یونس قوم خویش باشیم و به عدالت بازگردیم!
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (۸۷)
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ {(۸۸)
داستان حضرت یونس را کم و بیش شنیده ایم و این آیات بالا از سوره انبیاء نیز از جمله آیات آشنایی هستند که اگر اهل مستحبات هم باشیم در نماز غفیله خوانده می شود. آیاتی که از زبان یک پیامبر خوانده می شود و سراسر درس است. ماجرای حضرت یونس ماجرای پند اموزی است آنجا که بر قوم خویش وارد می شود و آنان را به توحید فرا می خواند. مردم قومش ندایش را نمی شنوند و ایشان از روی غضب آن وادی را ترک می کند.با ترک پیامبر مردم موحد می شوند اما در بین راه اتفاقاتی می افتد و حضرت یونس به شکم ماهی می افتد و آن را عذاب خودش می شمرد و توبه می کند . آیات بالا در این زمینه است.
«ذاالنون» (مراد حضرت یونس است ) با خشم و غضب رفت ! پنداشت بر او دست نمی یابیم ، ( اما سر انجام ) در تاریکی ها ندا داد؛ خدائی جز تو نیست ، منزهی تو ، من از ظالمین بودم! ما دعای او برآورده ساختیم و از غم نجاتش بخشیدیم و این چنین مومنین را می رهانیم.
ماجرای حضرت یونس ماجرای یک پیامبر معصوم است . اما همین پیامبر ناشکیبی و کم تحملی دربرابر مردمانش از خود نشان می دهد و این ناشکیبی نه در کلام و نه در فعل، که در ترک ایشان و دعای عذاب برای ایشان خلاصه می شود. اما همین پیامبر خدا چنین برخوردی با مردمان قومش را ظلم به خویشتن یا ظلم به جامعه اش می خواند و خود را از قوم ظالمین برمی شمارد.
نعوذ بالله پیامبر الهی دچار معصیت نمی شود، اما همین خطا برای او اینچنین سنگین است. خطای کم صبری و دعای عذاب. اگر باور داریم به اسلامی بودن نظام و اسلامی ماندنش، آنچه این روزها بر این جامعه می گذرد به خدا مصداق بی عدالتی است. روی سخنم با کسانی است که معتقد به این اصول هستند و آیات قرآن و تفاسیر برایشان نور است و هدایتگر. خداوند ترک یک پیامبر را از میان امتش به واسطه کم صبری، تاب نمی آورد و ان را مستوجب آزمایشی به مراتب سخت تر می کند. باور کنیم که خشم گرفتن بر ملتی که خود ادعایشان دینداری است، خروج از عدالت دارد. مگر نه این است که بی عدالتی یعنی ظلم کردن و کسی را در موضع ظلم قرار دادن؟ این ماجرای خونین این روزها، ماجرای امروز و دیروز نیست. سالهاست که نه رومی رومی بوده ایم نه زنگی زنگی. سخن از قرآن و اسلام رانده ایم و درسهایش را ندیدیم. به راحتی دم از دین زدیم و بی اخلاقی کردیم. هرکدام از ما در موضع یک شارع یا یک مسلمان در این جنایت دست داشته ایم. هرکدام از ما در ظلم کردن یا در پذیرش ظلم همراه بوده ایم تا امروز به جایی می رسیم که مسلمان بر مسلمان در ظهر عاشورا رحم نمی کند. باور کنیم که اگر توهینی هست، اگر جایی بخاطر شرایط، اهمالی یا توهینی انجام شده مورد پذیرش ما هم نیست. باور کنیم که حسین برای ما نیز یک اسطوره است یک چراغ راه. اما چرا فراموش می کنیم در این روز اینچنین صف بندی پلیس در برابر مردم را. این صف کشیدن نه روز عاشورا که روزهای قبلش هم بود. در تاسوعا هم کافی بود گذارت به خیابان انقلاب بیافتد. چرا چنین تحریک و لشگر کشی را در این روز راضی شدید؟ اینکه جماعتی می آمدند، حرفشان را می زدند و صدایشان شنیده می شد که دیگر الزامی به حضور ِ اینچنین در این روزهای خاص نبود. آنقدر افراد دلسوز وجود داشت که هم شعارها را کنترل کند و هم اجازه تحریک به ایشان ندهد. همانگونه که در راهپیمایی های سکوت این افراد وجود داشتند. ناشکیبی و بی صبری و فراخواندن عذاب ما را اینچنین به جان هم انداخته که دل هر مسلمانی را به درد می آورد. وقتی جوانی را می زنی، وقتی تمام راه های ابراز وجودش را از او می گیری او را برآشفته می سازی. به خدا این آیات قرآن باید که برایمان درس اموز باشد. دلم درد می گیرد از دیدن این صحنه های خشن. چه فرقی می کند. چه موتور آتش زدن ها باشد، به هر دلیل و به هر علت. چه باتوم زدن ها و دستور حمله صادر کردن ها. دلم به درد می آید از دیدن صدا و سیمای این روزها. شما را به خدای یونس و موسی، شما را به خدای عیسی و محمد دست بردارید. اگر خطایی شده در طول این سالها بوده. بگذارید نسل من و نسل ما بنشیند و آرام با وجدانش و اموزه هایی که داشته گذشته را بازبینی کند. بگذارید بی عدالتی هایمان را که مصداق بارز ظلم هایمان بوده نه به رخ هم بکشیم که سعی کنیم جبرانشان سازیم. باید کدام طرفی باشی، چقدر رنگت سبز باشد یا از چه نوعش باشد، که دلت درد بیاید. دلت به درد بیاید از ظلم! دلت به درد بیاید از دستور حمله! دلت به درد بیاید از لشگر کشی! دلت به درد بیاید از خشونت! دلت به درد بیاید از توهین هایی که هر روز خود را تشدید می کند! دلت به درد بیاید از توهین ها و بدتر از آن ترویج ان به باورهایت، به آرمانهایت! دلت به درد بیاید از تبدیل شدن خیابانهای پایتخت ام القرای مسلمین به میدانگاه رزم! دلت به درد بیاید از ناشکیبی ها! دلت به درد بیاید از بی صبری ها! دلت به درد بیاید از بگیر و ببند ها و به نفع خود قلم زدن ها! دلت به درد بیاید از بریدن زبان ها! دلت به درد بیاید از خفه کردن ها و فیل تر کردن ها! از هر دو طرف را می گویم. هر دو طرفی که امروز حرف هم را نمی شنوند. هر دو طرفی که امروز شده اند حق مطلق و فراموش کرده اند که پیامبر خدا هم گاهی خطا می کند.
بیایید همگی به عدالت باز گردیم. راضی به ظلم به هیچکس نشویم. ظلم بزرگ را بشناسیم، از ظلمهای خرد هم نگذریم. بگذاریم عدالت معنای خود را بازیابد. عدالت مگر افشای دانه درشتها بود؟ عدالت مگر فقط در مقام قاضی معنا می گیرد؟ مگر جز این است که هر لغزشی و هر گناهی و هر ظلمی خود به معنای خروج از عدل است؟ مملکت ما مردمی دارد دیندار. دو شقه اش کنیم به اسم خوارجی و علوی که چه؟ رو در روی هم بگذاریمشان به اسم یزیدی و حسینی که چه؟ با کدام ملاک و معیار؟ کشور را به جنگ داخلی نکشانیم با خود برتر بینی ها و استکبارگری هایمان. خداوند ناشکیبی را و دعای عذاب برای خلقی را مصداق ظلم آورده است. خداوند بر آمران، بر حاکمان بر قاضیان و بر شارعان دین سخت تر می گیرد و سهل تر ناعادل می خواندشان. همین کم صبری بر خلق خدا، آنهم خلقی که توحید را نپذیرفته و دیندار هم نیست. دستور خشن ندهیم برای خروج از بحرانی که می شد با دست باز شود، اما این روزها دندانهایمان را برای هم تیز کرده ایم!
پی نوشت: بخش های از تفسیر المیزان درباره داستان حضرت یونس
پند و پیامی از ماجرای شگفت انگیز یونس
در همین زمینه : برادر کشان - تورجان



۹ دی ۸۸ @ ۱:۲۲ ب.ظ
CHI BEGAM KE HARFE HAGH JAVAB NADARE.MA HAME AZ IN ETEFAGHHA SHOKE SHODIM.DIGE HATA.DELAM AZ INHAME ZOLMO DOROGH BE DARD MIYAD
۹ دی ۸۸ @ ۱:۵۴ ب.ظ
تو دختر که رفتی و زندانشان را هم دیده ای، چطور می توانی اینهمه ساده و دلخوش باشی؟! هم ما و هم خودت می دانیم که آن کسی که بهش با شفقت نصیحت کرده ای که مثل یونس برگردد انقدر از تقوا بهره نبرده است که هرگز در هیچ مرحله ای خودش را از ظالمین بداند و میل توبه پیدا کند. خیلی ساده دختر! از تو که اینهمه جامعه شناسی خوانده ای بعید است!
۹ دی ۸۸ @ ۲:۳۴ ب.ظ
اینها یاسین به گوش … خواندن است قدرت فساد و مستی میاورد… جنبش سبز با امید ادامه دارد
۹ دی ۸۸ @ ۳:۰۸ ب.ظ
ye khodai ham hast ke shahede zolmhai ke roze ashora bema shod vali vali hichja neshon nadadan bashe.alan omid behtarin marhame
۹ دی ۸۸ @ ۴:۱۷ ب.ظ
از همان استدلاهایی است که توجیه شرعی به لشکر یزید داد تا به قصد قربت اباعبدالله را در روز عاشورا به شهادت برسانند. به تعبیر علی (ع) کلمه حق یراد بها الباطل. آیا با توجه یا به عمد این جملات دروغ و راست و صحیح و غلط را با هم آمیخته اید؟
۹ دی ۸۸ @ ۶:۴۲ ب.ظ
انفعال و سکوت خواص آزار دهنده شده است… به قول تورجان نهایت دلشوره گی آیا فقط صدور بیانیه ی دو پهلو است؟
۹ دی ۸۸ @ ۹:۰۱ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم.انان که کسب کردند بدیها را جزای بدی به مثل انست و فرو می گیرد انها را خواری ونباشد ایشانرا از خدا هیچ نگهدارنده گویا پوشانیده شد رویهایشان پاره ای از شب تیره انها اهل اتشندو ایشان در ان جاودانند{سوره یونس ایه ۲۶} دروغگو کم حافظه است. خواهر سابق ما در همین پست قبلی خود را حق مطلق و ونیروهای بسیج و عزاداران امام حسین را لشگر یزید نامیدو باطل مطلق. ودر جواب انتقادهااو وهمفکرانش فرمودند( چی شده که شما فکر میکنید فهم شما کامل ترین فهمها و قرائت شما از دین تنها قرائت مشروع است… چرا؟؟؟ )خواهر سابقم دین را به رای خود تفسیر می کند خود را بر تر از مجتهد عالم اگاه به زمان می داند و کار را به جایی رسانده که فتوا هم صادر می کند( ماییم که باید بدانیم این حقیقت است که مقدس است، نه تمام مقدساتی که برایمان ساخته اند و خواسته اند که با آن مقابل حسین بایستیم. )او سعی می کند . مزدوران بیگانه را جوانانی بنامد که صدای اعتراضشان در گلو خفه شده واگر به انان فرصت اعتراض و ابراز نظر می دادند کار به اینجا نمی رسید او انها را بی گناه می داند و نیروی انتظامی را گناهکار اصلی اما غافل از اینکه انهایی که به پیاده نظام منافقین در فاجعه عاشورا تبدیل شدند نه جوانان معترض بلکه کسانی بودند که برای محاربه با دین رسول خدا امده بودند امده بودند که جمهوری اسلامی ایران نباشد انها مزدورانی بودند که با پول و تبلیغات بیگانگان وبه دستور سازمانهای جاسوسی دست به اشوب و قتل و غارت می زنند.(اینکه جماعتی می آمدند، حرفشان را می زدند و صدایشان شنیده می شد که دیگر الزامی به حضور ِ اینچنین در این روزهای خاص نبود.) خواهر سابق ما نمی تواند با این مقدمه چینیها و انها را پاک و معصوم جلوه دهد. اصلا مسله انتخابات مطرح نیست الان موضوع رودرویی با نظام و اسلام و انقلاب است انها با قدرت گرفتن اسلام مخالفند انتخابات را بهانه می کنند.شما به تر کیب عجیب غریب نبروهای مخالف بنگرید. از همه طیفی هستند ازمار کسیست تا سلطنت طلب از منافق تا شبطان پرست از جاسوسان سیا تا ام ای ۶ همه وهمه امده اند . تا تمام کفر در برابر تمام اسلام قرار بگیرد. انها می دانند اگر ایران را بشکنند . در همه دنیا فریاد مسلمانان را خاموش می کنند. خواهر سابق ما باز اب در هاون می کوبد باز می خواهد قدرت نیروهای ضد انقلاب را با نبروهای مردمی برابر قرار دهد( مملکت ما مردمی دارد دیندار. دو شقه اش کنیم به اسم خوارجی و علوی که چه؟ رو در روی هم بگذاریمشان به اسم یزیدی و حسینی که چه؟ ) انهایی که در برابر عظمت امام حسین سر فرود نیاوردند و در ان روز عظیم حرمت شکنی کردند و حمله کردند و رقصیدندو اتش زدند انها از ملت ما نیستند. انها محارب هستند و حکم محارب معلوم است.(به خدا این آیات قرآن باید که برایمان درس اموز باشد)چرا حرفی را می زند که خودش انرا عمل نمی کند چرا به فرمان قران سر تعظیم فرود نمی اورد .واز رسول خدا و ولی امر او اطاعت نمی کنداما در برابر سران امریکا خضوع می کند واوباما را عالیجناب می نامد. (اما یزید خودش بود که مهم بود. ماندنش و بیعتی که باید با او می شد. ) دم خروس را باور کنیم یا قسم شما را او جای امام حسین و یزید را اشتباه گرفته .نمیشود هم دنبال دین رسول خدا بود هم با دشمنان او هم پیمان شد. نمیشود ایات قران را خواند اما به قران ناطق در روز عاشورا بی حرمتی کرد. نمیشود زیر پرچم سبز اموی بود اما برای امام زمان دعا کرد . نمیشود از حضرت یونس گفت و اما ایات قران را تفسسیر به رای کرد.
۹ دی ۸۸ @ ۹:۵۲ ب.ظ
خانم جامعه شناس جواب ندادی آیا اطاعیه کروبی که خوراک تمامی حامیان جنبش سبز بوده درست است یا تکذیب میکنید . یونس بودنت پیشکش سر سوزنی صداقت داشته باش ودر مقابل دروغ حقیقت را افشا کن
۹ دی ۸۸ @ ۱۰:۳۱ ب.ظ
جناب آقای یک دوست
خبر دارید که در شب تاسوعا دوستان شما به مجلس امام حسین (ع) حمله کردند؟ آیا این بی حرمتی نیست؟ کسانی که شما از اونها طرفداری می کنید خیلی خوب کارشون رو بلدند، و همه این برنامه ها مقدمه ایست برای یک حرکت تند و شدید. اول مردم رو تحریک می کنند (ماجرای ۱۶ آذر و ورود نیرو های چماق دار به دانشگاه، همینطور شب تاسوعا) بعد که مردم واکنش نشون می دهند، حکم بر محارب بودنشون صادر می کنند. دو هفته پیش عکس امام رو کردید نماد مظلومیت خودتون و کفر مخالفینتون، الان گیر دادید به چهار تا بچه اوباش، می خواهید هر کس که بر خلاف نظر شما و رهبرتون عمل کرد بسپریدش به چوبه اعدام. برادر جان، فکر کن ببین ریشه های بهران تو جامعه ما چیه. اگه به نتیجه ای جز سرکوب مردم و بستن صدای اونها طی این سالها رسیدی، اونوقت برو هر امری که ولی امرت صادر کرد، اجرا کن.
۹ دی ۸۸ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ
سلام خانم توحید لو
من از روزی که ظاهر متشرعانه شما را دیدم ولی از سوی دیگر فهمیدم شما به جرم مشارکت در کمپین رفع تبعیض علیه زنان دستگیر شده اید، همواره خواسته ام باب گفت و گویی دوستانه را با شما بازکنم.
البته من در نگاه شما یک مذهبی سنتی هستم و شاید بسیاری از باورها و هنجارهایم از نظر شما مطرود باشد. این نوشته شما لحنی بسیار امیدآفرین و دلنشین داشت. هنوز آن را به دقت نخوانده ام تا درباره محتوای آن داوری نمایم. اما اگر تمایل داشته باشید تمایل دارم گفت و گویی حقیقت جویانه را با شما آغاز کنم.
هدف این گفت و گو می تواند بررسی مشروعیت رفتارهای کلان نظام باشد.
فرید
———————
این جرم رو شما از کجا آوردید اونوقت؟
۱۰ دی ۸۸ @ ۱:۰۷ ق.ظ
در عجبم از یک دوست، معترضان را مزدور بیگانه می داند و جنایات نیروی انتظامی را بر حق!!!!!!!!!!!
خدایا هیچ کسی را انقدر کور نکن که هیچ چیز جز خودش را نبیند و خود را دوست بداند و هیچ کس را انقدر کر نکن تا صدای اکثریت جامعه را که به اختیار خود جانشان را کف دست گرفتند و به خیابانها آمده اند تا از جمهوریت نظام دفاع کنند، نشنود و آنها را مزدور بداند اما کسانی که فقط برای پول و برای دنیای خود و دیگران خون هم میهنانشان را به زمین می ریزند، را بر حق بداند.
۱۰ دی ۸۸ @ ۱:۰۹ ق.ظ
سلام.هر شب میام اینجا. وقتی میبینم کسانی هستند که این قدر قشنگ حرف میزنند با خوندن نوشته هاشون آروم میشم. ادامه بده خواهر گلم. خدا پشت و پناهت
۱۰ دی ۸۸ @ ۸:۴۳ ق.ظ
سلام مجدد
منظور من دستگیری ۲۴ خرداد نبود. اولین تصویری که از شما در ذهن دارم حضور شما در دادگاهی است که مربوط به جنبش رفع تبعیض علیه زنان بود. الان در گوگل جستجو کردم اما این دستگیری و زندان اخیر شما آن قدر پررنگ شده که نتوانستم آن تصویر را بیابم. اگر در مورد آن مورد اشتباه کردهام ناشی از خطای حافظه است.
به هرحال پیشنهاد اصلی به جای خودش باقی است.
در پناه حق موفق باشید
۱۰ دی ۸۸ @ ۲:۴۷ ب.ظ
از وقتی روفتی زندان خیلی رقیق القلب شدی! تا حدودی هم چرند پرند مینویسی خانم مهندس دنیای مدرن!
۱۰ دی ۸۸ @ ۶:۱۹ ب.ظ
سلام لطفا شما دیگه برای اظهارنظرهای سیاسی اجتماعیتون پای تفسیر قران و انبیا را وسط نکشید. اگر یک کنکاش در المیزان بکنید خواهید دید که علامه اصلا قائل به خطا و اشتباه در انبیا نیست و انها را مبرا از خطا میداند چه برسد به اینکه بخواهد یونس پیامبررا استغفرالله ظالم بداند. بهتر است وقتی در زمینه ای تخصص نداریم اظهار نظر نکنیم تا خدای نکرده مرتکب این چنین تعرضاتی نسبت به ساحت پاک انبیا نشویم. البته میدانم که غرضتان این نبوده و خطای شما خطایی است که اغلب مردم دارند. یعنی نسبت دادن گناهانی به پیامبران که متاسفانه خیلی باب شده است.
——————-
گناه با ترک اولی فرق می کنه و من هم چندبار نوشتم پیامبر گناه نمی کنه. در ضمن اگر دقت می فرمودید می دید که در پایین متن به نگاه علامه طباطبایی به داستان حضرت یونس لینک دادم و از اون استفاده کردم. لینکها در پینوشت متن هنوز هم هست.
۱۲ دی ۸۸ @ ۹:۳۷ ق.ظ
رفتارهای این جنبش به اصطلاح سبز شما باعث شده مردم غافل شوند از همه مشکلاتی که دولت دارد و این خودش یک خیانت بزرگ است. بگذارید مملکت آرامش داشته باشد تا نه خون مردم به جوش بیاید نه نیروی انتظامی ناچار شود یک جوری ساکتتان کند و هم اینکه بهانه ندهیم به دولت برای همه خرابکاری هایش!