Wordpress Themes

زندگی های جریان یافته در صف ها

صف یک پدیده اجتماعیست. اینکه جماعتی برای دستیابی به مایحتاج خود مجبور به صف ایستادن باشند، معنایش این است که یا مشکلی در توزیع مایحتاج بوجود آمده و یا کمیت و تعداد آن چیز از تعداد خواستاران آن کمتر است. گاهی این تصور از کمیت به شکل روانی هم ایجاد می شود. گاهی هم تصور از تغییراتی غیر مطلوب روی آن مایحتاج مثل تغییر قیمت، افراد را به پای صف می کشاند.

3_8604060118_l600

پدیده صف ایستادن برای ما زیاد غریب نیست. خیلی نباید سن داشته باشیم تا دوره جنگ و حتی مدتی پس از آن را به یاد داشته باشیم. البته صف ایستادن در خیابان ها و معابر عمومی به زمان های قبل تر هم می رسد. مثلا کمبود نفت و صف های طویل آن در روزهای منتهی به انقلاب. بعدتر هم صف های آشنایی برای گرفتن سهمیه دفترچه های بسیج اقتصادی وجود داشت. بعد از آن هم صف های مقابل فروشگاه های توزیع کننده اجناس کوپنی. تا همین چند سال پیش هم گرفتن شیر بصورت یارانه ای اول صبح ها، صف های بلندی را در محله های ما باعث می شد.

پدیده صف یک پدیده محرک اجتماعی است. نوعا نیاز کاذب ایجاد می کند. بسیار پیش امده که مثلا در صف نانوایی ایستاده ای و نیازت مثلا پنج نان است، اما بخاطر اینکه مدت زیادی را صرف ایستادن برای رسیدن به نان کرده ای تصمیم می گیری بیش از نیازت نان بخری. حتی گاهی ممکن است نیازی به آن ماده نداشته باشی. دیدن و یا شنیدن اخبار صف های طویل برای یک چیز نیاز کاذبی برای خرید و داشتن آن چیز در تو ایجاد می نماید. در واقع چیزی که توزیع کم یا نامناسبی داشته باشد، با این پدیده روانی وارد یک سیکل معیوبی می شود، خودبه خود تقاضای کاذب ایجاد شده و به دلیل عدم ارائه صحیح، قیمت های بالاتر و صف های طویل تر را شاهدش هستیم. اینکه در این چرخه چقدر کیفیت کاهش می یابد، یک موضوع است. اما مسئله دیگر تاثیر اجتماعی این صف ها است. تغییراتی از این دست خیلی زود می آید و در محافل خانوادگی جا باز می کند. خیلی زود تصمیم هایی روی آن گرفته می شود. تصمیم هایی که خودشان تغییرات زیادی را ایجاد می کند. اگر این چرخه به حال خودش رها شود، اگر نباشند کسانی که اطلاعات درست و کاملی را ارائه دهند، اگر رمز گونگی ِ اخبار مربوط به این تغییرات روز به روز بیشتر شود، این هیجان عمومی و این آشفتگی اجتماعی و این تصمیم گیری های شتابزده بیشتر و بیشتر خواهد شد.

بعد از سال ها که کمتر شاهد پدیده ایستادن در صف های طویل بودیم، این روزها خبر از صف های طولانی می شنویم. صف های طولانی برای دریافت و یا تبدیل پول رایج و  ارزهای دیگر به دلار، صف های طولانی برای خرید سکه از بانک، صف های طولانی برای بنزین. تمامی اتفاقات بوجود آمده هم ریشه در تصمیمات سریع و شتابزده ای دارد، که چند و چون آن معلوم نیست. اگر به سراغ مردم عادی برویم می بینیم که درست در روزهای منتهی به محرم و صفر که بالاترین حجم عقد و عروسی و امثالهم وجود دارد، و بیشترین مراجعه به طلافروشی و یا سکه فروشی ها در این روزهاست، مردمی سرگردان وجود دارند که برای تهیه نیازهای خود به در بسته طلافروشی ها برخورده اند، و یا مشاهده می کنند که ظرف ده دوازده روز قیمت سکه بهار آزادی حدود بیست و پنج هزار تومان افزایش پیدا کرده است. به دلیل احتمال افزایش قیمت و عدم دسترسی نیازشان را بصورت گسترده از بانک ها می خواهند تامین نمایند. همین ماجرا با ارز و دلار و افزایش قیمت آن هم ایجاد شده است. از طرف دیگر آقای وزیر اقتصاد نیز علاقه ای ندارند که زمان دقیق هدفمند سازی یارانه ها را اعلام نمایند. علاقه ای ندارند از چند و چون افزایش قیمت ها سخنی بگویند. این رازآلودگی اتفاقات آتی عاملی است که افراد به دنبال ذخیره آنچه می توانند باشند. همین می شود که صف های بنزین طولانی و طولانی تر می شود. رانندگان ترجیح می دهند تتمه کارت های سوخت خود را بصورت باک های کاملا پر نگه دارند، زیرا وزیر اقتصاد گفته است که افزایش قیمت بنزین و چگونگی اش را یک ساعت قبل از عملی کردن آن اعلام می کنند. در واقع اتفاقی که قرار است بعد از اطلاع رسانی تا عملیاتی شدن در سطح جامعه رخ دهد، این روزها ناخواسته در جریان است. ماجرا حتی پیچیده تر هم هست. وقتی تمام اخبار از همزمانی افزایش قیمت ها سخن می گوید. مثلا در همین اثناء افزایش سی درصدی قیمت بلیت هواپیما که معنایش افزایش قیمت دیگر وسائل مسافرتی هم هست را بگیریم تا افزایش رسمی قیمت برنج و روغن. عاملی که بسیاری را برای خرید با قیمت های قدیم روغن و برنج روانه فروشگاه ها کرده است.

اتفاقی که این روزها در زیر پوست شهر در جریان است، نگرانی ای از آینده نامعلوم است. آینده ای که مانند افزایش ده درصدی نرخ ارز در یک شب، شوک های عمیقی را به اقتصاد و به فراخور آن به زندگی های عادی و روزمره ما وارد خواهد آورد. شوک های ناشی از هدفمند سازی و یا تغییر قانون مالیات، قبل از هر گروهی دامن ِ خانواده هایی را گرفته است که دل به پول های دولت بسته اند. اما جالب اینجاست که وزیر اقتصاد در آن زمینه هم اصرار دارند پیچیده عمل کنند. زمان ریختن، نوبت ریختن و حتی مبلغ این یارانه های نقدی ظاهرا تنها در ذهن رییس دولت است و بس. صحبت هایی از غیر یکسانی این مبالغ نیز برخی را مانند زمانی که خوشه بندی در جریان بود با اضطراب رو به رو کرده است. این روزها، در صف های مختلف که به یکباره زیاد و زیادتر می شود، می توان از دغدغه نان و زندگی آینده مردم بسیار شنید.

محل نوشتن نظرات