Wordpress Themes

خاصیت وبلاگ

اعتقاد دارد خانه مجازی ام بی خاصیت شده، و من در تلاشم که بفهمم چکونه می شود خاصیت داشت.

وقتی درباره بعضی چیزها نباید نوشت، بعضی ها را باید با احتیاط نوشت، بعضی ها را هم اگر ننویسی بهتر است.

می بینی چقدر دوز ننوشتن بالا رفته است؟

هرچند که می دانم باید بنویسم. نه برای خاصیتش. نه برای دیگران. که برای خودم و برای اینکه بدانم توانستم در مقابل نیاندیشیدن و ننوشتن و ابراز عقیده نکردن تاب بیاورم. خاصیت این وبلاگ این است. وگرنه قرار نیست دنیا را تغییر دهد.

۶ نظر برای “خاصیت وبلاگ”


  1. زهرا:

    آره آفرین دقیقا همینه!
    چه خوب که اینو نوشتین و جوابی برای اعتقاد اون پیدا کردین!
    موفق باشین و تاب بیارین…

  2. ترنم:

    این روز ها می نویسم که فقط ارام شوم.همین.

  3. سین:

    سلام سمیه جان. چند ماهی هست که وبلاگتان را میخوانم .موافق با اون شخص نیستم .چون حداقل خودم مثال نقض اون نظرم. هم مطالب خودتون برام اگاهی دهنده بوده و هم لینکهای وبلاگتون خیلی جالبند. اما فضای عجیب و غریبی تو مملکت داریم . بعد از انتخابات فکر میکردم فضا خیلی از مسائل پنهان را برای مردم عریان کرده اما واقعیت این است که اغلب مردم کشور مااهل مطالعه و تعقیب اخبار نیستند حتی از تیترها هم بیخبرند چه برسد به نقد و تحلیل !من با افراد مختلفی طرف بوده ام مذهبی غیر مذهبی تحصیل کرده و کم سواد زن مرد پیر جوان.این بیخبری خیلی فراگیر است امروز با کسی که دانشجوی دکترا است حرف میزدم خبر را بلند خواندم : میگن پزشک زندان کهریزک خودکشی کرده . اصلا ماجرای کهریزک را نشنیده بود!!!نمیدانست روح الامینی کشته شده! این ادم قراره فردا استاد دانشگاه این مملکت بشه.چند روز پیش با یکی دیگه حرف میزدم از قضا اون هم دانشجو دکترا اون هم تو یه دانشگاه تاپ. از من پرسید شما میدانی ناسیونالیست یعنی چی؟بعد هم معنی کلمات کمونیست سوسیالیست و فمینیست را پرسید حتی اسم گورباچف را نشنیده بود!البته این وضعیت را من در خانمها میبینم اقایان احتمالا مطلعتر باشند اما باور کنید خیلی وضع اسفناکی داریم.با این حال وبلاگ نوشتن حداقل قدمهاست . اما باید فکری اساسی کرد خیال نکنید همه مثل شماو دوستانتان در دانشگاه تهران هستند .ما خیلی از نظر فرهنگی مشکل داریم والبته این مشکل فقط با نوشتن در سایتهای اینترنتی حل نمیشود من فکر میکنم حتی اگر ازادی مطبوعات هم بیشتر میشد مساله کاملا حل نمیشد چون اغلب مردم حتی اخبار را هم گوش نمیدهند چه برسد به انکه بخواهند زحمت روزنامه خواندن به خودشان بدهند. امار دستم نیست اما واقعا بد نیست یک وقتی تیراز کل روزناهه هایی که در یک روز چاپ میشوند را نسبت به کل مردمی که توانایی خواندن دارند بسنجیم نتیجه از حالا برایم معلوم است.
    الغرض خواستم کمی به این معضلات هم فکر کنید.من به این نتیجه رسیده ام وبلاگ نوشتن یا روزنامه نوشتن در چنین فضایی لازم است اما کافی نیست.

  4. مسعود برجیان:

    جانا سخن از زبان ما می‌گویی.

    کوتاه و گویا و پُرمعنا و تمام و کمال.

  5. طاهره فاضلی:

    قرار نیست که دنیا را تغییر دهید . خاصیت خانه ی کوچک شما اما بیش از این چیزی است که گفته اید .
    پاینده باشید و ساحل سلامتتان پر رونق باشد. تاهمیشه !
    ممنون می شوم اگر زحمت خواندنم را بکشید :
    سرایت امید - ساحل سلامت
    http://outskirt.blogfa.com/post-21.aspx

  6. صادق:

    ای کاش منم می‌تونستم یه کم مثل شما باشم! همش دارم خودم رو توجیه می‌کنم :(

محل نوشتن نظرات