تا کی قرار است توجیهاتی از جنس ایدئولوژی داشته باشیم؟
آقای احمدی نژاد در اخرین نوشته شخصیشان مطالب جالب و قابل تاملی را مطرح کرده اند. مهمترین مطلب مورد توجه ایشان آنجاست که ایشان شاکی هستند. از کسانی شاکی اند که هاله های نور الهی را نمی بینند و دست حضرت ولی عصر را اداره امور مملکت انکار می کنند. فکر کنم چند مطلب را باید به صورت مختصر در این زمینه خاطرنشان ساخت:
اول اینکه آقای احمدی نژاد فراموش نکنند، اگر زمانی انقلابی بوده و به فرض توفیقاتی را دیگرانی به خدا و دست پنهان امام عصر نسبت می داده اند، جدای از ارزشگذاری بر این امر، در مواقع توفیقات بوده است. فکر می کنم امام خمینی هم که ایشان بدان اشاره می کنند، هوشمندانه تر توجیهات معنوی در امور می آوردند. حوالت برخی از امور که بر موفقیت بودنشان تشکیک است به اموری ماورایی، جدای از غیر معقول بودنشان، نشان از این دارد که گوینده در توجیه آن مسایل آنقدر کم آورده که منتقدین را به امام عصر و خدا و هاله های نورانی حوالت دهند. آقای رییس دولت باید بدانند که خرج کردن از این امور معنوی برای رسیدن به منافع شخصی، چندان به صلاح نخواهد بود.
دوم اینکه آقای احمدی نژاد یکبار با آب و تاب از هاله و هاله های نورانی سخن گفته بودند. در جواب آقای جوادی آملی خودشان و اطرافیانشان فیلم را و گفته ها را انکار کردند. حالا دوباره آمده اند و بر همان طبل ها می کوبند. این هاله نور که می فرمایند دلیلی بر حقانیت ایشان نیست. به فرض اینکه تمام جماعت منتقدین ایشان به زعمشان کور هم باشند و نبینند. ایشان باید آنچنان عمل کنند که برای توجیه به آن هاله ها نیاز نباشد. کما اینکه گمان نکنم حتی در زمان پیامبر نیز مخاطبان و یاران حضرت، ایشان را در هاله نور دیده باشند. یا اگر دیده اند حداقل اشاره ای بدانها نشده است. دستمایه قرار دادن این واژه ها و این عبارات به نظرم نوعی وهن اعتقادات مذهبی است.
سوم اینکه آقای احمدی نژاد عادت داشته اند که کرده هایشان را تکذیب کنند. کم کاریهایشان را فرافکنانه به گردن دیگران بیاندازند. هرجا هم کم آورده اند از هرچه خدا و معنویت است گرفته تا انقلاب و امام و امام عصر هزینه کرده اند. برای این تحلیل ابتدا کمی تحلیل کمی کردم واژگان متن را . نتایج زیر جالب باید باشد: (کل متن ۲۱۹۶ واژه دارد)
۴۰ (چهل) بار اسفاده از واژه خدا، ۱۴ (چهارده) بار الهی، ۴ (چهار) بار معنوی : درست است که باید یاد خدا در اذهانمان باشد. ولی گمان نکنم که نیاز باشد اینچنین از خدا و … برای توجیه عملکرد ضعیفمان و یا در پاسخگویی به منتقدینمان مایه بگذاریم. فکر کنم یاد خدا در دلها باشد بهتر است.
۱۵ (پانزده)بار اشاره به نام امام مهدی ع با عناوین مختلفی چون حجت خدا، ولی عصر، صاحب امر و … تازه تمام این نوشته برای این بود که انتقاد کنند از کسانی که می گویند ایشان تنها به ظاهر مدیریت امام زمان پرداخته اند. تمام نوشته در نفی ظاهر گرایی ایشان بود. همان ظاهر گرایی که در مثالهایی چون چیدن سفره و یا تهیه نقشه راه بدان اشاره کرده اند. اما همین تعداد اشاره نیز شاید نمونه دیگری از این رجوع های ظاهری ایشان باشد.
۲۰ (بیست) بار اشاره به واژه انقلاب و ۱۶ (شانزده) بار امام و ۱۱ (یازده) بار خمینی: این خود گویاست. تلاشی که برای همبستگی خود با انقلاب و بنیانگذارش دارند
۸ (هشت) بار از هاله استفاده کردند. همان هاله نوری که روزی تکذیبش می کردند امروز کسانی که بیننده آن نیستند را کور و ناتوان از درک ان می دانند.
اگر می خواستم واژگان ایدئولوژیک را ازمتن جدا کنم باید به بسیاری از کلمات اشاره می کردم. مطالعه متن را پیشنهاد می کنم.



۲۵ خرداد ۸۷ @ ۱۰:۲۶ ب.ظ
ضمن معذرت خواهی از خانم توحید لو اگه حرفی زدم که ناراحت شدید ببخشید.
مملکت شعر و شعار و خرافات
یک مصداق کامل آسمان ریسمان بافتن و یک روضه سرایی کامل. وقتی که کم میاره دست به دامن تمام جن و انس و تمام موجودات میشه تا از اونها یه سپری به اصطلاح خودش بسازه و پشت اون قایم بشه و کارها و حرفهاش رو از “چرا”های دیگران دور نگه داره. اگر مبنا رو مخاطب قرار دادن امام زمان قرار بدیم خیلی رقم بیشتر از اینها میشه. چون خیلی از جاها اومده و تنها از واژه “حضرت” استفاده کرده برای مخاطبش که همون امام زمان باشه. افرادی شبیه به این فکر میکنند با بچه ۲ ساله دارند حرف میزنند. تمام زمین و زمان رو میاند به هم پیوند میدند تا حرف و کار خودشون رو به خیال خودشون توجیه کنند. آقا گفتی هاله نور دیدم حالا هم رک و راست بیا و اعتراف مستقیم کن و حرفت رو تکرار کن. چرا هی میای آسمان ریسمان میبافی از حرفهایی که هیچ ربطی به این حرفت نداره از خمینی و فلان شخص و فلان شخص دیگه.همچین هم با طمطراق میگه خمینی گفت…. که انگار خمینی حالا حرفش سند عالم و آدم هست.مثلا از اینجا”همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید تحویل او بدهیم برزبان می آورد، پیروزی های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهانی ایشان می دانست.” رسیده به هاله نور به دور سر”امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله ای از نور هم نمی بینند”.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۲:۳۶ ق.ظ
رئیس جمهورمان، انگاری عصبی باشد، هول زده برای گفتن حرفی. یکبار هم روخوانی نکرده از روی متناش، بلکه به خاطر همان صاحب زمان (عج) که اینقدر سنگش را به سینه میزند، اینطوری بازی نکند با یکسری مفاهیم در حد مبتذلی که … به قول شما برای منافع شخصی.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱:۱۲ ق.ظ
خطاب به همه دوستان علی الخصوص (( طلبه )) :
دوستانی که فکر میکنید من و امثال من در فکر انقلاب دیکری هستیم ، نخیر من که عمرا نیستم .
من برای اصلاح امور مملکت فقط یک چیز میخواهم . نمیدونم چنذ نفر از شما روزنامه ” توس ” و ” جامعه ” و … در سالهای ابتدایی رو به یاد دارید . من تنها پیشنهادی که دارم اینه که یکی از این روزنامه ها رو ، بطور مثال “توس ” (من خودم ” توس ” رو میپسندم ) رو با همون کادر تحریریه ، به صحنه رسانه ای کشور برگردونند . فقط همین یه دونه روزنامه ، بقیه امور در دست خودشون باشه . اصلا تیراژ روزنامه های خودشون رو هم ۱۰ برابر کنند، ولی فقط اجازه بدن که این روزنامه بطور آزاد طبق قوانین بین المللی بتونه مطلب بنویسه .
من فکر میکنم همین کفایت میکنه برای اصلاح امور . شما چی فکر میکنید . (به هر حال پیشنهاد من اینه ، ذموکراتیک تر از این نمیتونم پیشنهادی بدم)
(فکر نمیکنم در اون صورت احمدینژاد هم بتونه اینجوری حرف بزنه ) .
(( طلبه )) اومدی اینجا یه سر برو به کامنت دونی پایین و برگرد . (کامنت ۷۰)
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۶:۴۹ ق.ظ
یه سوالی برای من پیش اومده… ببخشید شما واقعا چادری هستید؟!!!
می دونید هنوز هم وقتی یک زن چادری –از نوع درس خونده جوونش- می بینم هزارتاسوال توی سرم درست می شه.پس حرفایی که در ادامه می زنم دلیل بر توهین و تمسخر نگذارید.
یه شوخی ای که من همیشه در مورد زنهای چادری مثلا با دیدن زنهای به اصطلاح پلیس!!!!! یا این چادربه سرهای صداوسیما می کنم اینه که این حاج خانمها زنبیلشون کجاست؟! سبزی شون رو پاک کردند؟ و آیا از آقاشون اجازه گرفتند اومدند اخبار بخونند!یا کارشناسی چیزی رو بکنند ! یا چه می دونم یک مجرم رو تحت تعقیب قرار بدهند!!!!! البته ببخشیدا اصلا منظورم توهین نیست. من می تونم درک کنم یک زنی به حجاب اعتقاد داشته باشه-خودم اصلا اعتقادی به حجاب ندارم- اما فکر می کنم یک زنی که در این دوره و زمون زندگی می کنه و تحصیلات عالیه داره و صبح می رود سرکار و شب برمی گرده وبا اوضاع و احوال زمانه آشناست باید با خاله زنکهای چادر به سر بیخبر از همه جای ملاقه به دست یک فرقی بکنه دیگه نه؟ همین که خودش رو بین چند متر پارچه سیاه بدقواره ایزوله نکنه یک فرق بزرگه که مثلا دخترکهای دبیرستانی ممکنه بهش رسیده باشند اما یک استادجامعه شناسی نه! البته من تاکید می کنم «حجاب» منظور من نیست و کاملا به کسی که به حجاب اعتقاد داره احترام می گذارم.البته اگر اون هم به من بی اعتقاد به حجاب احترام بگذاره!!!و البته بعید می دانم –بر اساس تجارب غم انگیزم- یک زن چادر به سر در دسته انسانهای دموکرات قرار بگیره!
به نظرم می رسه زنان ایران هنوز خیلی مونده تا مدرن بشن. صرف درصد بالای قبولی در دانشگاه یا تحصیلات تا فوق لیسانس یا دکترا نمی تونه تعیین کننده باشه. همین اینکه زن ایرانی هنوز به این حد از بلوغ فرهنگی و اجتماعی نرسیده تا یک تکه پارچه سیاه زشت و محدود کننده مربوط به قرون ماضی! رو- که تنها طرفدارش ملاهای جمهوری اسلامی نشان! و خشکه مذهبی ها هستند- دور بیاندازه و از عقاید خاله خانباجی پوسیده مادربزرگهاش دوری کنه یعنی هنوز که هنوزه راه داریم. اون وقت بعضی ها می ایند و می پرسند که چرا این همه بر تحصیلات زن ایرانی افزوده شده و هنوز که هنوزه وقتی پای حرفش می نشینی هیچ فرقی با زنان سی سال پیش نداره؟ من توی فامیل زنی هم سن خودم رو سراغ دارم که ظاهر کاملا مدرنی داره، درس خونده و کار می کنه. نشون به اون نشون که بعد از بدنیا امدن بچه اش مدت زیادی نتونست توی خونه بشینه و برای سر کار برگشتن بی تابی می کرد … همین خانم هرچندوقتی یه سفره ابوالفضل!؟ پهن می کنه و یه مشت زن بی سواد خاله خانباجی رو دور خودش جمع می کنه!!! به نظر من زنان ایرانی آویزانند. مدرن شدن رو دوست دارند اما از اون ور جرات و جسارت ول کردن سنتهای عقب مونده متحجرانه مادربزرگهاشون رو ندارند. این چادر سرکردن امثال شما هم در همین مقوله قرار می گیره!! چادر برای من در دسته بندی سفره ابوالفضل و خرافات و دعانویسی و آفتاب مهتاب ندیدن و موقع حرف زدن با مردها گونه گل انداختنه! شرمنده …توی اطرافیان جوانم هم تقریبا نسل چادربه سرها منقرض شده! یعنی هم سنهای خودم- ۲۸ساله – و کوچکتر از خودم کسی رو نداریم. حتی همین چندسال پیش چند تا از زنهای میانسال و پیر اطرافم در یک اقدام انقلابی چادر از سر برداشتند! اینه که الان وقتی می بینم یک زن استاد جامعه شناسی (دکترا دارید دیگه؟!) چادریه برام عجیبه.البته ممکنه این هم در راستای اسلامی کردن علوم انسانی باشه؟ نه؟ به هرحال استادجامعه شناسی چادری، ظاهر رو اسلامی می کنه. پس نصف قضیه حله!!! ما هم که از نظر فرهنگی مرده این ظواهریم!! زن دیگری رو می شناختم که دکترا داشت و برای ازدواج کردن مهریه عجیب و غریبی رو از شوهر اینده اش طلب کرده بود.چرا ؟ چون تحصیلاتش بالاست و قیمت بالاتری داره!!!(البته ایشان می فرمودند ارزش!!!!)
زن دیگری رو می شناختم که دکترا داشت و برای ازدواج کردن مهریه عجیب و غریبی رو از شوهر اینده اش طلب کرده بود.چرا ؟ چون تحصیلاتش بالاست و قیمت بالاتری داره!!!(البته ایشان می فرمودند ارزش!!!!)
من حجاب را می توانم درک کنم. یعنی اگر کسی اعتقادات مذهبی ای داره و در ان پوشیده بودن بدنش مهمه و طرف با درک شخصی اش و بدون تحمیل بهش برسه و نخواهد عقایدش رو به زور به من بقیولاند برای من قابل درک و احترامه( البته اگر جمهوری اسلامی با این استفراغهای روزافزون فرهنگی- اجتماعیش! این دموکرات بودن من را به فاک ندهد!!!) اما اصلا نمی توانم زن جوانی رو درک کنم که تحصیلات عالیه داره ، به وضعیت دنیای امروز و پیشرفتهاش آگاهه ،بعنوان یک زن خودش رو یک انسان همسان با مرد می دونه(می دونید دیگه؟!!!!) و به حقوق انسانی خودش واقفه…بعد می اید و مثل انسانهای قرن سوم هجری قمری!!! خودش را چادرپیچ می کند …از هرطرف به قضیه نگاه می کنم درکش نمی کنم!
از مبحث زیبایی شناسی هم که دیگه نگو…یک تکه چادرسیاه به بدقواره ترین شکل ممکن دور خودشون می پیچند.اون هم با این هیکلهای قناس ایرانی.شبیه سلسله جبال هیمالیا می شوند! این چادر سکسیها- ملی ها- را هم که دیگه نپرس!!! هرکی می پوشه عین پنگوئن می شه!!! شاید تنها کسانی که در چادرسیاه زیبا باشند امثال انجلیناجولی و نیکول کیدمن باشند!!!! که انها در کوفت هم زیبا هستند!! خب به هر حال هر انسانی دوست داره زیبا باشه و اساسا یکی از معیارهای انسانها در انتخاب لباس اینه که چه رنگ و مدلی بهشون میاد. حالا این زنهای طفلک چادری همیشه باید اون تکه پارچه سیاه رو روی سر بیندازند که غیر از گرما و افسردگی و یکنواختی چیزی نداره. بعله البته مثل اینکه مصونیت هم داره!!! یعنی مردهای مریض نمی فهمند زیر این تکه چادر سیاه زنی هست! احتمالا نامرئی کننده است!!! یعنی شما بعنوان یک زن استادجامعه شناسی چادر سر می کنید تا مصونیت داشته باشید؟!!! یعنی این همه سال درس خوندن در همچین رشته ای این درک رو به شما نداده که نگاهتون کمی با ملای صدا و سیما و خاله خانباجی فامیل تفاوت کنه؟ یعنی این نتیجه همین اسلامی کردن علوم انسانیه که این اواخر توی بوق کردند؟ اتفاقا در یک برنامه صبحگاهی چند ماه پیش یکی از هم کسوتان! شما- بعنوان جامعه شناس اسلامی!!!- رو آورده بودند و ایشان با به به و چه چه از مرد سالاری و پدرسالاری در خانواده دفاع جانانه ای می کرد!که بیا و ببین.نمی دانید چقدر شبیه انسانهای غارنشین بود!
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۷:۱۲ ق.ظ
سمیه دقیقا اینطوری نگفته بود جوری که تو از هاله نورش برداشت کردی.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۸:۰۳ ق.ظ
فاطمه جان حرفات قشنگ بود. این مشکل من با خانم توحیدلو هم هست. من می دونم ایشان هم اعتقادی به چادر ندارد ولی شکستن هویت و نمادی که انسان با از طفولیت با آن بزرگ می شود قبول کنید سخت است. شاید برای ما که در خانواده های غیر مذهبی بزرگ شدیم اسان باشد ولی برای او خیر.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۸:۰۶ ق.ظ
راستش منم حالم دارد از این هاله نور بهم میخورد.ولی از مردمی که در اوایل انقلاب عکس امام را در ماه می دیدند شاید باور هم بکنند که دور سر او هاله است. ما در کشوری زندگی می کنیم که مردم به جمکران می روند و در چاه برای امام زمان نامه می نویسند . در نتیجه پیدا شدن ادمی که ادعای هاله می کند زیاد دور از انتظار نیست.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۸:۲۷ ق.ظ
هی به یاد داستان ” لباس زیبای پادشاه ” می افتم
کاش می شد یه ایشون فهموند که ایراد از چشمان همه آدمها نیست بلکه از بی لباسی ایشونه
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۹:۲۲ ق.ظ
فاطمه جان با حرفات موافقم در مورد چادر من پیشتر نظرم رو دادم یه قسمتی اشاره کردی به” سفره ابوالفضل!؟ پهن می کنه و یه مشت زن بی سواد خاله خانباجی رو دور خودش جمع می کنه!!!”
خرافات بازی.
یکی از دروغهای بزرگ این هست امامان علم لدنی دارند امامان دانش بیکران دارند امامها کارهای شگفت آور انجام میدند.(البته اگر امامی وجود داشته باشه. من نمیدونم توی قرآن که از خیلی چیزهای عادی صحبت کرده چرا در مورد همچین چیز مهمی که موجب دوگانگی شدید بین پیروان اون مذهب میشه حرفی نزده باشه. حتی باید تک تک نامهای اونها هم در قرآن اومده باشه دست کم کمش باید خیلی روشن گفته باشه آی مسلمونها ۱۲ نفر بعد از پیامبرتان امام شما هستند و نفر آخری هم غایب میشود.)
چه دانش بیکرانی؟چه علم لدنی ای؟ چه کاهای شگفت آوری؟ یک مشت اغراقهایی کردند و بعضی افراد هم هر چی پیششون بیشتر اغراق آمیز حرف زده بشه بیشتر هیجان زده میشند تحت تاثیر قرار میگیرند. اگر همین حالا به یکی که مغزش از قدرت اندیشیدن تعطیل هست بگی فلان امام هنگامی که راه میرفت کوهها به لرزه میافتادند میاد و میگه قربون بزرگیش برم قربون قدرتش برم. چه علمی؟ چه کتابی ازشون به ارث رسیده؟ چند تا تئوری و نظریه شگفت آور ازشون به ارث رسیده؟ تمام بحار الانوار ۷۰-۸۰ جلدی رو بگردی به اندازه یه کتاب علوم دوره راهنمایی مطلب توش پیدا نمیکنی.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۹:۲۸ ق.ظ
فاطمه جان، خسته نباشی، شما که هر چی حرف از دهان مبارک دراومد به چادری ها زدی؟ فکر نمی کنی خود شما هم تفاوت خاصی با اون دسته از زن های چادری که توصیف کردی نداری؟ علاوه بر ظاهر رفتار هم باید مدرن باشه، فکرکنم.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۹:۳۱ ق.ظ
آخ آخ، خانوم هرچی ما خودمونو می خوای بزنیم به اون راه،شما هی این فرمایشات اقایون محترم رو اینجا بیار، دیگه معلومه دیگه،چی می شه گفت؟
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۱:۱۸ ق.ظ
همان طور که بعضی دوستان اشاره داشتند فکر می کنم از لوازم دموکراسی احترام به سلیقه و برداشتهای دیگران است…اینکه میتوانید اعتقاد به حجاب را درک کنید اما چادری بودن را نه ، شاید مشکل از درک شما باشد(با احترام البته)
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ
ساجدی جان منم نمی تونم چادری بودن یعنی رفتن در یک گونی را درک کنم. مقوله حجاب با چادر متفاوت است. نکنه شما هم به مزخرفات اینکه چادر حجاب برتر است عقیده دارید؟ فعلا چادر بیرق یک حکومت فاسد و ظالم است.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۱:۵۷ ق.ظ
با سلام به همگی
مبنای بسیاری از تحلیل های بالا که در نقد حجاب آن هم از نوع چادری آن آمده بر اساس دیدگاهی است که مدرنیته و مدرنیزم را در مقابل سنت قرار می دهند و فکر می کنند که برای ورود به دوران مدرن و یا مدرن شدن باید با زندگی سنتی قهر نموده و شتابان به آغوش مدرنیته افتاد. این دیدگاه همان نگاه توسعه خطی اروپا محور است آن هم با محوریت قرار دادن تجربه انقلاب فرانسه. این نگاه با نادیده گرفتن تجارب دیگر مدرنیته در انگلستان و آمریکا که در آن جا مذهب یعنی همان عقایدی که به نظر بعضی از دوستان کهنه و ضد مدرن است مدرنیته خود را بنا کردند.بنا بر این مدرنیته یک ذات مشخصی ندارد مدرنیته تلاش انسان ها است برای زندگی راحت امروز خود. بر این اساس آن چه امروز نو است ممکن است فردا کهنه گردد و آن چه دیروز کهنه بود ممکن است امروز و یا فردا نو و مدرن گردد.
نتیجه آن که دانشمندان توسعه چه مدرن و چه پست مدرن امروزه دیدگاه دو وجهی نظیر مدرن و سنتی را مردود اعلام کرده اند. به عبارت دیگر فاطمه خانم و هم عقیده های ایشان از منظر این عالمان در پارادیم سنتی علم توسعه جای می گیرند. بنا بر عقیده این منتقدان منظر دو وجهی می تواند در همان حال که مدرن است سنتی هم باشد به نمونه هندوستان نگاه کنید قطعاً این کشور در فاصله جلوتری از ما قرار داد اما به چیزهایی عقیده مند هستند که از نگاه ما عقب مانده ها نیز خرافات تلقی می گردد.
پیشنهاد به خود و دیگران: ما باید به جای زیاد حرف زدن و زیاد نوشتن بیشتر مطالعه و تفکر کنیم.
توصیه: اگر خواهان باز شدن افق دید هستید بد نیست کتاب های آقای دکتر علی میر سپاسی را که به فارسی ترجمه شده است بخوانید.
فاطمه خانم گرامی اعتقاد به امر حجاب و تعیین نماد خاصی از آن کاملاً به حوزه خصوصی افراد مربوط می شود و البته اظهار نظر شما در مورد چادر و جادریان دخالت در حوزه خصوصی افراد است. مگر این که شما بخواهید از موضع فمینیستی به حجاب نگاه کنی که در این صورت حجاب و نوع آن داخل در حوزه عمومی می گردد. البته اگر شما از این موضع سخن بگویید دیگر نمی توانید در پارادایم کلاسیک توسعه قرار بگیرد.
تعجب می کنم از نگاه این گونه شما و معرفی خود با عنوان فاطمه فکر نمی کنید انتخاب این اسم یک جورایی سنتی است؟
این عکس العمل ها در ما ایرانیان حکایت از همان فقدان روحیه صبر و تحمل و مدارا دارد.
فاطمه خانم گرامی با این نگاه شما به مقوله چادر به نظر من شما با آنانی که بر کسانی که از پوشش شرعی برخودار نیستند سخت می گیرند تفاوتی ندارید مگر در فقدان قدرت قهریه که آن هم اگر به مدد ندانم کاری های کارگزاران جمهوری اسلامی رشته امور از هم بپاشد و شما و هم فکرانتان صاحب قدرت شوید همان می کنید که رضا خان کرد و شاید بدتر زیرا شما عقده های این دوران را هم دارید.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۲:۳۲ ب.ظ
اقای ناصر همه به رضا خان ایراد گرفتند چرا کشف حجاب کرد . اتفاقا بهترین کاری که او در آن زمان انجامداد همین بود. وگرنه ما زنان ایرانی هنوز باید در پشت پستوها بودیم و مانند زنان بدبخت افغانستان بشت نقاب دستش در د نکند وروحش شاد. اصلاحاتی که او در آن زمان انجام داد ایران را از یک کشور عقب مانده و بهم ریخته به یک ایران نیمه مدرن تبدیل کرد حیف که انگلیس امان نداد او در ایران بیشتر بماند. آقای ناصر شما هندوستان را مثال می زنید کشوری هزاران دین و مذهب و ایین کنار هم با صلح وصفا زندگی می کنند و اگر هم آشوبی بوجود بیاید از جانب مسلمانهای آنجاست . در هندوستان درست است که زنان و مردان لباسهای سنتی خودرا دارند. آیا حجاب سیاه یا این چادر به اصطلاح ملی ولی به نظرم عربی و ضد ملی جزو لباسهای سنتی ایران است؟ شما لباسهای اقوام ایرانی را مشاهده کنید همش رنگ زیبایی زندگی است. مطلب دیگر آقای محترم شما حاضر هستی لباس سنتی مردان ایرانی را به تن کنی و به جای کفش گیوه به پا کنی . اصلا به فرض اینکه چادر با سنت گره خورده باشد چه دلیلی دارد زن در قرن ۲۱ مثل زن زمان جاهلی لباس بپوشد. به نظر من حجاب امری عرفی است و با توجه به نوع عرف جامعه تعریف می شود.من عقیده ندارم که چادر را باید از سر زنان کشید ولی عقیده دارم که نباید در این زمینه تعصب داشت؟ آیا فقط زنان باید سنتی باقی بمانند ؟ اگر راست می گویید شما از فردا با لباس دوران قاجار بیرون بیایید. ببینید آی ایتن لباس دست وپای شما را نمی گیرد. یکگ زن پزشک وپرستار می توانند با چادر انجام وظیفه کنند؟ چرا در این هوای ۴۰ درجه زن بینوا که اکنون پا به پای مرد در اجتماع است باید زیر ان گونی سیاه عرق بریزد. هیچ انسانی دوست ندارد سختی بکشد.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ
تند نرید حجاب داشتن با ظلم بر خود متفاوت هست.کار رضاخان هم گرچه یه کم زور درش بود ولی نتیجش رهاندن زنان از ستم به خودشون بود این یکی از مترقیانه ترین کارهاش بود.یعنی از زنها خواست که خودشون رو از اسارت یه مشت پارچه در آرند.یعنی به زنان امکان بروز و ابراز وجود داد. اونها رو تشویق کرد که بیاند و نقشی در اجتماع داشته باشند. گونی های متحرک نباشند.به زن ارزش داد و به اون گفت که تو هم وجود داری چرا همش در پستوی خونت قایم میشی این “زندان پارچه ای” یعنی “حجاب” رو ازش دور کرد تا آزاد آنجور که حقش هست زندگی کنه و یه کم خودش رو دریابد ، بفهمه که اونهم انسان هست و وجود داره و هدف اصلیش برداشتن حجاب از توی سرزنها بود آنچه که خوشبختانه امروزه در توی سر بیشتر زنهای ایران نیست ولی حکومت به اجبار مجبورشون میکنه که یه مشت پارچه بپیچن دورشون و بیاند بیرون. آزادی پوشش آری، اجبار پوشش نه. چه حجاب اجباری چه بی حجابی اجباری هیچکدومش مورد قبول نیست.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱:۴۰ ب.ظ
به (( ناصر ))
عزیزم من از نوشته هات خیلی استفاده میکنم . ظاهرا شما اصرار داری که مثل یک جامعه شناس خبره حرف بزنی و همه به شما به دید یک منتقد منصف و بی طرف و بی غرض نگاه کنند . جمله های قشنگب به کار بردی ، از روی کتاب درسیات اینها رو نوشتی ؟ !! عزیزم ما بیسوادیم ، بیا پایین از منبر در سطح دیپلم حرف بزن با ما . باور کن ما نمیفهمیم پارادیم یعنی چی . !! اینقدر جمله های قلمبه سلمبه گذاشتی اینجا که فکر کنم اگر یکم بیشتر ادامه میدادی خودت هم قاطی میکردی . عزیزم ما عوامیم ، نمیفهمیم ، میشه یکم برای ما توضیح بدی که سنت و مدرنیته در اروپا چه سیری رو طی کرده ؟ اصلا میشه بگی چادر چه ربطی به سنت داره که شما اینجا بحث سنت و مدرنیته رو رها انداختی ؟ اصلا در کجای سنت ما چادر و اینها وجود داشته ؟ والا تا اونجایی که من میدونم لباسهای سنتی ما بسیار زیبا و همراه با رنگهای شاد و زنده بوده . شما اگر جرات داری تن خواهرت یکی از این لباسهای سنتی بکن و بهش بگو بره جلوی یکی از این الگانسها و ونهای ارشاد راه بره (الی و دلی ) . این چه سنتیه که تا قبل از انقلاب نبود و بعد یهو پیداش شد و شد سنت . (نمیگم اصلا نبود ، به این شکل امروزی نبود ) . در ثانی چادری که اون زمان میپوشیدن به نشانه دهن کجی به رژیم بود نه اینکه سنت خاصی باشه . در وصف حجاب برتر چادر همین بس که مادر من بعد از چهل و اندی سال چادری بودن ، یه روز خودش چادرش رو در آورد و انداخت دور ، رفت یه مانتو شیک خرید برای پوشیدن . به هر زن چادری هم که میرسه توصیه اکید میکنه که چادر از سر دربیاره و آزادانه در جامعه حضور داشته باشه . دلیلش هم این بود که اینقدر زنان چادری ریاکار دیده بود که دیگه روش نمیشد در بین دوستانش با شکل و شمایل اونها ظاهر بشه . (تازه الان به نظرش حجابش خیلی کاملتر و بهتره ).
راستی (( ناصر )) جان چطور حجاب و چادری بودن به حوزه عمومی افراد برمیگردد ولی بی حجاب بودن (منظورم لخت و پتی بودن نیست ، صرف روسری نداشتن و لباس آزاد پوشیدن) به حوزه عمومی برمیگردد و هر کسی به خود اجازه میدهد در این باره اظهار نظر کند ؟ اگر حجاب و بی حجابی حوزه خصوصی افراد است پس (ال و دلی) این وسط چه میکنند ؟ !!
نکته دیکر اینکه ، (( ناصر )) جان تو خودت بیشتر از همه به فکر انقلاب و چادر از سر کشیدن و … هستی آنوقت به ما میگویی ؟ چرا در ذهن تو کسانی که مخالف این حکومت و آن تفکر و چادر هستند افرادی انقلابی و خشن و زورگو هستند . شما اصلا نگران نباش درفقدان حکومت جمهوری اسلامی کسی کاری به کار لباس پوشیدن کسی ندارد . (گویی چادر از سر کشیدن برای تو دغدغه بزرگی شده است ) . مطمئن باش از دست اندر کاران جمهوری اسلامی خشنتر پیدا نمیشود (میخواستم چیز دیگری بنویسم ، فکر کردم شاید سانسور بشم. فعلا به همین خشن بسنده کنید. ) .
من نمیدانم پارادایم چیست ، ولی در نوشته های تو پارادوکس هست .
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۲:۱۱ ب.ظ
خیلی ممنون که نظر دادی به نکته جالبی توجه کرده بودی که برخی دلخوشی ها سرگرم کننده نیستن اما این هست
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۲:۵۲ ب.ظ
سلام
از شما دعوت میشود یادداشت کدام بیمه الکترونیک را در وبلاگ رکن پنجم دموکراسی مطالعه فرمائید.
[گل]
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۵:۴۳ ب.ظ
با سلام
حجت عزیز
۱- خوشحال میشم مورد پارادوکسی را که گفتی بیان کنی.
۲- این که شما چه تصور درست یا نادرستی از من دارید برام مهم نیست من سعی می کنم در حد توان و با بضاعثی که از اساتید و مطالعه و تفکر خود در باب مسائل ایزان به دست آورده ام به گونه ای مستدل سخن بگویم. والبته از این که می بینم نوشته هام را غالباً پسندیدی خوشحالم.و صد البته با بیان نواقص استدلال هایم من را بیشتر خوشحال خواهی کرد.
حمید عزیز
صدر کلامت ذیل آن را نقض می کند. اگز شما کار رضاخان را در کشف حجاب می ستایی دیگر نمی توانی بی حجابی اجباری را تقبیح کنی.
و اما در مورد نقدهای بالا در مورد حجاب باید عرض کنم:
۱- این نقدها از چشم اندازی تک فرهنگی برخاسته است که امروز بیننده چندانی ندارد آن هم فرهنگ غرب. عناصر هر فرهنگ را باید از نگاه همان فرهنگ نگریست چون این فعل مثلاً حجاب دارای معنایی است که جز در چارچوب همان فرهنگ نمی توان آن را معنا کرد و این در حالی است که این فعل یک فعل قصدی است و نیت کنشگر در پشت آن خوابیده.
۲- مطلب دیگر که با مورد بالا در ارتباط است این است که این نقدها بر پایه عقلانیت ابزاری ( که برای هر چیز دنبال نفع و ضرر می گردد)عصر روشنگری غرب ایراد شده و این در حالی است که این عقلانیت در خود غرب در زیر انتقادات شدید قرار دارد.
۳- از طرف دیگر مگر تمام عقاید و اعمال انسان باید و شاید از عقلانیت برخوردار باشد مگر انسان تنها عقل اوست آیا کم است عقاید و اعمالی که از ما سر می زند بدون این که توجیه عقلانی از آن بتوانیم داشته باشیم و برخاسته از عواطف و احاسات و اموری غیر از عقل می باشد.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۶:۰۶ ب.ظ
اون کاری که رضا شاه کرد لازم بود که انجام بشه چون یک خدمت بود و یک اقدام ضربتی بود و کوتاه مدت بود ولی با اثری بزرگ.و برای مدت کوتاهی هم این کار انجام شد نه در طول دوران پهلوی.
“این نقدها از چشم اندازی تک فرهنگی برخاسته است که امروز بیننده چندانی ندارد آن هم فرهنگ غرب”
بیننده چندانی ندارد؟منظورت اینه که طرفداری ندارد؟ این جمهوری اسلامی حجاب رو آزاد بکنه ببین چند درصد از مردم با حجاب میمونند
دوم اینکه این فلسفه بافیها برای ملت ایران نون و آب نمیشه. هی بیایم خودمون رو اسیر یه مشت واژ ه و تئوری و نظریه بکنیم اصل اون چیزی است که وجود داره توی مملکت و ساری و جاری هست. هی بیایم چونه بزنیم که فلانی چه در فلان کشور نظرش در مورد فلان نظریه فلان کس چه بود جز اتلاف انرژی چیزی نیست. باید یه مقدار از کتاب بیرون بیایم و بریم توی خود اجتماع.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۷:۲۰ ب.ظ
رضا خان با زور حجاب زا برداشت جمهوری اسلامی هم نقطه مقابلش. با آن چه در بالا بیان کردم من می خواهم پشتوانه نظری و تئوریکی که در پس سخنان قرار گرفته و شاید خود گوینده و نویسنده از آن در غفلت باشد و البته ثأثیرات مخربی در جامعه خواهد داشت باز نمایم. شما عزیزانی که بر حجاب این گونه می تازید دارید آن را از منظر فزهنگ غربی آن هم به روایت مدرن آن نگاه می کنید. و لذا برای شما پوشش زن مسلمان امری سنتی و ضد مدرن است که باید حذف شود و لو با خشونت تا ما مدرن بشیم.
این که گفتید جمهوری اسلامی عدم رعایت حجاب را آزاد کند من نیز مثل شما خوش حال خواهم شد. چون ضرری که به مومنین و متشرعان از این محدودیت ها می رسد بیشتر از بی حجابی و یا بدحجابی دیگران است.
و اما این که گفتید باید تئوری و نظزیه را رها کرد این درست طرز فکر آقای احمدی نژاد است او نیز کشور را می خواهد بدون تئوری و نظریه اداره کند او نیز مرد عمل بدون تفکر و اندیشه است و نتیجه این می شود که می بینید مطمئن باشید که اگر بدون پشتوانه نظزی برای عمل بخواهید به اصلاح بپردازید آن چه که از آن نتیجه می شود افساد است.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۷:۲۹ ب.ظ
اتفاقا همین نظزیه ها و تئوری ها است که جامعه ما را به ما می شناساند بنا بر این ما باید جامعه خود را ابتدا بشناسیم و این با علوم اجتماعی ممکن می شود و علوم اجتماعی هم یعنی این نظریه ها.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۸:۰۱ ب.ظ
بابا مگه من منظورم از حرفم این بود که عقلمون رو تعطیل کنیم؟من کجای حرفم به معنای تعطیل کردن عقل و اندیشیدن بود که میگی”او نیز مرد عمل بدون تفکر و اندیشه است” من تمام ایرادم بر همین نیندیشیدن هست .منظورم واضح بود نیاز به تکرارش نمیبینم.
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۸:۲۲ ب.ظ
تاج السلطنه یکی از دختران ناصرالدین شاه:
زنان حقوق طلب اروپا نظری هم به گوشه ی ایران افکنید و ببینید درخانه هایی که دیوارهایش از سه تا پنج ذرع ارتفاع دارد مخلوقاتی سر و دست شکسته،بعضی بارنگهای زرد و پریده، برخی گرسنه، برخی برهنه، قسمتی در تمام شبانه روز منتظر و گریه کننده در زنجیر اسارت بسر برند. زندگی زنان ایران یا به رنگ سیاه است یا سفید. یا پرده سیاه تن کنند و به هیکل موحش عزا در آیند یا کفن های سفید پوشند و از دنیا رخت بر بندند. من یکی از این زنهای بدبخت هستم و آن کفن سفید را ترجیح به این هیکل موحش می دهم.زیرادر مقابل این زندگانی تاریک، مرگ روز سفید ماست
۲۶ خرداد ۸۷ @ ۱۰:۰۰ ب.ظ
[...] یک فاتحی از جشن بلاگفا!دلم برای خانومای ترکیه می سوزه… تا کی قرار است توجیهاتی از جنس ایدئولوژی داشته باشیم؟حتما بخوانید: مصاحبه با پروفسور محسن مسرت دربارهی [...]
۲۷ خرداد ۸۷ @ ۹:۳۸ ق.ظ
سلام و تشکر
من هم پستی در این خصوص نوشتم اما به کاملی پست شما بررسی آماری نکردم.البته برخی دیگر از جنبه های موضوع را نیز بررسی کرده ام. یکی از دوستان حرف خوبی میزد. میگفت بزرگان مجموعه کلماتی که در سخنان و نوشته هایشان بکار میبرند بسیار گسترده است. اما آدمهای کوچک و حقیر مجموعه کلمات مورد استفاده شان خیلی کمتر عضو دارد! آیا سراغ دارید که احمدی نژاد تا کنون کلمه تمدن را در سخنان یا نوشته هایش بکار برده باشد؟ خب اونوقت چطور انتظار دارید که بفهمه تمدن چیه؟ فقط چیزی که هی تکرار میکنه انرژی هسته ایه!!!
۳۰ خرداد ۸۷ @ ۱:۳۵ ق.ظ
[...] پی نوشت سوم: این هم یک نقد است به پست من درباره نوشته وبلاگ رییس جمهور [...]
۹ تیر ۸۷ @ ۱۲:۲۸ ب.ظ
با سلام به تمام دوستان
ار نظر بنده این حکومت واین رئیس جمحور نابقه که ملت ایران رو مضحکه تمام دنیا کرده به این چیز ها کوچکترین اعتقادی ندارند و با ابزار دین و دیانت مردم رو گول میزنند تا به حکومت بی پای خودشون ادامه بدن و به گفته یکی از اصحاب پیامبر این ها از قوم مقلبآ قلوبهم هستند یعنی همان قومی که برای مسمان شدن از پیامبر پول و مقام میگرفتند تا زبانی مسلمان باشند و در دل کافر بودنند .
۴ شهریور ۸۷ @ ۴:۵۶ ب.ظ
[...] دیروز مطلب مشابهی را در وبلاگ بر ساحل سلامت دیدم که نویسنده (خانم توحیدلو) در آن سعی کرده بود با [...]
۲۰ شهریور ۸۷ @ ۷:۳۱ ب.ظ
سلام: سمیه خانم امیدوارم خوب باشین .وبلاگ خوبی رو تشکیل دادین,در کل خوبه من از خودم نظر ندارم چون همه جور خانم وجود داره اونایی که چادری هستند هم خوبش هست وهم بدش و حتی خانمای بدون چادر
باتشکر بای
۲۳ دی ۸۷ @ ۱:۵۴ ب.ظ
[...] دیروز مطلب مشابهی را در وبلاگ بر ساحل سلامت دیدم که نویسنده (خانم توحیدلو) در آن سعی کرده بود با [...]