Wordpress Themes

به قرارمان رسیدیم این روزها!

از دیروز که ویدئوی شعرخوانی هیلا را دیدم، یاد شعری از او افتادم که دستمایه برنامه دوم خردادمان شده بود، شعری که دوستش می داشتیم و امیدی که خواستیم تا “صد واقعه چون دوم خرداد بسازیم”

یادم افتاد که چه جمعی بودیم و چه شوری داشتیم و قرارمان این نبود که قرارِ بعد از انتخاباتمان پشت میله های سردی باشد که جای متجاوزین به این آب و خاک و مردمش آنجا بود. قرارمان نبود که برای مردمی و کشوری دل بسوزانیم و بخواهیم که سرافراز باشد و خاکش از نگاه بیگانه ایمن گردد، اما روزگارمان چنین به دردمان آورد و تنها بشود نشست و نظاره کرد.

از بین کسانی که پیش از انتخابات تلاش کردند تا بر شور آن بیافزایند و بر شعور ملتی صحه بگذارند، کسانی که آبروی ۸۵ درصدی انتخابات را برای نظام خریدند، از همراهان آن روزهای صد واقعه، هنوز در بند بسیاری مانده اند. نگاه های سپهر منتظر پدری است که جرمش بالا بردن مشارکت و مشروعیت نظام بوده است. شعر خوانی هیلا مرا یاد شهاب انداخت. شهاب طباطبایی که نبود این روزها تا عیدی غدیر را از او بگیریم. یاد سعید نورمحمدی که این باور را از بین برد که یکبار زندان رفتن و بازجویی پس دادن، مصونیت آور است. یاد حسین نورانی نژاد، یاد اسماعیل صحابه، یاد حسن خوربک، یاد فریبا پژوه، یاد عاطفه نبوی  و چندین و چند جوان دیگری که قرار آبادانی این خاک را داشتند و پشت همان دیوارهای سیمانی نیز هنوز بر این قرار پایبندند.

آقایان باور کنند که هرچند این جوانان به خشم ایشان گرفتار آمدند، اما اگر خدای نکرده روزی به خاکمان و آبروی کشورمان نظری سوء افکنده شود، این سینه های همین دوستان است که در خط مقدم، از سر غیرت به این مرز و بوم مقابل هر متجاوزی سپر خواهد شد.

شعر هیلا را بشنوید و یاد همراهان ِ این روزها از همراهی مانده مان باشیم.

۶ نظر برای “به قرارمان رسیدیم این روزها!”


  1. یک دوست:

    شیخ ما روزی به درختی که بر مشهد مقدس هست برنگرست، برگ زرد گشته بود، گفت:

    تو را روی زرد و مرا روی زرد

    تو از مهر ماه و من از مهر ِماه

    برگرفته از کتاب به رنگ طاووس به رنگ کلاغ

  2. چغوک:

    دلم بدجوری سوخت. بمیرم براتون الهی. معنی دفاع از آب و خاک رو هم فهمیدیم. آتش زدن عکس امام.حمایت مسعود رجوی از جنبش سبز. خط زدن مرگ بر آمریکا. اوباما یا با اونا یا با ما. مرگ بر خ… به ته خط رسیدین. خیلی نجابت داریم که لهتون نکردیم. زمان جنگ هم دیدیم که امثال نهضت آزادی که همپیمانتون هستن چه گراهایی که به صدام نمیدادن.

  3. چغوک:

    راستی یادم رفت بپرسم مگه تو به مشارکت ۸۵ درصدی اعتقاد داری؟ شما که حیثیت نظام رو لکه دار کردید. مگه نامه سروش رو نخوندی. که از فرط خوشحالی از هتک حرمت نظام داشت جفتک میزد. راستی دادستانی گفته بود آزاد شدگان موقت باید مواظب رفتار و گفتارشون باشند. فکر میکنم علائم این هشدار رو تو نوشته‌هات دارم میبینم. ظاهرا دیگه دوست نداری برگردی پشت میله‌ها

  4. شادی:

    چقدر این چغوک بدزبان و سیاه دل است … انگار بجز کینه و عقده چیز دیگری در دل ندارد… کجاست آن پیغمبری که بر سرش آشغال می ریختند و ناسزا می گفتند و او با عطوفت پاسخشان را می داد… اینها به جز له کردن و کشتن به چیز دیگری نمی اندیشند…

  5. مهسا:

    کاش این چغوک کمی عفت کلام داشتن یاد می گرفت .کاش به جای این حرف ها کمی در مورد جنبش سبز مطالعه میکرد.
    راستی چغوک تو با همین دهان آلوده به حرف های ناروا نماز هم میخوانی؟

  6. ترنم:

    گرچه معتقدم به انسان هایی مانند چغک نباید اعتنا کرد که خواست قلبیشان از گذاشتن این گونه کامنت ها همین است اما این گونه نوشتنش برای این چنینی تاپیکی درد آور است.اگر سمیه ترسی از امثال تویی داشت پس از آزاد شدن وبش را بر روی کامنت های تو باز نمی گذاشت تا هر چه آنچه می خواهید بگویید.هیچ کدام از آزاد شدگان جنبش سبز ترسی به خود راه نداده اند کافی است سری به بقیه وب ها هم بزنی گرچه می دانم می زنی و عصبانیت تو هم از همین شجاعت هاست.

محل نوشتن نظرات