Wordpress Themes

از سلب مرجعیت تا شناخته شدن و محبوبیت

بسیارند کسانی که بارها و بارها از استقلال نهاد دین از نهاد دولت سخن گفته اند. امام خمینی نیز از جمله کسانی بودند که علیرغم باور به پیوستگی دین و سیاست، راضی به تداخل و وابستگی دو نهاد دین و دولت نشده بودند. دلسوزان بسیاری بر استقلال حوزه ها تاکید کرده اند و بسیاری نیز تنها راه ماندگاری و پویایی آن را استقلال از قدرت و منفعت طلبی دانسته اند. هرچند که همیشه اخبار مراجع و روحانیون، اخباری فراگیر در مطبوعات رسمی بوده است، اما در ماه های اخیر عکس العمل ها و بیانات مراجع و روحانیون سرشناس به شدت مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است. افراد مختلفی که این روزها به عنوان منتقد مشغول فعالیت می باشند بر این باورند که جز با همراهی ِ روحانیون آگاه نمی توان پویشی در میان اکثریت مردم دیندار ایجاد نمود. از همین روست که این روزها رجوع و سوال و کسب نظر از روحانیون امری شایع شده که به فراخور از دوسوی جناح های سیاسی هم بسیار دیده می شود.

ماجرای مرجعیت نیز این روزها ماجرایی از این دست شده است. پس از ارتحال آیت الله منتظری و به نوعی سیاسی شدن وفات این فقیه و حتی پیش از آن، گویا مناسبات حوزوی نیز به شدت رنگ و بویی سیاسی گرفته است. آنقدر که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که از تشکل های شناخته شده حوزه علمیه قم و دارای سابقه فکری و سیاسی خاصی هستند در یک عمل سیاسی اقدام به لغو مرجعیت آیت الله صانعی می کنند. این اقدام در صورتی است که آیت الله صانعی پیش از این نیز درمیان مراجع تقلید معرفی شده این جامعه حضور نداشت و حتی با مراجعه به سایت این جامعه کاملا بارز است که مراجع تقلیدی که همسو با رای و نظر ایشان هستند، توسط ایشان معرفی شده و می شوند. اما این عمل سیاسی جامعه مدرسین عکس العمل های مختلفی داشته است. مجمع مدرسین حوزه علمیه قم که در واقع تشکیلات حوزوی ِ مقابل با این تشکیلات است، امکان خلع مرجعیت را در اختیار این جامعه قرار نمی دهد. روحانیون برجسته و نسبتا مستقلی نیز درباره این حرکت اعلام نظر کردند. از ان جمله می توان به آیت الله امینی و آیت الله جوادی آملی اشاره کرد، که حضور خود در این تشکیلات را نفی کرده اند. از طرف دیگر مراجع دیگر تقلید نیز به این بیانیه که خود بنیان نهادن باب جدیدی برای ورود بازار سیاست به قضاوتهای علمی و دینی بوده عکس العمل نشان داده اند. به عنوان مثال آیت الله سیستانی و دیگر مراجع تقلید نیز با ذکر اینکه جامعه مدرسین صلاحیت خلع مرجعیت نداشته و نباید در این مسئله سیاست را وارد کرد، اعلام نظر کرده اند. آیت الله مکارم شیرازی، وحید خراسانی، نوری همدانی، موسوی اردبیلی و … از جمله کسانی هستند که این شیوه اعلان مرجعیت را مورد سوال قرار داده اند.

نکته جالبی که در این رهگذر اتفاق افتاد شناخته شدن نظرات فقهی آیت الله صانعی است. تعدادی از روحانیون که از ذکر نامشان پرهیز کرده اند، به قول خودشان بدعت های نگاه آیت الله صانعی به فقه را مطرح نموده اند که از آن جمله: تساوی دیه زن و مرد، جایز بودن صیغه تنها در شرایط اضطرار، جایز ندانستن استرداد مابقی دیه مرد، در صورت قصاص مردی که زنی را به قتل رسانده، محرمیت فرزند خوانده، ربا در قرض های استنتاجی، پاک بودن پوست حیوانات ِ ساخته شده در بلاد غیر اسلامی، تشکیک در حکم ارتداد، ارث بردن کافر از مسلمان، ازدواج مجدد تنها با اجازه همسر اول و … را می توان اشاره کرد. به نظر می رساند نگاه امروزین ِ آیت الله صانعی در شرایطی در حال معرفی است که بخشی از بدنه حوزه علمیه قم در صدد حذف این مرجع بوده اند، اما همین اتفاق اخیر و نیز رحلت ایت الله منتظری و لزوم انتخاب یک مرجع ِ در حال حیات توسط مجتهدان ایشان، خودبه خود عاملی برای شناخته تر شدن و معرفی شدن آیت الله صانعی شده است.

اما در این رهگذر به نظر می رسد  مراجع تقلید و روحانیون شناخته شده باید که آگاهانه تر و با شناخت بیشتری از شرایط اجتماعی اقدام به اعلام نظر نمایند. این سخن به معنای ساکت بودن و بی طرف بودن در قضایا نیست. اما شایسته نیست که تشکیلاتی که به زعم سایت آن دارای تعداد زیادی از سرشناسان حوزوی است، بیانیه هایی تنها با امضای یک نام (محمد یزدی ) منتشر سازد، و تنی معدود از چهره های سیاسی شناخته شده، به ازای تعداد بیشتری اعلام نظر کنند، که این خود می تواند در آینده ای نزدیک باعث لطماتی جدی به حوزه های علمیه و جایگاه مراجع و روحانیون شود.


۲۸ نظر برای “از سلب مرجعیت تا شناخته شدن و محبوبیت”


  1. محمد:

    خانم توحیدلو،آقایان سیاسی بی تدین فراموش کرده اند که مرجع به معرفی آنان نیست و در احکام داریم که انسان خود بشخصه و یا با معرفی دو عادل بله دو عاااادل نه آقای یزدی میتواند مرجعش را انتخاب کند در ضمن بعد از انتخابات عدول از بعضی ورجوع به ایشان رایج شده است.

  2. بک دوست:

    بسم االله الرحمن الرحیم..ایا دیدی انکه گرفت الهش را خواهش نفس خود ایا پس تو باشی بر او وکیل ایا پنداری که بیشتر ایشان میشنوند یا می یابند به عقل نیستند ایشان مگر مثل چهار پایان بلکه ایشان گمگشته ترند در راه{سوره فرقان ایات۴۲ و ۴۳}مسئله مرجعیت شیعه سابقه استواری در تاریخ یک هزار و دویست ساله تشیع دارد.واز چنان پایه های استوار ی بر خوردار است که با عزل و نصب ها نمی توان ان جایگاه را خدشه دار کرد. در تاریخ مرجعیت تشیع همواره موتور محرکه جامعه مذهبی بوده و هست. از تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی گرفته تا فتوای جهاد با متجاوزین انگلیسی در عراق تا وقوع انقلاب اسلامی ایران همه وهمه تو سط مراجع عالی مقام که زنده نگهدارنده مذهب و دین اسلام هستند. به وقوع پیوسته واکنون نیز رهبریت جهان اسلام تو سط ولی امر مسلمین انجام می گیرد. در زمان نیابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نایب عام امام ع باشد و به نیابت از سوی امام ، ولی جامعه باشد در امر دین و دنیا . بنابراین ، در هیچ دوره ای پیوند امام ( ع ) با مردم گسیخته نشده و نبوده است . اکنون نیز ، که دوران نیابت عامه است ، عالم بزرگی که دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده است و نیز شرایط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می کنند و او صاحب ” ولایت شرعیه ” است به نیابت از حضرت مهدی ( ع ) .بنابر راهنمایی امام زمان عجل الله فرجه برای حفظ انتقال موجودیت تشیع و دین خدا ، باید همیشه عالم و فقیهی در راس جامعه شیعه قرار گیرد که شایسته و اهل باشد ، و چون کسی - با اعلمیت و اولویت - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت باید مجتهدان و علمای دیگر مقام او را پاس دارند.اکنون مراجع بزرگی به جز رهبری در جهان اسلام وجود دارند. مثل ایت الله سیستانی در عراق وایات عظام دیگری در ایران اما مسله مرجعیت یک نفر مورد تایید باشد یا نباشد باید دید ایا ان شخص تابع هوای نفس خویش است یا خیر. ایا اعلمیتی دارد از نظر فقهی که ان را نیز باید عالمان به ان موضوع گواهی دهند.. ایا اگاه به زمان است یا خودش را فقط در کنجی محبوس کرده ایا تولی و تبری را می تواند درست عمل کند. یا خیر. اما جالبتر اینکه خواهر سابق ما این روزها از مرجعیت هزینه می کند. ایا خودش چقدر به ان باور دارد ایا مرجع تقلید دارد؟یا همفکران او اهل نماز هستند؟ایا خمس می پردازند؟ انشالله که اهل باشند. اما نماز بی ولایت؟ به چیزی نمی ارزد. وقتی نماز کسی رد بشود همه اعمال او رد میشود وبه او بر گردانده خواهد شد. خواهر سابق ما از محبوبیت گفتند اما نفرمودند نزد چه کسانی نزد شبکه های ماهواره ای مثل بی بی سی با نزد افراد فتنه گر مثل سلطنت طلبها و منافقین و یا رقاصهای خارج کشور؟ نزد چه کسی ایا نزد مومنین نماز گزار ایا نزد علما و اهل دین نمی دانم باید خواهر سابق ما شفاف سازی می کرد!!!! به هر حال خداوند همه ما را هدایت کند انشالله
    ((http://sndt.persianblog.ir/))

  3. رها:

    آقای یک دوست، لازم به ذکر است که شما که صحت و اعتبار مرجع را میفرمایید باید مورد بررسی قرار بگیرد، آیا تا کنون در صدد بررسی صلاحیت مرجعیت آقای خامنه ای قرار گرفته اید؟ آیا می دانید که ایشان در کمتر از ۱ ماه از حجت الاسلام تبدیل به آیت الله شدند و حتی پس از رهبر شدن هنوز رساله نداشته اند.
    و اما در مورد حکم شرعی که نازل کرده اید که نماز بی ولایت مورد قبول نیست. آیا تا کنون فکر کرده اید که اگر مردم زمان معاویه و یزید هم همین فکر را میکردند باید به یزید و معاویه اقتدا می کردند و در واقع او را ولی میشماردند. ولی آگاهان آن زمان به علی و حسین اقتدا کردند و ولایت جائرانه یزید و معاویه را که با قتل و آدم کشی برای بقا همراه بود، نه گفتند.

  4. Mehdi:

    خانوم جان دیگه چرا با واژه‌ها بازی می‌کنیم؟ کی و کجا و در کدام عملکردی تداخل و وابستگی ایجاد نشود؟ چرا هی می‌خواهیم و دوست داریم با تعصب و بی‌چین و چرا بت بسازیم و هیچ انتقادی به عملکردش وارد ندانیم؟ بپذیرید لطفا! فضای حالا را ببینید و بپذیرید که این همان درختی است ۳۰ سال پیش کاشته‌اند…

  5. یک دوست:

    بسم الله الرحمن الرحیم. ای کسانیکه گرویدید داخل شوید در صلح همگی وپیروی نکنید گامهای شیطان را بدرستیکه مر شمارا است دشمنی اشکار پس اگر لغزیدید پس از انچه امد شما را حجت ها پس بدانید خدا غالب درست کردار است{ سوره بقره ابات ۲۰۷ و ۲۰۸} .
    هم وطن گرامی رها با سلام. از اینکه ازادانه نظر خودتان را بیان فرمودید متشکرم. اتفاقا رهبری هم بر اصل ازاد اندیشی و تقابل اندیشه ها تا کید دارند. اما در جواب شما هم وطن گرامی باید عرض کنم . مقام علمی رهبری چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. او در زمان امام رضوان الله به درجه اجتهاد رسیده بود. وبارها امام از ایشان خواسته بودند که رساله خود را منتشر کند اما ابشان هر گز در زمان حیات ان بزررگوار به خودشان چنین اجازه ای نداده بودند چرا که امام رهبر و مراد او بود و او چون شاگردی قدر شناس همواره خود را شاگرد او می دانستند. امکان ندارد کسی خود را مرجع بداند و ولی فقیه و ولی امر مسلمین اما در اندازه ای از مقام علمی نباشد و دیگر مراجع بر ان اعتراض نکنند. اگر اعتراض نکردند دیگر ان مراجع صلاحیت مرجعیت ندارند چون خود با سکوتشان کسی را تایید کردند بر راس امور مسلمین که شایسته نیست. اما هر گز این اتفاق نیفتاده همه مراجع با تایید مقام علمی رهبری مرجعیت اوراقبول دارند. اما تنها مرجعیت وداشتن سواد فقهی برای رهبریت کافی نیست بلکه باید از فاکتور های خیلی زیاد تری بر خوردار باشد شخصی که به این مقام می رسد. باید مدیر باشد ومدبر باید اگاه به زمان باشد باید بصیرت داشته باشد. باید دشمن شناس باشد. باید از هواهای نفس دوری کند. وحقا که مقام رهبری در نزدیک به سه دهه به خوبی توانسته اند . کشور را اداره کنند. واز بحرانها نجات دهند. به همین خاطر است که دشمن او را هدف قرار داده. همه دشمنان ایران اسلامی اعتقاد کامل دارند تا وقتی رهبری اسیب ندیده نمی توان بر ایران ضربه زد. بنا بر این رهبری را مورد هدف قرار دادند. وروشنفکران غرب زده ستون پنجم این تهاجم شده اند. چقدر باید تا سف خورد بر شما خود را (رها ) نا میدید اما نایب امام زمان را با یزیدو معاویه مقایسه کردید. داشتن بصیرت و تشخیص دوست و دشمن لازمه هر فرد اگاه ابرانی است. کافی است با خود و خدای خود خلوت کنیدو فکر کنید چرا همه دشمنان قسم خورده ایران اسلامی متحد شده اند برای نابودی ولایت فقیه و حذف رهبری ایا جز این نیست که انان از این ناحیه اسیب می بینند. این قلعه محکم الهی اجازه نفوذ وورود به حریم جمهوری اسلامی را به انان نمی دهد. مگر امریکا و انگلیس و اسرائیل و روسیه و دیگران بدهکار شما هستند که با صرف هزینه های سرسام اور ۲۴ ساعته برنامه پخش می کنند .خیر انها زخم خورده اندانها با راه انداختن ان جی او های مختلف دولتی و غیر دولتی سعی در براندازی دارند. اما خداوند با صالحان خواهد بود. با نماز گزاران و دینداران. در پایان برای شما و خودم از خداوند بزرگ ارزوی سعادت دارم. بسیار کم به کامنتها جواب می دهم.اما ابن بار شما فرق داشتید. امیدوارم موفق باشید.
    (((http://sndt.persianblog.ir/)))

  6. یک دوست دیگر:

    یک دوست جان
    سلام
    من کشته مرده بصیرت تو هستم.
    فقط حیف که بصیرتت نابیناست و مانند داستان پیل و تاریکی مولانا در مثنوی با لمس و شبیه سازی داره اتفاق میافته.

  7. یکی:

    نمی دان را قلم این یک دوست محترم مرا یاد ژان پل سارتر می اندازد. مستحضر هستید که!!!؟

  8. یاسمن:

    لام سمبه جان مثل همیشه عالی بود من خودم از مقلدبن آیت االه صانعی هستم و نگاه امروزی ایشان تسبت به اسلام را خیلی میپسندم

  9. مهم نیست:

    مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت:
    اول، آنکه خود انسان یقین کند، مثل آنکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد؛
    دوم، آنکه دو نفر عالم عادل یا ثقه که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند، به شرط آنکه دو نفر عالم عادل یا ثقه دیگر با گفته آنان مخالفت ننمایند؛
    سوم، آنکه عده اى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا مى شود، مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند.
    این فتوای آقای صانعی در رساله عملیه شان است. مطابق همین فتوا اظهار نظر اعضای جامعه مدرسین حداقل به اندازه رای دو عالم عادل یا ثقه تاثیر دارد و می تواند مانع احراز اعلمیت ایشان شود.
    توصیه: اگر از فقه و فقاهت بی اطلاع هستید درباره آن کمتر قضاوت کنید.

  10. m:

    یک دوست شماره ۵،بدبخت تو به امام تهمت میزنی میتونی اثبات کنی کی امام به حجه الاسلام خامنه ای رییس جمهور وقت گفته رساله بده؟ چرت وپرت حدی داره بابا….

  11. غریب:

    جناب مهم نیست
    من با بسیاری از فتاوای جناب صانعی مشکل دارم ولی برای زیر سوال بردون مرجعیت این آدم استدلال شما غلطه. چون ۲ شاهد برای قبول مرجعیته نه رد مرجعیت. تازه اگه اینجور بخواید حساب کنید من ازتون میخوام که تشریف ببرید دفتر آقای وحید خراسانی و نظرشونو درباره اعلم بپرسید(که مسلما خواهند گفت اعلم آقای وحید است) آیا با این نحو میشود مرجعیت آقای مکارم و صافی و سیستانی و نوری و رهبری رو زیر سوال برد؟؟
    خواهشمندم بیشتر دقت بفرمایید
    به امید اتصال انقلاب به قیام حضرت ولی عصر
    یا علی

  12. مهسا:

    وای یک دوست واجب شد من سخنان زیبات رو پرینت بگیرم و توی دانشگاه پخش کنم.خیلی استدلال های جالبی داری ولی بدون مردم هم عقل دارن و حرف های تو رو باور نمی کنن. ولی در کل خیلیییییییییییییییییییییی استدلال جالبی بود ما که کلی خندیدیم.

  13. رها:

    آقا یا خانم یک دوست، از جوابتان خیلی ممنونم و از اینکه بسیار محترمانه جواب دادید و مرا آمریکایی و اسرائیلی نداستید، چون هر انتقادی بر آقای خامنه ای این روزها، مارک اسزائیلی آمریکایی به فرد می چسباند. اما در مورد فرمایشات شما که میفرمایید آقای خامنه ای در زمان امام به مرجعیت رسیده بودند، یعنی آیت الله بودند.
    توجه شما را به این نامه که امام یک ماه قبل از فوتشان به آقای خامنه ای داده اند و ایشان را حجت الاسلام خطای کرده اند، جلب می کنم و از شما میخواهم در این مورد باز پاسخ دهید. ممنون
    (منبع: -جلد بیست و یکم صحیفه نور- صفحه ۳۶۳ و ۳۶۴)

    “بسم الله الرحمن الرحیم

    جناب حجه الاسلام آقای خامنه ای

    ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دامت اضافاته

    از آن جا که پس از کسب ده سال تجربه عینی و عملی از اداره کشور، اکثر مسؤولین و دست اندرکاران و کارشناسان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، بر این عقیده اند که قانون اساسی با این که دارای نقاط قوت بسیار خوب و جاودانه است، دارای نقایص و اشکالاتی است که در تدوین و تصویب آن به علت جو ملتهب ابتدای پیروزی انقلاب و عدم شناخت دقیق معضلات اجرایی جامعه، کمتر به آن توجه شده است، ولی خوشبختانه مسأله تتمیم قانون اساسی پس از یکی، دو سال مورد بحث محافل گوناگون بوده است و رفع نقایص آن، یک ضرورت اجتناب ناپذیر جامعه اسلامی و انقلابی ماست و چه بسا تأخیر در آن موجب بروز آفات و عواقب تلخی برای کشور و انقلاب گردد و من نیز بنا بر احساس تکلیف شرعی و ملی خود، از مدت ها قبل در فکر حل آن بوده ام که جنگ و مسایل دیگر مانع از انجام آن می گردید.

    اکنون که به یاری خداوند بزرگ و دعای خیر حضرت بقیه الله روحی له الفدا نظام اسلامی ایران راه سازندگی و رشد و تعالی همه جانبه خود را در پیش گرفته است، هیأتی را برای رسیدگی به این امر مهم تعیین نمودم که پس از بررسی و تدوین و تصویب موارد و اصولی که ذکر می شود، تأیید آن را به آرای عمومی مردم شریف و عزیز ایران بگذارند.

    الف) حضرات حجج اسلام و المسلمین و آقایانی که برای این مهم در نظر گرفته ام:

    ۱- آقای مشکینی ۲ - آقای طاهری خرم آبادی ۳ - آقای مؤمن ۴ - آقای هاشمی رفسنجانی ۵ - آقای امینی ۶ - آقای خامنه ای ۷ - آقای موسوی (نخست وزیر) ۸ - آقای حسن حبیبی ۹ - آقای موسوی اردبیلی ۱۰ - آقای موسوی خوئینی ۱۱ - آقای محمدی گیلانی ۱۲ - آقای خزعلی ۱۳ - آقای یزدی ۱۴ - آقای امامی کاشانی ۱۵ - آقای جنتی ۱۶ - آقای آذری قمی ۱۷ - آقای توسلی ۱۸ - آقای کروبی ۱۹ - آقای عبدالله نوری که آقایان محترم از مجلس خبرگان و قوای مقننه و اجرائیه و قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام و افراد دیگر و نیز پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس انتخاب شده اند.

    ب) محدوده مسایل مورد بحث:

    ۱- رهبری ۲ - تمرکز در مدیریت قوه مجریه ۳ - تمرکز در مدیریت قوه قضائیه ۴ - تمرکز در مدیریت صدا و سیما به صورتی که قوای سه گانه در آن نظارت داشته باشند. ۵ - تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۶ - مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشورت رهبری به صورتی که قدرتی در عرض قوای دیگر نباشد. ۷ - راه بازنگری به قانون اساسی. ۸ - تغییز نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی.

    ج) مدت برای این کار حداکثر ۲ ماه است.

    توفیق حضرات آقایان را از خداوند متعال خواستارم.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    روح الله موسوی الخمینی”۱

    ۴ اردیبهشت ۱۳۶۸ / ۱۷ رمضان ۱۴۰۹ 

  14. nader:

    من از مسایل دینی و فقهی زیاد سر در نمیاورم اما میدانم که فلسفه دین عدل و مساوات و نیکوکاری بوده است که در کارهای آقایان رهبر و مسیولین نظام به هیچ وجه دیده نمی شود. کسی که مردم بی گناه را شکنجه و کشتار نماید اکر از طرف خود خدا هم وکالت محضری داشته باشد،جنایتکار است.

  15. گفتمان:

    از صمیم قلب مایلم آقا یا خانم یک دوست که اولین کامنت ایشان را در باب مرجعیت و رهبری و دومی آن را در پاسخ به رها خواندم به من پاسخ دهد.
    آقا یا خانم یک دوست متذکر می شوم با ذکر افعال موکد، نظیر “بر کسی پوشیده نیست” و آشکار سازی رازی که میخواهد بگوید رهبر در زمان امام هم مرجع بوده و فروتنی کرده و نگفته و چون تعدادی آدم در خارج می رقصند و آمریکا منافع مادی در جهان دارد و ما داریم سی سال به همدیگر شیطان و تروریست و مرگ بر می گوییم و یادمان رفته امام گفت روسیه از آمریکا بدتر است و حالا شده رفیق دزد و شریک غافله مان و کمونیست ها بی خدا و چاوز ملعون از همه بی خداتر و دزد تر تنگ رفته در آغوش برادران مکتبی و بانک هم می زند لابد تا پول ها بی واسطه به جیبش یریزد و صنعت و صادرات چین برای پر کردن شکم یک میلیارد آدم حتی حاضر است زمین هم از بین برود تا چه برسد به اهداف عالی بشری …
    اما با وجود این افتضاحات آشکار سیاست خارجی و متحدان و شم دشمن شناشی باز این رهبری اعلم و مدبر است و باید مطلقا و بی چون و چرا و دربست مطیع اوامر او باشیم و لابد آن دنیا هم بی جواب مستقیم راهی بهشت عدن هستیم. فراموش کنیم ما هم آدمیم و موقع خلقتمان خدا خسیس نبوده که از عقل و درایت و رافت اگر چیزی بیشتر از این عالمان نما ها در ما به ودیعه بگذارد کمتر نگذاشته. شما را نمی دانم. اما خودم را می گویم که به عنوان یک موجود که خدا به من هستی داده ، خودم را فخر عالم بشریت می دانم. یک دختر معلول هم هستم. اما از قضا آنقدر بهره مند ار نعمات الهی که بهیجوجه در کتنم فرو نمی رود خدا طوری من را به این عالم فرستاده که فقط به واسطه ی دیگری و چشم بسته به شعور و معنویت برسم. من فقط وقتی باید دوست داشته باشم ، مورد این حس بی چون و چرای زیاد محتاج دیگری هستم. در سایر موارد اگر کسی از فیلتر دانش و آگاهی و تجربه ام به سلامت رد نشود در زمره ی هواخواهانش قرار نمی گیرم. هیچ بنی بشری بی چون و چرا نزد من کردیت ندارد. این را گفتم که بدانید به انسان امروز نمی توان گفت بی منطق و تعقل ذوب بشو و محب بشو. خدا و پیامبر و امامش و معادش را هم با تحلیل پذیرفته و بعد عاشقش شده ام. دیگران که جای خود دارد.
    بنده با ذکر چند دلیل در پذیرش توصیه های شما خلل وارد می کنم.
    شما و اکثر افرادی که دارید وضعیت موجود را تا یید و به ادامه ی آن اصرار می ورزید قبل از آنکه به نکات مثبت و آشکار حاصل از مدیریت این نظام صحه بگذارید برایتان راحت است که با نفی دیگری و از طریق وجود لولو یا دشمن از ایرانی جماعت بخواهید در دامان این نظام مثل بره پناه بگیرد. به گواه نه من و نه جنبش سبزی ها ، به استناد گفته های همین مستر پرزیدنت ، رییس دولت دهم محترمتان که در مناظره ی اول با موسوی بیان شد، ۲۴ سال این نظام تحت مدیریت افرادی با فسادمالی و اداری و خاندان پروری صورت گرفته و البته چهار سال خودش هم که دیگر بررسی نکرده از شواهد معلوم است چه بر سر ملت ( خزانه و حیثیت معنوی ) آمده. نظام تحت ولایت امری که ریس مجلس اش و رئیس جمهورش و خبرگانش و تشخیص مصالحت اش و مرجع تقلیدش و ریس مجلس اش و وزیرش را خود افراد داخل همین حکومت متهم به دزدی و جعل مدرک و ساده لوحی و فتنه گری و … می کنند ، دیگر چه جایی باقی می ماند که من و تو دست به دامن علل دیگر برای رد صلاحیت اینها بگردیم. آخر آقا یا خانم یک دوست محترم مدبر و مدیر تعریف مشخصی دارد. این کدام مدیریت است که افراد تحت مدیریتش اینچنین ناصالحند و مردم هم در تنگنای اقتصادی و فساد و فحشای اجتماعی. خودمان را گول نزنیم. دختری که مویش را بیرون می گذارد و آرایش می کند لابد می خواهد در مقابل جنس مخالف خود نمایی کند. این یک غریزه است. حالا متقابلا این سوئ مدیریت حضرات و تبدیل بنگاه های اقتصادی به ملک طلق اجدادی سپاه و غیرو ، باعث بیکاری مفرط ، عدم تشکیل خانواده ، روابط نامشروع و انحراف جوانان شده. پسری که نتواند زن بگیرد و خانه و کاشانه داشته باشد که نمی رود از ولی فقیهی تبعیت کند که خودش ماشالله ۲۰ سالگی بچه هم داشته. آخر بابا یک کمی انصاف و تعقل بد نیست. سر خوان گسترده ی نعمات و چاه نفت نشستن و دم از دین و آیین و تقدس و حضرت علی زدن، دارد پشت ایمان مردم را می شکند. اینها دلشان برای دین جوانان نمی سوزد. دلشان برای منافع مادی می شوزد. میلیاردی به یغما برده امند و دینار دینار به فقزا بخشش می کنند و سرمایه ی امام زمان را هم به ثمن بخل می بخشند.
    مالزی هم مسلمان است. آیا دائم بحران دارد. سرش به کار خودش است و مردمش در دین داری والاتر و خود اختیار تر از ما. این چه رهبری است که مدیریتش و حرف های مسئولین تحت امرش بیست سال تمام موجب بحران ایران در خود مملکت و دنیا شده که حالا بیاید به مدیریت بحرانش بنازد. انگار شمایان عادت کرده اید این دنیایتان در محرومیت و فلاکت زندگی کنید و قدر دان افرادی باشید که این وضعیت را برایتان بوجود آورده اند تا بعد که در بهشت به پاس صبر و حوصله و عدم پرسش گری تان خدا پل صراتتان را کوتاه کند و بروید تنگ حوری ها و قلمان ها و شراب و عسل. جای رادن و حسنیان و مرتضوی خالی که مراتب بهره مندی از لذایذ جنسی را به متد کهریزک آموزش بدهد.
    نه آقا از این خبر ها نیست. بهشت یعنی زیستن در آگاهی و آرامش محض در جوار خدای مهربان. اگر از امروز به آگاهی و پرسشگری و مهربانی و رحمان و رحیمی فکر نکرده باشید و دائم صلای کشتن و اعدام و محاربه و فتنه و … بدهید ، مطمئن باشید با کرور کرور نماز و روزه و خمس و …. باز هم رایحه ای از بهشت به مشامتان نخواهد رسید.
    مایلم با شما در ان زمینه بیشتر حرف بزنم. با ایمیل من مکاتبه کنید. البته در صورت علاقه مندی.

  16. Fereshte:

    عاااااااالی بود این پست. عااالی. من که بینهایت لذت بردم. فقط یک نکته: انگار ترسیده اند و لینک فردانیوز را پاک کرده اند!http://fardanews.com/fa/pages/?cid=99756
    سفید سفید است این صفحه!!
    ضمنا لینک رجا نیوز هم که ترکیده!! ایجا هم خبری از اون خبر که لینک داده بودید نیست!!!
    http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42252

    عجییییییییبا غرییییییییییبا :(

  17. آهنگر:

    اووووووووووووووه چه خبره
    یک پیشنهاد
    آقایان جامعه مدرسین بیایند تکلیف همه را یکسره کنند برود پی کارش شاید این همه دعوا نباشد. بیایند و یک جلسه بگذارند و تمامی آقایان مراجع تقلید را از مرجعیت خلع کرده و فقط رهبری معظم را اعلم تشخیص دهند. به هر حال هیچیک از آقایان دیگر علاوه بر مرجعیت دینی و علمی مرجعیت سیاسی که به اندازه ایشان ندارند که .اینجوری هم تکلیف همه روشن می شود و تکلیف نظام. هم خودشان به کار و زندگیشان می توانند برسند و تکلیفشان می شود فقط و فقط تعلیم طلاب و هر دلیلی تنشان نمی لرزد. خلاص

  18. مهم نیست:

    در جواب غریب باید بگویم، ظاهرا ایشان متن فتوا را به درستی نخوانده‌اند. علاوه بر این، فتوای یادشده در رساله غالب مراجع به چشم می‌خورد. نکته مهم آن است که شهادت جماعتی از فقها به عدم صلاحیت یک فقیه برای مرجعیت مانع از اثر شهادت دو عالم ثقه می‌شود. و از آنجا که شناخت فقیه اعلم به فرموده خود آقای صانعی در توانایی کسانی است که از اهل علم باشند و برای ناآشنایان به مبادی استنباط میسر نیست.، نمی‌توان گفت به اتکای شناخت خودم تقلید از ایشان را پذیرفته‌ام.
    من به دون در نظر گرفتن جوانب سیاسی عرض می‌کنم فتاوای آیت الله صانعی اگر چه در ظاهر برای بسیاری از روشنفکران و هوادارن قرائت بشری از حقوق، جذاب می‌نماید ولی با مسلمات فقه و معارف قرآن ناسازگار است و از مصادیق مسلم بدعت در دین است.

  19. نرگس:

    گفتمان! خواهر عزیزم از نوشته ات پیداست اهل فکر و استدلالی از خواندنت محظوظ شدم. هموطنانی مثل یک دوست کم نیستند. آینها ترجیح می دهند چشم بر واقعیات بر بندند و در سایه ی چیزی به نام ولایت (ولایت غیر معصوم را می گویم)خواب های خوش ببینند. گمان می کنند ولایت فقیه همانیست که آقایان ظرف ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته تعریف کرده اند. غافل از اینکه این مفهوم سیر تطور تاریخی داشته وعلمای قدیم و جدید این دریافت مطلقه را از ولایت فقیه نداشته اند واین برداشت مطلقه چیزیست که در پرتو شکل گیری نظام سیاسی جمهوری اسلامی پدید آمده است. شیعه ۱۲۰۰ سال عمر دارد و در این ۱۲۰۰ سال ولایت فقیه و کارکرد های آن این نبوده که ما امروز روبرویش نشسته ایم. گفتمان عزیز اگر وبلاگی داری خوشحال میشم بخوانمت. آدرس وبلاگت رو بهم ایمیل کن اگر ممکن هست. 

  20. یک دوست:

    بسم الله الرحمن الرحیم.هنگامیکه گفت یوسف مر پدر خود را ای پدر بدرستیکه من دیدم در خواب یازده ستاره وافتاب و ماه را ودیدمشان مرا سجده کنندگان{سوره یوسف ایه ۳} با سلام خدمت همه دوستان بزرگوارم در جواب هم وطن ارجمندم( رها) باید عرض کنم حجت السلام نا میدن رهبری چیز غریبی نبود در ان زمان.من هر گز نگفتم ایشان در زمان حیات امام بزرگوار مرجع تقلید بودند بلکه عرض کردم به درجه اجتهاد رسیده بودند.شما از صحیفه نور نوشتید اجازه بدهید از همان کتاب برایتان استدلال کنم.امام می فرمودند:من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت مى‏کند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حکومتشان تعیین کنند. وقتى آنها هم فردى را تعیین کردند تا رهبرى را به عهده بگیرد، رهبرى او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولى منتخب مردم مى‏شود و حکمش نافذ است.صحیفه نور جلد ۲۱- ص ۱۲۹ .همچنین به نقل ازمرحوم حاج احمد اقا خمینی و همین طور از اقای هاشمی رفسنجانی وقتی بارها از امام می پرسند بعد از شما چه کسی رهبر خواهد بود ایشان اشاره می کنند اقای خامنه ای.. همچنین وقتی امام بحث از ولابت فقیه می فرمایندمی گویند:- چون حکومت اسلام حکومت قانون است، براى زمامدار علم به قوانین لازم مى‏باشد، چنانکه در روایات آمده است. نه فقط براى زمامدار بلکه براى همه افراد، هر شغل یا وظیفه و مقامى داشته باشند چنین علمى ضرورت دارد. منتهى حاکم باید افضلیت علمى داشته باشد. ائمه ما براى امامت خودشان به همین مطلب استدلال کردند که امام باید فضل بر دیگران داشته باشد. اشکالاتى هم که علماى شیعه بر دیگران نموده‏اند در همین بوده که فلان حکم را از خلیفه پرسیدند نتوانست جواب بگوید، پس لایق خلافت و امامت نیست. فلان کار را بر خلاف احکام اسلام انجام داد، پس لایق امامت نیست .آنچه مربوط به خلافت است و در زمان رسول اکرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» و ائمه ما «علیهم السلام» درباره آن صحبت و بحث شده و بین مسلمانان هم مسلّم بوده این است که حاکم و خلیفه اولاً باید احکام اسلام را بداند یعنى قانوندان باشد و ثانیاً عدالت داشته، از کمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار باشد. عقل همین اقتضا را دارد. زیرا حکومت اسلامى حکومت قانون است، نه خودسرى و نه حکومت اشخاص بر مردم. زمامدار بایستى از کمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصى آلوده نباشد. کسى که مى‏خواهد حدود جارى کند، یعنى قانون جزاى اسلام را به مورد اجرا گذارد، متصدى بیت المال و خرج و دخل مملکت شود، و خداوند اختیار اداره بندگانش را به او بدهد باید معصیت کار نباشد و «لا ینالُ عَهدى الظالمین»(۳) خداوند تبارک و تعالى به جائر چنین اختیارى نمى‏دهد. وقتی امام اینچنین استدلال می کنند در مورد شخص رهبر و بعدا خودشان اقای خامنه ای را بهترین گزینه می دانند یعنی ایشان بر اجتهاد ودانش او مهر تایید زدند.و اورا مجتهد دانستند که زمام امور مسلمین را به ایشان میسپارند.اما هم وطن بزرگوارم (رها) باید بداند که مرجعیت شجره طیبه هست. در انجا اختلافی وجود ندارد زیرا هوای نفس در ان وادی راهی ندارد. اما در امور حاکمیتی ولی فقیه حکمش بر همه نافذ است واطاعتش لازم. از زمان اغاز رهبری ایشان سالها گذشته وحالا ایشان مرجع بزرگ مسلمین می باشند. جواب هم وطن گرامیم که با نام گفتمان مطالبی را عرض کرده بودند را هم در اولین فرصت به ایملشان ارسال خواهم کرد. انشالله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند راه انان که به انها نعمت اعطا فرموده نه راه گمراهان و غضب شدگان

  21. خودی:

    خانم توحید لو
    لطفا به بیانیه جدید انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران لینک دهید و در جهت انتشار آن کمک کنید
    وبلاگ آق بهمن متن کامل بیانیه را گذاشته است.
    سایت سحر سبز نیز هم
    ممنون
    خودی

  22. سحر:

    این کار را کردند تا درس عبرتی باشد برای سایرین .تا برای دنیای دیگران و بارک الله گفتن این و ان چنین فتوی های عجیب و غریب و حرف های بی سر و تهی نزند.یکی از علمای عالی قدر را می شناسم که از شاگردان عارف واصل انصاری همدانی است.که اصلا این نظام را قبول ندارد.هیچ کدام از مسولین را.ولی هر وقت می خواست روی مرجعیت صحبت کند عملا تنها کسی را که قبول نداشت اقای صانعی بود.اسم نمی برد ولی همه می فهمیدند چه کسی را می گوید…از روی فتوای عجیبش که مثال می زد تابلو بود روی سخنش با کیست!!!
    اقای صانعی فکر کرده در لباس مرجعیت هرکار دلش بخواهد می تواند بکند.

  23. ژرفناک:

    برای ابراز مخالفت با فتاوای یک فقیه که در مراتب علمی وی شائبه ای نیست ، شایسته تر آن بود که از ایشان دعوت می شد تا برخی فضلاء و شاگردان خویش را برای تبیین نظرات فقهی خود به جلسات جامعه بفرستند تا در یک فضای عادلانه و علمی به این موضوع رسیدگی شود.
    در آن صورت نیز بعد از آنکه اعضای جامعه به این نتیجه می رسیدند که فتاوای مذکور ، فاقد استدلال مناسب فقهی است ، در آن صورت شرح ما وقع و نظر خویش را بعنوان فاقد “ملاک بودن فتاوای” ایشان مطرح می نمودند. نه اینکه بی ادبانه و به شکلی کاملا سیاسی و منفعلانه اعلام به فقدان مملاک “مرجعیت” ایشان کنند.

  24. ؟:

    بسم الله الرحن الرحیم
    ” خداوند گروهی را هدایت فرمود و گروهی مستوجب گمراهی شدند، زیرا بجای الله شیاطین را “اولیا” ی خود قرار دادند و می پندارند که هدایت شده اند” (آیه ۳۰ سوره اعراف)
    وای بر یک دوست وقتی که بت بزرگ شکسته شود… اگر ولی من شکسته می شد من دیگر هیچ چیز نداشتم .. وقتی بت آقای یک دوست شکسته می شود هیچ چیز نخواهد داشت و مثال او مانند شاه دوستانی خواهد بود که با گذشت سی سال هنوز هم به شاه علیحضرت میگویند!!! چون هنوز باور نمی کنند که بت برای همیشه شکسته شده ….
    خداوند همه ما را از توهم هدایت یافتگی نجات دهد که بدترین نوع توهم است

  25. واژگون:

    صیغه درسته نه صیقه

  26. مهم نیست:

    آقای سید حسن طاهری خرم آبادی که از اعضای جامعه مدرسین هستند و حتی در بیت آقای منتظری نیز رفت و آمد داشتند پیش از آنکه نظر قطعی جامعه مدرسین اعلام شودف با واسطه با ایشان محاجه کردند و بدعت بودن این فتاوا را تذکر دادند و خواستار توضیح شدند. آقای صانعی در پاسخ مجموعه‌ای از کتب عامه پسند در قطع پالتویی را که دفتر ایشان برای توجیه فتاوا منتشر کرده بودند ارسال کردند. استدلالهای آن کتب آن قدر سست و بی پایه هستند که حتی بنده که فقط چندسالی در درس خارج حاضر شده‌ام اشکال آنها را می‌فهمم.
    از سوی دیگر مرحوم آیت الله معرفت نیز پیش از درگذشتشان درباره این فتاوا با ایشان مباحثه کرده بودند و خطا بودن آن را به ایشان متذکر شده بودند، ولی ایشان معتقد بودند برای شکستن برخی خط قرمزهای فقه اگر لازم باشد حاضرند جان و آبرویشان را هم قربانی کنند. به نظر می‌رسد ایشان بیش از آنکه از بررسی دانشمندانه ادله به این فتاوا رسیده باشند، با قصد ارائه‌ی فتاوایی روشنفکر پسند ادله ای را برای توجیه فراهم آورده‌اند.

  27. یک دوست دیگر:

    سلام
    دوستان به نظر من جناب یک دوست عاشق ولی امر هستند و نظراتشون با احساسات عاشقانه ممزوج شده.
    به نظرم زیاد خودتون را خسته نکنید.

  28. سحر:

    یک دوست دیگر حرف دهانت را بفهم.جواب منطقی نداری ساکت باش.یک دوست برای شماها مثل حسین شریعتمداری کیهان است که چپی چون از استدلال های قوی او می ترسند و جوابی ندارند دائم به او حمله می کنند.زنده باد یک دوست.

محل نوشتن نظرات