Wordpress Themes

مایی که در دو دادگاه محکومیم!

هنوز هستند کسانی که از اخلاق گرایی نوشتن را میانه گرایی افراطی می دانند.

حرکت عاقلانه را کرنش و سازش می دانند.

قدم به قدم رفتن و پرهیز از تندروی که نتیجه ای جز سرکوب ندارد ، همراهی با ظالم و شکستن جنبش می دانند!

به راحتی می توان فهمید که چه شده که تاریخ آزادی خواهی ایران بازه های کوتاه مدت و سرکوبهای قوی داشته است. باور به استیلای روح تاریخ ندارم. اما خواسته و ناخواسته برخی می خواهند تاریخ را تکرار کنند!

هرچند خوشحالم وقتی نوشته های دوستان مختلفی را می بینم که این روزها دغدغه شان شده است اخلاق. هستند کسانی که هنوز برایشان مهم است که هدف، وسیله را توجیه نمی کند. هنوز هم هستند کسانی که تاریخ را آینه عبرتشان کرده اند. حالا هرچقدر خواستید متهممان کنید به مدارا و کرنش و تفهمیدن راه. حتی خواستید از خیانت به جنبش بنویسید و وادارمان کنید به ننوشتن که چرا میانه گرایی. مهم این است که اگر رونده راهی و حتی پیشرو، از اکثریت جماعت ایرانی که هدف والای تغییر و اصلاح برای امنیت، توسعه ، آرامش و آزادی را دارند، نه جلو بیافتی و نه عقب. زندان و کتک و باتوم را هم خوب می فهمم به قول شما  در این زمانه درد و ظلم و باتوم!

پی نوشت: بی انصاف نباشم که بازخورد نوشته های اخیرم، بیش از اینکه آنچه در بالا باشد، همراهی و تایید بود.


۲۵ نظر برای “مایی که در دو دادگاه محکومیم!”


  1. لبریز:

    خصوصی

    سلام. سمیه ی عزیز من خاطره هستم.تو جشن پرشین بلاگ کلی از بودن کنارت لذت بردم …
    اینجا رو تو گورد میخونم… و شیر شده هاتون رو …
    خواستم سلامی بکنم…
    با یه عالمه آرزوی خوب…

  2. باران:

    این‌که شما “تند روی” (البته به زعم خودتان) را با “توجیه وسیله برای هدف” می‌آوری نادرست است. چیزی که برای شما تندروی است برای عده‌ای تفکر صحیح است و اگر غیر از این بود آن تفکر را انتخاب نمی‌کردند. شما باز هم دارید این طور نشان می دهید که کسانی که مثل من نمی‌اندیشند همان کسانی هستند که می‌گویند هدف وسیله را توجیه می‌کند.
    آیا اصولن شما فکر می‌کنید هدف و آرمان دیگران مهم نیست یا نه در نحوه‌ی مطالبه کردن و ابراز آن اهداف و آرمان‌ها حرف داری؟
    گویا شما هدفت جمهوری اسلامی است نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. خب اگر هدفتان این است اولا از کجا به این جا رسیدی که اکثریت نیز هدفشان این است؟ ثانین بر فرض که اکثریت این را هم بخواهند پس تکلیف اقلیتی که با این شیوه مخالفند چه می‌شود؟ یعنی باید خفه خون بگیرند؟ و اگر بگویند جمهوری ایرانی بد اخلاقی کرده‌اند؟ چرا این قدر تمامیت خواهید؟
    چرا شما همیشه فکر می‌کنید آدم مظلومه‌ی ماجرایید و بدتر چرا همیشه از موضع حق مطلق بودن حرف می‌زنید؟

  3. محمدباقر:

    بحث بر سر اینه که تو بازه زمانی ۷۶ تا ۸۲ تندرویها و حرکتهای بدون پشتوانه باعث به وجود آمدن شرایط فعلی است، و اگر باز هم به دنبال تکرار همان دوره اید باز هم سرنوشتی تکراری نسیبمان خواهد شد.
    باران جان هر کس برای خود اکثریت و دیگران را اقلیت فرض میکند. در این بازی هر کس راسختر، رستگارتر.
    در آخر تکلیفمان را مشخص کنیم، چهارچوب حرکتمان در کدام قاب میگنجه؟! من اینجور فکر میکنم شما یهطور دیگه.

  4. reza:

    دکتر شریعتی میگه” توی ایران همه بهم میگفتن که ضد شیعه هستم و حتی به سنی بودن متهمم میکردن. وقتی به عربستان دعوت شدم برای یک کنفرانس و آنها گفتند که من شیعه غالی ( همون علی اللهی تقریبا) هستم تازه فهمیدم راهم را درست رفته ام که نه آنها مرا به شیعه بودن قبول دارند و نه اینها” حالا شما هم مطمئن باشین که وقتی از هر دو طرف دارین فحش میخورین یعنی اوضاع خوبه و مسیر درستی رو انتخاب کردین…کاش یه روزی فرصتی بشه برای نقد تندروی های کسانی که فعالیت رو فقط در بلند تر فریاد زدن میبینند و هزینه های سنگینی هم در این سالها به همه و خودشان تحمیل کردند…

  5. آزاده:

    سلام
    این بحث کردن ها و چکش خوردن ها را دوست دارم. باعث می شود تا بدانیم و بفهمیم که چه می خواهیم و چه نمی خواهیم. تلاش برای تغییر فقط توی خیابان رفتن نیست. همین که شما اینجا می نویسید و ما می خوانیم و چیزکی می نویسیم خودش باعث می شود تاآماده تر بشویم. مخالفت هم خوب است بگذارید تا این بحث ها همنواتر مان بکند.

  6. حسام ایپکچی:

    سلام
    مساله «توجیه وسیله توسط هدف» نیست، بلکه مساله «ابهام در هدف و اصرار در حرکت» است.
    مساله این است که یک اتحاد سست بر مبنای «چه نمیخواهیم» تشکیل شده؛ حال آنکه باید «چه میخواهیم» را تبیین کرد. بی تردید آن روز صف بندی ها تغییر می کند و خیلی از موافقان امروزی، دیگر موافق نخواهند بود و خیلی از مخالفان امروز، موافق خواهند شد.

  7. سروناز:

    سلام
    در پست قبلی شما میانه روی در معنای کلی رو مطرح کردی و اشاره ای به اخلاق نکرده بودی. من که برداشتم از پست قبلی اخلاق گرایی نبود بلکه همون میانه روی به معنای کلی در عمل، واکنش، نوشتن و تحلیل کردن و …. بود جاناااا.

  8. محمد کریمی:

    شهرزاد جوانی ما… هزار و یک و شب وانتظار یک صبح

    .
    امروز نه از غمی که میهنم را گرفته که از غمی خواهم گفت که در وبلاگ دخترکی از مردم سبز وطن خوانده ام. بارها در این روزها

    تقدیم به محبوبه حقیقی ….

    او شاید اگر کودتایی این چنین نمیشد سرزنده ترین دخترک روی زمین بود ولی امروز او تنهاترین افسده می بیند خودش را در میان سرو های سوخته ….

    او شهرزادیست از شهر هزار توی قصه های وطن.

    او راوی جوانی من و توست….

    و چه بنویسد از این جوانی که در اندوه دوستان در بند میگذرد.

    از این روزهای تلخ و سرد که جز نجوای شبانه با خدایی که می دانی هست

    و من میگریم از انچه بر او میرود.

    که میدانم هزارانند مثل او.

    اتش سیگارش میسوزاند تنم را از غم

    که احساسش را سوخته میبینم.

    نمی شناسمش…ندیده امش اما متن هایش را …. چراغ هایی که در ۴۰ چراغ دوست داشتنی ام

    روشن میکند را خوانده ام.

    و جوانی اش را میشناسم.

    و هر روز آرزو میکنم بیاید روزی که وقتی زنانگی را میگشایم سراسر شادی و امید باشد.

    دیگر شهرزاد قصه های جوانیمان را در حسرت رفتن دوستانی به بند…در اندوه رفتن یاری بی خبر

    و احساسش را غرقه در دود غصه ای نا تمام نبینیم

    کوتاه بود اما ادای دینی بود به جوانی یک شهرزاد قصه گو در این روزگار بی داستان

  9. احمد:

    با شما موافقم خانم توحیدلو ، ولی باید پذیرفت رفتار حکومت در این میانه بی تاثیر نبوده، رادیکالیزم امروز نتیجه خشونت دیروز است.
    توضیح مفصلترش رادر وبلاگم داده ام.

  10. ترنم:

    به نظر من موضوع نادیده گرفتن اقلیت نیست،بحث سر منطقی بودن است!اگه ما ادعای جامعه مدنی و احترام به هر نوع تفکر و اندیشه ای رو داریم ،چرا خودمون به همه آرمان ها و شخصیت های اون طرف توهین می کنیم؟!ببینید فضای احساسی سختیه،کتک خوردن ،کشته شدن و زندان رفتن ،اما این ها نباید باعث بشه ما بهانه بیشتری دست نیروهای امنیتی بدیم.اگه می خوایم موفق بشیم چاره ای جز مدبرانه عمل کردن و منطقی بودن نداریم.تندرو بودن گزک دست اونوری ها می دهد و مطمئنا آن ها به تند رو بودن ما نیاز دارند و تمام تلاششان را جهت عصبانی کردن ما می کنند.منطقی بودن در این شرایط خیلی سخته خیلی !مطمئنم حتی برای سمیه و امثال من که این شعار ها را هم می دهیم اما این جاست که لیدر یه جنبش باید وارد گود شود ما به میرحسین پویا و منطقی و مدبر نیاز داریم!!که به نظر من خاتمی لیدر بهتری برای این منظور است.

    سمیه جان این که فقط شعار دهیم دردی را دوا نمی کند بهتر نیست راهکار و چارچوبی از جانب لیدرها به طور واضح و مبرهن طراحی شود!!

  11. محمد:

    با شمایم؛

    http://mmoeeni3.blogspot.com/2009/11/blog-post_14.html

  12. فانی:

    ۱- یک سوالی برای من پیش اومده که خط کشی که باعث شده بفمید شمایید که از اکثریت جماعت ایرانی که هدف والای تغییر و اصلاح برای امنیت، توسعه ، آرامش و آزادی را دارند، نه جلو افتادید و نه عقب رو از کجا آوردید؟

    ۲- به نظر من مشکل شما میانه روی نیست، بلکه دیدن خودتون به عنوان میزان اندازه گیری میانه روی و ندیدن افرادیه که مثل شما فکر نمی کنن!

    من با خوندن هر دو مطلب شما احساس توهین به خودم -به عنوان کسی که زیاد مثل شما فکر نمی کنه- کردم در حالیکه مغز حرفهای شما شبیه این مطلب ابراهیم نبویه (http://www.doomdam.com/archives/000788.php) اما با خوندن این نوشته ابراهیم نبوی بیشتر حس همسویی کردم

    ببینید فرق نوشته شما با نوشته نبوی در چیه؟ نبوی سعی نمی کنه که کسی که مثل خودش فکر نمی کنه رو مغضوب علیهم ببینه و فقط خودش رو در صراط مستقیم حس کنه

  13. یک دوست:

    با سلام خواهر خوبم از اخلاق گرایی و میانه رویی نوشتی(حرکت عاقلانه را کرنش و سازش می دانند) اول باید نظر خودت را در برابر طرف مقابل که نظام جمهوری اسلامی و رهبری ان است مشخص کنی. در برابر چه کسی کرنش و سازش مگر مقابل شما حکومت ظلم و جور قرار دارد؟واقعبت را بگویید و شفاف سازی کنید نه اینکه با پنهان کاری خودتان را پشت چهره اصلاح طلبی مخفی کنید(مهم این است که اگر رونده راهی و حتی پیشرو، از اکثریت جماعت ایرانی که هدف والای تغییر و اصلاح برای امنیت، توسعه ، آرامش و آزادی را دارند، نه جلو بیافتی) از اکثریت حرف زدی کدام اکثریت ؟ همفکران خودتان را اکثریت می دانید این نهایت کم لطفی و خوش خیالی شما است. فرمودی من قائل نیستم به این که هدف وسیله را توجیه کند اما برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای بهره می گیرید از همه امکانات رسانه ای بیگانه تا دلارهای امریکایی و صهیونیستی. الان نوشته ها وحرکتهای مخالفان توسط اطاق های ایران سازمان سیا کنترل میشود. حتی از کنترل نوشته های مخالفان در نت نیزکوتاهی نمی کنند انان از شعبه هایی که در سراسر دنیا مخصوصا در کشور کانادا ویا اروپا دارند به طور شبانه روزی رصد می کنند.هدف وسبله را تو جیه نمی کند نه شما راست می گویید!!!! رهبران واقعی مخالفان ان سوی مرزها قرار دارند. شما چقدر خوش خبالید وقتی می گوییداکثریت جماعت ایرانی خیر خانم این ذهن الینه شده شما است. که ابنگونه می اندیشد. وقتی اینگونه می نویسید وتحلیل می کنید باور دارم تاریخ تکرار شده وافرادی همانند منافقین دوباره پیدا شدند که با حمایت نیروهای خارجی سعی در نابودی ایران و جمهوری اسلامی دارند. اماخداوند و خون شهدا پاسدار این نظام هست.راستی در نوشته هایتان به طور مکرر از زندانی شدنتان حرف می زنید و هر روز داستان سرایی می کنید. زندانی که شما بودید محلی بود برای دور نگه داشتن شما از فعالیتهای خاص. شما زندان خودتان را با ابو غریب ویا گوانتانمو مقایسه می کنید یا زندان الکاتراس یا بازداشتگاه کولدیکس شما در جایی بودید که گاهی با شما به عنوان باز جویی فقط حرف می زدند نه شکنجه ای در کار بود نه شلاقی نه ناخن کشیذنی نه پوست سر کندنی نه شکنجه های قرون وسطایی وفقط با شما حرف می زدند که تازه ان موقع هم رنگ از رخسارتان می پرید . اگر جای جمیله بو پاشا ان مبارز الجزابری بودی حالا چه می کردی. شاید بگویی چرا خودتان را که ادعای حکومت اسلامی دارید با امریکا و فرانسه مقایسه می کنید نه مسله مقایسه نیست زندان شما زندان نبود یک جایی بود برای فکر کردن بیشتر همین . پس قصه گویی نکنید.وبس کنید این نمایش مسخره رو.اگر می خواهید با مظلوم نمایی برای ان طرفی ها خودی نشان بدهید خواهرم سخت در اشتباهید. کسی منتظر شما نیست.(http://sndt.persianblog.ir/)

  14. لاله:

    ببخشید خانم توحیدلو!!!از هر طرف که نگاه می کنم می بینم اصلاح طب ها اخلاق را به گند و تمسخر کشیدند.من منکر اشتباهات اصولگراها نیستم ولی حوادث اخیر که پشت
    پرده بود اعتبار انها را از بین بردوخاتمی که دم از اخلاق می زد چه کرد؟خیانت!!!اخلاق با شعار و حرف بوجود نمی اید.تو فکر می کنی من از مخالفان خاتمی بودم؟نه خواهر من .من با کس و ناکس سر موسوی وخاتمی جنگیدم این هم دست مزدم.ببخشید شما هم بی اخلاقید چون از دروغگوهای منافق حمایت میکنید.

  15. شاید علی:

    خوشحالم که دلمشغولیتون اخلاق و…هست.مدتها ست که به دوستی فکر می کنم و شاید راه حل جنبش رو تو این فضا باید جست…نمی دونم؟ و البته نگران تفکرات تندرو و افراطیم..محکم و استوار از این اندیشه ها دفاع کنید.
    خوش و خوشبخت باشی

  16. شاید علی:

    سلام
    براتون میل زدم چندتا سوال داشتم اگه میشه چک کنید
    ممنون

  17. رضا:

    شما در هر دو دادگاه سربلند هستید
    صبر کنید و استقامت داشته باشید که ان الله مع صابرین
    از تبلیغ را درستتان خسته نشوید
    دوستتان داریم

  18. رضا:

    شما در هر دو دادگاه سربلند هستید
    صبر کنید و استقامت داشته باشید که ان الله مع صابرین
    از تبلیغ راه درستتان خسته نشوید
    دوستتان داریم

  19. اویسی:

    باسلام
    خانم توحید لو
    طیف بندی، یااین سو و آن سو نشان دادن پدیده های اجتماعی و حتی غیر اجتماعی امری تقریبا شدنی است. طیف خطی و ظرفی است که می توان خیلی از چیزها را داخل آن قرار داد بدون اینکه اتفاق خاصی رخ دهد، عرصه سیاست نیز یکی از آن چیز هاست. حوزه سیاست هم میدان نبردی است که چپی دارد وسطی دارد و راستی، چپ ان چپی ها و راست آن راستی ها در میان ان نه چپی ها و نه راستی ها و یا به تعبیر دیگر هم چپی ها و هم راستی ها قرار داده شده اند، راست و چپ در پی منافعند حتی اگر قرار باشد جایگاهشان را با هم تعویض کنند، اما انان که در میانه میدان به بازی گرفته شده اند، فقط به بازی گرفته شدند.
    موفق باشید

  20. رحیم:

    متاسفانه برخی از نویسندگان جنبش سبز مثل مطلبی در مورد حداد عادل در موج سبز ادبیات کیهان و شیوه لجن پراکنی این روزنامه را وام می گیرند و مصداق وسیله و توجیه و باتوم خوردم حق دارم و از این گونه چرندیات می شوند. من نمی دانم چرا اگر مابا کسی یاموضوعی موافق نباشیم یا احساس بکنیم او دستی در ظلم دارد پرخاش و توهین می کنیمش. تازه این افراد مثل اون وریها قدرت ندارند اگر داشتند چه می گفتند.که در گذشته آنها دیده ایم.
    امید که این کورسوی امید راه سبز نه مثل جوانی های چپها عمل کند نه مثل حالای راستیها. متفاوت بودن را بپذیرد و فحش ندهد.

  21. سمیه:

    به باران و فانی
    من با خانم توحیدلو صددرصد در مورد میانه روی محض موافق نیستم
    اما یه چیز برام سواله… چرا من از خوندن این متن عصبانی نمیشم و احساس نمیکنم توحیدلو خودش رو معیار میدونه… خودش رو اکثریت میدونه… دیگران باید خفه خون بگیرند؟؟؟ حتی یه کلمه توهین آمیز در نوشته اش نیست….فقط نظرش رو گفته… یک نظر…همین… چرا اینقدر برای دوستان گرون تموم میشه؟؟؟؟؟ واقعا چرا اظهارنظر یک اصلاح طلب که عملا برای اصلاح طلبیش هزینه پرداخته اینقدر برامون خفه کننده هستش؟؟؟ جدا جالب نیست؟
    آقا یا خانم یک دوست… شما هستید که به طرز بسیار مضحکی خودتون رو پشت عنوانتون “یک دوست” (چقدر خنده دار) و “خواهر خوبم” پنهان میکنید… شما دست بردارید از این بازی احمقانه توهم دشمن پنداری… دنبال دشمن خارجی گشتن بجای پرداختن به ویرانی های داخلی…

  22. یاسمن:

    با سلام جناب یک دوست عزیز کاملا باهات موافقم زندان جای خیلی خوبیه هم به فکر فرمو میری هم وبلاگت به روز میشه امکانات ورزشی و تفریحی هم داره منم تمیم گرفتم برم زندان

  23. یاسمن:

    بابت غلطهای تایپی عذر میخوام عجله داشتم

  24. سارا:

    بی اخلاقی الزاما معادل میانه روی نکردن نیست. کسی که نویسنده است میتواند در نوشته اش بی اخلاقی کند و کسی که به راهپیمایی میرود میتواند بی اخلاقی نکند. خوب است هر کجا که هستیم اخلاق را رعایت کنیم ولی این دقیقا به ما نمیگوید که چه باید بکنیم. خوب است فکر کنیم که در عین رعایت اخلاق، روش اعتراضمان چگونه باشد. در پایان هم متذکر میشوم که به بهانه حفظ اخلاق نمیتوان به ظلم و قتل و تعدی اعتراض نکرد. همانگونه که خدا هم گفته که بانگ برداشتن به بدی را دوست ندارد مگر از کسی که به او ستم شده باشد

  25. بنده:

    با کار بیشتر در زمینه اخلاق، یادگرفتن چگونگی انجام یک بحث منطقی یا همون منطقی بودن در بحث و کلا منطقی بودن در تفکر خیلی موافقم. به نظرم در این جریانات، چیزی که از برخی از افراد هر دو جناح دیده می شد، وجود مغلطه و بحث تبلیغاتی و نه متفکرانه بود که باید اصلاح بشه.

محل نوشتن نظرات