Wordpress Themes

به خدا که این شهر خسته است!

دور روز برای پیدا شدن یک ناامنی روانی در جامعه کم که نیست، زیاد هم هست. حتی برای افزایش قیمت آب معدنی. شهر خسته ای که توان ندارد، شهر خسته ای که زیر دود و گرما پنهان شده است. شهر خسته ای که دیر بجنبند در همین گرما برقش به اهالی اش نخواهد رسید. شهر خسته ای که در آن آب بیش از اندازه مصرف می شود. شهر خسته ای که آبش آلوده است. همان آبی که یک روزی می گفتند می شود در شیشه ریخت و در خیلی جاهای دیگر به عنوان آب معدنی فروخت. شهر خسته ای که زلزله خیز است و هر لحظه امکان لرزش دارد. شهر خسته ای که کارمندانش باید منتظر اخراج یا بی پولی و یا جابه جایی به نقطه دیگر باشند. شهر خسته ای که گشت ارشاد دارد. شهر خسته ای که گشت نسبت دارد. شهر خسته ای که تعداد زیادی پدر یا خواهر ِ دربند دارد.

5408_670

چقدر می شود برای این شهر خسته گفت و نوشت. وقتی جامعه ای خسته است. یعنی آن جامعه رمق اصلاح خودش را ندارد. اما نگرانی در آن خوب می تواند ریشه بزند. وقتی نگرانی قدرت رشد دارد، یعنی که شایعه و هزار مشکل دیگر در زیر لایه های این شهر جا خوش کرده است. گیرم از سال ۸۶ به این طرف آب تهران در خطر آلودگی است. گیرم از پیش تر ها این خبر در شهر پخش شده است. از خدا که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد که همسایه هایی را می شناختیم - از ما بهتران - که با وانت آب معدنی در خانه شان خالی می کردند این سالها و ما با دهان باز به ولخرجیشان نگاه می کردیم و همزمان نیترات آب را نوش جان می نمودیم.

مشکل آب تهران، مشکل فاضلاب تهران، مشکل برق و حتی زلزله خیز بودن آن مسائل امروز و دیروز پایتخت نبوده و نیست. چه می شود که در یک سال باید چنین هجمه ای را به زندگی و روان پایتخت نشینانی وارد کنیم که یک سال ِ پرحادثه را پشت سر گذاشته اند. چه می شود که مسئولین ما بجای پیشگیری، بجای حل مسئله و جستجو برای درمان آن ابتدا پشت بلندگو خبری را که باید در جلسات تخصصی چکش بخورد ،عمومی اعلام می کنند. بعد هم شاهد هزار و یک ماجرای بعد از آن هستیم.  یک روز مدت کمی است که خبر نایابی و افزایش قیمت آب معدنی را بشنویم. اما می شنویم. مسئولینی که سالهاست آب سالم را با ماشین دم در خانه شان تحویل می گیرند، حواسشان به چهره های مضطرب مادران نیست؟ متوجه نگرانیشان نیستند؟ چرا وقتی بحران به این حد رسیده، چاره ای نمی اندیشید. یعنی فکر می کنید خانواده کم درآمد پایین شهر که از قضا جز نیترات، پیشترها آب خانه اش در مسیرهایی به فاضلاب هم برخورده توان صف کشیدن و آب معدنی خریدن را دارد؟ خب اگر واقعی است آب را برای محلات بفرستید. اگر واقعی است امکانش را پیش از اعلامش می سنجیدید.

به خدا که این شهر خسته است. به خدا که این شهر تحمل نگاه های نگران مادران را ندارد. کمتر با روان ِ مردم بازی کنید.

۱۳ نظر برای “به خدا که این شهر خسته است!”


  1. قائم مقام:

    فقط ادعا دارند که پیرو ولایتند!
    ( ارتباط سایت جرس با هاشمی رفسنجانی!)

    در وبلاگ بخوانید

  2. اهورا:

    خوب عزیز جان ول کنید این شهر بی در و پیکر را
    من الان ۴سال است آمدم شهرستان .بخدا معنای زندگی را بهتر می شود فهمید.

  3. زینال:

    با سلام.
    اگر وقت کردی به وبلاگ من هم سر بزن. نظر هم بدی خوشحالم می کنی.
    http://harfayebirabt.blogfa.com
    موفق باشی…

  4. سروناز:

    سلام خانوم. خوبی؟ خانه واده چطورن؟ جناب همسر می گه: خانم توحید لو مطلب می ذاره تو همه جا. عجب می نویسه؟! فکر کنم کسی یا کسانی ؟! کمکش می کنن آخه خیلی سخته این همه مطلب نوشتن و مدیدریت همه اونها. منم گفتم: نه دیگه خانم توحید لو حرف میزنه باقلوا. از همیشه که ما دیدیمش اینجوری بوده حالا هم اونا رو می نویسه.
    خلاصه که با حرفش موافقت نکردم. می گم من این روزانه هات رو بیشتر از متن های اصلی دوست دارم هااااا.
    خوش و تندرست باشی.

  5. عمو:

    حالا خوبیش اینه که آلودگی هوا و آب و برنج و گوشت با تغییر مدیر ازبین میره.اگر به این راحتی ازبین نمیرفت کشور خر تو خری میشد

  6. lida:

    shahre khaste, nasle khaste

  7. لاله:

    جالبیش اینه که مزیر بعداشت سر برنجها به هیچ وجه زیر بار نمی رفت که آلوده است ( لابد چون همپالکیهاش وارد کننده برنج بودند) حالا بدون کارشناسی ۱۲ میلیون نفر را نگران می کند که اب معدنی را بخورند که کارخانجات برادران سپاهی تولید می کند

  8. امید جهانشاهی:

    سلام. خدا هم از ما خسته است. خدا هم از دروغ های این زمانه خسته است.
    در مورد این آبهای آلوده مطلبی نوشته ام. لطفاً سر بزنید

  9. نمک:

    الآن حدودا سه سال است که تمام نوشته‌هایتان را می‌خوانم و دورادور شما را می‌بینم
    این تنها نوشته‌ی به درد بخور شما بوده
    تبریک می‌گم بهتون
    تنها نوشته‌ایه که مزخرفاتش از ۵۰ درصد کمتره :)

  10. خانوم خانوما:

    بعد از مدت ها سلام خواهر جان! این نیترات داشتن آب معضل کوچیکیه! از ده سال پیش که یه خورده با نحوه کشت و کار توی این مملکت آشنام، می دونستم که توی خیلی از محصولات کشاورزی مون تجمع نیترات داریم. چون کشاورز برای درشت شدن محصولش و زودرسی اون حدود ده برابر میزان حداکثر مجاز در یک هکتار به زمین کود نیتراته می داد. از طرز سم پاشی محصول و بی رویه مصرف کردن سم هم که هر چی بگم کم گفتم. خلاصه این مطالبی که توی تلویزیون می گن و روزنامه ها می نویسن که فلان میوه و سبزی رو بخورین که خاصیت دارن! منو به خنده می اندازن. البته از اون خنده هایی که نه تنها از شادی نیست بلکه آب اونقدر از سر گذشته که به جای گریه باید خندید!!! این آلودگی آب تهران به نیترات هم عجیب نیست. در عین حال نگران کننده هم نیست. چون کلم و کاهو و اسفناجی که مصرف می کنیم صد برابر این آب تجمع نیترات دارند. تنها عارضه اش هم سرطان گرفتنه!!!! بنابراین می بینید که چندان هم مهم نیست!!!!!!!! اصلاً کی می تونه ثابت کنه که از این آب و خاک و کشاورزی بی در و پیکر سرطان گرفته! می خواست استعداد ژنتیکی نداشته باشه! به ما چه ربطی داره که ژن هاش ناقصه و با یه خورده نیترات نا قابل جهش میده!

  11. zahra:

    سلام
    اتفاقی اومدم اینجا. چرا این قدر منفی و دلسرد و نا امید کننده می نویسید. امید به زندگی و جوانی و فعالیت از آدم گرفته میشه…………………

  12. شاپرک:

    این مشکل فقط دراین دولت وجود دارد؟مثل اینکه از چیز دیگری ناراحتید به این موضوع پرداختید.یک نوشته منفی و غیر منطقی!!!پناه بر خدا.ملت تا کی باید تاوان کودتای مخملی اصلاح طلبان را بدهند؟دولت هم به امور جاری برگشته است.ظاهرا شما هنوز در بحرانید جامعه را بحران زده می بینید.

  13. فاطمه:

    شاپرک گرامی به گمانم شما در توهم آرامش هستید و یا شاید هم محلی رئیس دولت بعد از نهم. بحران را حتی در حرف های خودیهایتان و صدا و سیمایتان هم می توان به وضوح دید. باور کنید هیچ خبرگزاری وابسته ای به اندازه صدا و سیما به این بحران راست یا دروغ آب تهران دامن نزده است.

محل نوشتن نظرات