Wordpress Themes

در تمجید از محمد قوچانی

شنبه است و شماره جدید ایران دخت را ورق می زنم. بعد از دیدن نشریه بدون معطلی سراغ سرمقاله های خوب محمد قوچانی می روم. این بار جدی تر پی اش را میگیرم تا ببینم مثل شماره قبل نشریه بی سرمقاله مانده یا نه. اولین خط های اولین بخش سرمقاله را که می خوانم از داستان بازجویی اش گفته و از همان روالی که حدود چهل روز نیز بدون وقفه و بدون عید و تعطیلات درگیرش بودم. سفرهای یک روزه ۲۰۹ به ۲۴۰ و معطلی های درون سلول انفرادی و نشستن های بی وقفه ی صبح تا شب پشت نیمکت تحصیلی. نوشته کتاب می خوانده، من کتابی نداشتم جز یک قرآن کوچک که  به تنهایی همه ی کتاب ها است. کافی بود برای پر کردن های آن تنهایی ِ کشدار ِ بدتر از انفرادی. سرمقاله های قوچانی را در سری جدید ایران دخت دوست دارم. نه فقط بخاطر خاطراتی که زنده می کند. نه فقط بخاطر پختگی نوشته هایش که گویی آثار صد و خرده ای روز تنهایی و تفکر در آن نمایان است. نوشته های قوچانی را می پسندم به دلیل اینکه می نویسد. به این دلیل که از نوشتن بازنایستاده، که بسیار می شناسم دوستانی را که در شرایط مشابه ایشان، حتی به حق، تصمیم گرفته اند هیچ نگوید و هیچ ننویسند.

هرچقدر هم که نقد داشته باشی به فرم کار و نوع نوشتار، هرچقدر هم که پیشترها نگاهت گونه ای خاص بوده باشد، باید حواست باشد که ارزش دارد نوشتن و فکر کردن. درست است که محدودیت هایی مثل زندان یا حتی دیگر محدودیت های مطبوعاتی، برندگی و صراحت قلم ها را گرفته است، اما مهم این است که رسالت اندیشه ورزی پابرجاست.

۲ نظر برای “در تمجید از محمد قوچانی”


  1. پرهام:

    در پست قبلی فرمودید به دنبال کتابخانه های دیگر برای خواندن انبوه خواندنی هایی که همیشه برای خواندنشان وقت کم است هستید. شما که قرآن کریم را دارید و میگویید به تنهایی همه کتابهاست، پس آن همه انبوه خواندنی را کنار بگذارید. حتما آنچه که باید بخوانید را خواندید، آن هم چند بار.

    البته من متوجه منظور اصلی شما شدم و حتما شما هم منظور اصلی من را گرفتید!

  2. سید محمد باقر ثامنی راد:

    خداوند به سلامت و موفقیت بداردش که در این تنگنا روزنه امید اندکی است از برای ما….

محل نوشتن نظرات