امیدی که می رود و مادری که می ماند
چند وقت است که هرکسی که بهم می رسد سراغ روانپزشک می گیرد. حالا چه برای خودش، چه فامیلش و چه دوستش! از دوست و آشنا گرفته تا بچه های کلاس. یک افسردگی و خمودگی که حتی علت و یا دلیلش هم مشخص نیست. نمی دانم ضعف امید به آینده است و یا پوچی زیادی که این روزها گریبانمان را می گیرد. گاهی هم افسردگی ها کاملا ریشه بیرونی دارد. یکی می آید و می گوید از وضعیت خواهرش و اینکه دچار چه مسئله ای شده و چگونه به او تجاوز شده و چگونه است که شش سال است کابوس می بیند! یکی تمام امید نداشته اش را در یک نفر خلاصه می کند و نمی تواند آن یکی را نیز از ان خود سازد. انگار که تمام روشنایی ها تاریک و تیره شده باشد. خیلی زیاد شده این ماجراها لااقل در فضای دانشگاه!
خیلی برایم غیر ملموس نیست خودکشی های این روزها. از دانشجوی دکترای همدانی تا این دانشجوی لاهیجانی! و البته چه سخت است اگر این امید نداشته و این افسردگی نتیجه اش برسد به پوچی زندگی.
نمی خواستم تلخ بنویسم. اما همه چیز دست به دست هم می دهد که اینگونه بشود. وقتی کمترین درصد را از امید به آینده می گیریم در تحقیقی که در دانشگاه های کشور انجام شده، نباید زیاد این حوادث دور از انتظار باشد. هرچند که تلخ است و لی مسئله ایست که باید به آنها پرداخت. باید متوجهشان بود!

پی نوشت: لازم است سلام کنم به همه مادرانی که مادران همیشه اند. باشند یا نباشند زندگی بخشند و امید انگیز! مادرانی که تلاشگرند و دلسوز! مادرانی که نمی دانم چگونه اند. اما می دانم همیشه برایم احترام داشته اند. چون مادرند! و مادر مقدس است. و برخی هایشان مقدس تر!
ولادت زهرای مرضیه، روز زن و روز مادر بر زنان روشن اندیش و سختکوش مبارک و تهنیت!



۴ تیر ۸۷ @ ۵:۳۰ ق.ظ
از شما بعید است که در جامعه شناسی هستید و اینگونه از رفتن پیش روانشناس به عنوان یک مشکل یا حداقل نشانی از یک مشکل یاد می کنید.
حتی هر فرد عادی هم باید مداوم با روانشناس در ارتباط باشد. مشکلات کوچکی که به نظر ما نمی آیند اگر زیر نظر متخصص درمان و حل نشوند گاهی بزرگ شده و زندگی افراد را تحت الشعاع قرار می دهند.
و اینکه افراد سراغ روانشناس می گیرند اتفاقا مثبت است، نه منفی.
بحث افسردگی و … جداست که آمار دقیق و واقعی باید نشان بدهند چقدر پیشتر افسردگی ها خاموش و بیان نشده بود و چقدر اکنون اینطور است. به هرحال سراغ روانشناس رفتن، بهترین کاری است که فرد می تواند بکند و اصلا نشانه ای نامبارک نیست.
۴ تیر ۸۷ @ ۵:۳۵ ق.ظ
رفتن پیش روانپزشک یا روانشناس اصلا چیز بدی نیست. این تصور که تعداد زیادی خود را بیمار می دانند و به دنبال درمان هستند، نشان از مشکلی در یک جامعه است. مشکلی که همانطور که نوشتم در تمام تحقیقات اجتماعی هم خود را نشان می دهد!
در واقع پیش روانپزشک رفتن تنها یک نمادی بیرونی بود برایم برای ذکر یک مشکل دیگر! یک علت! وگرنه درباره روانپزشک حق با شماست.
۴ تیر ۸۷ @ ۷:۱۴ ق.ظ
روز زن مبارک
———-
سمیه: عید بر شما نیز مبارک باشد
۴ تیر ۸۷ @ ۷:۴۶ ق.ظ
روز زن مبارک
——–
سمیه: عید بر شما نیز مبارک باشد
۴ تیر ۸۷ @ ۸:۱۹ ق.ظ
والا ما که توی دانشگاه هستیم و از این ناراحتی های روانی که شما ادعا می کنید، هیچ نمی بینیم. باز شما توهم زدید و سعی کردید سیاه نمایی کنید.
حالا یک چندی است “یک دوست” گذاری به این کلبه ندارد، دلیل نمی شود که شما فرصت غنیمت بشمارید و همه چیز را سیاه ببینید و شادمانی های ملت را نادیده بینگارید.
گیرم که تولد حضرت زهرا و روز مادر و روز زن هم مبارک باشد، روز مادربزرگ که نیست، شما ذوق زده می شوید!
————-
سمیه: دوست مستعار حالا اگر من کار شما رو راه انداختم و کسی را معرفی کردم! امکان ندارد!
اگر امروز به ما ربطی ندارد. حداقل عید شما که می تواند مبارک باشد!
۴ تیر ۸۷ @ ۸:۲۰ ق.ظ
روز زن مبارک
————
سمیه: ممنونم از شما دوست عزیز و همراه
۴ تیر ۸۷ @ ۸:۲۶ ق.ظ
من که توی نوشتتون ندیدم نوشته باشید پیش روانپزشک رفتن خوب نیست کامنتر اول که نامش هم ناپیداست(چرا کامنتر اول نامش درست مشخص میشه؟) اینجوری نوشته.

به هر حال افسردگی خیلی زیاد هست. چون مشکلات خیلی زیاد هست آینده رو فرد تیره و تار میبینه هیچ گونه تفریحی وجود نداره همش قدغن و ممنوعیت هست. توی لباس پوشیدنش هم حتی راحتش نمیگذارند.دلش باید طرف به یه چیزی خوش باشه. همش مزاحمت،همش فضولی، همش سرکوب. کشورهای دیگه اگه مشکلی هم داشته باشند، در کنارش انواع و اقسام تفریحهها رو هم دارند تا قسمتی از فشار این مشکلات رو خنثی کنند. اینجاهم مشکلات بیداد میکنه هم نبود تفریحات.
روز زن شاد باش و روز مادر هم پیشاپیش بر شما که هنوز مادر نشدید شاد باش.(گل)
———-
سمیه : ممنونم از شما دوست عزیز!
۴ تیر ۸۷ @ ۹:۱۲ ق.ظ
همیشه خودکشی نیست بعضی وقت ها بعضی ها خودکشی می شوند !!!
الحمدلله زنان ایرانی ۳ تا روز زن دارند !۲۲ خرداد !۸ مارس !وتولد حضرت زهرا .
این اخری مبارک باشه تا ببنیم بعد چی می شود
———
سمیه: بر شما نیز مبارک
۴ تیر ۸۷ @ ۹:۱۸ ق.ظ
عین واقعیت جاری و ساری در اجتماع امروزه که باید فکری براش بشه !
امروز هم مبارکتون باشه خانوم
———–
سمیه: بر شما هم مبارک بانو
۴ تیر ۸۷ @ ۱۰:۱۲ ق.ظ
خجالت نمی کشید ، مرگ دکتر زهرا را خودکشی می نویسید؟ در حالیکه هنوز تحقیقات بر سر نحوه ی مرگ این بخت برگشته ادامه دارد و جنجال آفرین بوده است؟ مثلا تو یک زنی؟؟؟؟
یا این یکی “خودکشی”؟؟؟؟ دختر لاهیجانی… تو از کجا فهمیدی که خودش را کشته؟ مگر شما مامور تفحص امور جنایی هستید؟اگر می خواهی نابه بسامانی ها را در جامعه نشان بدهی، این مثال های خنده دار را نزن. زشته. ناسلامتی تحصیل کرده هستی!
ضمنا، روز زن برای زنان جهان ۸ مارس (۱۸ اسفند) است. روزیکه به بزرگداشت و احترام خون زنانی که در راه دفاع از همجنسان خود زندگی خود را فدا کردند است، ….
——–
سمیه: انتظار ندارید که بگذارم به عقایدم توهین شود؟ آنهم در خانه خود؟
۴ تیر ۸۷ @ ۱۰:۱۳ ق.ظ
تصحیح: قضیه ی همین مسخره بازی
۴ تیر ۸۷ @ ۱۰:۳۶ ق.ظ
به نقل از سایتهای خبری مازندران :
یکی از کاندیداهای تایید صلاحیت شده مجلس هشتم شهرستان ساری استان مازندران می خواهد برای ریاست جمهوری کاندیدا شود . رسانه ها اینقدر بسته عمل نکنید و چهره های تکراری نشان ندهید. مشکلات داخلی ، تورم و بیکاری ، درگیریهای سیاسی و جناحی و حذف نیروهای دلسوز متخصص غیر باندی ، مافیای اقتصادی و … مشکلاتی است که از رسانه ها توسط رئیس جمهور حاصل از مدیریتهای قبلی مطرح می شود….کاندیداتوری مجلس کم از کاندیداتوری ریاست جمهوری نیست زیرا بنا بر فرمایش حضرت امام (ره) : مجلس در راس امور است . صدا و سیما و مطبوعات مصاحبه زنده تلویزیونی و مناظره برای متقاضیان کاندیداتوری ترتیب دهد تا قدرت استدلال و بیان یک مازندرانی تحصیلکرده و متخصص را تجربه کنند .به جای فردمحوری ، برنامه محور باشید . چه بسا چهره های جدیدی که توانایی نوآوری و شکوفایی دارند . شهرستان ساری هم کاندیدای ریاست جمهوری خواهد داشت . روسای محترم جمهور قبلی هم از میان همین مردم برخاستندو هیچکدام فارغ التحصیل رشته دانشگاهی ریاست جمهوری نبودند .آقایان خاتمی و احمدی نژاد هم چهره های جدید شهرستانی بودند …. مازندرانی ها خودشان را دست کم نگیرند چون مازندران سرزمین علویان است . مازندرانی ها هم می توانند و می خواهند رئیس جمهور باشند . امتحان کنید :
به نقل از سایت صنایع نیوز ، شمال نیوز و دریا نیوز مازندران :
(یک رقیب ساروی برای انتخابات ریاست جمهوری)
آقای جعفر قربان پور کارشناس شورای آموزش و پرورش و کاندیدای تایید صلاحیت شده نمایندگی مجلس هشتم از شهرستان ساری استان مازندران ، کارشناس ارشد امور اجتماعی مجلس شورای اسلامی دوره ششم و از قهرمانان ورزش کشور و … آمادگی خویش را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دولت دهم اعلام نمود . ایشان همچنین آمادگی خویش جهت مصاحبه مطبوعاتی ، تلویزیونی ، میزگرد احزاب برای بیان برنامه ها و دیدگاهها با توجه به تجربیات ملی خویش را ابراز کرده است . ازسایت اینترنت ایشان http://www.jafarghorbanpour.com دیدن فرمایید : http://parsaupload.com/file/1497/ghorbanpor-JPG.html
(سلام بر انتخابات ریاست جمهوری اسلامی دولت دهم ،
میزان عشق و علاقه من به میهن عزیز اسلامی و ملت بزرگ ، با فرهنگ و تمدن کهن و شجاع ایران به وسعت پهنه آبی دریای مازندران که در عمق آن شنا می نمایم و به بلندای قله سرافراز و سپید دماوند که برآن صعود نمودم و احساس قدرشناسی به رزمندگان غواص که مدال طلای قهرمانی شنای کشور خویش را در برنامه زنده سیمای استان در هفته دفاع مقدس به ایشان هدیه نمودم می باشد . من و دریا و دماوند فرزندان مازندران سریلند ، نگین سبز ایران هستیم و برای اعتلا و دستیابی به اهداف والای سند چشم انداز بیست ساله مقام معظم رهبری تلاش خواهیم کرد . جعفر قربان پور کاندیدای سابق مجلس هشتم – ساری)
۴ تیر ۸۷ @ ۱۱:۲۵ ق.ظ
رویا جان راست میگند من این قسمت از پستتون رو سریع خوندم برای همین متوجه این حرفتون نشدم. فکر کردم منظورتون دانشجوی لاهیجانی هست.
شما چرا دکتر زهرا بنی یعقوب رو خودکشی معرفی کردید؟ اون یه جنایت توسط عوامل جمهوری اسلامی توسط جانیان و اوباشان مراکز “امر به معروف”.
این حرفتون رو باید اصلاح کنید من نمیدونم هدف اصلیتون از این حرف چی بوده خدا کنه هدف خاصی نبوده باشه که نیست.به هر حال باید این قسمت از پستتون رو اصلاح کنید.
در ضمن من شاد باش گفتنم به این معنی نبود که این روز رو روز زن میدونم من تمام روزها رو روز زن میدونم ولی حالا چون ازش حرفی زده شد دلیلی ندیدم که شاد باش نگم.
اون جمله آخر پستتون هم میخواست یه چیزی در موردش بگم بیخیالش شدم.
میخواستم بگم که این جمله با هم جور در نمیاد.
زهرای مرضیه با زنان روشن اندیش جور در نمیاد. اصلا چه زندگینامه ای چه سیره ای ازش رسیده که حتی یک فرد مذهبی هم حتی بخواد اون رو “الگو” قرار بده؟ مگه یک “نام” هم الگو میشه؟ شخصی برای الگو بودن مورد انتخاب قرار میگیره که دست کم صدها صفحه از زندگانیش و روش زندگیش و کارهایی که کرده رفتاری که داشته تاثیری که در جامعه زمان خودش داشته خدماتی که به جامعه زمان خودش عرضه داشته. تازه وقتی تمام اینها وجود داشت باید اونوقت با دیگر افراد مقایسه بشه در تمام زمینه ها. اگر که در همه زمینه ها این فرد بر دیگران چربید وبرتری داشت اونوقت میشه الگو برای همون فرد البته. ولی خب از این فاطمه خانم جز حجاب و خانه نشینی و دوری از اجتماع و خانه داری که چیزی عرضه نشده در تاریخ. پس اگر کسی این فرد رو مثلا “الگو” قرار بده یک نام رو الگو قرار داده فاطمه الگوی من است چون فرزند پیامبر است چون همسر علی هست چون مادر حسن و حسین هست.خب این که همش نام هست. خب بعدش؟ چکار کرده که باعث شده تو الگو قرارش بدی؟ چه چیزیش رو الگو قرار میدی؟ همین چون یک شعاری توی گوشش کردند اونم تکرار میکنه حالا نمیدونه چرا و چی بگه.یه مقداری باید از کلیشه ها و شعارهایی که تکرار کردند و توی مغزمون رسوب کرده بیایم بیرون و واقع بینانه به مسایل نگاه کنیم نه متعصبانه و شعار گونه.
———
سمیه» شاید و فقط شاید به نااشنایی ما بر گرده. البته در بحث عفاف نظرم را در این باره گفته ام!
۴ تیر ۸۷ @ ۱۲:۰۲ ب.ظ
بچه های عزیز منظور سمیه خانم بنی یعغوب نبود منظور ایشان دانشجوی دکتری شهید بهشتی بود که اهل همدان بود.
در مورد روز زن هم من مشکل دارم واقعا در مورد حضرت زهرا هیچ چیز در دست نیست حتی ما نمی دانیم کی و کجا فوت کرده. فکر کنم ساخته و پرداخته شیعه ها باشه آخه کسی که در ۱۸ سالگی فوت می کنه و هنوز به سن پختگی نرسیده می تونه الگو باشه؟ آیا فقط به دنیا آوردن فرزند و یا همسر و دختر شخصیتهای بزرگ می تواند کافی باشد. …
۴ تیر ۸۷ @ ۱:۱۵ ب.ظ
بابا کی با دکتر زهرا کار داشت. من دانشجوی دکترای همدانی رشته شیمی - فکر کنم دانشگاه شهید بهشتی - رو می گم. که در آزمایشگاه خودکشی کرده. اصلا طرف خانوم نبوده. ای بابا!
۴ تیر ۸۷ @ ۱:۲۲ ب.ظ
خانم توحیدلو
نمی دانم فتوای امام راحل در تحریرالوسیله را خوانده اید یا خیر. من فکر می کنم این فتاوی که از کتاب نکاح معظم له نقل می کنم بتواند نشان بدهد که زن ایرانی تحت حاکمیت اسلام ناب محمدی چرا به افسردگی و خودکشی می رسد. این نگاه فقه پویای شیع به بانوان است :
آغاز نقل قول
————
... ادرس را که از ان نقل قول کردید گذاشتم. اما این قسمت نقل قولها را حذف کردم - …
—————
نمی خواستم آدرس سایت مربوط به تحریرالوسیله را بدهم چون فکر کردم ممکن است حذفش کنند ولی برای آن که تصور نشود من به عنوان دشمن اسلام و مسلمین دارم شایعه سازی می کنم این هم آدرس :
http://www.balagh.net/persian/feqh/resaleh/00/03/10.htm
البته ننگ با حذف پاک نمی شود.
۴ تیر ۸۷ @ ۱:۲۷ ب.ظ
(( رویا )) جان من که هر چی این پست رو بالا و پایین میکنم نمیبینم حرفی از زهرا بنی یعقوب زده شده باشه . فکر نمیکنم کسی گفته باشه که زهرا بنی یعقوب خود کشی کرده . منظورت چیه ؟
در مورد فاطمه دختر پیامبر اسلام هم من از همه مسلمین خواهش میکنم اگر منبعی در دست دارند که زندگانی و کارهای برجسته ایشون رو توضیح میده به ما هم بگن.
البته این دلیل نمیشه که حالا که به بهانه ای روز زن اعلام کردند ، تبریک نگیم .
۴ تیر ۸۷ @ ۱:۳۹ ب.ظ
دختر عزیزم
ممنون می شوم اگر دلیل حذف عین گفتار را هم توضیح بدهید. چون علت آن را نمی دانم پیشداوری نمی کنم و چیزی نمی نویسم.
———
سمیه: لینک مطلب رو گذاشتم. چون قصد شما به اطلاع مابقی رسوندن بود. نقل قول رو حذف کردم چون یک بحث انحرافی دوباره در کامنتدونی راه می انداخت. خیلی به آن تمایل ندارم. بپذیریم که بعضی چیزها می تونه سلیقه ای باشه دیگه!!
۴ تیر ۸۷ @ ۱:۵۹ ب.ظ
چرا سانسور می کنی؟ خانم سمیه من که چیزی نگفتم.
۴ تیر ۸۷ @ ۲:۳۱ ب.ظ
سلام بر همگی
با حرف “صبح” موافقم که باید در مورد حضرت زهرا بیشتر تحقیق و فکر کرد. نه تنها در مورد ایشان بلکه در مورد تمام چیزها حتی وجود خدا همواره عرصه برای فکر و تحقیق باز است.
اما در مورد حضرت زهرا برخی امور را ذیلاً به نظر شما عزیزان می رسانم امیدوارم آن را از تیغ نقد خود بی نصیب نگذارید:
۱- این که پیامبر(ص) دختری به نام فاطمه (س) داشته است از مسلمات تاریخی است. شیعه و سنی روی این مطلب اجماع دارند و اگر کسی قبول ندارد می تواند با اسناد معتبری که ارائه می کند چشم من را نیز به حقیقت باز نماید.
۲- این مطلب که تمامی صحابه به حضرت زهرا احترام می گذاشتند امری مسلم است و از همین رو است که برخی علما حرفهای جدیدی در مورد کم و کیف رفتار بد برخی از صحابه زده اند به طوری که مقابل قول مشهور است و همین باعث شد تا بعضی حتی در سطح مراجع بر آن عالم محقق بتازند.
۳- احترام پیامبر (ص) به فاطمه نه بخاطر این بود که دخترش بود بلکه بدان خاطر که فاطمه فاطمه بود. اقوالی از پیامبر که غضب فاطمه را مسبب غضب خدا می داند حکایت از ارزش ذاتی فاطمه دارد. این مهم وقتی بیشتر روشن می شود که امامت بعد از حضرت علی(ع) در فرزندان فاطمه (س) قرار گرفت.
۴- این که فاطمه سلام الله علیها در زمان خودش در برخی از وقایع مؤثر بوده نظیر دفاع از خلافت علی (ع) بعد از پیامبر(ص) و دلخوری او از بعضی صحابه، ناراضی بودن او به حضور آن صحابه در تشییع جنازه و از همه مهم تر مخفی بودن قبرش علامت سؤالی در ذهن مسلمانان آن عصر بر جای گذاشت.
۵- در شرح حال حضرتش کتاب های بسیاری به رشته تحریر در آمده و شما می توانید با جستجو در اینترنت با بسیاری از آن ها آشنا شوید.
۶- در دانش و فضل او نیز در این کتب مطالب بسیار آمده و از جمله خطبه آن حضرت در مسجد مدینه این سخنرانى، تاریخى، شیوا، بلیغ، گلهآمیز،و آتشین است. این خطبه در کتاب بلاغات النساء گرد آورده ابو الفضل احمد بن ابى طاهر مروزى متولد ۲۰۴ و متوفاى ۲۸۰ هجرى قمرى آمده است.
۷- فاطمه و نقش او را در تاریخ اسلام و دسته بندی مسلمانان نمی توان نادیده گرفت.
۸- با قبول امور ماوراء طبیعی به ویژه در نزد ادیان ابراهیمی قبول امور خارق العاده از لوازم تقوی است الذین یؤمنون بالغیب. پس الگو بودن مردان و زنان الهی و اصطفاء و برگزیدگی آنان ربطی با سن آنها ندارد. مگر حضرت مسیح در گهواره سخن نگفت. آیا تا به حال نشده که ما از خواهران و برادران و یا دیگرانی که جوان تر از ما هستند در ظرفی از زمان و مکان مطالبی یاد گرفته و آنان را الگو قرار دهیم.
۹- الگو بودن افراد با توجه به این که آن فرد در چه زمینه ای برای آن شخص یا وجودی که الگو راتعین می کند و یا در نزد الگوپذیران دارای مرجعیت است می تواند اسوه و سرمشق باشد و البته با ملاحظه مقتضیات زمان و تفسیر و فهمی که ما بر اساس انتظارات خود از آن شخص می دهیم.
۱۰- همان طور که آیات مکتوب در فرایند فهم مفسر تفسیر می شوند آیات مجسم الهی نیز در معرض تفسیر هستند.
۱۱- در پایان یادآور می شوم هیچ چیز از دایره نقد بیرون نیست.
۴ تیر ۸۷ @ ۲:۴۹ ب.ظ
تولد فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همه ی دوستدارانش به ویژه بانوان و مادران و هم چنین روز زن مبارک باد.
۴ تیر ۸۷ @ ۵:۰۶ ب.ظ
روزت مبارک خانوم.
پایدار باشی!
۴ تیر ۸۷ @ ۵:۲۱ ب.ظ
روز خودت هم مبارک خانم دوست گل من!
متاسفم که این روزها هربار می خواهیم درباره مسایل زنان بنویسیم یا صحبت کنیم حرفهایمان بوی تاسف می دهد.متاسفم که حرف زدن از این مقوله مدتیست تلخ تلخ است و گویی تلخ تر هم خواهد شد با این نگاههای عصر حجری …
این هم یک لینک جالب:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704040482
۴ تیر ۸۷ @ ۵:۳۲ ب.ظ
به ناصر
مطلب شماره یک ات درست ولی چیزی رو عوض نمیکنه همون “نام” هست.
شماره دو هم چیزی رو عوض نمیکنه.
شماره ۳ هم که شریعتی در مورد فاطمه فاطمه بود نصف کتاب نوشته ولی همش تفصیل داستان وار قریش و محمد و علی و اینهاست. لا به لاش حالا یه نامی هم از حضرت فاطمه برده. ولی چیزی بیشتر از همون نسبتها رو عرضه نکرده. تقصیر هم از هیچ کس نیست چون متاسفانه منبعی از زندگانی ایشون از گذشته وجود نداره. خب وقتی منبعی ندارند چی بنویسند؟
شماره ۴ هم که ربطی به حرف من نداشت.
شماره ۵ رو میشه چند تا لینکش رو بگذاری همینجا چون من گشتم و چیزی بیشتر از القاب و فدک و چند تا از سخنانشون و… چیزی در اون لینکهایی که با جستجوی زندگینامه حضرت فاطمه بدست اومده بود پیدا نکردم.
شماره ۶ هم که ای بابا ناصر جان…
شماره ۸ هم که یه نظر هست .
شما هم اومدید همون تکرار “نام” کردید متاسفانه. از “اسمش”بگذر و به “رسمش” بپرداز.
۴ تیر ۸۷ @ ۶:۵۳ ب.ظ
خانم توحیدلو
فرا رسیدن روز تولد حضرت فاطمه(س) و روز زن را به حضرتعالی و دیگر خانم های مراجعه کننده سایت تان تبریم می گویم.
۴ تیر ۸۷ @ ۸:۰۸ ب.ظ
به حمید آقا
سلام
۱- در مورد شماره یک و دو فرمودید چیزی را عوض نمی کند، باید بگویم که با آنها خواستم وجود و حرمت فاطمه(س) را در آن ظرف زمانی ثابت کرده باشم و نه بیشتر. البته برداشت جدید آن محقق می رساند که همواره داستان زندگی آن حضرت قابل بازگویی و بازنویسی است و این بازگویی هیچ وقت تمامی ندارد.
۲- در شماره ۳ خواستم ارزش ذاتی آن حضرت را برسانم. اثر مرحوم شزیعتی را در مورد فاطمه (س) نخوانده ام اما تعبیر او را در نوشتن مد نظر داشتم.
۳- آن چه من در کامنت قبلی برشمردم اگر چه با عطف توجه به نظزات نویسندگان کامنت های بالا بود اما خود بحث به تنهایی و فارغ از این نظرات قابل توجه است پس لزومی ندارد تماماً با عطف توجه به نوشته های دوستان باشد.اتفاقاً در مطلب شماره چهار به افعال صادره از آن حضرت اشاره کرده ام که می تواند برای زندگی سیاسی و اجتماعی ما روشنگر باشد همان طور که می تواند بر نکات تاریک تاریخ آن عصر پزتو افکند.
۵- در مورد شماره پنج بی آنکه قولی بدهم سعی می کنم تقاضای شما را در آینده اجابت کنم.
۶- در مورد شماره ۶ آیا حضور یک ذن مسلمان و حق خواهی او را با رعایت حقوق و تکالیف بیان نمی دارد، آیا عمل حق خواهی او نمی تواند الگو باشد.
۷- نظرت را راجع به شماره نه و ده و یازده نگفتی.
۴ تیر ۸۷ @ ۸:۰۸ ب.ظ
“زندگی بخش و امید برانگیز” تعبیرهای زیبایی بودند و حقیقی.ممنون
روزتون و عیدتون مبارک
۴ تیر ۸۷ @ ۹:۳۰ ب.ظ
لابد این خودکشیها هم تقصیر احمدی نزاده
۴ تیر ۸۷ @ ۱۰:۵۱ ب.ظ
سلام خانم توحید لو .اول که روز زن رو تبریک می گم.دوم می خواستم به اطلاع تون برسانم که درهفته نامه چلچراغ در مورد بخشنامه ازدواج در عسلوبه گزارشی نوشتم .خوشحال می شم بخوانید.لینک مطلب را پایین گذاشتم…
http://nonbahrami-link.blogfa.com/post-2.aspx
۴ تیر ۸۷ @ ۱۱:۰۳ ب.ظ
قطعا همش زیر سر احمدی نژاده
خوب شد شما ۲خردادیها فهمیدید که موجوداتی به نام مردم وجود دارند که مشکلاتی هم دارند
۴ تیر ۸۷ @ ۱۱:۱۰ ب.ظ
“البته برداشت جدید آن محقق می رساند که همواره داستان زندگی آن حضرت قابل بازگویی و بازنویسی است و این بازگویی هیچ وقت تمامی ندارد.”
یعنی چی تمامی ندارد؟حتما می آفرینند؟منابع مشخص هست خودشون که نمیتونند به هم یه چیزی ببافند.تمام زورش رو شریعتی در این زمینه زده کسی که در مطول سرایی و شاخ و برگ دادن به مسائل ید طولایی داره.
منابع شماره ۴ رو بگو.افعال صادره رو . حتما انتظار ندارید که هیچ حرف و حرکتی از ایشون سر نزده باشه.
در مورد ۵ هم منبعی نداشتید و همینجوری گفتید.
در مورد ۶ هم که در مورد دانش ایشون گفتید خب من نمیگم که ایشون بیسواد بوده میگم اینکه میاند و میگند دانش بیکران داشته و اغراق آمیز با این قضیه برخورد میشه بدتر موجب موضع گیری افراد میشه. نه تنها سودی نداره بلکه اثرات منفی هم ممکنه داشته باشه. باید هر شخصی رو همونطور که هست معرفی کرد.نه بیشتر نه کمتر.
در مورد شماره ۹ توضیح بده دقیقا منظورت رو.
۱۰ رو هم توضیح بده. اگه منظورت این هست که میشه چیز جدیدی اختراع کرد یا تر دستی ای شعبه بازی چیزی کرد یا از وضوحات مبهمات بسازند که اینها به درد ما نمیخوره.اون چیزی که از تاریخ مونده اصل هست.
۱۱/ هم که درسته.
حرف من این هست که چرا اغراق میکنند در معرفی افراد.هر فردی در یه زمینه ممکنه برای شخصی قابل سرمشق قرار گرفتن باشه ممکنه در هیچ زمینه ای هم برای شخصی نتونه الگو قرار بگیره. اینکه میاند و میگند فلان فرد در تمام زمینه ها قابل الگو برداریست این اصلا قابل قبول نیست.تنها در صورتی پذیرفته هست که بطور مستند اثبات کنند که این فرد رو میشه در این زمینه در جامعه امروزی الگو قرار داد و اون زمینه هم بر دیگر افراد چه معاصر چه قدما برتری داشته باشه.
۵ تیر ۸۷ @ ۱۰:۲۰ ق.ظ
سرکار خانم صاحب سایت، از اینکه عقاید دیگران را چون مخالف سلایقتان است تغییر و تبدیل (همان سانسور خودمان) می فرمایید ممنون. ۴ دیواری اختیاری.
جمود فکری مانند شما را با هیچ حلالی نمی شود باز کرد. اگر این فاطمه فریبی ها نبودند، یه چی دل خوش می داشتید در این حکومت زور و زیان؟ اگر جماعت مردان از این کسان و خانواده اش دفاع می کردند ، به خاطر نفعی که باقیماندن بنیادگرایی و تحجر و مردسالاری برای ایشان داشت (نه همه ی مردان محترم)، حرفی نبود اما از یک مثلا “زن” شنیدن و دیدن این دفاعیه های نخ نما از آن حضرت !! و وابستگان محترمش ! دردناک ، دردناک و دردناک است. و آیا می دانی که به قول نویسنده ی روسی: آدمی موجود تیره بختی است که پس از اندکی به همه چیز عادت می کند. حتی به غل و زنجیر دست و پایش” و روزی دلش برای همان هم تنگ می شود. بیخود نیست که در پس ۱۴۰۰ سال اسارت زن و شاید هم از آن فراتر، به بلنداری تاریخ، شما بر زنجیرهای خود بوسه می زنید و در دفاع از آنچه “وجود ندارد” تعصب به خرج می دهید. اگر نظراتم را فقط خودت بخوانی و برای دیگران سانسور کنی هم مهم نیست. روی سخن من اینجا با شماست. و همچنان بر پرسش قبلی خود پافشاری می کنم:
کدامین موجبات افتخار را برای من و تو این خانم و بقیه اعضای بیت محترمه به ارمغان آورده اند؟ تا کی چشمانتان را می بندید و واقعیت را به قلبتان راه نمی دهید؟ بپرس. از خودت بپرس. بگو این زن مثل ادیسون ، مثل گالیله ، مثل بوعلی سینا مثل ماری کوری، مثل کلارا زتکین، مثلا هزاران بزرگ و اندیشمند دیگر برای “انسانیت” خدمت کرده؟ به راستی به جز زنجیری که او را به علی و محمدو حسن و حسین ربط می دهد، چه می یابی؟ هیچ. مجموعه تهی است و برابر با صفر!
حالا هی بیایید شریعتی و آن یکی دیگرها و کتابهایشان را به ما حوله بدهید، اما مختصر و در چند جمله تمام آن کتابها را به اطلاع خوانندگانتان هم برسانید. این بابا ، چه کرددر خدمت به انسانیت؟ همین !!
۵ تیر ۸۷ @ ۱۱:۱۷ ق.ظ
هدف از این اغراقها و مبالغات یک چیز هست اونهم ساختن بت در ذهن افرادی که ذهنشون مستعد ساخته شدن بت هست . هدف از ساختن بت هم که در یک حکومت دینی مشخص هست. حکومت دینی نیاز به ساخته شدن این بتهای مذهبی در ذهن مردمی که بر اونها جولان میده داره. دلیلش نیاز به توضیخ گمونم نداشته باشه. یه بار پیشتر گمونم یه اشاره ای کردم بهش.
رنگ این مملکت به هر روزی *بشود یا سفید یا مشکی
یا کسی زنده میشود در آن*یا که در حال مردن اندر آن
گه سفید است و جشن این باشد*گه سیاه است عزای آن باشد
این همه،یک روش ز تبلیغ است*چون تعصب به دین،همان یوغ است
تا بسازد ز دین چماق و یوغ*مذهب و دین به هر روش کند تبلیغ
متعصب را شود چماقی آن*ابلهان را شود چو یوغی آن
به خلاصه هزار و یک رنگ است*چون حکومت دروغ ونیرنگ است
چون اساسش یه روی نیرنگ است*این حکومت که مایه ننگ است
—
این دین و این بتهای مذهبی در دست تعدادی افراد تبدیل به چماق میشه و برای افرادی دیگه تبدیل به یوغ و ریسمانی که اراده شان رو میگیرد و میکشاند اونها را هر آنجا که بخواهند…. .
—-
دائما فریاد دین را میزنند*چون که چوب از دین به آستین میکنند
هر چه مغزت باشد از دین خشکتر*سفره دژخیم باشد چربتر
هر چه در دین پر تعصب تر شوی*کار دژخیمان تو راحت تر کنی
هر چه مغزت شستشو با دین کنند*بر رژیم ننگ،کار آسان شود
هر چه از این دین و ایمان پیش تو بتها کنند*در پس بتها نشسته از بر آن میخورند
صبح تا شام روی مغزت دین و اسلاما کنند*این وظیفه را محول بر صدا سیما کنند
سازمانی کان بود سر تا به پا مزدور او*لیکن آگاهی بباشد پادزهر بر زهر او
—
البته نیاز به گفتن نیست که این تبلیغات مذهبی با اهداف سیاسی منحصر به صدا سیما نیست . تمام کتابهای درسی مدرسه ها شده محل تبلیغات و حقنه گریهای سیاسی مذهبی اینها.کلا هر جایی که میتونند این کار رو میکنند.
۵ تیر ۸۷ @ ۱۱:۲۲ ق.ظ
با سلام
برای روشن شدن مطالب پیش گفته خویش و پاسخ به برخی اشکالات و سؤالات عزیزان موارد زیر تقدیم می گردد:
۱- یک مسأله ای که امروز در علوم به ویژه علوم اجتماعی مطرح است این است که آیا ما انسان ها اشیاء و امور را مستقیماً فهم می کنیم. به عبارت دیگر آیا ذهن آدمی شبیه آینه است که امور را همان گونه که در واقع هست بازتاباند؟
اثباتگرایان به سؤال بالا پاسخ مثبت می دهند. اما بعضی فلاسفه علم استدلال کرده اند که انسان نه تنها دسترسی مستقیم به امور و اشیا ندارد بلکه از مسیر پیش دانسته ها، انتظارات و توقعات خود که البته در ربط مستقیم با اجتماع می باشد فهم برایش حاصل می شود اگر غیر از این بود فهم حاصل نمی شد.
۲- با توجه به مطلب شماره یک می توان تصور و تصدیق نمود که فهم های متعدد و متفاوتی می توان در مورد موضوعی واحد داشت.
۳- از دو مطلب بالا روشن می شود که دانش ما نسبت به امور زمانمند و تاریخی است. من و شما در زمان و مکان خاص ایستاده ایم و در اجتماع خاصی تربیت یافته ایم و انتظارات و توقعاتی و پیش زمینه هایی داریم و از چنین چشم اندازی به امور می نگریم.
۴- فهم متون مقدس و افراد مقدس نیز از این قاعده مستثنا نیست.
۵- بدین سان این که ما الگو را چه معنا کنیم و چه توقع و انتظاری داشته باشیم و پیش زمینه های ما چه باشند، مفهوم و مصادیق الگو در چشم اندازهای مختلف فرق می کنند.
۶- اختلاف آراء دوستان در بالا کاملاً به همین چشم اندازهای مختلف بر می گردد.
۷- برای پرهیز از غلطیدن به ورطه ی نسبی گرایی باید افراد دلایل و مدارک و شواهد خود را در معرض نقد دیگران قرار دهند و این معرضیت دائمی است البته آن رأیی یا آرایی که عجالتاً از عهده ی نقدها بر آید پذیرفته می گردد.
۵ تیر ۸۷ @ ۱۱:۳۸ ق.ظ
رویا جان. اینها حرفی برای گفتن ندارند. اینها همش ساخته و پرداخته شیعه گران است هر چند من هم شیعه هستمک ولی می دانم خیلی از روایات یک قصه است. اینها در مورد خطبه اتشین او صحبت می کنند یا در مورد قضیه فدک ولی من سوال دارم آیا کسی که برگذیده خداست اینقدر رو یک تکه زمین که اصل ان مال یهودیان بود پافشاری و دعوا می کند. اگر فطمه نبود شیعه گران کسی رو نداشتند که از او وسیله توجیه بسازند. راستش را بخواهید من تا کنون کتاب تاریخی بیطفانه ای در مورد فاطمه نخواندم. ممکن است او زن بسیار والا مقامی در مقابل پروردگارش باشد ولی زنان امروز می توانند او را الگو قرار دهند. »ی توانند در ۹ سالگی ازدواج کنند و در عرض ۹ سال ۵ فرزند به دنیا بیاورند. آیا ایشان جنبه اجتماعی داشت که زنان از و تقلید کنند. او یک زن عرب در ۱۴۰۰ سال پیش بود و ممکن است نسبت به زنان هم دوره خود سرامد باشد ولی چه ربطی به اکنون دارد؟
۵ تیر ۸۷ @ ۱۱:۴۴ ق.ظ
سلام با یه مطلب راجع به زنان و جهانی شدن به روزم… ممنون می شم اگر نظرتون رو بدین!
۵ تیر ۸۷ @ ۱۲:۲۹ ب.ظ
صبح جان
توی این جمله منظورن “نمی توانند” بوده؟ چون نوشته شده “می توانند”
“ممکن است او زن بسیار والا مقامی در مقابل پروردگارش باشد ولی زنان امروز می توانند او را الگو قرار دهند. »ی توانند در ۹ سالگی ازدواج کنند و در عرض ۹ سال ۵ فرزند به دنیا بیاورند.”
۵ تیر ۸۷ @ ۱:۱۰ ب.ظ
این جمله نمی توانند بوده. ببخشید من اینقدر غلط دارم. باید یک دور از روش می خوندم.
۵ تیر ۸۷ @ ۱:۳۵ ب.ظ
سلام. قصد دارم حول موضوعی که در بلاگم مطالعه کردید یک بحث نظری با پی آیند عملی و ارائه راهکارهای نو در این زمینه داشته باشم! نظرتون چیه؟
———–
هرگونه تبیین اجتماعی و شناخت شرایط فعلی جامعه از این منظر جزو نیازهای جامعه محسوب می شود و مبارک است. من هم در حد توان به آن خواهم اندیشید