وقتی از خشونت می گویند!
آنقدر این دو روز نوشته خوب خوانده ام که جایی برای نوشتن نمی ماند. از پرهیز از خشونت، از تفکیک عاشورای سرخ با عاشورای سبز، از دفاع، از راه، …
بسیار خوانده ام این روزها نوشته هایی را که شاید بشود درباره آنها نوشت. شاید بتوان اظهار نظری داشت، اما بن مایه همه اینها یک دلهره است. وقتی می بینم عده ای اینچنین امروز به انتقاد از خود می پردازند و برخلاف پیشترها بر آنها خشم نمی گیریم، خوشحالم. بالندگی و بلوغ جمع است این پذیرش ها. نشان رشد است اگر بتوانیم کلام و منطق را در مقابل باتوم و خشونت علم کنیم. بعضی از مقالات مثل مقاله بهنود یا مصاحبه عزت الله سحابی را خوانده اید. این نوشته های دوستانم نیز برای خواندن توصیه می شود:
متمدن کردن خشونت / ملکوت
پیروزی سرخ نه، پیروزی سبز آری / بامدادی
زخم نخوردگان آزاده / یک لیوان چای داغ
گاندی خود باشیم / روی شیروانی داغ
نکات سبز / ایمایان (به دلیل ف ی ل ت ر بودن وبلاگ اصلی به دیوان صلاح لینک داده ام )
در مذمت خشونت و در ستایش دفاع سبز / علی علیزاده
ما برای وصل کردن آمدیم / پیاده رو



۸ دی ۸۸ @ ۱۱:۰۹ ق.ظ
ترسوها. در موضع ضعف که می افتید ننه من غریبم بازی در میارید؟ چه آرمان های بی ارزشی هستن این آرمان هایی که حاضر نیستین براش جون بدین
۸ دی ۸۸ @ ۱۱:۱۴ ق.ظ
http://mmoeeni5.blogspot.com/2009/12/blog-post_28.html
۸ دی ۸۸ @ ۱۲:۵۲ ب.ظ
http://hobut88.blogfa.com/post-26.aspx
با خشونت مخالفم…فرق ما با آنها قرار بود در این باشد
۸ دی ۸۸ @ ۱:۱۲ ب.ظ
در پاسخ به واژگون:
آرمانی که برای حفظش نیاز به «جان» دادن باشد چیزی جز تباهی نیست؛ آن «آرمان» که برای بقای خود نیازمند قربانی باشد مقدس نخواهد بود.
۸ دی ۸۸ @ ۳:۲۹ ب.ظ
من سبزم
سبز ریشه دار، ولی با تمام وجودم اعلام برائت میکنم از خشونت. وقتی خشونت حکومتی را محکوم می کنیم خشونت مردمی هم محکوم است.
دوستان من
اگر اتفاقات روز عاشورا از طرف حکومت و لباس شخصیها و بسیج بوده محکوم است، اگر از طرف گروهکهای سازماندهی شده بوده محکوم است، اگر از طرف سبزها بوده هم محکوم است. خشونت، خشونت است. هتک حرمت،هتک حرمت است. چه حرمت حسینیه جماران، چه حرمت مرجع تقلید فوت شده و چه حرمت عاشورا و عزاداری عاشورا.
بیایید آزاده باشیم. شجاع و حق طلب. بیایید از مثل آنها شدن با تمام وجود بترسیم و پرهیز کنیم.
بیایید با صدای بلند اعلام کنیم که خشونت را نفی می کنیم. که از کتک خوردن حتی سربازی که کتکمان زده شاد نمی شویم. بیایید نگذاریم از اهداف جنبش سواستفاده شود. نگذاریم منحرف شویم.
من سبزم
اعلام برائت می کنم از کسی که از اسلام برائت می جوید.
من مسلمانم
شادی در روز عاشورا را محکوم می کنم.
من ایرانیم
تخریب اموال عمومی و خشونت را، توسط هرکس که باشد محکوم می کنم.
۸ دی ۸۸ @ ۵:۱۷ ب.ظ
در مقابل خشونت ، باتوم، فحش ، اشک آور ، تیر و گلوله و تفنگ و … چیزی جز خشونت می تواند کارساز باشد؟
می شود نشست و گلوله هایی را شمرد که یک یک جان عزیزانمان را می گیرد.
بس کنین این محافظه کاریتون رو. بس کنین این ترسیدن ها ، این کنار کشیدن ها این اعلام برائت هایتان را. امروز برای آزادی جنگ لازم است ، همان کاری که بارها کرده اند ، نه شعار
۸ دی ۸۸ @ ۵:۲۳ ب.ظ
بله متن ها و سخنان بسیار خوبی نوشته شده؛ اما مساله این است که گروه های مرجعی که باید پیش برندگان امر باشند به محاق رفته اند. با پست های ۱۰۰ یا ۲۰۰ تا بلاگ مشکل حل نمی شود که
۸ دی ۸۸ @ ۹:۰۳ ب.ظ
کینه هام رو چی خر فرض کردنم رو چی اون ها رو هم باید فراموش کنم . نه هر چی را بدم این کینه را به کسی نمیدم کنج دلم دارمش تا …
۸ دی ۸۸ @ ۱۱:۰۱ ب.ظ
سلام. اتفاقی اینجا رسیدم و در یادداشتهایت چیزی خواندم که معرکه بود. با اجازه همان را نقل کردم و یادداشتی در ادامه اش نوشتم. خوش باشی.
۱۰ دی ۸۸ @ ۱۰:۰۹ ب.ظ
نمیتوان سرخ بود، اما سبز شد. چرا که زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد.