Wordpress Themes

گیرم همه چیز آرومه، اما چیست که ذره ذره خورده می شود؟

کافیست سر بگردانیم تا معضلی به اسم بیکاری خیلی درشت توی چشمانمان بیاید. خود بیکاری ِ آماری یک طرف ماجراست. بیکاری پنهان یا حتی بیکاری به تعویق انداخته شده یک سوی دیگر ماجراست. آماری که وزارت کار از بیکاری در سال جاری اعلام کرده رقمی حدود یازده و نیم درصد است. حتی با توجه به شاخص هایی که رییس مرکز آمار از آن یاد می کند، این آمار اشکالات متعددی دارد:

bikari

- اولین و مهممترین اشکال آن حذف جماعت بانوان از گستره جویندگان کار است. آمار نزدیک هفتاد درصدی دختران دانشجو که بدون شک بخش بالایی از آنها به عنوان جوینده کار به حساب می آیند در آمار نادیده گرفته می شود. نوشتن کلمه خانه دار مقابل عنوان شغل ، حتی برای دختران یک خانواده چندان کار ِ ناآشنایی نیست.مگر اینکه کسی پیدا شود و به بهانه آزاد کردن ِ مدرک تحصیلی اش به اداره کار مراجعه کند و فرم درخواست کار را مستقیم پر نماید.

- دومین گروه ِ بزرگ را جوانان فعالی تشکیل می دهند که تا سالها شغلشان می شود دانش جویی. چون مشکل بازار کار هر سال بدتر از سال گذشته اش می شود، طول مدت دانش جویی هم دائم در حال طولانی شدن است. لذا این افراد نه بیکار قلمداد می شوند. نه هیچوقت به اداره کار برای پیدا کردن کار مراجعه می کنند تا بگونه ای بیکاریشان ثبت شود. آنها فعلا و تا زمانی نامعلوم دانشجو هستند.دولت هم شرایط را در اختیارشان قرار می دهد تا ننگ بیکاری شان بر دوش دولت نباشد. افزایش ظرفیت تحصیلات تکمیلی را می توان در سال های اخیر دید و تحلیل کرد.

- گروه سوم کسانی هستند که فصلی یا مقطعی کار می کنند. کسانی که ممکن است مثلا یک روز در هفته بتوانند کارگری کنند و مزدی داشته باشند. طبق شاخص های مرکز آمار کسی را که یک ساعت در هفته فعالیت مفید انجام دهد، بیکار به حساب نمی آورند. استدلالشان هم باز می گردد به یک مثال کاملا استثنایی. مثلا می گویند برای برخی که در بورس کار می کنند یک ساعت در هفته کفاف مخارجشان را می دهد. اصلا هم توجهی به سرمایه طرف، استثنا بودن شرایط و کم شمار بودن ِ این مثال نمی کنند.

- به مجموعه بالا حجم بالای کارهای غیر تولیدی و غیر ثابت را اضافه کنید. مشکل تازه گسترش یافته کارگران بی مزد را هم پیوستش کنید.

وقتی صنعت کشور خوابیده باشد. وقتی مواد اولیه به سختی وارد شود یا انقدر غیر رقابتی و بی کیفیت شود که محصول حاصل قابل رقابت و قابل استفاده نباشد. وقتی برنامه ریزی ها طوری است که تولید نیست.وقتی بانک ها هم جرات دادن اعتبار به صنعتگران را از ترس ِ عدم بازپرداخت ندارند و ترجیح می دهند وام های خود را در اختیار مشاغل سود ده و حتی بازرگانی صرف کنند. وقتی مجبوری ارز ِ حاصل از نفت را مستقیم به خورد مردم بدهی و چاره ای جز واردات همه چیز از جمله واردات ِ محصولات کشاورزی  نمی ماند و آن هم پدر ِ کشاورزی مملکت را در می آورد. وقتی تصمیم ها یک شبه گرفته می شوند، روی دستمان تعداد زیادی جوان ِ بیکاری می ماند که از لذت و خوشی چیزی در بساط ندارند. کسانی که ناآرامی و افسردگی را باید به هزار و بک درد ِ بی درمان ِ دیگر درمان کنند. دردهای بی درمان ِ افسونگر، دردهای بی درمان ِ سکر آور و فراموشی آور این روزها قیمتشان پایین آمده است. شاید با امار بیکاری و وضعیت اقتصادی بد و سرمایه گذاری های راکد جوری بازی کنیم که گویی آب از آب تکان نخورده، با گزارش هایی مانند این باید چه بکنیم؟

با وعده و وعید نمی شود این مشکل اساسی را حل کرد. اینکه آقای رییس دولت هی وعده کار و مسکن به دیگران بدهد، و حتی از داشتن برنامه توسعه پنج ساله سرباز زند، تناقض بزرگ است. رونق بخشیدن به اقتصاد فرمولهای خودش را دارد. متغیرهای وابسته بسیاری دارد. با نادیده گرفتن آنها و دستکاری آنها نمی توان به قلل رفیعی رسید. حتی اگر به زعم شما صاحب نیروها و استعداد انسانی بالایی باشیم.  اینطور پیش برویم  هر روز باید منتظر آمار بالای مصرف مواد مخدر، آمار بالای اگسترش ایدز و بیماریهای پر خطر، آمار بالای مصرف مشروبات الکلی ، آمار بالای طلاق ، آمار بالای سقط های غیر قانونی ، آمار بالای بزه و دیگر نابسامانی های اجتماعی باشیم. مشکل بزرگ هم در این امور شیب صعودی ِ خارج از کنترل آنهاست.  فروپاشی اجتماعی  که شاخ و دم ندارد. از حدی که بگذرد دیگر سبز و قرمز و اصولگرا و اصلاح طلب هم نمی شناسد. حالا جمیعا بنشینیم و باهم کتمانش کنیم!

۱۰ نظر برای “گیرم همه چیز آرومه، اما چیست که ذره ذره خورده می شود؟”


  1. دانشجو:

    با سلام
    اینجانب دانشجوی دوره کارشناسی رشته روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبایی هستم و برای تکمیل پایان نامه ام نیازمند تکمیل پرسشنامه هایم توسط دانشجویان دانشگاه های شهر تهران هستم. موضوع پژوهش من بررسی رابطه بین ابعاد عشق و تعدادی از ویژگی های فردی می باشد و برای پرکردن پرسشنامه ها حداقل شرط لازم این است که آزمودنی هم اکنون داری رابطه عاشقانه با شخصی دیگر و یا افکار عاشقانه درباره شخصی دیگر باشد. لازم به توجه است که نمونه من بایستی از دانشجویان دانشگاه های تهران باشد ولی شرکت تمامی دانشجویان کشور در این پژوهش مجاز است وجواب آزمون به آنها داده خواهد شد. در پایان خواهشمند است فیلد مربوط به دانشگاه را بدرستی پر کنید تا در انتخاب اعضای نمونه پژوهش دچار اشتباه نشویم.
    برای شرکت در آزمون آدرس زیر را در مرورگر خود کپی کنید و کلید اینتر را فشار دهید.
    Azmoon.freei.me
    از مسئول وبلاگ خواهشمندم برای اعتلا و پیشرفت سطح علمی جامعه این آگهی را حذف نکند تا سایر بازدیدکنندگان هم در صورت تمایل بتوانند شرکت کنند.
    با سپاس

  2. خانوم خانوما:

    می گم بده اینقدر سیاه نمایی کنیم!!! الان من سفید نمایی اش می کنم شما ببین واقعا نگاه با نگاه چقدر فرق داره! اولاً جمعیت نسوان حتی اگر درس می خواند برای این است که خوب بچه تربیت کند و لا غیر! (والا به خدا! باور نمی کنین از خودشون بپرسین). دانشجو جماعت هم که تا ۱۰-۱۲ سال دانشجو می ماند برای دکترا گرفتن، خب طالب علم است دیگر! آخ آخ، نکند شما با علم و دانش سرِ جنگ داشته باشید؟!
    کسانی هم که با هفته ای یک ساعت کار نمی توانند خرج یک ماه شان را در بیاورند، خب از بی عرضگی خودشان است! باید درست تربیت می شدند که خب متأسفانه نشدن! بالاخره هر جامعه ای یک مقدار پرت هم دارد.
    کشاورز و صنعتگر هم باید بداند که دیگر وقت جهانی شدن است. باید توان رقابت داشته باشد. باید خودش، خودش را پیشرفته کند تا قابل رقابت با چین و … باشد. خب اگر نمی کنند و اگر نمی توانند از تنبلی شان است! باید کار کنند. همت کنند. همینطوری کشکی که نیست!
    در آخر هم باید عرض کنم که در حال حاضر مملکت ما توان اداره ۱۲۰ میلیون نفر جمعیت را دارد. پس بنابراین حدود ۵۰ میلیون نفر کم داریم. همین کمبود جمعیت است که بخشی از کارهای مملکتی لنگ مانده! ملاحظه می فرمایید که به جای گله و شکایت از اوضاع حالیه باید جمعیت نسوان را بسیج کرد تا میزان باروری را به حداقل ۴ کودک به ازای هر زن در سن باروری برسانند. بله، اگر راست می گویید راه حلی برای این کمبود جمعیت و خودداری زنان از بچه دار شدن بیابید!!!

  3. ahmad:

    to ro jon madaret mardi kon yek davat nameh balatarin baram beferest be khoda az bas hers khordam narahati asab gereftam RN5f@yahoo.com

  4. ahmad:

    jon madaret mardi kon yek davat nameh balatarin baram beferest be khoda az bas hers khordam narahati asab gereftam RN5f@yahoo.com

  5. خاطره:

    با عرض سلام خدمت حاجیه خانوم
    جهت یاداوری خاطر تان توجه حضرتعالی را به فرمایشی گهر بار از فرمایشات آن پیر فرزانه و مراد راحلتان جلب کنم که:
    اقتصاد مالِ خَرَه!!

  6. رضا:

    از این مطلب خوب تون بسیار متشکرم.

  7. قهوه تلخ:

    و بیش از این‌ها باید در انتظار باشیم. تا زمانی که صنعت و اشتغال در حاشیه باشد همین مسیر جریان دارد و از آن سوی تعداد زیاد متقاضیان بر روند منفی موجود می‌افزاید.
    نکته گزنده آن‌جاست که بین اشتغال و معیشت و آسیب‌های اجتماعی ارتباط مستقیم وجود دارد.

  8. leiloon:

    خدا رو شکر که همه کار دارند شغل مناسب دارند هر کسی سرجای خودش است و اصولا همان جایی است که باید باشد!!! دانشجو ها هنوز سر کلاس میرن دعوتنامه واسه استخدام می گیرن و ….
    خدا رو شکر که ما تا حالا بیکار نشدیم بیکاری هم ندیدیم مشکل مسکن و کار و خرج و مخارج زندگی رو هم که نداریم خوب همه چیز خوبه همه خوشحالیم … کاش بشینیم دور هم یه کم از خوشی هامون بگیم ….. و همین یه مثقال آمار بی کاری رو هم که زحمت کشیدن و اعلام کردن، همه با هم تکذیب کنیم!! مگه بده؟؟؟!!!!!

    خدایا مُردیم از خوشی .. یه کم غم برسون!!!

  9. بیژن:

    با سلام
    در مملکتی که مردم کوچکترین حقی را نمیتوانند برای خودشان متصور شوند و حکومت هر کاری که دلشان بخواهد انجام میدهند بیشتر از این نمی‌توان انتظار داشت. لطفا اشتباه برداشت نکنید منظور من انتخابات و حوادث بعد از آن نبود. منظور من اجرای برنامه‌های عمرانی بسیاری است که در این مملکت انجام شده است. برای توضیح بیشتر اشاره به انتقال آب رودخانههای استان خوزستان به دشت کویر مرکزی می‌نمایم.
    از تمام مطالعات در زمان رژیم و شاه قبلی می‌گذرم که تحت عنوان “طرح کارون بزرگ” انجام گردید و مبالغ هنگفتی ارز و دلار، پول رایج آن زمان را هزینه وعلیرغم اعلان کلیه خطرات و جوانب مطالعه شده در گزارشات، دولت به کاشت نیشکر و صنایع جانبی مبادرت و علیرغم توصیه‌های انجام شده کارشناسان فن اینکار را به اجرا گذاشت، هنوز طرح مذکور به سرانجام نرسیده بود که دوباره حضرات به فکر انتقال آب از سرچشمه رودخانه‌های استان خوزستان افتادند.
    حال سوال این است با آن مقدار آب، طرح نیشکر با این وسعت قابل اجرا نبود حالا چه اتفاقی افتاده که آب آنرا نیز انتقال داده‌اید؟
    اگر منظور، تولید کار برای مردم دشت مرکزی بود می‌شد همه آنها را به این دشت خوزستان بیاورید پس چرا دیگر تعداد ۹ پروژه انتقال آب با مبالغ نجومی تعریف و اجرا کردید. این وسط برای مردم دشت خوزستان که با مصادره زمین و آب آنها دربدر شدند چه تدبیری اندیشیدید. مگر نه اینکه در مطالعات اجتماعی دقیقا به این مسئله اشاره گردیده است. لازم به توضیح است با مبالغ کمی که به این بندگان خدا پرداختند، آنها اجبارا ترک دیار کرده و به واسطه فقر مالی حاشیه‌نشینی اختیار کردند. خانواده‌ای که تمام سال فقط برای تهیه اقلام خیلی ضروری که امکان تهیه آن در آبادی و روستا نبود به شهر مراجعه میکرد حالا دیگر تولیدات خود را ندارد لذا باید هزینه‌های دیگر شهر نشینی را نیز به گرده بکشد. بچه مفلوک این کشاورز یا دامدار باید کنار بچه شهری بنشیند و تجارب جدید زندگی شهری را در کنار درس روزانه بیآموزد. برای روشن شدن بهتر مطلب مثلا اگر از همکلاسی خود تصادفا کلمه پیتزا را شنید تا چند روز حتی جرات بازگو کردن آنرا ندارد سپس رفته‌رفته وقتی که فهمید قیمت آن چقدر است، دیگر از این بدتر نمی‌شود چون با درآمد کمی که خانواده دارد خوردن پیتزا محال میگردد. پس چکار کند که این تجربه شیرین را هر چه زودتر بدست آورد؟ اینجاست که قدیمی‌ها نیز مثل این را گفته‌اند “پیتزا دزد/ ماشین دزد، کیف‌قاپ، موادفروش، خودفروش… می‌شود”.
    در مطالعات فنی و مهندسی که خود نیز شامل چندین مجلد است در قسمت کیفیت شیمیایی آب مگر نه این است که نسبت به کیفیت آب آشامیدنی و سایر محصولات کشاورزی در پایین دست به وضوح اعلام خطر شده است.
    این مسائل که در بالا به اجمال و گذرا ، خیلی بیشتر از حدود حوصله بحث نوشته شده در استان‌های دیگر از جمله لرستان،کردستان، بلوچستان، کهگلیویه و بویراحمد، بوشهر، فارس… تکرار شده است.
    القصه هر کدام از اینها که سر رشته را به دست میگیرد برای خود داستانی تعریف میکند و با بوق کرنا خود را یک وطن پرست مسلمان معرفی میکند فارغ از اینکه فقر و بیکاری دامن این مردم را گرفته است. سخن درد بیش از این است حاشیه نشینی، فقرمالی،اعتیاد،فحشا… دردی است که هر لحظه دارد حلقوم این مردم را میفشارد. براستی که قبلا این حدیث را درک نمیکردم ” کاخی ساخته نمیشود مگر اینکه کوخی کنار آن باشد”.

  10. حبیب:

    سلام
    مطالعه شد

محل نوشتن نظرات