابی درست کند.هر چند ما از این کار خوشحال نخواهیم بود. وبا توجه به شناختی که از ایشان دارم او هر گز این اشتباه را مرتکب نخواهد شد.(به گمانم اگر نگاه حاکمیت نگاه بخردانه تری بود، باید از این موقعیت استفاده می کرد)(. اگر حاکمیت دنبال مشروعیت هم باشد بازهم این حضورها می توانست به نفع نظام و مشروعیتش باشد )او با گستاخی تمام نگاه حکومت را غیر عقلانی ومشروعیت حکومت ونظام را هم زیر سوال می برد درست انگونه که رادیو اسرائیل سخن می گوید حرف زده وتحلیل ارئه می دهد.وخود را کارشناس می داند.او همواره خود را جدا از حکومت ونظام واجتماعی در ان زندگی می کند می داند(این واقعیت پذیرفته می شد که دو نگاه مختلف وجود دارد، که هر دو در روزهای خاصی از سال خودشان را نشان می دهد و هردو یکدیگر را تحمل می کنند )البته منظورتو حید لو از دو نگاه مشروعیت بخشیدن به اختشاش گران است. ایا خود تو حید لو ندید که چگونه اختشاش گران مردم را در کوچه وخیابانها موردضرب و شتم قرار می دادند.که هر کس می رسید ضربه ای می زد یکی با کلاه ایمنی ودیگری با مشت و لگد(متاسفانه تاب نیاوردن های حاکمیت و در مقابل مردم ایستادن های ایشان، دست بسیاری از رهبران فعلی جنبش را خواهد بست)تو حید لو میلونها مردم را نمی بیند او مردم را در هم فکران خود خلاصه می کند .او اقلیت نا چیز را مردم می نامد. هر چند هیچکس راضی نیست حتی یک نفر مورد ازار قرار گیرد اما کسانی که در برابر دین ما بایستند ما در مقابل تمام دنیای انها خواهیم ایستاد.(بازی را از کنترل شدگی ِ آگاهانه رهبران ِ فعلی جنبش بیرون خواهد برد) او فکر می کند که شخصی با دادن بیانیه رهبر ی می کند خیر خانم اشتباه گرفته اید واین نشان از عدم بصیرت شما است. موسوی نه می تواند و نه پتانسیل لازم برای رهبری حرکت بر علیه نظام را دارد.رهبران واقعی در خارج از ایران درسازمانهای اطلاعاتی موساد وسیا با هزینه کردن میلیونها دلار این کا را انجام می دهند. وهر انچه را که می خواهند به این فرد فرسوده القا می کنند. شبکه های ماهواره ای مگر رایگان برای ایران برنامه به صورت ۲۴ ساعته پخش می کننند ویا دلشان برای این ملت میسوزد.خیر انها سعی می کنند رهبری افکار عمومی مخالفان را در ایران کنترل کنند. وعده ای هم دوست دارند برایشان فرش قرمز بهن کنند که خدا را شکر نقشه های انها نقش بر اب شد. خدا مکر شیا طین را به خودشان بر می گرداند.(http://sndt.persianblog.ir/)
۱۴ آبان ۸۸ @ ۵:۴۱ ب.ظ
اگر طرفداران جنبش سبز اموی به خیابان بریزند شما نوید سقوط نظام را با افتخار می دهید و اگر مثل دیروز شما را سنگ روی یخ کنند ترس از بازداشت را علت نیامدن می دانید.واقعیت این است که جلبکهای سبز به آخر خط رسیده اند. از امروز به بعد این جنبش یا وارد فاز ترور خواهد شد و یا از زیر لحاف فحش به نظام را استارت خواهد زد.ظاهرا زندان روی شما تاثیر زیادی داشته که بیان می دارید حفظ نظام برایتان مهم نیست. البته از اول هم مهم نبوده است.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۶:۱۷ ب.ظ
چغوک جان … تکرار تاریخ هنوز به شما یاد نداده که اصولا این نوع صداهرگز خاموش نخواهد شد… عزیزم به مدد دیکتاتورانی که ادبیاتشون مثل امثال توست میره زیر خاکستر… خوشگلم اونوقت بیاو درستش کن … بیایید دست از این جنگولک بازیها بردارید… صدا خفه کردن راه حل نیست که نیست که نیست!
۱۴ آبان ۸۸ @ ۶:۳۱ ب.ظ
chaghook jan , haman joori ke an marde na mohtarame ma ra khaso khashak khand , emrooz to ma ra jolbake sabz mikhani , be ghole aboosaeede abal kheyr ; ma an pashe ham nistim .
be i sto negah kon
۱۴ آبان ۸۸ @ ۶:۳۴ ب.ظ
@ yek doost
dooste aziz , sedaye dard mande mardom iran ra hame mishenvand , shoma ke sar dargariban khod foro bordid , va tamamiye in msaebe ra hasel az amrica va englis midanid , ta be hale be naleh haye dard mand ye madar ke jane dokhtaraesh be har dalili gerefte shode ast andishideid .
۱۴ آبان ۸۸ @ ۷:۴۴ ب.ظ
البته سبزها فقط در هفت تیر نبودند و همه تجمعات پراکنده سبزها به خشونت کسیده نشد،روایت ما را هم بخوانید.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۸:۱۷ ب.ظ
چغوک
از نامت پیداست که هنوز نتوانستی برای خودت هویت مناسبی پیدا کنی. همین است که اسامی دوستان و همفکرانت را مثلا جلبک سبز روی این نگاه اندیشمندانه تفکر بر انگیز می گذاری پیشنهاد می کنم در وهله اول نامی مناسب روی خودت بگذاری بعد در مورد یک ملت بیدار آگاه، تز صادر کنی . یک سوال هم داشتم در رده بندپایان آبزی، چغوک در کدام زیر گروه قرار می گیرد از کنشهایش پیداست که موجود مهاجمی است؟…
۱۴ آبان ۸۸ @ ۸:۲۲ ب.ظ
سلام
من به عنوان یک طرفدار جمهوری اسلامی و کسی که به احمدی نژاد رای داده است، به عکس شما، حضور سبزها را در راهپیمایی های مناسبتی، نه استفاده از ظرفیتهای قانونی، بلکه توهین و دهن کجی و حمله به راهپیمایان همه ساله این مناسبتها می دانم. بالشخصه تازه در روز قدس و با حضور اهانت آمیز و بی ادبانه سبزها در این راهپیمایی بود که خونم به شدت از هرچه سبز و مدعی سبزی است به جوش آمد. این کارتان فاشیستی ترین کاری است که می توانید بکنید. فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا، پلیس اجازه بدهد که دو دسته که مخالف یکدیگرند، همزمان تظاهرات کنند.
روز قدس و روز ۱۳ آبان، از روزهایی هستند که ذاتا نماد و نمایشگر وحدت هستند، اما شما سبزها آنها را تبدیل کرده اید به مانور تفرقه و دو دستگی. نمی دانم چرا متوجه شناعت کارتان نمی شوید و تازه طلبکار هم هستید.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۸:۴۲ ب.ظ
من واقعا موندم که این هواداران دولت کودتا چقدر پررو تشریف دارن!!! دیروز یک روز وسط هفته بود و خیلیا نتونستن بیان راهپیمایی از جمله من. یه سوال دارم و امیدوارم یکی از شماها که پول میگیرین و این حرفا رو میزنید تو وبلاگا جواب بدین.
اگه واقعا جنبش سبز دیگه هواداری نداره، چرا یه مجوز تجمع بشون نمیدین تا روشون کم بشه واسه همیشه و شما راحت رهبراشو بازداشت کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی مجوز نمیدین و همه رو دستگیر کردین و تمام روزنامه ها رو بستین، جنبش سبز چطوری نظراتشو اعلام کنه؟؟؟ مجبوره بیاد و راهپیمایی های رسمی رو سبز کنه.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۸:۴۸ ب.ظ
آقای جعفری لطف کنید اگر میخواهید در سایت کسی روایتی بگذارید و با اسم “یک دوست” بنویسید حداقل از اصطلاحات خودتان در نوشته هایتان استفاده نکنید چون از ۵۰۰ کیلومتری بوقش شنیده میشه.به خدا ما باور میکنیم که در همسایگی افکار شما هم هموطنی با این سطح ادبیات هست،نیازی به تکثرنمایی نیست.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ
رئیس جمهور موسوی: تشکیل کابینه،
رهبران احزاب: تشکیل کنگره ملی؛
بزودی دستگاه اداری کشور متلاشی می شود.
خیلی زودتر از آنچه فکر می کنیم دستگاه اداری از هم خواهد پاشید. به فکر اداره کشور باشیم. روی تشکیل کابینه و کنگره ملی مطالعه کنیم.
۱۴ آبان ۸۸ @ ۱۱:۰۸ ب.ظ
ekhteshash na eghteshesh
۱۴ آبان ۸۸ @ ۱۱:۱۷ ب.ظ
چرا از موسوی حمایت می کنی؟تمام این بازی هایی که شما ها در خیابان در می آورید زیر سر این اقاست که چون به آخر خط رسیده می خواهد هیچ هواداری را اعم از سلطنت طلب،تروریست و …را از دست ندهد وگرنه کسی که قبل از انتخابات ادعای پیروی از خط امام می کرد حالا نمی اید این روز را این طور به لجن بکشد.همان طور که روز قدس کشید و جوابش را با شعارهای مردم به هنگام دیدنش شنید.این ها که تو می گویی کدام مردم اند؟مردم ما بودیم که با رفتار منافقانه موسوی و خاتمی کنار کشیدیم.در ضمن این نشانه مدنیت شماست که با دکتر مرندی وزیر بهداشت دولت موسوی اینچنین وحشیانه رفتار می کنید؟لیاقت شما همان منتظری است که به قول امام شیخ ساده لوح است و در آزاردادن امام آنقدر جلو رفت که در آخرین نامه خطاب به او از خیانت وی طلب مرگ کرد.
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱۲:۴۶ ق.ظ
آقای یه دوست وافعا نامرد تشریف داری
هرچی گفتی هیچی نگفتیم، فکر کردی کی هستی؟؟؟
خودت بهتر از هر کس دیگه میدونی که امثال تو با مردم چطوری رفتار میکنند. خودت می دونی که همفکرات چگونه ندا ونداها را کشتند.
اگه هم نمیدونی از خواب بیرون بیا و سعی کن نفهمیده از دنیا نری که اگه اینجوری بمیری مطمئن باش ظالم و حامی ظالم از دنیا رفتی؟
تو اگه چرندیات وزارت اطلاعات رو تو تلویزیون کثیف ایران دیدی من این صحنه ها را با چشمام از نزدیک دیدم
من دیدم مامورای یونیفرم بر تنی را که پیر زن ۷۰ ۸۰ ساله را هم کتک میزدند. ریخته بودند تو پیاده رو و پیر و جوان را میزدند.
من لباس شخصی پست فطرتی را دیدم که جوانی را آنچنان بر سرش میکوبید که خونی و مالی شد و به زور سوار ونش کردند و اون جوان بدبخت فقط مظلومانه و ملتمسانه به مردم مینگریست.
و خیلی صحنه های دردناک تر از این را با چشمام دیدم.
میدونی چرا به تجمعات رفتم؟ چون نخواستم در جهل بمونم و آنچه که به قول تو ماهواره ها میگویند را چشم بسته باور کنم؟ اما تو یا چرندیات صدا و سیما را چشم بسته قبول میکنی و یا خودت از عوامل جیره خوار اطلاعات هستی که ماموریتت کامنت گذاشتن تو وبلاگ خانم توحیدلو جهت خرد کردن اعصاب خوانندگانشه و چون جواب بقیه خوانندگان را نمی دهی نشان میدهد یا اطلاعاتی هستی و یا بازجو.
والله که اگر انسان معتقدی باشی و جیره خوار نباشی به خیابان می روی و ظلمی که در حق مردم میشود را با چشم میبینی ولی اگر با این طرز تفکر از دنیا بروی به خدای محمد قسم میخورم که جاهل و ظالم از دنیا رفته ای.
امیدوارم خدا امثال تو را از خواب غفلت بیدار کند.
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱:۵۶ ق.ظ
نظامی که به درد مردم (بیکاری، فقر، فساد و رکود اقتصادی، شکاف طبقاتی، اعتیاد، مرگ و میرهای بیشمار از حوادث و بلایا، کاهش اعتماد عمومی، خشونت عریان، تاراج و اتلاف منابع عمومی و …) نمی رسد سرنوشتی جز سقوط ندارد. این نظام ۳۰ سال فرصت داشت که مشکلات مردم را حل کند ولی با اولویت دادن به موضوعاتی موهوم و مقدس نما (مانند ولایت فقیه، تقدم تعهد بر تخصص، انقلاب فرهنگی، جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم، اسلام ناب محمدی، ام القرای جهان اسلام، احیای تمدن بزرگ اسلامی، مردمسالاری دینی و …) هم مشکلات قبلی را تشدید کرد و هم مشکلات جدیدتری را به آنها اضافه کرد که تا سالهای سال جبران نخواهد شد. مردم دیگر از دروغ، ریا، ظاهرسازی، زیرآب زنی، پارتی بازی، … در یک کلام ظلم و بیداد خسته شده اند بنابراین طرفداران نظام بیش از این بار گناهان خودشان را سنگین نکنند چون که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
به امید روزی که آرامش، احترام به یکدیگر، محبت و دوستی در ایران عزیزمان برقرار شود و به جای آن که مردم وحشیانه به یکدیگر بپرند که تو چرا طرفدار فلان کس یا پیرو فلان فکر هستی دست در دست هم برای آبادانی کشور تلاش کنند
۱۵ آبان ۸۸ @ ۳:۵۵ ق.ظ
خطاب به رها :
“..و یا خودت از عوامل جیره خوار اطلاعات هستی که ماموریتت کامنت گذاشتن تو وبلاگ خانم توحیدلو جهت خرد کردن اعصاب خوانندگانشه ..”
اصلا هم اعصابمان خورد نمیشود , اتفاقا مایه انبساط خاطر و تفریح ماست که مطالب این آقای یک دوست را میخوانیم , میزان بلاهت ایشان از حد نرمال کمی بیشتر است و همین مطالبش را جذاب و خواندنی میکند , لطفا این عیش را از ما نگیرید !!!
۱۵ آبان ۸۸ @ ۹:۱۲ ق.ظ
خانم توحیدلوی عزیز، تو رو به خدا بی خیال، قضیه خارج نشینان برانداز رو. شما هم که نهایتا و در لایه های پنهان ذهنتون دارید از همون اندیشه و ادبیات و الگو تبعیت می کنید. من نمی گم آمریکا بد نکرده، انگلیس کودتا نکرده، نمدونم روسیه مداخله نکرده. نه همه این ها بوده ولی قضیه اینجاست همه این کشورها و دولت ها بر اساس منافع خودشون عمل کردند و می کنند.ما هم هر جا و هر وقت که تونستیم این کار رو کردیم. یه دنیا ننشسته که به ما ضربه بزنه خانم توحیدلو! اگر هم منظورتون ایرانیانی هستند که خارج نشستند که اون ها هم مثل من و شما یه روزگاری در جریان یه زورآزمایی، رقابت سیاسی یا هر چیز دیگه از حضراتی که الآن در مسند قدرتند یا تا دیروز بودند و امروز براش مبارزه می کنند شکست خوردند، شما هم جای اون ها بودید گمان نمی کنم حسی غیر از این داشتید،اگر عملتون جز این بود. خانم توحید لو واقعیت اینه که عرصه زورآزمایی های سیاسی صحنه عمل اخلاقی نیست،دست کم تا کنون و در عمل اینگونه بوده حتی اگر در نظر به گونه دیگری بیندیشیم. بنابر این اون عده برانداز خارج نشین از تبعات و شاید بتوان گفت الزامات عمل سیاسی در این طرف دنیا هستند،اون ها نباشند، ما! ما نباشیم دیگران!مگر اینکه مبارزه و جریان و جنبش مون از سطح رفتارهای سیاسی به عمق عمل و اندیشه اجتماعی برسه. همون که آقای موسوی
هم در پاره ای بیانیه هاشون آشکار و پنهان به اون توجه داشتند و شما هم در ابتدای نوشته حاضر اشاره ای به اونها نمودید. اما دوست عزیز این عمق با تهدید حاکمیت به از کنترل آگاهانه خارج شدن بازی یا نمی دونم یادآوری امکان حرکتهای شاید بتوان گفت خیابانی غیر قانونی محقق نخواهد شد. شاید شما تنها خواسته باشید دغدغه هاتون رو بر زبان بیارید یا نمی دونم حاکمیت رو از عواقب شوم رفتار های نسجیده اش بر حذر بدارید، اما از خاطر نبرید با این ادبیات و این قسم تحلیل ها آن هم با امکان انتشار عام و فراگیر بستر رو بیش از پیش برای آن چه که از آن واهمه دارید فراهم می کنید. قرار نیست و نباید، به زعم من البته، جنبشی به ثمر برسد مبارزه ای پیروز شود یا نمی دانم گروهی بروند و دیگرانی این بار از ما جای آن هارا بگیرند، چه، این ها بهتر از قبلی ها نخواهند بود. این رو به قطع و یقین بدانید این حرف ها رو از سر دشمنی یا مخالفت با سران و رهبران و پیش افتادگان فعلی این حرکت ها نمی گم. به شهادت همه حرکت های تول خواهانه تاریخ تقریبا صد سال اخیر کشورمون هر جا که هدایت و راهبری جریانی به دست سیاست پیشگان افتاد، جریان تا سطح جنبش های سیاسی نزول کرد و شد آنچه شد! ایکاش با حرف ها و نوشته هامون گذشته رو مکرر نکنیم
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ
تو سجاد فکر می کنی اگه جنبش سبز اسلحه داشت چه می کرد؟؟؟فکر نمی کنم به دست آوردن اسلحه و چیزهای دیگه توی این مملکت خیلی کار سختی باشه.اما شما ها نمی خواین بفهمین که این جنبش یه جنبش صلح جویانه و مسالمت آمیزه.مردمی که به ستوه اومدن از اینکه این حکومت تبدیل شده به حکومت خودی ها.وبقیه ی مردم نه نظرشون نه دیدگاههاشون و نه رای شون هیچ ارزشی نداره.شما ها بزنید و بکشید و شکنجه بدید و زندان ببرید اما جنبش حق شعار دادن هم نداره؟؟خیلی پررو تشریف دارین همتون.با حرفای رهبر آزاده(نه اون رهبر آزاده رو نمی گم)کاملا موافقم.
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱۲:۱۱ ب.ظ
یک سوال خیلی مهم ذهنم رو درگیر کرده. اینکه چرا خانم توحیدلو پس از آزادی نه تنها از افکار و اعمال خود عدول نکرده بلکه سرسخت تر هم شده است.اما رهبران و اربابان وی چون حجاریان، ابطحی، شریعتی و عطریانفر از همه افکار واعمال کرده و ناکرده خود توبه کردند آنهم در حد توبه نصوح. مطمئنا اگر اعترافات این حضرات را ناشی از فشار و شکنجه بدانیم خانم توحیدلو به دلیل وضعیت خاصی که یک زن دارد بایستی پیشگام اعترافات میشد.
خانم توحیدلو لطفا جواب بدهید.
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱۲:۱۵ ب.ظ
یک سوال هم از سبزها داشتم چطور می شود هم طرفدار منتظری بود هم طرفدار امام؟چطور می شود هم طرفدار همت بود هم مخالف لبنان؟ چطور می شود هم از خط امام صحبت کرد هم با مسعود رجوی عقد اخوت بست؟ و سرانجام خانم توحیدلو و طرفداران میلیاردی جنبش سبز چطور می شود وقتی زمانی که موسوی هووی خاتمی شد مورد شدیدترین توهینها از سوی یاران خاتمی قرار گرفت اما همین که خاتمی انصراف داد موسوی تبدیل به بت اعظم شد؟چگونه می توان این همه تعارض و تناقض را حل کرد؟
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱:۴۸ ب.ظ
زنده باد چغوک.جانا سخن از زبان ما می گویی.
خانم توحید لو چرا شما اصرار داری در خط گذشته باشی ولی حجاریان کوتاه امد؟
۱۵ آبان ۸۸ @ ۲:۰۳ ب.ظ
بابا دست مریزاد به صبرت در برابر این همه کامنت پر بلاهت.. دست مریزاد…. فکر کنم دستمزد خوبی میگیرند برای کامنت گذاشتن… فکر کن رده سازمانی طرف اینه: کامنت گذار در وبلاگهای منتقد! بعد فقط من نفهمیدم که اضافه کاری رو بر چه مبنا حساب میکنند. اگر دوستان خودشان بگویند خوب است
۱۵ آبان ۸۸ @ ۲:۲۰ ب.ظ
وقتی تو نمایشگاه مطبوعات حرکت خودجوش مرم علیرضا بهشتی را مث … بیرون انداخت جلبکهای سبز سریع تو وبلاگها و سایتهای خبریشون نوشتن عمال حقوق بگیر رژیم این کا رو کردند. مشکل جلبکای سبز اموی خصوصا سردسته شون موسوی اینه که هیچوقت نخواستن مخالفشونو ببینن. همیشه گفتم مردم انقلابی یه مشت حقوق بگیرن که کارشون شرکت در راهپیماییهاست.بهتره جلبکهای سبز از روساشون بپرسن که چطور عید امسال اکثر وبلاگ نویسهای سبز سر از دبی و مالزی در آوردند. ابن ۵۰ میلیون دلارها که هر ماه هم تصویب میشه تو جیب کی می ره؟ قطعا به جیب عمه من نمیره
۱۵ آبان ۸۸ @ ۲:۵۰ ب.ظ
چغوک چطور می شود هم ولایت علی (ع) را پذیرفت هم ولایت کسی دیگر را(رهبری).چطور می شود سخنان رهبر(یک انسان)فصل الخطاب است و نص صریح قران هیچ.خود شما در تناقضاتی بزرگتر گرفتارید
۱۵ آبان ۸۸ @ ۴:۳۲ ب.ظ
چغوک اسم یک جور حیوان باید باشه نه؟؟؟
۱۵ آبان ۸۸ @ ۸:۳۲ ب.ظ
لطفا اینو بخونین تا حساب کار دستتوت بیاد!! اعترافات یه بسیجیه::
“رهبرا، شکایتی دارم” / یادداشتی از فرزند شهید مصطفی مهدوینیا
“رهبر عزیز گرانقدر با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری باشد که در انتخاب آن اشتباه کردهایم. امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا به عنوان یکی از میلیونها بسیجی و فدائیان راه ولایت که لحظهای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل نشده بپذیرید و چارهای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید.”
روز شنبه نهم آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه ، راهکارها و روشهای مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم ۱۳ آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد و در پایان جلسه یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی سابقه بود.
مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از ۱۳ آبان به ازای دستگیری هر یک از اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که میتوان با همراه داشتن چند شاهد بین خود و یا دوربین فیلمبرداری و یا عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ضد انقلاب تهیه کرد، مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد.
از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین میشود؟ ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه. حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم. رهبر من. اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستند آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه شدت دچار اشتباه شده اند؟ آیا این حرکت هر چند که خیر خواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجیها را در مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام میدهند بالا نخواهد برد؟
آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجیها برای سربلندی ایران اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم نخواهد بود؟ آیا این نرخ گزاری عملی شایسته است؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم ؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود ؟ ای کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی میکردند تا اینگونه شاهد فیلمهایی که در ۱۳ آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم.
اینچنین که من دریافته ام این مبالغ تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد دستگیریها و درگیری و خشونت در ۱۳ آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد . من خود شاهد بودم که برای افزایش تعداد دستگیریها در ۱۳ آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر ۱۳ آبان بیش از ۲ مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند . آیا این یک نوع افراط و تفریط نیست ؟ ایا نباید فکری برای صورت مسئله کرد ؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم ؟
رهبرم . شاید نباید این اطلاعات را در اینجا میدادم . شاید هم از کرده خود پشیمان شوم . اما نمیدانم شکایت خود را از مشاوران شما به کجا برم ؟ چگونه میتوانستم حرف دل خود را به شما بازگویم . رهبرا چاره ای اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود . خواهش میکنم . استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این وظیفه مقدس نکنید .
به خدا قسم که وقتی که فیلمهایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان ( عج ) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد . چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند ؟ آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده به کار بسته ایم ؟
ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند . ای کاش مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن طلیعه و روشنایی “وحدت” و “همبستگی” بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی .
به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی
سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا
رضا مهدوی نیا
برگرفته از: وبلاگ رضا مهدوینیا
۱۵ آبان ۸۸ @ ۸:۳۵ ب.ظ
بخش ریگری از پول های ممملکت هم به چغوک و امثال او داده میشه تا بیان اینجا کامنت بنویسن!!! اگه ابطحی و عطریانفر و شریعتی واقعا توبه کردن پس چرا زندونن هنوز؟؟؟؟
اگه دیگه کسی طرفدار جنبش سبز نیست، چرا مجوز تجمع نمیدین تا روشون کم بشه؟؟؟
۱۵ آبان ۸۸ @ ۱۱:۰۴ ب.ظ
نه بابا!!!کم نیارید یک وقت.بهتره به خودتون امید بدین به ما پول می دن.اینطوری از وحشت کم شدن نیروهاتون شب ها راحت ترخوابتان می رود.
پس شما هم پول می گیرید میاین کامنت می ذارین.اخه طرفدارای موسوی که دیگه تعدادی نیستند.شعارهای روی دیوار را چقدر می گیرید می نویسید…موسوی و کروبی کم کم باید دست به کار شوند و در تجمعات عمله اجیر کنند.
اگر حرف شما درست بود که با این جمعیت زیاد شماها تا به حال رژیم را عوض کرده بودین؟پس چرا رژیم عوض نشد؟
۱۶ آبان ۸۸ @ ۲:۴۹ ق.ظ
سلام جناب یک دوست
رسیدن به خیر قربان
انتقال مردم به اغوش نظام و ایشان تمام شد.
به سلامتی ، راستی این جلیقه ها که رو لباس میپوشید اسمش چیه؟
قدیم ها که ما بچه بودیم وقتی طرف مقابل چند تایی می امدند جلو ،اولین جمله ای که میگفتیم این بود : نامرد ها چند نفر به یک نفر؟
اگر حکومت یا به قول علما نظام شهامت داشت اجازه میداد تا سبز ها بتونن جمع بشن اونوقت می فهمدید ۱۳ ابان یعنی چی.
ولی چه کنیم که نظام شهامتش در حد سخنرانی کردن برای مواجب بگیر هاست اون هم در یک خیابان که از همه طرف توسط ….. محاصره شده است.
راستی با عاشقیت چیکار میکنی؟
ان شا الله که راضی هستند از این همه رشادتی که مریدان انجام دادند.
۱۶ آبان ۸۸ @ ۳:۲۲ ق.ظ
به هرحال حیوانات پست فطرتی که به ازای پول مردم رو بکشن و کتک بزنن کم نیستن. تازه اول کاره عزیزجون، جونمونو که از سر راه نیاوردیم عقبافتادهای مثل تو ازمون بگیره.
من وقتی دستگیر شدم حرفای بازجوی ابلهمو تایید کردم که آزاد شم کارمو ادامه بدم. نه، پس به احمقایی مثل شما جواب پس بدم بمونم اون تو؟!
الاغ به منی که ده برابر کل نیروهای بسیج کتاب خوندم میگه برو مطالعاتتو زیاد کن، مرده بودم از خنده. موجودات مضحک ترسناکی هستین!
۱۶ آبان ۸۸ @ ۹:۲۸ ق.ظ
نگرانم
واقعا نگرانم
۱۶ آبان ۸۸ @ ۱۱:۵۳ ق.ظ
سلام خانم توحیدلو . نوشته تان را خواندم . درست است ما خیلی وقتها برای داشتن امکان اصلاح نیازمند نگاه از بیرون هستیم اما من به این فکر می کنم که نگاه از بیرون هم زمانی ارزشمندی و تاثیر گذاری خواهد داشت که با نگاهی از درون نیز تلفیق شود. برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم .
۱۶ آبان ۸۸ @ ۲:۰۷ ب.ظ
من یه بی طرف بودم و متاسفانه در همون روز ۱۳ به دلیل اینکه جلسه ای کاری در خیابان ایکس داشتم رفتم باید در برگشت از مطهری می اومدم و از نزدیک دیدم چه به روز مردم آوردن.
ضمن اینکه من سرم رو زیر انداخته بودم خیلی آروم داشتم از کنار خیابون از شلوغی در می رفتم که یه برادر بسیجی وحشی به من حمله کرد و یه باطوم توی بازوم و یکی پهلوم زد که من تا امروز در مرخصی بودم…
گیرم که مخالف،گیرم اصلاًمخالف نظام و یا هر عقیده ای فکر می کنید راه منطقی ایینه؟؟؟
من یه چیز ساده بگم که عقل همه بگیره
توی دنیای تجارت همه آزادن در مورد محصولات خود یا خدماتشون تبلیغ کنن و حتی ضعف دیگران تبلیغات کنن مصرف کننده هم آزاده که بشنوه و انتخاب کنه که چی رو انتخاب کنه .حالاهر شرکتی تلاش میکنه تا بهترین بشه، رشد کنه تا اکثریت بازار باشه و یه جورایی رهبر بازار باشه،اینطوری همه دارن در رقابت برای پیشی گرفتن از هم رشد می کنن و نتیجش اینه که مردم هر سال سرویس بهتری میگیرن از این ارایه کنندگان در تکاپو.
پیشرفتهای حیرت آور تکنولوژی امروز ناشی از این منشیه که تو کشور های عاقل تر بعد از جنگ جهانی شکل گرفت.این شد پایه بزرگترین دانش عصر جدید “بازاریابی مدرن” که امروزه همه عرصه ها را در برگرفته از کالا ، خدمات و… حتی سیاست.
بازاریابی یعنی اینکه از روی تحقیقات آزاد و بدون پیش داوری از مشتریان هر کدام از عرصه های مذکور استخراج شود که خواسته هایی که باعث تمایل آنها میگردد چیست و بعد ارایه کننده(کالا،خدمات و… و سیاست) خودش را با همان خواسته ها تیون میکند و در جایگاه رقابتی سعی در ارایه بهتر جهت بدست آوردن اکثریت میکند.
در بعد سیاسی هم در کشور ها همین اتفاق افتاده است دایماً خواستهای مردم ارزیابی میشود ،بسته سیاسی هر رقیب طراحی و ارایه میشود رویش مانور میشود محبوبیت و سپس انتخاب می شود و اگر عاقل باشد با همان محبوبیت به کارش ادامه می دهد و در پایان دوره کنار می رود.زمان پیش می رود .المان های محیط داخل و بین الملل،سلیقه نسلها و… عوض میشود و اشخاص بعدیهمان مکانیزم را تکرار میکنند و سر کار میآیند و …
میبینید دایماً دارن رشد میکنن.
حال خودتون دلیل عقب ماندگی کشوری مثل مارو پیدا کنید.
راهنمایی کنم:شما به دلیل یک نقطه ضعف شخصیتی،فکری،فرهنگی،دروغ یا فساد،تند روی های غیر قابل برگشت قدیم و یا هر چیز دیگر نمیتوانید نظر مردم را بپذیرید ویا فکر می کنید در رقابت بازنده میشوید چه میکنید؟؟؟ می خواهید انحصار داشته باشید
شروع به ساختن دژ انحصار در همه شئون جامعه میکنید
باورها، تقدسات، احزاب، رسانه ها، دانشگاهها،مشاغل، ادیان
در واقع یک فضای خودی و غیر خودی ایجاد میکنید.
حالا برای اینکه مردم را به این انتخاب مجبقور کنید چه راهی دارید که همانی را بخواهند که تو میخواهی
۱- رسوخ و تغییر باور های مذهبی(مانند قدرت واصله از خدایان در زمان فراعنه و یا کلیساهای قرون وسطی)
۲-تابو سازی
۳-ایجاد توهم دشمن بیرونی (همیشه باعث سکوت مخالف است چون در عوام تا وقتی دشمن هست اعتراض یعنی خیانت)
۴-سرکوب مخالفین وایجاد مخالفین و منتقدین صوری
۵- ایجاد توهم نسبت به اقلیت بودن مخالفان در جامعه جهت ترس از سرکوب در میان جامعه
۶-نشان دادن دندان نظامی در فضای کلی جامعه
۷-اختصاص منابع مختلف به بخشهای تقویت کننده انحصار و در نتیجه دولتی شدن ثروت
۸-شخصیت پردازی و فیلتر کردن افراد در همه عرصه ها(دانشگاه،رسانه،اقتصاد،نویسندگان،مجلس،ریاست جمهوری و…)
و…
نتیجه:
گسست بین حاکمیت و مردم
سست شدن بنیان حاکمیت
فقدان تمرکز استراتژیک در بلند مدت بدلیل مخفی بودن خواست مردم
امادگی افراط در گریز از وضعیت موجود بین مردم
خطر واقعی بهره برداری بیگانه از این گسست(دوست یا دشمن دایمی در روابط بین الملل وجود ندارد همه کشورها تنها به دنبال منافع ملت خود هستند.گاه دوست و گاه دشمن میشوند مهم شعور دیپلماتیک و فن مذاکره برای سهم گیری بیشتر در نشست های بین الملل است.و فرار از دیگران با عنوان دوست یا دشمن به مصداق این است که کودکی از معامله با بزرگتر ها بترسد چون میداند کلاه سرش میگذارند)
فساد در طبقات وابسته به قدرت(لزوما نوعی باج خواهی که این می تواند با فساد حاکم همراه و یا بری از فساد شخصی باشد)
تمرکز منابع به کانون های قدرت آفرین مثل تشکیلات نظامی و اطلاعاتی به جای صرف در زیر بنای اقتصادی
و…
*یادمان باشد*
کشورهای بزرگ و قدرتمند و ثروتمند دنیای امروز کشورهایی هستند که به مردم خود تکیه میکنند تا به کشورهای دیگر حکومت کنند.
و کشورهای عقب مانده کشور هایی هستند که به بیگانه تکیه میکنند(باج میدهند)تا به مردم خود حکومت کنند.
**حکومت پایدار حکومت منطبق با خواست مردم است و خدا به هیچ کس حکومت را وام نداده است.
با اینکه خدا برگزیده بود اما علی داناترین عالم بود و به دلیل آنچه در بالا گفتیم علی ۲۵ سال در خانه نشست چون اکثریت او را به حکومت نخواستند و چون روزی اکثریت او را به حکومت دعوت کردند حاکم شد و در کل مدت خلافتش بسیار محبوب بود و بعد از شهادت کل عالم اسلام بر او گریستند.
ببینید که آیا چون علی رفتار میکنیم یا حتی به دانایی بقیه دنیا هم هستیم یا اصلاً هیچ عقل سلیمی چنین میکند؟؟؟
حال اگر هم کسی در خیابان است با هر هدفی تکرار می کنم هر هدفی بگذاریم آزادانه و با دریافت مجوز(نه مجوز ندادن) اگر اقلیت باشد و مردم خواهانش نباشند که در رقابت بازنده است پس برخورد بی معنی است و
اگر هم اکثریت بود بپذیریم
خدا که کس دیگری است خلق هم که نمی خواهند من قلندر چه کاره ام.خدا هم اگر می خواست من حکومت کنم یه جا تو قرآن میگفت شما از من فرزند فلانی به شماره شناسنامه فلان تا آخر عمر ایشان اطاعت کنید.
بحث اولوالامر هم باز تشخیصش با مردم است.
اینرا گفتم باشد که همه رستگار شویم.
۱۶ آبان ۸۸ @ ۳:۳۸ ب.ظ
به نظر من این جنبش نمی تونه رهبری داشته باشه مگر اینکه خط و مشیشو درست تعیین کنه.
کی میگه امریکا و انگلیس خوبه؟؟ کیکه ندونه اونا دنبال منافع خودشونن.
اما نباید توقع داشت جوان هایی مثل ما که هنوز هم راهپیمایی میرند و وحشی صفتی برادران بسیجی رو می بینند، اروم بگیرند.
۱۷ آبان ۸۸ @ ۹:۱۰ ق.ظ
سلام بر همه
آقا یا خانم صدای سکوت
کل کامنتتون رو خوندم.تحلیل قابل فهم و بی نظیری بود
به نظر من از کل مطالبی که تا الان تو این وبلاگ خوندم بهتر بود.
خدا توفیقت بده که اگر هم بی طرفی واقعا بیطرف نقد قاوله فعلی رو کردی.
به همه توصیه میکنم که متنت رو بخونند و بهش نظر بدن.
بازم بنویس.
توصیه میکنم تو سایت موج سبز آزادی هم مطلب بزنی یا هر جا که صلاح می دونی.
مردم باید چنین چیزهایی رو بخونند و ببینند از کجا داریم می خوریم هم از حاکمیت و هم از اپوزیسیون.
چون مشی سنتی و غلطی داریم.
خداوند نگهدار تو و امثال تو باشد.
و امید وارم بی طرفهایی مثل تو رو هر دو طرف دعوا تحمل کنن.
یا حق
۱۷ آبان ۸۸ @ ۵:۲۶ ب.ظ
صدای سکوت تونستی یک کم دروغ بگو.
۱۸ آبان ۸۸ @ ۱۱:۳۵ ق.ظ
به نظرت این ها از پیش طراحی شده و تعمدی نیست؟
صحبت های حسینیان (صلح امام حسن اشتباه بود و به ضرر امام حسین تمام شد!!!!) را نخوانده ای؟
آیا این ها عظمت امام را با خودشان مقایسه نکره اندو خواب هایی ندیده اند؟ حتی در کنار تغیر لحن، برخی تعابیر جدید در بیانشان را نمی بینی؟ {برای ذکر مصداق معذورم}
با خود می گویند ملت ما حافظه تاریخی ضعیفی دارد. خشونت هم در گذشته نشان داده کارساز است.
سرنوشت بازرگان و بنی صدر را ببین. {البته شخصا از هیچ کداماز این دو خوشم نمی آید؛ شاید ایده پردازان خوبی بودند- که البته دومی را چنین هم نمی دانم- اما «اقتضائات» دوران خود را درک نکرده و برای ملت خود مفید واقع نشدند (دست کم در کوتاه مدت و میان مدت)}
اگردر این مورد بخواهی یا بنویسی، بیش تر می نویسم
۱۸ آبان ۸۸ @ ۱۲:۵۰ ب.ظ
برای سبزها حکم واحدی نمی شود صادر کرد! چه اینکه هم برادران زحمت کش آمریکایی وانگلیسی هستند هم هموطنان مجاهد خلق هم عده ای ضد نظام هم عده ای انقلابی مایوس هم عده ای (که غالب اینانند)جوان مظلوم که فطرتا اسیر این بازی ناجوانمردانه قدرت شده اند! البته بیش از همه ی این گروه ها(که همواره معلوم الحال اند) برادران هابیلی ما اعجاب آورند!
به هر حال اینکه زیر رنگ سبز یک چنین مجموعه ای جمع اند نیاز به بررسی های جامعه شناسی بسیاری دارد که البته نظام در سال های آینده و بعد از اتمام این سر و صداها به این مهم رسیدگی خواهد کرد! ودوستان سبز هم باید برای اینکه تاریخ صادقانه از
انها یادکند خاطراتشان را بنویسند! وبنده رمان را به عنوان قالب آثارشان توصیه می کنم.
خیر است انشاءالله
همگی موفق باشید
یا علی
۸ آذر ۸۸ @ ۱۱:۳۰ ب.ظ
دم شما گرم.
این رو هم ببینید:
راههای ادامه جنبش سبز:
http://sabz-musavi.blogfa.com/
۱۵ آذر ۸۸ @ ۹:۴۴ ق.ظ
لاله خانم
میشه بگید دوره چند نهضت سواد آموزی هستید.
تو بسیج جزو ناصحینی یا ناکسین