Wordpress Themes

اینها همه هست، اما علت اصلی نیست

وقتی حساب و کتاب جمعیت را نداری، وقتی حتی پیک جمعیتی هم هیچ تحرکی در تو برنیانگیخته باشد، باید که به جای بستر سازی شغلی برای فارغ التحصیلان لیسانس به دنبال مشغول کردنشان در امور دیگر شوی.

مدتهاست که تحصیل در جامعه ما بغیر منزلتی که به همراه می آورد، تبدیل شده به یک امر تاخیری در رسیدن به مسیر اصلی زندگی. ازدواج بخشی از فعالیتی است که فرد در این مسیر زندگی اش انجام خواهد داد. اما پیش از ان باید نقشش مشخص شده باشد و یا حداقل چشم اندازی از نقشی که برعهده خواهد گرفت را بتواند ترسیم نماید. یک دانشجوی لیسانس قاعدتا باید که بتواند صاحب کسب و کار باشد. وقتی نمی تواند، مجبور است برای رهایی از بلاتکلیفی درس بخواند شاید که بتواند مسیر بهتری انتخاب کند. این طبیعی است که در چنین جامعه ای سن ازدواج بالا می رود و تمایل به ازدواج پایین خواهد امد.

photo1223803553

به جای اینگونه تشویق ها یا برنامه ریزی ها برای ازدواج جوانان، دولت باید بسترسازی برای ایجاد مشاغل جدید نماید. اوضاع و احوال کار در جامعه به شدت وخیم است. ما افراد بیکار را در تحصیل نگه داریم، ممکن است به لحاظ آماری بیکاران را کمتر نشان دهد، اما آینده خوبی را برایمان به تصویر نمی کشد. در سرشماری نفوس دختران فارغ التحصیل را نیز خانه دار ذکر می کردند، و خانه دار یعنی کسی که بیکار نیست! دانشجویان هم که به کسوت دانشجویی مشغول بودند. اینگونه تمام تلاش را برای کاستن از آمار بیکاری به انجام رساندند. اما واقعیت اینجاست که مسئله کار بحران جامعه ما شده است. اما عده ای به جای حل این بحران فعلا دنبال اسلامی کردن و علمیه ای کردن تحصیلند، یا مشغول این هستند که به گونه ای دانش آموزان را توصیه به ازدواج کنند، اگر نشد صیغه را توصیه کنند.

در ذهن مسئولین ما اینگونه می گذرد. فکر می کنند بحرانی در جامعه هست. بحران را درست نمی شناسند. بحران را جنس ی قلمداد می کنند. بعد تا آخر برای خودشان برنامه می دهند. به زعم شان این بحران یا بخاطر دینی نبودن مدارس است، پس باید مدارس به حوزه علمیه واگذار شود. یا بحران بخاطر تاخیر در ازدواج است، پس هم در مدارس توصیه به ازدواج و یا حتی صیغه در سن دانش آموزی می کنند و هم سهمیه برای متاهلین لیسانسیه می گذارند. گاهی هم بحران به دلیل اختلاط جنسیتی است، نتیجه اش می شود که پیشنهاد تفکیک دانشگاه را می دهند، یا حتی پیشنهاد می کنند راننده ها و پلیس  های زن زیاد شوند تا جوانان زنان زیبا رو را در ماشین سوار نکنند.

یکی نیست بگوید که آقایان محترم! خانه از پای بست ویران است. شما زمینه کار و آینده افراد را مهیا سازید، خودشان بلدند ازدواج کنند. آنقدر سرشان گرم می شود که خیلی از بحران های دیگر هم بوجود نمی آید. جالب اینجاست که مسئولین و نمازگزاران جمعه و دیگران، بحران های جنس ی را بیشتر و بهتر از آسیب هایی مثل اعتیاد رصد می کنند، که این روزها به شدت در حال فاجعه به بار آوردن است.

۱۶ نظر برای “اینها همه هست، اما علت اصلی نیست”


  1. ایرانی سبز:

    سلام.با”سخنی با آقای نقویان” به روز شدم.خوشحال میشم سر بزنید

  2. عمو:

    ۱-سمیه خانم جوش نزن چرا که در برخی زمینه هایی که گفتی انسان خودش مسئول زندگیشه . شیطان ممکنه انسان را به صیغه شدن در ۱۴ سالگی دعوت کنه و یا ازدواج برای قبولی در ارشد پس مسئلیت انسان چی .
    ۲- همین جوری پیش بره برای خونه ها هم یه فکری می کنن.
    ۳-این راه را نهیت صورت کجا توان بست.

  3. علی:

    سلام.زمانی نه چندان دور فروید همه این مشکلات را در جوامع اروپایی دید اما درد آور نسخه ای بود که این پزشک روانشناس برای این بیماری جامعه پیچید.نسخه ای دقیقا خلاف آنچه امروز متولیان امر مذهب و جامعه در ایران امروز می پیچند.اما نسخه امروز تیمار داران جامعه ما(که شما به بعضی از مظاهرآن در همین پست اشاره نموده اید)به همان اندازه غلط است که نسخه فروید برای جامعه آنروز اروپا .از آنرو که هردو نسخه پیچ به مطالعه در احوال بیمار و تشخیص بیماری توجهی نشان نمی دادند نتیجه آنکه به قول مولوی : از قضا سرکنگبین صفرا نمود.واین داروها نیز نیز محتضر را به مرگ می کشتند تا به بهبودی.یاحق

  4. چغوک:

    می‌خواستم بپرسم این ۱۶ سالی که دولت دست شما بود چه گلی به سر ملت زدید که امروز طلبکارید؟ این انفجار جمعیت هم محصول دوران نخست وزیری آقای چیز بود. لابد مدعی هستی که احمدی نژاد بمب جمعیتی درست کرد. حالا که از سرنگونی رژیم ناامید شدی از هر وسیله ای واسه انتقاد و سمپاشی استفاده میکنی. بنویس. شاید کمی از دردهات کم شه. بنویس

  5. کاوه:

    بحران اصلی، نبود یک مکانیزم شفاف برای انتقال قدرت از راه دموکراتیک به افراد شایسته تر است.
    ریشه اصلی این بی برنامگی ها ، بی کفایتی ها، درجا زدن ها همه و همه خودخواهی عده ای هست که حاضر نیستند حکومت را به دست مردم بسپارند.
    واقعا باید گفت که اینها ایرانی نیستند چون اگر ایرانی بودند کمی دلشان برای ایرانی ها می سوخت.

  6. کاوه:

    و البته فکر می کنم هدف از ایجاد سهمیه متاهلین بیشتر سیاسی باشد تا اجتماعی و برای کاهش اعتراضات درون دانشگاه باشد.

  7. یک دوست:

    به هر حال بسی بلند مرتبه خدای مهربانی پس انگاه که زبانم به سخن گشودی ونعمت بی حد بر من تمام کردی ودر هر سال به تربیت فزونتر شدم وخلقتم مقام کمال یافت وقوای جسم وجانم به حد اعتدال رسید پس حجت را بر من الزام نمودی ومعرفت خود را بر قلبم الهام فرمودی{ فرازی از دعای عرفه امام حسین ع} سلام بر همه بسیجیان دلاور وسلام بر شما خواهر خوبم.تاریخ یکصد سال گذشته ایران از یک درد بزرگ رنج می برد که سالهای متمادی ملت ما گرفتار ان شده و تنها داشتن بصیرت و کمک خداوندی است که می تواند ان درد را درمان کند.این درد تاریخی عدم سنخیت افکار و اعمال روشنفکران با جامعه به لحاظ اجتماعی و فرهنگی است و به گفته دکتر شریعتی روشنفکران همواره در جامعه های انقلابی فاجعه افریدند. نمی دانم ما که خود را پبشتازان این جامعه قلمداد می کنیم چرا باید احساسی برخورد کنیم.زمانی در همین وبلاگ فریاد دانشگاهها مر کز فساد شده اند را سر دهیم. ودر روزی دیگر ازدواج و دادن تشویقهای حداقلی را جرمی نا بخشودنی بدانیم.زمانی از سطح کم سواد توده های مردم حرف بزنیم ودر فرصتی دیگر داشتن مدرک لیسانس را کافی برای شروع زندگی و اغاز کار.چرا خودمان موقع گرفتن مدرک کارشناسی می گفتیم چقدر فرصت برای خواند و دانستن بیشتر کم است وباید زودتر مدرک کارشناسی ارشد را وبعد دکترا را داشته باشیم تازه باز در اول راه هستیم وباز می خواهیم بیشتر بدانیم. اما برای دیگران که می رسد انرا فرصت سوزی و( به یک امر تاخیری در رسیدن به مسیر اصلی زندگی.) می دانیم مگر میشود یک بام ودو هوا داشت. هیچکس منکر وجود بیکاری نیست این یک مشکل جهانی است در همه کشورها وجود دارد واین روزها به یک دغدغه ملی در تمام دولتها تبدیل شده.نباید ما سطحی نگر باشیم. درباره تحوبل مدارس به حوزه ها انگار صورت مسله را خوب متوجه نشدیم منظورتربیت پرورشی بود تازه سیتم اموزش حوزه ها را اگر میشد در مدارس پیداه کرد که معرکه میشد در حوزه ها مطالب حفظ نمیشود بلکه با انجام مباحثات علمی مطلب کاملا درک میشود.وعمق پیدا می کند . دانش اموزان ما اطلاعات زیادی دارند از موضوعات گوناگون اما عمق سوادشان کم است. کاش میشد مثل حوزه ها به دانش انها عمق بخشید.بگذریم چرا ما باید فکر کنیم هر ان چیزی که نام اسلامی به خود می گیرد باید ضعیف و بی ارزش باشد. مشکل ما کجاست؟ یا باید رومی رومی بود یا زنگی زنگی شتر سواری….وقتی از بحران حرف می زنیم ایا فقط این بحران به کشور ما تعلق دارد با جهانی است ایا دولت ما هیچ تلاشی نمی کند؟ بی انصاف نباشیم چرا باید فکر کنیم همیشه باید معترض بود واگر اعتراض نکنیم ان وقت فراموش میشویم. چرا همدلی نکنیم ویار یاور دولت وملت خودمان نباشیم و برای برون رفت از بحران به دولت کمک نکنیم.اگر کمکی هم نمی تونیم لا اقل تخریب نکنیم.ایا فقط نق زدن راه چاره است؟( بگوید که آقایان محترم! خانه از پای بست ویران است) وهمه تلاشهای سالهای انقلاب را به هیچ انگاریم به چه بهایی؟ وبرای خوش امد چه کسانی؟ فردا دعای عرفه را خواهیم خواند از خداوند بزرگ برای خودم وهمه دوستان عزیز داشتن معرفت و شناخت بهتر را خواهانم.
    (http://sndt.persianblog.ir/)

  8. تیرداد:

    خانم توحیدلو مثل اینکه هنوز دوزاریتان نیفتاده که یکی از دلایل اصلی وقوع انقلاب اسلامی همین امور ناموسی(!) بوده است.

  9. مریم:

    خدا این آقا یا خانم یک دوست را از ما نگیرد!!! هر بار که به اینجا سر می زنم بسی مایه ی انبساط خاطر ما میشود!!! :))

  10. فرید صلواتی:

    من از west متنفرم

  11. لاله:

    مصاحبه نشریه پنجره با یوسفعلی میرشکاک.حرفهای شنیدنی وی که از رای دهندگان به میرحسین موسوی اما پشیمان است در مورد مهاجرانی و محسن مخملباف شنیدنی است.
    توزیع در دکه روزنامه فروشی ها…

  12. تو:

    شما چی کار کردین وبلاگتون پرخواننده شد؟

  13. نصراله شریفی:

    اگر چه به نظر می رسد خانم توحیدلو به مسأله با نگاه جامعه شناسی می نگرد اما با تأمل روشن می شود که ایشان یک نگاه سیاستگذاری هم دارند و آن مرحله آغازین فرآیند سیاست گذاری است یعنی شناخت مسأله اگر سیاست گذاران به هر دلیلی نتوانند مسأله جامعه را خوب و دقیق بشناسند مسلماً در حل آن راه به اشتباه می برند.
    من فکر می کنم مسایل ما پیچیده و تو در تو است امااقتصاد نقطه خوبی برای شروع به حل مسأله است چرا که هم زودتر جواب می دهد به علاوه فرد و ساختار را متحول ساخته امکانات فرهنگی و سیاسی تحولات بعدی را در دسترس قرار می دهد.

  14. یاسمن:

    با سلام خیلی جالب بود و جالب تر سخنان خانم لاله که با استفاده از این فرصت برای هفته نامه پنجره از همفکران احمدی نژاد و مصباح یزدی تبلیغ میفرمایند من نمیدونم شما که ۶تا شبکه صذاوسیما رادیو ایران روز نامه های کیهان ایران رسالت جوان وطن امروز و خبرگزاری های فارس و ایرنا و بقیه دوستان در اختیارتونه چرا از وبلاگ ما سبزهای فریب خورده اغتشاشگر جاسوس آمریکا و صهیونیست !!!استفاده میکنید

  15. محمد:

    سلام. من باز فیلتر شدم؛ لطفا آدرس را به قرار زیر اصلاح کنید:
    http://mmoeeni4.blogspot.com

  16. محمد:

    من دوباره فیلتر شدم؛ این آدرس جدیدمه

    http://mmoeeni4.blogspot.com

محل نوشتن نظرات