تغییر درست، اما آرام و تدریجی
حتی دوست ندارم این اعترافات را ببینم. یعنی دانلود کردم که ببینم، اما حوصله اش را نداشتم. نه الان و نه وقتی که این آقا در نقش یک روشنفکر خارج نشین می خواهد برایمان خط و راه نشان دهد.
هیچوقت نمی توانم به چرخش هایی از این دست (جهت چرخش مهم نیست ) اعتماد کنم. تغییر رای و نظر و یا تغییر عقیده و حتی دین، مراحل و شرایطی دارد. باید که بشود رد این تغییر را در گذشته و آینده فرد جستجو کرد. راست های به شدت چپ شده، چپ های به شدت راست شده و … خیلی برایم قابل اعتماد نیستند.



۲۶ آذر ۸۸ @ ۵:۵۳ ب.ظ
خانم توحیدلو منظورتان از روشنفکر خارج نشین آق بهمن که نبود؟کژتابی دارد جمله تان!انصافا در این چند ماه آق بهمن جز انعکاس نظریات و بیانیه های دیگران کاری نکرده.خودش به تنهایی،بار یک خبرگزاری را به دوش کشیده.
——————–
سمیه: مریم جان چه ربطی به آقا بهمن داشت؟ من درباره اون بسیجی نوشتم که بعدها احتمالا می شه یه روشنفکر خارج نشین. بهمن که فقط لینک اون نوشته رو داده بود.
۲۶ آذر ۸۸ @ ۶:۰۵ ب.ظ
سمیه جان متوجه نشدم منظورتان از “این آقا در نقش یک روشنفکر خارج نشین می خواهد برایمان خط و راه نشان دهد” کدام آقاست؟ آق بهمن یا جان اسنو یا آن آقایی که بسیجی بوده.
واقعیتش تنها دلیلی که من نمی توانم ۱۰۰% این مصاحبه را ساختگی فرض کنم پخش آن در برنامه معتبر خبری “جان اسنو” است که هم در جریان اخبار مربوط به ایران هست و هم اینکه کارش را خیلی حرفه ای انجام می دهد. متاسفانه در وبلاگ مربوط به خانم مصاحبه کننده تنها مستندی که برای قابل باور بودن حرفهای بسیجی آورده شده این است که وی اسم مرکزی را که در آن جنایات انجام می شده و اسم روحانی مسئول بسیج شهر خود را عنوان کرده که به نظرم کافی نیست. ما نمی دانیم انگیزه اصلی ایشان برای درخواست پناهندگی ویا انجام مصاحبه آیا فقط “عذاب وجدان” بوده است؟ کمی باورش سخت است!
به هر حال لحن آقای بسیجی به نظر پشیمان و کل مصاحبه دردناک است به نظر من.
(ببخشید که خیلی طولانی شد.)
۲۶ آذر ۸۸ @ ۷:۰۹ ب.ظ
هرکس پاش را از کشور گذاشت بیرون باید خفه بشه نه؟فرق امثال تو با احمدی نژاد چیه؟ملاک شما منطق است یا اینکه گوینده کجای دنیا زندگی میکنه؟
امضا: یک خارج نشین!!
—————-
سمیه: موضوع خارج نشین ها بودند مگه اینجا؟ موضوع آدمهای یک دفعه متحول شده ای هستند که قاعدتا بعد از تحول خارج نشین می شوند و تازه می خواهند راه بری هم بکنند.
۲۶ آذر ۸۸ @ ۷:۴۲ ب.ظ
حالا مگه چیزی بدی هست یا اتفاق بدی افتاده؟ من هم نگاه نکردم ولی شاید واقعی باشه تازه شما که مذهبی هستی مگر حر تغییرش از منفی بی نهایت به مثبت بی نهایت نبود؟
شما که از زندگی اون آدم هیچ خبری نداری از کجا میدونی که نشانه های تغییر از همون زمانی که میگه صدای شکنجه را می شنیده در این فرد به وجود نیومده؟ از کجا معلوم که به تدریج تغییر شروع شده و حالا ما پایان یک روند را داریم می بینیم؟
نکنه احتمال میدید باز یک توطئه دیگه یک ۲۰ و ۳۰ دیگه در راه هست؟
حرفتون چندان پایه و اساس نداشت و نتیجه ای خاصی ازش نمیشد گرفت یعنی من که نگرفتم!
۲۶ آذر ۸۸ @ ۷:۵۲ ب.ظ
تغییر درست، اما آرام و تدریجی, چقدر با این حرفت موافقم . جالبه که در مقایسه من همیشه با آدمهای متفاوت از خودم که مدتها متفاوت بوده اند بیشتر تفاهم دارم تا آنهایی که تازه و خیلی تند تغییر کرده اند . یک دلیلش این است که این افراد خیلی وقتها هنوز فرصت نکرده اند همه جوانب زندگی و دیدگاه جدیدشان را بررسی کنند و برای همین بیشتر به صورت کورکورانه و خیلی رادیکال یک سری حرفهایی را میزنند که خیلی سازگار و یا واقعبینانه با نوع زندگی جدید نیست. اما کسانی که مدتها در یک سیستم زندگی کرده اند یا خودشان از جنبه های مختلف آن آگاهند یا بدون اینکه بدانند به صورت ناخودآگاه از تجربه همگانی که در طول زمان برای آن سیستم ساخته شده استفاده میکنند.
۲۶ آذر ۸۸ @ ۹:۴۷ ب.ظ
سلام
اگر بگی هویتش مجهول است یا مثلا بخاطر پناهندگی این صحبت ها را کرده می شود پذیرفت یعنی این احتمالات وجود دارد امااینکه می فرمایید تحول طولانی مدت است باید روشن می کردید یعنی چقدر؟!! ۶ ماه مدت کمی نیست من افراد بسیاری را دیدم طی ۶ ماه خیلی از باورهایشان تغییر کرده است.
در ضمن به نظر من این شخص هیچ تحولی در او صورت نگرفته بلکه قبلا راجع به بسیج یک طور فکر می کرده بعد که مسائلی را دیده فهمیده آنطور که او فکر میکرده نیست. یعنی اگر دوباره بسیج آنطوری که او فکر می کرده بشود عضو بسیج می شود.
خوب بود اول فیلم را می دیدید بعد قضاوت !! این را هم بگویم من خودم خیلی مشکوکم و هیچگاه اطمینان به این موارد نمی کنم.
۲۷ آذر ۸۸ @ ۱۲:۴۰ ق.ظ
من هم فیلم را ندیده ام و نخواهم دید. برایم زیاد اهمیتی ندارد که امثال این آقا واقعا آنچه روایت می کنند هستند و بوده اند یا نه؛ بلکه برای من جای تاسف است که اگر کسی ۲۰ سال حقیقت را درست تشخیص دهد و بر سر مواضعش بماند چندان جذاب نمی شود؛ اما اگر یک نفر ۱۹ سال از همین بیست سال را به خطا برود و دست آخر (بر فرض صحت) مواضعش را تغییر دهد آنچنان مورد استقبال قرار می گیرد که آن بی نوای اولی خوابش را نمی بیند؛ گویا بهترین راه برای اینکه صدای شما شنیده شود این است که اول یک شهرت منفی به دست آورید و بعد با تغییر مواضع ناگهانی حرفی را بزنید که بسیاری مدت ها است زده اند.
۲۷ آذر ۸۸ @ ۲:۴۹ ق.ظ
سلام
زیر این حرف شما رو میشه امضا کرد که:
تغییر رای و نظر و یا تغییر عقیده و حتی دین، مراحل و شرایطی دارد.
امااین ادعاشامل همه ی موقعیت ها نمیشه. در موقعیت های بحرانی این نوع تغیر و تحول هم وجود داره.
۲۷ آذر ۸۸ @ ۲:۵۰ ق.ظ
این فرد حرفش سندیت داره؟این روزها شما اصلاح طلب ها هر کاری خواستید کردید.مرده را زنده کردید.برای زنده ها ختم گرفتید…این هم یک بازی دیگر.
۲۷ آذر ۸۸ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ
این روز ها سخت است که بفهمی کی راست میگوید کی دروغ. چی واقعی است چی ساختگی. والی با حرف سمیه که تغییر آرام و تدریجی را پیشنهاد میکند موافقم
۲۷ آذر ۸۸ @ ۱۱:۳۲ ب.ظ
من اول به انگلیسیش گوش دادم و فکر تو رو کردم ولی وقتی به صحبتهای خودش گوش دادم احساس کردم که داره صادقانه حرف میزنه و واقعا پشیمونه…
۲۸ آذر ۸۸ @ ۱۰:۴۸ ق.ظ
سلام خانوم توحیدلو.به تازگی وارد فضای وب شدم!آْدرسشو واستون گذاشتم و خوشحال میشم یه سر بهم بزنید!