حقا که در زمان برسد مژده امان
دلم خواست این چند بیت را امشب و همین حالا نه در روزانه ها که همین میانه پست های اصلی بگذارم، تا دائم چشمم به آن بیافتد و آرام بخشم باشد. گاهی وقتی دلت گرفته ، حافظ اگر باز کنی جوابهای پر مغز می دهد. جوابهایی که دائم به یادمان می آورد که خدایی هست که همین نزدیکی است!
ما را که درد عشق و بلای خمار هست
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
حقا که در زمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند
گر رنج پیشت آید وگر راحت ای حکیم
نسبت به غیر مکن که اینها خدا کند




۱۰ دی ۸۸ @ ۱۲:۴۷ ق.ظ
عالی بود. خیلی ممنون.
۱۰ دی ۸۸ @ ۱۲:۵۶ ق.ظ
این رو اوردن به عرفانیجات تو این روزها خیلی جالبه .البته انصافا آرامش بخش میتونه باشه . حافظ برخلاف رندیه بی مثالش یه جاهایی دچار تسلیم شرقی شده مثل بیت آخری که خودت گذاشتی که شاهدش میتونه بیت جام می و خون دل هر یک به کسی دادند .. در دایره قسمت اوضاع چنین باشد باشه که فکر کنم تو پیری این ابیات رو گفته (نمیدونم شاید). ولی رندیش چیز دیگه ایه وقتی میگه :
ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست; نان حلال شیخ ز آب حرام ما
یا
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثـش خواند..اشـهی لـنا و احـلی من قبله الـعذارا
۱۰ دی ۸۸ @ ۳:۱۱ ق.ظ
اندکی تأمل . . .
http://pamej.blogfa.com/post-109.aspx
۱۰ دی ۸۸ @ ۴:۳۴ ق.ظ
“حقا که در زمان برسد مژده امان”
بعد از اینهمه موج منفی این نوشته دوای درد روح من بود. بسیار بجا و بموقع بود. ممنون.
۱۰ دی ۸۸ @ ۸:۲۸ ق.ظ
ممنونم.
۱۰ دی ۸۸ @ ۹:۰۷ ق.ظ
نوشته های شما نشان می دهد که تخصص خوبی در ندیدن واقعیات و سرگرم شدن به توهمات دارید که از هر کسی ساخته نیست پیشنهاد می کنم یک مطلب هم برای حضور چند صد نفری !! دیروز مردم تهران و شهرهای کشور بنویسید.این جوری احساس سبزتری پیدا می کنید.
۱۰ دی ۸۸ @ ۹:۴۶ ق.ظ
به عکس این پست توجه کن؛ جالب بود برای من
http://mmoeeni5.blogspot.com/2009/12/blog-post_30.html
۱۰ دی ۸۸ @ ۱۱:۲۳ ق.ظ
سلام
وبلاگ شمارا خواندم مطالب جالبی در ان بود
اگر شما هم فرصت دارید خوشحال می شوم به وبلاگ من هم سری بزنید ونظرتان را بنویسید
نام وبلاگ :جنبش سفید ایرانیان saeedziaeddin.wordpress.com
۱۰ دی ۸۸ @ ۱۱:۲۳ ق.ظ
به دوستم گفتم که:
کشور رو آگاهانه دوقطبی کردن و
داریم توی این دو قطبی شدن به سمت کشور رواندا حرکت می کنیم همون روزها که (اوایل انقلاب) حکم اعدام پدرم رو خودم بدم و……
شاهد مدعا این که با دوست ۳۰ساله خودم دارم به هم می زنم………
مطمئن هستم داریم به قهقرا می ریم…….
۱۰ دی ۸۸ @ ۲:۵۲ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم .ودمیده شد در صور پس انگاه ایشان از قبرها به سوی پروردگارشان میشتابند{سوره یاسین ایه ۵۰} رهپیمایی میلیونی و حماسی عاشورائیان خواب خوش شیاطین را اشفته کرده وانها سراسیمه خودشان را به هر دری می زنند. افرین بر ملت بزرگ ایران افرین بر عاشورائیان که فتنه سبز اموی را که با همپیمانان صهیونیستشان در روز عاشورا جشن گرفته بودند خنثی کردند. ملت ما هر گز از امام و رهبری جدا نمیشود و دیگر تاریخ تکرار نخواهد شد که علی تنها بماند.انشالله خداوند مکر فتنه سبز اموی را بر خودشان بر خواهد گرداند و همه انها را نابود خواهد کرد. که باطل نابود شدنی است این سنت خداوندی است. خداوند یاوران دینش را یاری می کند. امروز همه شبکه های ماهواره ای در سکوت مرگ باری فرو رفته اند. حق همیشه پیروز خواهد شد
۱۰ دی ۸۸ @ ۶:۵۲ ب.ظ
آفرین یک دوست.آفرین بر شما که در روز عاشورا بندگان خدا را به قتل رساندید . آفرین بر شما که شهامت کشتن هم وطنانتان روز به روز در شما بیشتر می شود. آفرین بر شما که با ماشین از روی هم وطنانتان رد می شوید. آفرین بر شما که برای پیشبرد مقاصد خود قرآن سر نیزه می کنید و آفرین بر شما که دین خدا را به نفع خود مصادره می کنید.بحث با شما چه سود همین بس که خداوند خود ناظر بر کارهای ما و اندیشه های ماست.
۱۰ دی ۸۸ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ
سلام.
در کمال نا امیدی و به یاد عادت خیلی وقت پیش ها روی لینک وبلاگ شما کلیک کردم و وقتی دیدم داره لود می شه بسیار تعجب کردم و الان هم هیجان زده و خوشحالم. بعد از اون روزهای تلخ تصور می کردم اگر اینجا هم دوباره راه بیافته ممکنه تو حال و هوای “وب نوشته ها” باشه اما با خوندن پست های اخیرتون فهمیدم که باورم نسبت به شما درسته و ابدا اهل نشستن “بر ساحل سلامت” و طالب “عافیت و بی خیالی” نیستید. مثل همیشه به شاگردیتون افتخار می کنم.همین!
۱۰ دی ۸۸ @ ۱۱:۰۷ ب.ظ
خدا!!واقعاً تو این شرایط تنها کسی که داریم اونه!
۱۱ دی ۸۸ @ ۱۲:۰۱ ق.ظ
گر رنج پیشت آید وگر راحت ای حکیم/حقا که در زمان برسد مژده امان/گر سالکی به عهد امانت وفا کند
نسبت به غیر مکن که اینها خدا کند
اگر امام حسین و هر اصلاح گر پس از ایشان از جمله آقای خمینی به این حال خانم توحیدلو میرسیدند که در پی مصایب برامده از مشکلات اجتماعی برای کسب آرامش به ابیات (و دیدگاه های)جبری و تسلیم ورضایی عرفانی پناه برند دردهای اجتماعشان را درمان نمی توانستند بکنند. درحالیکه میدانیم امام حسین عارف کامل بود دعای عرفه جای خود کربلا جای خود.
این ابیات برای انسانیست که در سلوک الی الله مراتب می پیماید.که در این سلوک گاهی لازم است دید انفعالی و یا تسلیم و رضا داشت و جبر الهی را به تجربه نشست.اما ان انسان در انزوا به سر میبرد و او را با اجتماعش کاری نیست. اما دوای درد های اجتماعی از جنس دیگریست که خداوند در قران کریم ارایه کرده است:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بأنفسهم
در برخورد با مسایل اجتماعی و سیاسی اسلام فرمان را بدست انسان داده و اختیار حکم می کند و نه جبر.
۱۱ دی ۸۸ @ ۱:۱۰ ق.ظ
باموسوی نگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
۱۱ دی ۸۸ @ ۹:۲۹ ق.ظ
ما را رها کنید در این رنج بی حساب
با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب
…….
دم بر نیار و دفتر بیهوده پاره کن
تا کی کلام بیهده گفتار ناصواب