قرار است اینبار زنان و دختران شهرمن نه از سرما که از حضور ماموران پلیس لرزه بر اندامشان افتد
به گمانمان طرح امنیت از نوع تابستانیش قابلیت انجام دارد و لاغیر. نمی دانستیم زمانی می شود که دیگر حجاب و رعایت ان مسئله و اولویت نیست که اینبار واقعا قرار است گلوی نازک جامعه را همچنان بدون دلیل بفشاریم.
اگر معنی و مفهوم شال های کوچک و حجاب ناقص را کم و بیش می شد فهمید، اگر می شد معنی منع شلوار های کوتاه را تا حدودی تفسیر کرد، اگر می توانستیم ماهیت ممنوعیت مانتوهای تنگ و نازک را بشناسیم، اما اینبار درکی از ممنوعیتهای زمستانی امروز ندارم.
هرچند که همان روز هم از عملکرد رییس پلیس شرمگین بودم. اما به واقع امروز دیگر حتی نمی فهمم آن را.
آقای رییس پلیس، امروز جزئیات طرح زمستانی امنیت را برشمردند. من واقعا نمی فهمم، کدام بخش از اسلام با پوشیدن چکمه بر روی شلوار لکه دار خواهد شد. نمی فهمم واقعا چکمه بلند پوشیدن، باعث مخدوش شدن چه چیزی می شود؟ شاید اگر روزی معنای شلوار کوتاه را بخاطر از دست رفتن بخشی از حجاب می فهمیدم. امروز معنای این کار را تنها مقابله با زیبایی و سلیقه های شهروندان می بینم. مقابله ای که هیچ فایده ای ندارد. مقابله ای که بازگوی مقصود واقعی طراحان است.
خدا وکیلی شالهای تابستانی وضع حجابش زیر سوال رفته تر است و یا مد این روزها ؟ این شال و کلاه پشمی که نه توانایی بیرون گذاشتن مو از جلوی آن وجود دارد و نه بخاطر شال محدوده پشت سر دیده می شود. چه فرقی می کند که زیر ان شال پارچه ای باشد یا نباشد. مگر معیار حجاب برای شما همان پارچه است؟
مشکل پالتوها چیست که حتی اگر تنگ هم باشد، آنقدر کلفت هست که ماهیت آن مانتوهای قدیمی را نداشته باشد.
نه من نمی فهمم. نه تنها نمی فهمم که مطمئنم اینبار، موضوع دیگری را باید به انتظار بنشینیم. شاید دختران و زنان ما زیادی خوششان بوده، کم کتک خورده و تحقیر شده اند. شاید باید تنشان در سرمای زمستان نه از سرما، که بازهم از حضور مامورین پلیس بلرزد.



۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
واقعا معنی امنیت اجتماعی معلوم نیست چیه!
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
اون بخشی از قسمت تحریف شده اسلام که به حضرات حق می ده که برای اینکه کسی ازشون سوال نکنه این همه ثروت مملکت رو چطوری بالا می کشن می تونن به چکمه خلایق هم گیر بدن.
کلا فلسفه وجودی این کلان دزدها در اینه که سطح پایین گیر بدی که از سطح بالا سوال نشه یه وقتیّ!
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
کاش یکی می گفت منظور از آن مبنای علمی چیست؟
خدا به داد ما برسد بس که با این همه هول و هراس هی لرزیده ایم به خودمان بیشتر از سرما حتا
فقط من نمی دانم کدام بخش از ما هستن که توی نظرخواهی اینها نظر مثبت خودشان را اعلام می کنند درباره این طرح ها که آقای رادان می آید پز استقبال عمومی مردم را می دهد از این همه تحقیر و ترس و …
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
شما مثل اینکه واقعا دوس دارید شاپره نیش تون بزنه؟!
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
سپاس خدای را که به انسان نعمت دانش داد. خواهر بزرگوارم نمی دانم شما با کمبود مطلب مواجه شده اید یا بضاعت دانشکده علوم اجتماعی بیش از این نیست یا به بازداشت اوباش واراذل ایراد می گیرید واعدام مفسدان و متجاوزان به حریم مردم را بر نمی تابید یا با دفاع از بی بند وباری توان علمی خودتان را زیر سوال می برید بهتر نیست دنبال راهکارهایی برای بهبود رفتارهای اجتماعی و علل وقوع رفتارهای نا بهنجار اجتماعی باشید ایا وقت ان نرسیده که متفکرین عرصه علم و دانش برای جامعه ایرانی نسخه ای ایرانی بپیچند انتخابات نزدیک است در همه جا گروههای مختلف خود را برای رسیدن به قدرت به اب واتش می زنند گروهی مثل بچه های دفتر تحکیم برای رسیدن به هدف استفاده از هر ابزاری را موجه می دانند گروهی دنبال اشتباهات گذشته و دنبال روی از گفتگوی تمدنها هستند دسته ای نیز ساز خود را می زنند شما مسئول هستید به عنوان یک ایرانی در برابر ایران بزرگ چه کرده اید به این دل خوش کرده اید که بچه هایتان در دانشکده برای کار عملی وبلاگ درست کرده اند و در ان تحلیلهای شما در باره سریالهای رمضان را می نویسندیا چه؟ شما مسئولید از شما در باره عمل کردتان در ان دنیا خواهند پرسید به لبنان نگاه کنید چگونه در اشفتگیهای سیاسی دست وپا می زند وبه کشورهای اطراف نگاه کنید چگونه مثل روباه یا شغال نشسته اند منتظر که به ما اسیبی بزنند شما چه کرده اید؟ یا باید سمیه بود ومثل خورشید درخشید یا باید دفتر دستکمانرا ن را جمع کنیم و در روز مرگی خودمان غرق شویم
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
من می خوام به یک موضوع دیگه اشاره کنم، اگر جامعه در برابر آن مسخره بازی های تابستانی برخورد مناسب و واکنش و مقاومت لازمه را نشان می داد امروز کار به اینجا نمی رسید. اینها قدم به قدم پیش می روند. مطمئن باش وضعیت بد تر نیز می شود اگر مقاومت نکنیم.
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
سمیه عزیز کمی تحت تاثیر مطلب شما نقدی بر عکس ها نوشتم …ممنونم اگر وارد بحث شوی. شاید من اشتباه می کنم؟
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
ma faghat baladim harf bezanim, chera vaghti daran behemoontohin mikonan vay mistim mast mast negashoon mikonim
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
اون پاراگراف آخر نوشته ات….زدی به هدف.
این یارو امیر چه خدا نوشته کلی خندیدم مخصوصا و قتی اعمال گروه ها رو تشریح کرد.
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
سلام …
ضمن تبریک هفته پژوهش ،شما رو به خواندن پست جدید وبلاگ حقیرم دعوت می کنم .
منتظر درج نظر ارزشمندتان هستم .
یاحق
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
سمیه جان پستتان را لینک کردم
… .
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
ما هم از عکس وبلاگتون بی اجازه اینجا استفاده کردیم! https://balatarin.com/topic/2007/12/9/1000811
۲۴ تیر ۸۷ @ ۲:۱۸ ق.ظ
چی داره به سر ما و کشورمون میاد با مدیریت یه مشت احمق پاپتی که اگر ۳۰-۴۰ سال قبل بود کسی جواب سلامشون رو هم نمی داد. وای بر روزی که خار بالا بره ! تمام گلستان رو آفت نابود می کنه. مثل الان که اگر مرز رو باز کنن و بگن هر کی می خواد هر جا می خواد بره. فکر نمی کنم بیشتر از ۱ میلیون نفر تو ایران بمونه. خدایا خودت یه معجزه ای کن این مردم از ظلم و بدبختی رها بشن.