خانه سبز
سالهای اول دانشگاه بود. خانه یکی از دوستان عزیزم در همان خیابانی بود که خانه معروف ِ همه ما بود. خانه سبز!
البته سبز نبود. یه بخشی از آن سبز بود. یه بخشی از آن رنگ قهوه ای داشت برای فیلم دنیای شیرین. معلوم بود کسی آنجا زندگی نمی کند.
بعد از مدتها امروز بازهم رفتم خانه آن دوست ِ دوازده ساله. اینبار آن خانه خراب شده بود و نمایش عوض شده بود. رسام آن خانه ها هم که دیگر نیست. حس و حالمان هم که عوض شده است.
آن خانه سبز دیگر نیست، اما خانه های همه ما این روزها سبز شده است.



۲ دی ۸۸ @ ۹:۲۷ ب.ظ
خیابان یازدهم سعات آباد!؟ خراب شده ساختمونش؟ شرکت ما تا چند ماه قبل توی اون ساختمان بود!
————–
چندتا ساختمون شیک و تازه ساز اونجا الان بود. خبری از اون ساختمان به گمونم سه طبقه قبلی نبود
۲ دی ۸۸ @ ۹:۳۸ ب.ظ
الان یک دوست و چغوک میان و می گویند خانم توحیدلو شما از همون موقع طرفدار فتنه و آمریکا و اسرائیل و ضد رهبر بودید
منتظر باشید
۳ دی ۸۸ @ ۱:۱۱ ق.ظ
تکمله ای بر رها از زبان یک دوست :
بسم الله الرحمن الرحیم.این رنگ خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است ما پرستندگان او هستیم (بقره / ۱۳۸) خانم توحید لو واقعا از شما تعجب می کنم . شما که از طرفی اعتقاد خود به قرآن و خدا را اعلام می دارید و از طرف دیگر مفتون رنگ های مادی و ناپایدار این دنیای بوقلمون صفت میشوید . آیا بهتر آن نیست که به جای سکنی گزیدن و سخن گفتن در خانه هایی با رنگ های دنیوی که امروز به رنگی است و با تغییر فتنه و سران دست نشانده ی آن و اصول طراحی شده توسط بلندگوهای بیگانه رنگی دیگر به خود میگیرد به خانه ای نورانی و منور به نور الهی و به طور خاص نوری که از همدان آمده باشد روی آورید . در جایی دیگر گفته اید که بخشی از آن خانه قهوه ای بوده و این چه اشاره ای روشنگرانه است که گویی از بطن نوشته ی شما خودنمایی کرده . خانه ای که دو رو دارد و یک روی در ظاهر سبز است و روی باطنی آن سیاهیه امویان را به یاد می آورد . ای کاش به خانه ای روی می آوردید که روی ظاهر آن سبز و باطن آن نیز سیره ی علوی را در خود نهان داشته باشد تا آن هنگام هر شماره از نفسهایتان سلامی از فرشتگان می گردید بر ذات مجرد شما . در آخر ای نامه که می روی به سویش…..از جانب من ببوس رویش.http:/www.persianblog.ir/))
۳ دی ۸۸ @ ۱۰:۵۷ ق.ظ
ای دوست که این همه طبعت میل به لطافت دارد و از آن خبری نیست کاش دلیلی می آوردید تو و امثال تو در نسبت دادن کوثر به … و علوی بودن خودتان تا ما نیز بی دلیل اموی بودنمان را بپذیریم. به خاطر خدا دست از بیهوده گویی بردارید گذشت زمان غفلت مردم دیگر کسی این حرفها را قبول نمی کند به قول ما بی سوادها حنای شما دیگه رنگی نداره