دانشگاه آزادی که بازی اش هرچه باشد برای ما باخت است!
اگر تاریخچه ماجرای اخیر دانشگاه آزاد را می دانید، تنها پاراگراف سوم را مطالعه فرمایید:
قدیم ترها راحت تر می شد موضع گرفت. اما این روزها نمی شود که ماجرای دانشگاه آزاد را ببینی و چیزی هم نگویی. ماجرا از این قرار بود که در سال گذشته ناگهان معلوم شد که دانشگاه آزاد هیات امنایی سراسر فتنه! دارد. دولت هم که پیش از این تجربه به مالکیت درآوردن پیام نور را به عنوان یک بنگاه اقتصادی داشت، بدش نمی آمد دستی به سر و گوش دانشگاه آزاد بکشد تا متعلقاتش را از آن خود کند. ماجرا هم خیلی به جاسبی و حکمرانی اش مربوط نبود. این شد که دانشگاه آزاد هم نهم شهریور سال گذشته طی یک بیانیه ای دانشگاه را جزو اموال وقفی به حساب آورد و ادعا کرد این کار مانع از تقسیم اموال این دانشگاه بین نهادهای دولتی خواهد شد. از اینجا دعوای قدرت ِ هاشمی - احمدی نِژاد سر موضوع دانشگاه آزاد شروع می شود.(مستحضر هستید که این دعوا ریشه دار تر از این حرف هاست)
در تاریخ پنجم خرداد امسال جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل می شود و علیرغم مخالفت با ماجرای وقف این دانشگاه، اساسنامه و هیات امنای جدیدی را برای این دانشگاه در نظر می گیرد. هیات امنایی که متزلزل کننده جایگاه عبداله جاسبی و منسوبین له اوست. لازم به توضیح است که این شورا مرکب از اعضای حقیقی و حقوقی ای است که سمت و سوی آن بسیار وابسته به سمت و سوی دولت و وزرا دارد. بعد از این تصمیم گیری رییس فعلی دانشگاه طی شکایتی از اساسنامه جدیدی که برای این دانشگاه نوشته شده شکایت نموده و قاضی رای به نفع ایشان صادر می کند. دو روز بعد هم مجلس با حمایت رییس مجلس و برخی از چهره های شاخص مؤتلفه رای موافق به وقف شدن این دانشگاه می دهد. همین امر هم بهانه ای برای برخی رسانه ها می شود که به توهین و تخریب جایگاه والای نهاد ِ قانون گذاری بپردازند.عده ای هم به نمایندگی از شورای عالی انقلاب فرهنگی توپخانه فعالی را علیه دو قوه قضا و مقننه به نفع دولت تشکیل می دهند. انقدر که عده ای به سیاق همیشه تجمع های چند ده نفری جلوی مجلس تشکیل می دهند، عده ای جلسه شورای عالی را تشکیل می دهند، عده ای چشم انتظار نظر شورای نگهبان برای لغو مصوبه مجلس می مانند، و به نظر می رسد عده ای هم لاریجانی ها را مجبور به عقب نشینی می کنند.
در این میانه یک گروه احتمالا خوشحال از برد نسبی جناح به عبارتی میانه رو مقابل دولت هستند. یک گروه هم طبق معمول جاسبی و دیگران را مورد مؤاخذه قرار می دهند. اما ماجرا اینجاست که اگر تصورمان از بدتر شدن اوضاع این دانشگاه در صورت در اختیار گرفتن آن توسط نهادهای منصوب به دولت نبود، آیا از این وضعیت راضی بودیم یا خیر؟ آیا اگر ماجرای حمایت هاشمی ها در انتخابات اخیر نبود، باز هم این دعوا را اینگونه قضاوت می کردیم؟ باور دارم که این دعوا ریشه اش دقیقا در همین اختلافات است. باور دارم که مسئله بر سر کیفیت و چند و چون یک نهاد علمی نیست و کاملا قدرت و ثروت دو اصل اساسی برای این گروکشی ها شده است. اما من نمی توانم فراموش کنم که روزگاری بر علیه اینچنین اعمال قدرت های شخصی واکنش نشان می دادیم. از اینکه قانون بی طرف نباشد و فردی در حاشیه امن فرو رود بیزار بودیم. یادم نمی رود که قرار نبود زر و زور و تزویر هرم ِبرتری ِ ناعادلانه را در کشورمان ایجاد کنند. حالا چه فرقی می کند بر این جایگاه هاشمی تکیه بزند یا احمدی نژاد و با هر فرد دیگری؟ کاش آنقدر دستگاه های مستقل و افرادی دل سوز و نگران ِ ماهیت و نه نگران ِ قدرت داشتیم تا دلمان نسوزد از این وضعیت. وضعیتی که هیچ سوی آن برد نیست. وضعیتی که هرطور نگاه می کنم برای مردم و استفاده کنندگان از دانشگاه وضعیت باخت - باخت است. این وضعیت را باید در بلند مدت دید و ارزیابی کرد. فراموش نکنیم که بی اقبالی عامه و نه نخبگان به رییس دولت سازندگی ریشه در همین تعیین کنندگی ها و تاثیرگذاری های دقیقه نودی ایشان داشته است. خصوصا اگر در پشت این تعیین کنندگی ها نه یک بازی سیاسی که مسئله ای اقتصادی در میان باشد. باور کنیم که این روش ها برای هیچ دسته و گروه سیاسی برد محسوب نمی شود.چه کسی گفته است که آنکه ما می خواهیم ، می تواند همیشه یکجا حکمفرما باشد. درست است که سوی دیگر ماجرا مادر ِ این طفل ِ دانشگاهی نیست، اما آیا این سو مادرخوانده ی خوبی برایش بوده است؟
پی نوشت: از اینکه این نوشته دارای تعداد زیادی لینک است، پوزش می طلبم. به نظرم برای یادآوری تاریخچه ی ماجرا لازم بود.



۱ تیر ۸۹ @ ۱:۰۹ ب.ظ
همهاش باخت نیست، به شدت مخالفم . یک برد بزرگ در برد هاشمی وجود دارد؛ اینجا در موردش نوشتم:
http://www.fararu.com/vdcc10qp.2bqxs8laa2.html
۱ تیر ۸۹ @ ۲:۰۱ ب.ظ
سلام
خانم توحید لو!بعد از ۲ خرداد ۷۶ دانشگاه آزاد و هاشمی هم یکی از سیبل هی تیراندازی ۲ خردادی بود و پناهگاه راستی ها!یادتونه!چقدر زود جایگاهها عوض شد!و اصلا کسی به این فکر نیست تکلیف ماها چیه!و واقعا هدف اصلی چیه!؟و اگه هم به دست احمدی نژاد رقم بخوره ایراد داره یا نه!!!
و اما این جماعتی که الان دارن فحش میدن لاریجانی یادتونه بعد کنفرانس برلین چه ها که نکردن؟؟؟؟
خدایا دیگه خسته شدیم از این همه ….
۱ تیر ۸۹ @ ۳:۰۲ ب.ظ
اینا همه اش بازیه می خوان ذهن ما رو از مسائل اصلی منحرف کنن
۱ تیر ۸۹ @ ۳:۰۶ ب.ظ
دلیل بیاقبالی “عامه” به رییس دولت سازندگی، هوچیگریها و تخریبهای دوستان شما بود خانم توحیدلو! وگرنه قبل از آن خیمهشببازی مجلس ششم محبوبیت او را در مقام اول فائزه هاشمی در مجلس پنجم میشود دید.
دانشگاه آزاد هر عیبی که داشته باشد ـ که قطعا دارد ـ یکی از موفق ترین موسسات جمهوری اسلامی در این سی سال است و نسلهای آینده به موسسان و محافظان آن بسیار مدیون خواهند بود.
۱ تیر ۸۹ @ ۷:۴۵ ب.ظ
لیس خور کفش ستمگران به پهنای زبان کفش لیس ها است و قدرت ستم آنها با توان تاب آوردن ستمدیدگان برآورده می شود.((احمد شاملو))
عشق، سوءتفاهمی است که با یک متاسفم فراموش می شود.((احمد شاملو))
آن که دانست زبان بربست و آن که می گفت ندانست.((احمد شاملو))
شب نویس
mahdi_hashemloo@yahoo.com
http://www.shabnevisi.ir
۱ تیر ۸۹ @ ۱۰:۴۰ ب.ظ
و پایان این ماجرا چه خواهد شد؟ و دودش در چشم که می رود؟
۱ تیر ۸۹ @ ۱۱:۴۳ ب.ظ
تو واقعا فککر می کنی این جمعیت جلوی مجلس چند ده نفر بودند؟مگر سبزها تجمع کرده بودند؟چرا واقع بینی نداری که ان جمعیت را درست ببینی.حداقل به همان منبعی که ارجاع دادی درست نگاه کن و تصاویر را دقیق ببین.بعد بگو چند ده نفر.وقتی اینطور می نویسی اعتبار نوشته ات را از میان می بری چون ان کس که ان جمعیت را می بیند و تحلیل سلیقه ایت را می خواند مظمئن می شود که با خواننده صادق نیستی.همیشه ایدئولوژی پشت نوشته هایت مستتر است.یک چیز را نشانه می گیری تا صدتا نکته دیگر را رصد کنی.خانم نکته سنج اگر این افراد چند ده نفر بودند لازم نبود لاریجانی ها از صبح مدام مصاحبه کنند و توضیح دهند!!!!!!!
در ضمن دلیل بی اقبالی عامه به رییس سازندگی اشرافی گری خودش و خانواده اش و البته شیرین کاریهای طرفداران تازه به دوران رسیده دوم خرداد بودند که انگار با همه کس و همه چیز جز خودشان سر جنگ داشتند و فکر می کردند ریاست مادام العمر دارند.کتاب عالی جناب سرخ پوش را دوستان خوش قریحه شما نوشتند.نه؟
۲ تیر ۸۹ @ ۱۲:۴۳ ق.ظ
نمیشه طرف یکی رو گرفت
درسته ! توی وضعیت کنونی شاید طرفداران جنبش سبز پشت جاسبی بایستند ولی به نظر من جاسبی هم کارنامه ی آنچنان درخشانی نداره ! وضعیت دانشگاه آزاد و استاد ها و روسای واحدها و امکانات دانشگاه هر کدام داستانی دارد ….
اما دولتی ها قصد سوء استفاده ی سیاسی از این موضوع رو دارن و صرفا می خوان به یک برد سیاسی برسن
به نظرم مسائل مهم تری از اینگونه دعواها برای تحلیل وجود داره ….
خانم توحیدلو عدم موضع گیری هم می تونه بعضی اوقات بهترین موضع باشه
۲ تیر ۸۹ @ ۱:۳۱ ق.ظ
نفرت چشمهای آدم رو کور میکنه .
هر چند شما نمیتونین انکار کنین که مخالف مدیریت فعلی دانشگاه آزاد هستین اما از اون جایی که پی گیری این کار به احمدی نژاد برمیگرده هر طور شده سعی میکنین یک طوری مساله رو به درگیری برای قدرت کاهش بدین و حامیان این قضیه به زور باید هر صد نفرشون در ادبیات شما به یک نفر تبدیل بشه تا تجمعاتشون هم ده نفره!
مهمتر نفرت انصاف رو هم از بین میبره.
۲ تیر ۸۹ @ ۱:۲۱ ب.ظ
آره دانشگاه آزاد رو هم بدن دست دولت تا همون کاری رو باهاش بکنه که با نفت این مملکت داره میکنه. جذب حداکثری و دفع حد اقلی.چهار ساله دارم تو دانشگاه آزاد درس میخونم و به چشمم دارم پیشرفت خیلی سریعش رو می بینم.لطفا از بیرون گود دستور صادر نکنید.
۲ تیر ۸۹ @ ۸:۰۰ ب.ظ
دانشگاه آزاد چی هست که کلا ارزش بحث کردن داشته باشد. فرض کنید همین امروز کلا دانشگاه آزاد را تعطیل کنند، چه اتفاقی می افتد؟
۳ تیر ۸۹ @ ۸:۲۸ ق.ظ
برای من خیلی جالبه اونایی که تهدید به توپ بستن مجلس کردند اصلا تاریخ میدونن؟ میدونن چرا و به دست چه کسی و به دستور چه کسی مجلس به توپ بسته شد؟ فکر میکنم علاوه بر کلاس زبان انگلیسی ( تا پلاکاردهای پر از غلط املایی به دست نگیرند) دوستان به کلاس تاریخ هم نیاز پیدا کرده اند…..سوادت منو کشته سوادت منو کشته
۳ تیر ۸۹ @ ۸:۵۱ ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم. وانها را یاری دادیم تا به حقیقت غالب شدند.{صافات۱۱۵}نوشته خواهر سابقم را در چند محور میشود خلاصه کرد .الف:جنگ قدرت بین اقای هاشمی واقای احمدی نِژاد /ب:کینه دیرینه خانم تو حید لو از شخص رئیس جمهور و نمود ان در این نوشته/ج:فرصت طلبی ایشان برای بهره گیری ازاین ماجرادر رسیدن به اهداف خاص. هیچ شکی در این موضوع که یکی از ابزارهای قدرت ثروت می باشد نیست ودانشگاه ازاد یکی از منابع بزرگ ثروت در کشور محسوب میشود.که به دنبال ان برای مدیران و کنترل گنندگان ان یک منبع قدرت محسوب میشود که اگر وارد بازیهای سیاسی شود می تواند نقش افرین باشد. که در انتخابات اخیر انرا به خوبی مشاهده کردیم. فلسفه تشکیل دانشگاه ازاد کمک به تحصیل فرزندان ایران عزیز بود تا انها به خارج از کشور اعزام نشوند و بتوانند با هزینه کمتر در کشور در کنار خانواده های خود درس بخوانند و از نظر مالی فشار کمتری را به خانواده های خودتحمیل کنند . و گرفتن شهریه برای اداره دانشگاه و هزینه های مربوط به ان بود اما رفته رفته قدرت اقتصادی ان انقدر زیاد شد البته از جیب مردم که خود به یک غول اقتصادی و یک بنگاه تجاری تبدیل شد و شد ابزاری در دست سیاست بازان زر اندوزو کاخ نشین کسانی که در کانادا و انگلیس به سیر و سیاحت مشغولند.حالا می خواهند این وضعیت را بر هم زنندخوب معلوم است فریاد عده ای بلند میشود. و خانم تو حید لو نیز می گوید بازی باخت باخت که البته معلوم است او به ابقاع شرایط فعلی راضی تر است با تو جه به تمایلات سیاسی خاص او.ایا بر هم زدن این قاعده به نفع دانشجو ها خواهد بود یا به نفع مدیران فعلی ان که البته به نفع دانشجو تمام خواهد شد و به نفع خانوادهای قشر متوسط و ضعیف جامعه. اینکه خانم تو حید لو چرا از رئیس جمهور کینه دارند. در یک پست به نام چرا احمدی نِژاد را دوست دارم در دهم شهریور ۸۷ و کامنتهای موجود در ان که بیشترین تو هینها را به مقامات و مسئولین نظام داشت و تایید همه انها تو سط این بانوی نخبه!!!!! همه عقده های خود را نشان داد.هدف از این نوشته خواهر سابقم نه ایجاد و حدت بین جامعه بلکه گرفتن ماهی از اب گل الود بود.( من نمی توانم فراموش کنم که روزگاری بر علیه اینچنین اعمال قدرت های شخصی واکنش نشان می دادیم. از اینکه قانون بی طرف نباشد و فردی در حاشیه امن فرو رود بیزار بودیم. یادم نمی رود که قرار نبود زر و زور و تزویر هرم ِبرتری ِ ناعادلانه را در کشورمان ایجاد کنند)این کلام خواهر سابق من هست خواهری که به هیچ یک از گفته هایش ایمان ندارد. هر شخصی را میشود با دوستانش شناخت.نویسندگان و کارکنان رادیو زمانه رادیو وابسته به سازمان سیاو فراریهای لندن نشین مثل مهاجرانی از دوستان و نزدیکترینهای این بانوی وبلاگ نویس هستند البته به این جمع طومار نویسان بر علیه جمهوری اسلامی ایران . تلویزیون فارسی بی بی سی که برای تبلیغ ان این بانو سنگ تمام گذاشت. و وزارت خارجه اسرئیل که نوشته های اورا مورد استناد قرار می دهد را نیز باید افزود. با این سابقه ایا او بر علیه زرو زور و تزویر مبارزه کرده شاید دربرهه ای از زندگی خود انگونه بود اما امروز چه نقشی را بازی می کند ؟ در کدام جبهه است؟ ایا استکبار ستیزی قبلی را دارد ؟ یا اوباما را عالی جناب می نامد و به رئیس جمهور کشورش تو هین می کند؟ نمی دانم کدامین رفتار این خواهر سابقم را باور کنم؟اما هر چه هست شاخص معلوم است وراه روشن. از خداوندبزرگ برای همه جوانان وطن علم همراه با اگاه به زمان و شناخت حقیقت ارزو مندم.((http://sndt.persianblog.ir))
۳ تیر ۸۹ @ ۱۰:۴۰ ق.ظ
سلام
کما فی السابق مطالعه گردید
۳ تیر ۸۹ @ ۱۲:۵۶ ب.ظ
به نظر می رسد قربانی دعوای مدیریت دانشگاه آزاد با دولت ، مجلس باشد زیرا فعلا مصوبه های قوه مققنه کشور است که به چالش کشیده می شود .
۳ تیر ۸۹ @ ۲:۵۰ ب.ظ
سلام به عنوان کسی که لیسانس و فوق لیسانسم رو تو این دانشگاه گرفتم باید بگم که یکی از دلایل موفقیت دانشگاه آزاد ثبات در مدیریت بود…
۳ تیر ۸۹ @ ۳:۳۹ ب.ظ
اینها تنها یک کابوس است[ناراحت]
۴ تیر ۸۹ @ ۱:۳۲ ق.ظ
حالا که دانشگاه آزاد داره تغییر میکنه حتما باید ملی بشه .اصلا وقف معنی نداره مشکل حقوقی هم داره . بالاخره احمدی نژاد میره دیگه
۴ تیر ۸۹ @ ۱۰:۲۰ ق.ظ
chera khanome tohidlo ba esme vaghehitoon minevisid
in mamlekat inghadr azady dare? vaghan ghabele tahsine ke ba esme khodeton minevisi
valy man fekkr mikonam na faghat shoma balke hich kas nabayad ba esmem vaghish to in mamlekat weblog benevise
bahse inam nist ke ma nabayad betarsim. manzoram ineke vaghty mitonim hamin harfo benevisim bedony ke esmemono begim baraye chi bayad begim ke bazyha khastan badan baramoon dardesar dorost konan
۴ تیر ۸۹ @ ۱۱:۳۰ ق.ظ
اینا همه بازیه که ذهن ما هارو از چیزای اصلی زندگی دور کنند
ما اصلا زندگی نمی کنیم تو این مملکت
از هرچی لذت و خوشی دوریم
زندگی لذته…خوشی…تفریح…س ک س… کار …پول همه ی اینا با همه…الان چی؟
۴ تیر ۸۹ @ ۸:۵۵ ب.ظ
سلام خانم توحیدلو
حقیقت امر راجع به دانشگاه آزاد فعلا اگر نگاهی به روزنامه های روی دکه بیاندازید و ببینید روزنامه ای که بیانگر دغدغه فرماندهان یک نهاد است چقدر فعال شده درباره وقف عام دانشگاه آزاد؛ یحتمل تایید می کنید که فعلا بیش از هر چیز باید نگران شکم بزرگ بعضی ها باشیم که این اموال دانشگاه آزاد دیگر موجب انفجار شکم آقایان میشود و خدا بخیر کند!
اما گذشته از شوخی، کاملا با شما هم عقیده ام که نباید به خاطر ترس از احتمال تسلط و سوء استفاده سیاسی و مهرورزانه با باجناق ها از این دانشکده از انحرافات این نهاد چشم پوشی کنیم فقط یک مساله در این میان جای یادآوری داشت به نظرم و آن هم اینکه اساسا اگر دانشگاه آزاد نهادی مستقل و مدنی باشد و به لحاظ اقتصادی هم در بخش عمومی قرار بگیرد آیا ” دولت ” و شورای عالی انقلاب فرهنگی که نهادهای حکومتی هستند باید در این زمینه اعمال اراده کنند برای اصلاح و رفع نابسامانی ها؟!
این پرسش پرسشی است که باید از دریچه ای عقلانی و فراتر از منازعات سیاسی به آن پاسخ داده شود و پاسخ آن هم میتواند کمک کند تا نه تنها دعوای باخت- باخت دانشگاه آزاد بلکه بسیاری از دعواهای بی سرانجام ما حل و فصل شوند!
دیروز سوم تیرماه و پنجمین سالگرد بروز طاعون احمدی نژاد بود؛ به خاطراتم سرکی کشیدم و از تلاشهای شبانه روزی شما و دوستان تان در سال ۸۴ که حرکت تاریخی * زنجیره انسانی میدان آزادی * را سازماندهی کردید و شب های گرم خرداد ماه تا نیمه های شب در طبقه همکف ستاد کوچه جاوید و اتاق ستاد نسیم توان گذاشتید تا جامعه ما به بازی های باخت - باخت مجبور نشود… در دلم آن یادداشت را تقدیم کردم به شما و همه کاور قرمزهای شجاع و متعهد که علی رغم بخت پایین پیروزی تا آخرین ساعت از تبلیغات انتخابات نهم در خیابان ماندند و سرود ” دوباره میسازمت وطن ” آنان هنوز در گوش این شهر و مردمش مانده است…
به عنوان دوستی کوچک و یکی از علاقه مندان شما دعوت میکنم که با حضور خود کلبه محقرم را رونقی ببخشید و با نظرات ژرف خود راهنمایی ام کنید!
ولادت امام علی (ع) را نیز عرض تبریک و تحنیت دارم!
۵ تیر ۸۹ @ ۱۲:۵۰ ب.ظ
سلام دکتر
چیزی نمی خوام بگم چون آنقدر سر خورده هستم که نگم!اما یادت باشه دنیا محل پس دادن اونای هستش که قبلا گرفتی!گمونم آقای هاشمی دهه ی ۶۰ و کارای خودشو یادش بیاد!روش چماق خدا برای بیرون راندن نظامهای فکری مخالف رو می گم!از این بگذر که سبز هستی!اما امید دارم اون روز ببینم که امثال هاشمی برسن به روزگار سعیدی سیرجانی!تو غصه نخور دکتر!چیزی(دانشگاه آزاد) که پر و پایه درست درمون نداشته باشه اتو خودش میمیره!!!
۵ تیر ۸۹ @ ۲:۳۲ ب.ظ
فکر می کنم این دعوا دوباره داره با دعوای خیلیها با هاشمی قاطی می شود. بحث این نیست که یک جناح میانه رو وجود دارد، بحث این است که آیا هیچ چیزی حرمت دارد یا نه. من با ایده وقف موافقم چون راه حل خیلی خوبیست برای خیلی از کارهایی که در مرز خاکستری دولت و بخش بخصوصی صورت گرفت
۵ تیر ۸۹ @ ۱۰:۲۲ ب.ظ
سلام . لطف میکند این نوشته وبلاگ جمهور را بخوانید؟ موضوعش در مورد علم نبودن جامعه شناسی است . من به عنوان دانشجوی جامعه شناسی همیشه نگران ایم مسئله هستم .شما چطور این مسئله را حل کردید ؟ http://voltaire.blogfa.com
۶ تیر ۸۹ @ ۸:۳۱ ب.ظ
دوست عزیز
میخواستم از شما و دوستانتون خواهش کنم شب به شب کمی از غذای خودتون را روی یک تکه روزنامه یا داخل یک ظرف یکبار مصرف کنار سطل زباله های شهرداری بگذارید.اینجوری گربه های بیچاره هم چیزی گیرشون میاد.
به حیوانات محبت کنید و به کودکان عشق به حیوانات و طبیعت را بیاموزید.با تشکر دوست خوبم.[گل]
۸ تیر ۸۹ @ ۳:۲۸ ب.ظ
به نظر من احمدی نژاد توی این دعوا دنبال برنامه خاصی است و اون هم اینه که مبارزه با مفسدان اقتصادی را توجیه کنه و تمام همتش هم فقط همینه که جنگ بین مردم بندازه
۹ تیر ۸۹ @ ۴:۵۲ ب.ظ
مشخص است که از دست رفتن دانشگاه ازاد برای شما دردناک است .سال گذشته مقدار قابل توجهی از امکانات انتخابات ستاد مهندس از انجا تامین می شد.از این به بعد به این منابع بیشتر نیاز دارید.
۱۱ تیر ۸۹ @ ۲:۰۴ ق.ظ
سلام
نخوانده ام مطلب را حوصله ندارم اما چون دانشگاه آزادی بودم مینویسم بچه های دانشگاه آزاد خودشونم از این وضع راضی اند اکثرشون فقط دنبال نمره مدرک و عشق حالشونند اینو بشخصه دیدم شما بهشون بگو بیاید بریم از فلان حقمون که ندادن بهمون یه دفاع بکنیم میگن ولشکون بابا حوصله داری
برما هرآنچه لایقمان هست میرود
بشخصه جاسبی را آدمه+میدانم با ارتباط برقرارکردن با سایتش و پیگیری نامه هاش نتایج خوبی گرفتم حقمو گرفتم
بحث اخیرم همه میدونند دعوا سرچیه
۱۴ تیر ۸۹ @ ۱:۳۴ ب.ظ
عالی بود من هم با شما هم نظرم چرا پس از ۳۰ سال الان به فکر افتاده اند چرا زودتر اقدام نکردند رییس جمهور که ۴ سال قبلش برای مبارزه با فساد اومده بودچرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر چی باشه ملت باید راه خودشو ادامه بده