Wordpress Themes

مفاهیمی که بازسازی می‌شوند

گفتمان سی ساله‌ی منتسب به نظام و گروه‌ها و جناح‌های مختلف در داخل آن آنقدر چرخش های بی‌بدیل داشته که در این مدت سی ساله بسیاری از مفاهیم را با معنای ثابت جهانی، بی ‌معنا کرده ایم. مفاهیمی مثل راست و چپ ، لیبرال یا سوسیال، لاییک و سکولار، محافظه کار و اصلاح طلب، انقلابی یا ضد انقلاب، دموکراسی یا مردم سالاری، حتی عدالت و آزادی همگی در این چرخش‌های گفتمانی ما نقش مفهومی خود را از دست داده اند و تبدیل به اسامی یا برچسب‌هایی شده اند که هویتی به جز ماهیت مفهومی را به تصویر می کشند. در این سی سال عادت کرده‌ایم به این معناگریزی از مفاهیم و یاد گرفته‌ایم که هر مفهوم در گفتمانهای روزانه می‌تواند چند صورت داشته باشد و چند محتوا.

deconstruction

اما در کنار این مفاهیم که امروز بیشتر به نامهایی یا نقاب‌هایی می مانند، مفاهیمی بوده‌اند که تا به حال دستانمان به آنها نرسیده بود. البته این بدان معنی نیست که این مفاهیم دارای ماهیتی دقیق بوده اند. انقلاب اسلامی سال ۵۷ با داشتن یک پشتوانه مردمی و رهبری‌ای دینی، خیل عظیمی از مفاهیم انسانی - اسلامی را با خود به همراه آورد. مفاهیمی مثل جهاد در مقابل جنگ، شهادت در مقابل مرگ، شیعه علوی در مقابل شیعه صفوی، اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی، جمهوری اسلامی در برابر جمهوری دموکراتیک دینی و بی شمار مفاهیمی که در کنار اسطوره‌های جدیدی چون یاسر و سلمان و ابوذر، سمیه و عمار و … در جامعه معنا می‌یافت . اسطوره‌های ما اسطوره‌های انقلابی شده بودند. نهضتی که اسلامی بود و اسطوره‌هایش مدافعان این اسلام بودند که تا پای جان قرار بود از آن دفاع کنند.

این مفاهیم را نمی‌توان از مفاهیم رایج چپ جهانی دور دید. انقلاب فرانسه که ده سال از آن می گذشت، شیلی و کوبا و الجزیره، پارادایس های انقلابیون مذهبی و غیر مذهبی آن روزها، همه نشان از آن داشت که قرار است اسلام آن روز، اسلام ضعفا و پابرهنگان باشد، و جنگ آن روز جنگ کوخ نشینان برعلیه کاخ نشینان شد. مفاهیم سوسیالیستی یا عدالت طلبانه ای که یک انقلاب با توده های پراکنده و مستضعف، نیاز داشت. توده هایی که انقلاب روستا علیه شهر را به راه انداخته بودند و زمانه ای که گفتمان چپ را حاکم کرده بود و از دل انقلابیون آن زمان این سوسیالیسم اسلامی بود که قد علم کرد. اصلاح طلبان امروز، یا همان انقلابیون دیروز، همان چپ های اقتصادی و سیاسی آن دورانند که از پس تاریخ و تجربه، فربه تر شده اند و نگاهشان به مسائل، متفاوت و جهانی‌تر شده است.

در دوران بعد از جنگ و سازندگی نیز همچنان استیلای گفتمان ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری را در گفتمان همین گروه می دیدیم. به عنوان مثال انجمن های اسلامی دانشگاه ها که اتفاقا در آن سالها بسیار فعال و پویا بودند، استفاده کنندگان  از همین گفتمان بر علیه دولت وقت بودند. آنقدر که علم شدن انجمن های اسلامی دانشجویی (پیام دانشجو ) در مقابل انجمن دانشجویان، با مسئولیت یکی از رنگ عوض کردگان این دوران، توسط حاکمیت، قرار بود تا اندازه ای این قدرت دانشجویی را خنثی کند. همه این ها تا دوم خرداد ۷۶ ادامه داشت. بعد از دوم خرداد هجمه مفاهیم جدید به مفاهیم قدیمی و متعلق به دهه پنجاه و شصت ، عاملی شد که اصلاح طلبان و حتی جنبش دانشجویی، مفاهیمی را به عاریت بگیرند که خلا آن را در گفتمان آن روزها بیشتر دیده بودند. فضای بسته آن روزها آزادی را می طلبید، هرچند که بی عدالتی مشکلی بود که نطفه اش در آن روزگار بسته شد و بعدترها خود را نمایان ساخت. غفلت از مفاهیم گذشته عده‌ای را که همیشه به دنبال دستیابی به آن مفاهیم بودند فعال کرد. گروهی که از این غفلت بر کوسن این مفاهیم نشستند و عنانش را در دست گرفتند و در خرداد ۸۴ با کمک همان مفاهیم قدیمی خود را در جامعه مستقر ساختند.

اما آنچه این روزها اتفاق افتاد، رجوع به مفاهیم گذشته بود. مفاهیمی که می توانست در کنار اصلاح طلبی یک ملت، نیاز جامعه ای را پاسخگو باشد. شاید من و امثال من در همان ابتدای امر چندان این رجوع به مذاقمان خوش نیامده باشد، اما قابل انکار نیست که مهمترین اتفاق این روزها باز معنا شدن همان مفاهیم دهه پنجاه است. اما این تغییر و تحولات سی ساله، این راکبان بر مفاهیم، آنقدر آن را دستکاری کردند که امروز تصور می شود یک دکانستراکشن روی مفاهیم انجام می شود. آنقدر که امام، انقلاب، شهید، بسیج، استکبار، مستضعفین، عدالت، آزادی و دیگر مفاهیم به گونه ای دیگرگونه با محتوای فعلیشان - و بدون شک نزدیک‌تر به ماهیت اصلی‌شان -  تفسیر می شوند و به نسل جدید و سبز این روزها منتقل می شوند. بزرگترین اتفاق این روزها بازپس گیری مفاهیم و بازتعریف آنهاست. مفاهیمی که تجربه سی ساله نشان داده است که نمی شود در یک جامعه توده ای و پراکنده هنوز از آنها غافل و دور شد.

در میانه اینهمه بازتعریف مفاهیم که تحلیل محتوای تک تک سخنرانی ها و بیانیه ها از دوسوی دعوای فعلی بر آن صحه می گذارند، یک سری مفاهیم ساختگی لوث می شود، یک سری مفاهیم تغییر شکل پیدا می کند و یک بدنه فربه شده تری حاصل می شود که انتخاب جهت ها و روش ها برایشان آگاهانه خواهد بود. مفهومی مثل حجاب هم از این دست است. نوشته ارزشمند مهدی جامی در  سیبستان در این باره بسیار خواندنی است و البته حرف در این باره بسیار است.

به گمانم گفتمان این سی سال و این یک سال گذشته به شدت نیازمند یک تحلیل محتواست. شاخص های چشمگیری دارد و چرخش های اساسی و بزرگی در آن‌ها خودنمایی می کند. این مطالعات است که می تواند آینده را و راه را شفاف تر در مقابل دیدگان قرار دهد.

توضیح درباره عکس: این عکس یکی از رایج ترین عکس ها درباره بازسازی یا دکانستراکشن بود که البته بیشتر ناظر به بازسازی یک سوال (یا همان سوال محوری) است. اما به نظرم جالب آمد.

۶ نظر برای “مفاهیمی که بازسازی می‌شوند”


  1. بینام:

    این شکل راجع به بازسازی سوال نیست، بلکه راجع به ساختن خود سوال است. دکانستراکشن نیست، کانستراکشن است.
    ——————-
    من برداشتم از شکل جابه جا کردن آجرها از نقاط مختلف تصویر بوده. به نظر می رسد آجرها از یکجا به جای دیگر منتقل می شود دوست من. برای ساختن تصویری دیگر باید

  2. ستاره آبی:

    درست متوجه منظورتان نشدم.به نظر شما تفاوت جمهوری اسلامی با جمهوری دموکراتیک دینی در چیست؟

  3. یک دوست:

    با سلام خواهرم متن را خواندم ونوشته ای را که انرا ارزشمند نامیدید دیدم. چقدر دلم برابتان سوخت از این همه سقوط.حقیقتا برای شما نگرانم که به جایی برسید که دیگر مجال بازگشتی برای شما نباشد.شاید به خاطر این که حوزه مطالعه شما محدود به جریان فکری خاصی است.ودر خارج از ان چهار چوب هیچ فکر و عقیده ای را باور ندارید . دوست ندارم ببینم سمیه تو حید لو یک انگلو فیل باشد. که خط فکریش در راستای براندازی جمهوری اسلامی حرکت می کند .{ البته منظورم این نیست که شما یک انگلو فیل هستید}مفاهیم اصبل انقلاب اسلامی بر پایه ایمان به خدا است. قوانین الهی تغییر پذیر نیستند.مفاهیمی همچون شهید یا بسیج یا ازادی هر گز تغییر نکرده اند این فکر وابسته به سازمانهای جاسوسی مثل سیا یا ام ای ۶ هستند که دائما درحال تغییر هستند . خواهر خوبم یادتان هست وقتی می خواستند شهیدی را در دانشگاه دفن کنند شما چه الم شنگه ای به پا کرده بودیدوبا چه سینه چاک کردنی مخالفت می کردید. شما ان روز چقدر مفهوم شهید را زیر سوال بردید؟یادتان هست وقتی از حجاب و ازادی زنان حرف می زدید چقدر دایه مهربانتر از مادر میشدید برای گروههای بد حجاب وچه دفاع جانانه ای از ازادی در پوشش می کردید. یاتان هست چه تو هینهایی به مسئولین نظام می کردیدوهمزمان از عدم ازادی هم شکایت داشتید!!!!وقتی از مفهوم توده واصلاح طلب سخن می گویید منظورتان کدام اصلاح طلب است.ان تئوریسین اصلاحات که خود از کرده و نوشته خود برائت خواست.البته همه ما خواهان اصلاحات هستیم اما نه اصلاحات امریکایی و انگلیسی چرا که ادمی همیشه باید بخواهد پیشرفت کند امروزش از دیروزش بهتر باشد. کاستی هایش جبران شود کشور را به سمت استقلال واقعی سوق دهد . اما راهی که شما انتخاب کردید وشمشیر را از رو بستید وبه هیچ صراطی مستقیم نمیشوید. کار را مشکل کرده است.کاش بیشتر تامل می کردید. خطوط اصلی انقلاب از اول تا امروز در یک مسیر واحد حرکت کرده زیرا تحت رهبری ولی امر مسلمین بوده . انقلاب فراز و نشیبهایی داشته اما برایند حرکت مثبت و رو به جلو است و عصبانیت صهیونیزم جهانی وردوریی تمام قد ان با صرف هزینه های میلیونی وبه کار گیری تمام توان برای نابودی جمهوری اسلامی و احساس خطری که از پیشرفتهای ایران اسلامی می کند تایید کننده این مسیر مستقیم است.(به گمانم گفتمان این سی سال و این یک سال گذشته به شدت نیازمند یک تحلیل محتواست) این حرف شما تکرار حرفهای رادیو های بیگانه است. نمی دانم می دانی می گویی یا نمی دانی. از خداوند برای خودم وشما توفیق در انجام وظایف بک مسلمان واقعی را دارم.(http://sndt.persianblog.ir/)

  4. مهسا:

    خوشم میاد شما هنوز متن رو تو وبلاگ نذاشته یک دوست آماده ی اظها نظره.البته مشکلی نیست ولی موضوع اینه که به تفکر شما چون مثل خودش فکر نمی کنید احترام نمی ذاره. هی میاد متن های شما رو می خونه و هی متاسف میشه.
    خدا ما رو دچار کیا کرده.

  5. مریم:

    وای خدا جونم شکرت که یک دوست همیشه میاد اینجا کامنت میده و ما رو می خندونه! مرسی مرسی مرسی! :))))))

  6. پرهام:

    من هم درست متوجه منظور شما نشدم! به نظرم می‏آید که زمان انقلاب ۵۷ ما نمی‏دانستیم که چه میخواهیم و واقعا چه چیزی برایمان بهتر است. و هر چه مفهوم به خوردمان دادند پذیرفتیم. ۹۸% آری گفتن خودش غیر منطقی است و نشان میدهد که ظاهرا راهی جز آری گفتن نداشتیم. اما امروز بیشتر، بهتر و دقیق تر میدانیم که چه میخواهیم. و لزومی ندارد که حتما به مفاهیم گذشته باز گردیم. میتوانیم مفاهیم مورد نیاز امروز را دوباره بسازیم.

    از طرف دیگر اگر هم اینطور باشد، یعنی اینکه داریم به مفاهیم قبل باز میگردیم یا آنها را بازسازی میکنیم هم چیز خوبی نیست. آن مفاهیم گذشته که شما از آنها یاد کردید به نظر من خودشان نامفهوم و گنگ و نامربوط به این زمان یا حتی آن دوره است. مفاهیمی مثل جهاد در مقابل جنگ، شهادت در مقابل مرگ، شیعه علوی در مقابل شیعه صفوی، اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی، جمهوری اسلامی در برابر جمهوری دموکراتیک. ما جنگ را بی جهت ادامه دادیم به بهانه جهاد. کشور را به ورته نابودی کشاندیم به نام اسلام ناب محمدی و چیزهای دیگر.

    شاید برداشت من از نوشته‏های شما اشتباه بوده.

    ((نمیشود کامنتها را با ایمیل دنبال کرد؟؟!!)) (:

    ——————-
    سمیه: من در نوشته ام چندبار تاکید کردم ادبیات سخنرانی و بیانیه ای اینطور است. اینکه چند درصد و چه قشر و طبقه ای از مردم علاقمند به کدام مفاهیم هستند و چرا، بحث درست و قابل انجامی است. اینکه بازسازی مفاهیم می کنیم، نمونه اش بیانیه های مهندس موسوی است و خوب یا بد آنها را پذیرفته ایم. چرخش های گفتمانی و مفهومی یا تغییر دادن معناها اتفاقی است که افتاده، غرض ارزش گذاری بر روی آنها نبوده و نیست. حداقل در این زمان و در این پست

محل نوشتن نظرات