خواندنی ها فعلا پر
لینک های خواندنی کنار از طریق دلیشس هنوز فعال است. اگر مشترک آدرس فید وبلاگ باشید، لینکها دیده می شود. اما به احترام دغدغه های بزرگواری در قبال این لینکها آنها را از وبلاگ حذف کرده ام.
البته می دانم که تاثیرات لینک دادن به این ترتیب از میان می رود. اما فعلا چاره ای نیست.



۲۱ بهمن ۸۸ @ ۳:۴۴ ق.ظ
رسما خواننده های وبلاگ من را نصف کردید با این کارتون!
۲۱ بهمن ۸۸ @ ۳:۴۸ ق.ظ
یعنی من الان دارم فکر میکنم که یک دوست روی این پست چه کامنتی میخواد بذاره. هر چی فکر می کنم چیزی به ذهنم نمیرسه ولی بعید نیست صبح که اینجا را باز می کنم یه دفعه چشمم به یه کامنت بلندبالا بیفته که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده و با یه حدیث ادامه پیدا می کنه. بعد هم نصایحی به خواهر سابقش و پرده برداری از ارتباط منافقین و اصلاح طلبا و خاتمی و از این حرفا.
یعنی خدا میشه ها کامنت یک دوست روی این پست.
۲۱ بهمن ۸۸ @ ۸:۵۵ ق.ظ
این بزرگوارها مثل این که همه جا هستند
۲۱ بهمن ۸۸ @ ۱۰:۱۸ ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم. و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند{سوره توبه ایه ۶} تا به حال اینچنین در مخمصمه گرفتار نشده بودم. تضاد میان حقیقت و واقعیت. از یک سو نگران آرمان های شهدا هستیم و از سویی دیگر خیانت های کسانی را می بینیم که دوست می پنداشتیمشان. تبلیغ دولت اسلامی و مهروز می کنیم اما نتیجه اش می شود مشایی و مرتضوی. در این بین تنها مامن ما می شود وبلاگ خواهر سابق ما که در کمال متانت انتقادات من رو تحمل می کنه. بعد از این همه مدت فهمیدم با این که خط فکری اصلاح طلبان را نمی پسندم اما منش آنها ضامن بقای ایران عزیز شده است. کاملا واضح است مثلا اگر در سال ۷۶ خاتمی رای نمی آورد، تفکر اقتدار طلبان کشور را به سمت استبداد شدید دینی می کشاند. شاهد مثال حرفم این دولت به ظاهر اسلامیست که بعد از ۵ سال چنان کاری کرده اند که تمامی دلسوزان واقعی از این صهیونیست های اسلامی به تنگ آمده اند. خدایا تو شاهدی که در تمام این چند ماه از سر دلسوزی نوشتم اما اکنون خسته شده ام. خسته از رمالی های مشایی، خسته از جنایات مرتضوی، خسته از دروغ های رحیمی، خسته از بی فکری احمدی نژاد، خسته از خونخواری جنتی، خسته از جهالت احمد خاتمی، خسته از کج اندیشی شریعتمداری و خسته از هر چه ریاکار حکومتی است. امیدوارم خواهر عزیز ما اگر حرفی در این مدت از من شنیده و به دل گرفته به فراموشی بسپارد و من را حلال کند که بخشش از بزرگان است. ان شا الله خدا نیز توبه ما من را می پذیرد.
((http://sndt.persianblog.ir/))
۲۱ بهمن ۸۸ @ ۶:۲۰ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم. کامنت بالا قلابی است و هیچ ربطی به من ندارد.ومن برای این وبلاگ بر ساحل سلامت و یک دوست را ایجاد کردم تاافراد معلوم الحال به اسم من مطلب ننویسند. این کار دو سه سال قبل هم انجام می گرفت ان هم به طور خیلی وسبعتر تا من مجبور به درست کردن وبلاگ شدم. ادم باید چقدر پست باشد و بی هویت که به اسم دیگری مطلب جعل کند.((http://sndt.persianblog.ir/))
۲۱ بهمن ۸۸ @ ۹:۴۲ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم. و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد{الاسرا آیه ۳۶} نمی دانم خواهر سابقم خانم توحیدلو با چه انگیزه ای این کامنتهای قلابی را به نام من منتشر می کنند.هیچ یک از دو کامنت بالا متعلق به من نیست. متاسفانه کسانی که ادعای جامعه مدنی و دموکراسی و حقوق بشر دارند همیشه تلاش می کنند تا با گل آلوده کردن آب و تهاجم رسانه ای و فرهنگی اذهان را مغشوش و مشوش نمایند. این پست سه خطی از ابتدا برای این گذاشته شده که همچون اربابانشان من را ترور شخصیت بنمایند. از ابتدا که یک نفر با اسم جعلی یارممد بدون آنکه آیه شریفه ویل لکل همزه را در نظر بیاورد رو به تمسخر آورده و در ابتدا همان فرد یا افراد دیگری در دو کامنت جداگانه به اسم من مطلب نوشته اند تا آب را گل آلوده نمایند. البته خواهر سابق ما می توانسته جلوی این ها را بگیرد که من نمی دانم با چه هدفی این کار را نکرده. برای من کاری ندارد تا بفهمم چه کس یا کسانی اینگونه رفتار کرده اند و آنها را به سزای اعمال ننگینشان شان برسانم اما با توجه به ایام الله حاضر دندان صبر بر جگر گذاشته و از این کار خودداری می نمایم. خانم توحیدلو اگر با نظر دادن من در مورد مطالبشان مشکل دارند می توانند خودشان صریحا بگویند و نیازی نیست که اینچنین دست به تهاجم رسانه ای بزنند.
۲۲ بهمن ۸۸ @ ۸:۳۲ ق.ظ
ای خدا ستایش تو راست به خاطر پرده پوشی تو بعد از علمت و به خاطر گذشتت بعد از اگاهیت. نمی دانم این اقا یا خانمی که به نام یک دوست مطالبی را جعل می کند ایا از کمترین استعدادی بر خوردار هست یا فقط دارد خودش را مسخره عام و خاص می کند. به خدا عقل هم چیز خوبی است. خانم تو حید لو نیازی به جعل گفتار من ندارد. من اورا میشناسم و او هم مرا پس خودتان را زیاد خسته نکنید. هر انچه من می نویسم در وبلاگ بر ساحل سلامت و یک دوست منتشر می کنم و انچه در ان وبلاگ وجود ندارد نو شته من نیست. نمی دانم با این کار می خواست چه چیزی را ثابت کند مشکلی نیست. شاید با این کار کمی ذهن بیمارش ارام گیرد. خداوند اورا به راه راست هدایت کند.((http://sndt.persianblog.ir/))
۲۲ بهمن ۸۸ @ ۲:۱۰ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
کافران را خواه بترسانی یا نترسانی، تفاوتشان نکند، زیرا ایمان نمی آورند. خدا بر دلهایشان و بر گوشهایشان مهر نهاده و بر روی چشمانشان پرده ایست و برایشان عذابی بزرگ است {سوره بقره ایه ۶و۷}
عجب معرکه شده است اینجا !!! اول از همه تاکید می کنم من یک “یک دوست” جدید هستم و با دوستان بالایی نسبت ندارم. اما با توجه به اینکه این قسمت ساخته شده تا نظرتمون بنویسیم من هم برخی نکات رو گوشزد می کنم :
۱- آقای یک دوست ! وقتی شما شهامت استفاده از نام واقعی خود رو ندارید و از عناوین کلی استفاده می کنید پس نباید گله ای هم از سایرین بابت ارسال نظرات با همان عناوین کلی داشته باشید.
۲- آقای یک دوست ! من تقریبا از اردیبهشت ماه نظرات شما رو می خواندم. حداقل ادب حکم می کند وقتی قصد انتقاد دارید نام و عنوان واقعی خود را درج کنید، اما اگر به آرشیو وبلاگ بی نام و نشان خود مراجعه کنید در خواهید یافت انتظار ادب از شما کار نامعقولی است.
۳- آقای یک دوست ! در دو پیغام آخر شما اسرار زیادی از نحوه تفکر شما مستتر است. لطفا به این قسمت ها توجه کنید :
الف) “همچون اربابانشان من را ترور شخصیت بنمایند”
جان من ! خود شما از این نوشته خجالت نمی کشید ؟ انصافا این اعتماد به نفس شما جای بسی مطالعه دارد البته وقتی اربابان شما هم همین اعتماد به نفس ها را دارند از شما بعید نیست. اما یادتان باشد افرادی مثل شما، محمدرضا پهلوی ملعون و مثل اربابانتان که خود را “ما” خطاب می کند و تمامی آنان که خود را بزرگ می بینند، قطعا خدا و عظمت حق تعالی را از یاد برده اند که اینچنین شده اند.
ب) “برای من کاری ندارد تا بفهمم چه کس یا کسانی اینگونه رفتار کرده اند ”
از مسئله خودبزرگ بینی که بگذریم به مسئله دسترسی به اطلاعات نهفته می رسیم. این هم از اخلاق انسانهای حقیری است که خود را بزرگ می بینند. برای شاهد مثال به یکی دیگر از اربابانتان اشاره می کنم که حدود ۵ سال است اسامی مفسدان اقتصادی را در جیب دارد اما هیچ کسی آنان را ندیده است یا این یکی که تجهیزات دشمن را می بیند یا …
ج) “آنها را به سزای اعمال ننگینشان شان برسانم ”
به به از این همه کمالات ! از این همه معلومات ! از این همه اقتدار !
من اصلا علاقه ای به کار بردن کلمه حقیر ندارم اما این نیز از اخلاق انسان های حقیر است که تهدید می کنند! سوال اینجاست چگونه می خواهید اینان را به سزای اعمالشان برسانید ؟ قانونی یا غیرقانونی ؟ در حالت اول که دستتان به جایی بند نیست چون اصولا جرمی اتفاق نیفتاده است. بی اخلاقی شده است اما جرم نه. پس تنها یک حالت میماند. البته شما و اربابانتان در ۸ ماه گذشته به خوبی نشان دادید به راه دوم تسلط کامل دارید!
د) “دست به تهاجم رسانه ای بزنند.”
معنی تهاجم رسانه ای رو هم فهمیدیم : انتشار ۲ کامنت که یکی از آنها هم در حمایت شما بود ! شما واقعا قابل مطالعه هستید !
ه) “ایا از کمترین استعدادی بر خوردار هست یا فقط دارد خودش را مسخره عام و خاص می کند.”
من هم معتقد به این هستم بی اخلاقی صورت گرفته اما اوج عصبانیت شما باید دلیل دیگری داشته باشد. شاید به دلیل اینکه به “آقا مرتضوی” اهانت شده است ! خدا می داند !
و) “شاید با این کار کمی ذهن بیمارش ارام گیرد.”
ایضا این جمله هم نشان دهنده عصبانیت شماست. اینقدر عصبانی شده اید که تمام دیشب کابوس دیده اید ! آخر چطور یک نفر می تواند به مفسر بزرگ قرآن کریم “آقا مشایی” توهین کند ؟
و در آخر :
ز) “خداوند اورا به راه راست هدایت کند”
با این قسمت موافقم. خدا همه ما را به راه راست هدایت کند. برای شما هم دعا می کنم اگر قلبتان مرتع و چراگاه شیطان شده است هر چه زودتر این جهان فانی را وداع بفرمایید با حداقل بارگناهانتان کمتر باشد.
۴- یک خواهش از همه دوستان خواننده دارم، همه دوستان لطفا با اسم “یک دوست” کامنت بذارن تا دوستان حقیقی مشخص شوند.
۵- آقای یک دوست ! خودم رو معرفی نمی کنم تا ببینم چند مرده حلاجی !!!
یا حق
۲۲ بهمن ۸۸ @ ۹:۰۴ ب.ظ
سلام
چرا فیلتر گشتید ؟
۲۳ بهمن ۸۸ @ ۱۱:۲۲ ب.ظ
این یک دوست ها واقعا باهم فرق دارن؟:))
عجب ژانرین برای خودشون