Wordpress Themes

ماهی مرد

اهل نگهداری هیچ حیوانی نیستم. از هیچ نوعش. اما ماجرا اینجاست که دلم نمی آید سفره هفت سینم یک وروجک قرمز ِ درون آب کم داشته باشد. همین می شود که چند ساعت مانده به سال تحویل همیشه ماهی می خرم که بیشتر عمر کند.

امسال هم ماهی قرمزم باله های قشنگی داشت. موقع خریدن خیلی نگاه کرده بودم که فلس هایش نریخته باشد. بعد هم که آمد وسط سفره ما و سال را تحویل کردیم. طفلکی عمرش به دنیا بود بر خلاف همه ماهی هایی که داشتم. چهار ماه دوام آورد. هرکس هم که امد نگاهی به تنگ ماهی کرد و گفت ماهی سفره است؟ می گفتم آری.  تازه صبا کوچولوی خانواده ما هم  کلی  شعر برای ماهی خوانده بود. اصلا ” تو حوض خونه ما ماهیای رنگارنگ” رو به عشق همین ماهی ِ قرمز حفظ کرده بود. چندباری خواستم که رهایش کنم. اما حوضهایی که می شناختم یا ماهی هایش آنقدر بزرگ بودند که این یکی می شد قوت ِ غالب آنها و یا آنقدر زود به زود آبشان عوض می شد که تصویر ماهی ای که با فشار آب درون چاه می رود و یا روی آبی حوض بدون آب بالا و پایین می پرد، منصرفم کرد. یعنی فکر کردم چه کاریست که آدم با دست خودش ماهی اش را بکشد؟

اما خب جاندار است و به مرور جایی باز می کند. خصوصا اینکه وقتی نزدیکش بشوی کله اش برای گرفتن غذا بیاید روی آب و تا غذا بریزی سریع شروع کند به خوردن. غذایش داشت تمام می شد. بسته جدید غذا که خیر سرش اسم رویش نیرو زا بود امروز صبح ماهی ام را کشت.

به همین راحتی. اما برای این ماهی غصه دار تر از همه ماهی های سفره های هفت سینم بوده ام. دلم نمی آید نزدیک ِ تنگ بشوم.

ماهی مرد. از بس که جان ندارد. غذای نیروزا نیرویش را گرفت.

۵ نظر برای “ماهی مرد”


  1. حبیب:

    خدایش بیامرزد!

  2. leiloon:

    ای وای … الهی بمیرم .. همین دیشب دیدمشا…

    به قول مامان بزرگها : قضا بلا بوده! یکی چشمت کرده خورده به این کوچولوی بیچاره..

  3. شروین:

    سمیه جان من هم ماهی ام چهار ماه بدون اینکه بهش غذا بدم دوام آورد تا وقتی که از همین غذای ماهی که اسمشو نوشتی بهش دادم که یعنی از گرسنگی نمیره
    فرداش مرد
    فکر کنم تقلبیه وگرنه ماهیها نباید به محض خوردن غذا بمیرند

  4. مانا مهر:

    :*

  5. حسین:

    اما ماهی ما به سلامتی الان یک سال و چهار ماهش هست

محل نوشتن نظرات