Wordpress Themes

وقتی دین داری ،مسلمانی!

شاید حدود ده روز را پیش ما بود. خانمی میانسال که یک پسر و دختر جوان داشت. زود ازدواج کرده بود و سنش همان چهل و سه و چهار می مانست. به جرم تغییر عقیده دینی دستگیر شده بود. بودن مرضیه در آنجا اولش که با یک هم اتاقی دیگر بحث داشتند سخت بود، سختی اش این بود که آنقدر بازجویی داشتم که علاقمند باشم در زمانهایی که در اتاق هستم، استراحت کنم و یا به دعا و … بپردازم و حوصله بحث نداشته باشم. اما بعد عادی شد. صبح ها با من برمی خاست و روزه می گرفت. دائم در حال خواندن دعا بود. بسیاری از انجیل را به فارسی می دانست و می خواند. دلمان که می گرفت می گفتیم برایمان سرود بخواند. سرودهایش هم همه از لطف و رحمت الهی بود. برایمان از انجیل روایت می کرد و ما هم نهج البلاغه را بلند می خواندیم. دائم فال حافظ می گرفتیم تا امیدمان دهد برای گذران روزها.  هیچوقت ریز نشدم در علت تغییر عقیده اش. اما وقتی از زندگی اش گفت، احساس کردم چقدر سختی کشیده است.

یک خانم خانه دار که زندگی اش را کرده، کودکانش را بزرگ کرده و نه فعال اجتماعی بوده و نه سیاسی ، که تا پیش از این از دین خود چیزی نمی داند، جز همین تبلیغات رسمی و همان مناسک همیشگی. هیچوقت نگفته ایم که دین محمد و دین عیسی هردو دین صلح و رحمت است. دینداری و یکتاپرستی در قاموس همه ما اسلام است. جایی را یافته که مبلغین خوبی داشته و دینی را شناخته است. اینبار دین را خوب می شناسد. می تواند ساعت ها داستانهای انبیا را بازگو کند. دعاهای مختلف را در زمان های مختلف می داند.

هربار بازجویی می رود، وعده های دروغ، بی احترامی است که می شنود. اصراری است برای اینکه به زبان بگویند به اسلام بازگشته است. می خوانم که حتی وقتی قاضی می گوید بنویس مسلمانی که  ما قصد آزاد کردن شما را داریم، گفته است ما مسیحی هستیم و نمی توانیم دروغ بگوییم!

همه چیز یک دیندار را داشت. به تمام دین ها احترام می گذاشت. مقید به اخلاق فراتر از مدعیان مسلمانی بود، خودش را مسلمان زاده می خواند و کسی که سالیان زیادی به این دین معتقد بوده است. با ضعف ما ، مسیحیت را زیباتر از اسلام شناخته، اما مگر همه دینها اسلام نیست؟ بیش از هر مسلمانی مقید است و شاید تنها مثل ما نماز نمی نخواند. اما در آن ده روز مادری کرده است در حقمان.

ارتداد را از خدا برگشتن می دانستم. ارتداد را مقابله با خدا کردن و دشمنی اش می دانستم. مرتد را دشمن خدا می شمردم، نه کسی که از من و ما دیندار تر و خداترس تر است. چه فرقی می کند چه دینی داشته باشی وقتی به آن پایبند نباشی، و چقدر مهم است نام دینت چه باشد وقتی اصول را می دانی و اخلاق را پاس می داری!


۱۸ نظر برای “وقتی دین داری ،مسلمانی!”


  1. محمد:

    خانم توحیدلو در نگاه آنان من پاسدار و جبهه رفته قدیمی و سبز کنونی اعلام ارتداد میکنم از اسلام آقایان که عبارت از اسلام دروغ نفاق تظاهر بدبینی تهمت وقدرت طلبی به هر طریقیست…و ایمان دارم به اسلام محمد‌(ص) و علی و خمینی که اسلام صداقت وپاکی و صفا و اسلام محبت است ..یقینا این خانم اگر اسلام حقیقی را میدید در گرایش به آن درنگ نمیکرد…خوشا به صداقت و صفایش

  2. طاهره فاضلی:

    دانش و قدرت از دیدگاه دکتر علی شریعتی
    سخنران : احسان شریعتی
    با حضور پوران شریعت رضوی
    سه شنبه ۳/۹ / ۸۸
    ساعت : ۱۳ - ۱۴:۳۰
    دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

  3. عون:

    فقط کم مونده بود که امثال تو راه رسیدن به خدا را تبیین کنی.الهی شکر . . .

  4. فاطمه:

    ممنون

  5. چغوک:

    واقعا واست متاسفم. تو که هیچ چیزی از ارتداد و شرایطش نمیدونی چطوری به خودت اجازه میدی انطوری واسه یه مرتد دلسوزی کنی و کارش رو موجه جلوه بدی؟ از صمیم قلب دوست دارم به همون دینی که این خانم داره بمیری تا ببینم چطوری میخوای اون دنیا از خودت دفاع کنی

  6. چغوک:

    چه دین با صفایی داریم. دست دادن با زنها آزاد. قتل و آشوب آزاد. همجنس بازی آزاد. صفا آزاد. ارتداد آزاد. قانونشکنی ازاد. دروغ آزاد همه چیز آزاد.مشتاقان به رساله آیت الله پشم الاسلام مراجعه فرمایند.

  7. سینوحه:

    چه فرقی می کند چه دینی داشته باشی وقتی به آن پایبند نباشی، و چقدر مهم است نام دینت چه باشد وقتی اصول را می دانی و اخلاق را پاس می داری!
    قسمت اولش قبول اما قسمت دومش یعنی اسلام، کجای دین های دیگر هم اصول را میدانند و هم اخلاق را؟

  8. d:

    راستی بالاخره این خانمه را چکارش کردن ؟‌ آزاد شد؟

  9. علیرضا:

    اگر هر سخنی در رد حرفهای شما بنویسند، اگر در مورد بارهایتان بنویسند فقط دلخوری و ناراحتی باریتان میاورد و دریغ از یک لحظه تامل و فکر.
    من فراری از وطن به صرف باور متفاوت، وقتی حرفهای امثال تو را میخوانم تمام وجودم آتش میگیرد. (حالا بیا بگو اصلا چرا میخوانی؟! نمیدانم شاید چون راه دیگری برای بیان بغض فروخورده که جگرم را میسوزاند ندارم)
    اگر این مثلا اصولگراها یا آنها که دین را بازیچه کردند برای قدرت از این حرفها بزنند مطلبی نیست، آدم میگوید خوب تکلیف اینها که روشن است زور هم که دارند. اگر فلان امام و بهمان مرجع تقلید این حرفها را بزند دردش کمتر است خودمان را راضی میکنیم که اینها برای منافعشان هر کاری میکنند.

    ولی وقتی کسی که قرار است سبز باشد این حرفها را میزند دیگر دردش درمانی ندارد. وقتی فکر میکنی بعد این همه سال تازه بناست این حرکت سبز به جایی برسد که حرف امثال تویی خریدار داشته باشد و هنوز هم مردم کثیری به ادعاهای الهی دلخوش دارند و منتظرند امثال شما راه را نشان بدهند، دیگر از نا امیدی فقط سر به زمین گذاشتن میماند و بس. ما را که کشتید، این دیوانگی را کی تمام میکنید تا باقی زنده بمانند؟

    “ارتداد را از خدا برگشتن می دانستم. ارتداد را مقابله با خدا کردن و دشمنی اش می دانستم. مرتد را دشمن خدا می شمردم، نه کسی که از من و ما دیندار تر و خداترس تر است.”
    مرحبا به شعور شما. من به الله باور ندارم، به خدا باور ندارم، جای من در این خط که شما میدهید کجاست؟

    تا کی بنسات از جانب خدا حرف بزنید؟ شما از کجا میدانی که خدا کی را دشمن میداند کی را دوست؟ هر کس چادر مشکی سر کرد و با گشتن دور یک مشت سنگ سر مست شد دوست خداست؟

    نه از دین خودت چیزی سرت میشود، نه از علم چیزی سرت میشود، نه میفهمی درد کجاست نه میخواهی به این سوالها فکر کنی، بد تازه آدم بده امثال من هستیم. بیا بگو “به عقاید دیگران احترام بگذارید”!
    مرتد، دشمن خدا، … این کلمات ننگین را عین نقل و نبات بکار میبری به خیال خودت خیلی هم آدم روشنی هستی چون مشتی روانی خرافاتی برایت به به و چه چه میکنند. خدا اگر هست که دشمنش را خودش میشناسد، ولی تو و امثال تو دشمن مردم هستید.

    آن امام و این امام حداقل چهره خبیثشان را مردم دیدند، امثال تو را ولی این مردم هنوز نمیبینند.

    ما که مردیم، بی وطن شدیم، آواره شدیم از خرافات و حماقت امثال تو، کی دست برمیداری تا دیگران زندگی کنند.
    (خطاب به شماست ولی امثال شما میلینوها هستند)

  10. فائزه:

    پیشنهاد می کنم این چغوک رو بهش معرفی کنید تا دین اسلام را در مظهر رحمانیت و عقلانیتش بشناسه!! از شوخی گذشته دیروز از جلوی یک کلیسا رد می شدم به این فکر کردم که جالبه مسیحیان و ارامنه با ما در این کشور زندگی می کنند اما ماهیچ خاطره ای از بدرفتاری یا قانون شکنی انها نداریم. در حالی که در کشورهایی مثل انگلستان که مسلمانان در اقلیت هستند، حتی خود مسلمانها هم خاطره تلخی از رفتارهای همدیگر دارند چه برسد به انگلیسیها
    نتیجتا اینکه معتقدان به یک دین مبلغان آن هستند و چه بد مبلغانی هستیم ما مسلمانان.

  11. سمیه:

    چیزی که من هیچوقت نتوانستم درک کنم این است که خدای شما، شما را آفریده که تمام مدت مجیز او را بگویید و همه کارهایتان برای او باشد و همش برای رضایت او زندگی کنید ….!!!
    چرا بقول خودتان یک کمال مطلق باید چنین کاری کند و چرا شما باید تن به چنین زندگی بدهید؟ چرا هیچکدام از پیروان مثلا پر و پا قرص اسلام جرات شک کردن به اصول را ندارند؟ چند درصد مسلمانان مثلا سینه چاک ایرانی میدانند که در آن کتاب عربی چه نوشته و معنی آن چیست؟ چطور نمیفهمید که فقر و جهالت و بدبختی و عقب افتادگی ما ناشی از همین آموزه ها و دیدگاه های شماست؟
    همه بچه های نسل جدید مشکل دو شخصیتی دارند، یک شخصیت ظاهری در مدرسه و دانشگاه و گاهی خانه و محل کار، و یک شخصیت واقعی که تو خونه و جمع دوستان دارن. تا کی باید این بازی احمقانه ادامه پیدا کنه؟ بذارین عین آدم زندگی کنیم

  12. ابراهیم عباسی:

    نمی دونم این گنجشک (احتمالا مشهدی!) عزیز چند سالشه و در چه مراحلی از زندگی است حدس من این است که حدود ۲۱-۲۲ باید داشته باشه با اطلاعات نسبتا خوب و ذهن تیز. فقط برایش آرزو می کنم که خدایش عشق دختر مسیحی ای را در دلش ایجاد کند یا عشق یه دختر از سنخ آنهایی که ظاهرشان را نمی پسندد و رفتارشان را باور ندارد. آن وقت خواهید دید که چه بر سر باور و اعتقاداتش خواهد رفت.

  13. پرهام:

    بانو سمیه، امیدوارم انگ نزنید که از آب گل آلود ماهی میگیرم. ولی فکر نمیکنید که اصل دین مشکل داشته باشد؟ به عکس خوب یک عکاس نگاه کنید و بگویید که چه دوربین خوبی، ناراحت میشود و میگوید که عکاسش مهم است، اگر دوربین خوب را به دست هر کس دهید نمیتواند خوب عکس بی اندازد. اما اگر دوربین بد را دست عکاس ماهر بدهید باز هم هنر آفرینی میکند. من اگر شخصی را ببینم که در مذهب و دین موفق و سرفراز است از خود او میدانم نه از آیین او. یعنی اگر همان شخص را روانه روانشناسی، فلسفه، جامعه شناسی، هنر و غیره کنید باز هم پیروز خواهد بود، ولیکن نسبت به حال و هوای خودش مذهب را برای نمایش تکامل خویش انتخاب کرده.

    ((ای کاش میشد نظرات را با ایمیل دنبال کرد))

  14. vahid:

    تا وقتی که بخواهیم با سرخاب وسفیدآب چهره کهنه و باستانی ادیان را دلپسند نشان دهیم و جرات این را نداشته باشیم که آنها را در حد یک آثار باستانی بدانیم(که ارزش و احترام خود را دارد) این دعوا ها و بد بختیها ادامه دارد
    عزیزانم چرا اینقدر توانایی انسان امروزی را دست کم میگیریم یعنی اینهمه دانشمند علوم انسانی امروز به اندازه یک نابغه هزارو دو هزار سال پیش توانایی راهنمایی جامعه بشری را ندارند؟

  15. حامد:

    ای کاش این بی خردان که مرگ بر آمریکا ورد زبانشان شده، میفهمیدن که در آمریکا دروغ یکی از بزرگترین جرم هاست ولی در ایران، با ادعای حکومت مقدس اسلامی( که ای کاش اسم اسلام را برمیداشتن) تمام مسئولان و در راسشان احمدی نژاد در رسانه غیر ملی دروغ میکوید و در عوض محاکمه شان، کسانی که گفته اند دروغ میکویید را شلاق میزنند و به زندان میاندازند.
    ما دچار معصیت جمعی شدیم که به جایی رسیدیم که حکومت به ظاهر اسلامیمان بزرگترین ضربه را بتاریخ اسلام زده است
    من نیز تا دیوانگی فاصله ای ندارم شک نکن

  16. aram:

    جناب علیرضا واقعا این متن را بدور از تعصب خواندید؟ من که به هیچ وجه این برداشتی که شما از این متن داشتید را نداشتم . به نظرم بسیار مغرضانه قضاوت کردید در حالی که نویسنده متن برعکس برداشت شما اتفاقا میگوید ادعای دینداری هیچ ارزشی ندارد وقتی کسی به اصول و اخلاق پایبند نباشد. شما میگویید ” شما از کجا میدانی که خدا کی را دشمن میداند کی را دوست؟” کجای این متن ادعا شده که ایشان میدانند چه شخصی دشمن خداست . متن صرفا میگوید تعریف مرتد را معادل دشمن خدا میدانسته است حالاحتی اگر شما تعریفی دیگر از این کلمه داری هنوز این حرف هیچ منافاتی با اینکه اگر خدایی هست خودش دشمن خودش را میشناسد هم ندارد. شما از دست کسانی که خدا پرست هستند خسته شدید من از دست کسانی که کورکورانه رفتار یا حرفهایی را تکرار میکنند پیش داوری میکنند و به خود فرصت تفکر بدون تعصب نمیدهند.

  17. حسن محدثی:

    سلام و عرض احترام می کنم. نوشته های شما را می خوانم و از این که شما می نویسید خوش حال ام. آرزو می کنم از این پس هیچ گاه به خاطر حق آزاد زیستن و آزاده بودن محدود یا دربند نشوید و هیچ گاه صدای تان خاموش نشود. در این نوشته تان نگاه بسیار عمیق انسانی هست که مرا واداشت تا در تحسین تان سخن بگویم. کاش ما دین داران بیاموزیم که انسانی بودن دین مقدم بر و ارجح از دینی بودن انسان است. کام یاب و پاینده باشید!

  18. سروناز:

    سلام. عجب بساطیه. آدم می آد تو وبلاگ می نویسه که از نظرات بقیه مطلع بشه هم موافق و هم مخالف که شاید این وسط به تعادل برسه شاید، اما ماایرانی ها قربون خودمون بریم جه تاییدمون چه ردمون همه با توهینه. اصن ما این تیپی شدیم. بعد به یه بنده خدا می گیم چرااااا؟ چه معتقد یه خدا چه غیر معتقدمون هر چی توهین بلدیم می کنیم. ببخشی ولی من که فکر نمی کنم به این زودی ها اوضاع فرهنگی و گفتگویی و نزاکت و … در هم وطنان ماو خود مااز هر نوعش رو به راه بشه. به سلامتی هم خارج نشینا اینجا نظر دادن هم داخل نشیناو همه چیز واضحه دیگه. به نظرم طبیعیه که وضع مااینه . در حال حاضر همه چیز روی روال عادی خودشه. امروز ما، نتیجه کردار و رفتار همه ماست. نحوه نوشتن و اظهار نظر به این پست شما، مشت نمونه خروار.

محل نوشتن نظرات