Wordpress Themes

بخاطر عدالت آقای رییس: کارشناسان ارشد در جستجوی دیپلم

موضوع عدالت شاید موضوع به روز و دسته اولی باشد که اندیشمندان علوم اجتماعی و سیاسی به نوعی و متفکرین اقتصادی به نوعی دیگر با آن درگیر هستند. اینکه تعامل آزادی و عدالت تا چه حد است و عدالت اصلا چه معنایی دارد. یا اینکه نابرابری را می توان بی عدالتی قلمداد کرد یا نه؟

چند وقتی بود از موضوعی با عنوان تعدیل در حقوق در بین دولتیان و خصوصا معلمان آموزش و پرورش شنیده بودم. تا جایی که من به خاطر دارم مسئله تعدیل حقوق قرار بود عدالت را در بین کسانی که در شرایط و جایگاه مساوی قرار دارند ایجاد کند. مثلا به عنوان نمونه مثالی که می زدند این بود که درس خوانده ای در فلان وزارتخانه با این حجم کار چنین حقوق دریافت می کند و فردی مشابه آن در جایی دیگر حقوقی به مراتب پایین تر دارد. با توجه به اینکه هردوی اینها در نظام دولتی مشغول کارند و دیگر ماجرای بازار آزاد و رقابت هم مطرح نیست، شاید این طرح تعدیل در دستگاه های دولتی عادلانه می نمود.

اما به مرور زمان و با گذشت از زمان ارائه این طرح توسط رییس جمهور عدالت طلب!!! برخی دستگاه ها از شمول این تعدیل خارج شدند. به عنوان مثال وزارت نفت که حقوقهای بالایش شهره عام و خاص است اولین گروه بود که تن به این تعدیل نداد. در نهایت آنچه مانده از این تعدیل گویا در ساختار بی در و پیکر آموزش و پرورش است که خود را نشان داده است. اما چگونه؟

اگر پیش از این عدالت این بود که فاصله حقوقی بین افراد در جایگاه های یکسان و شرایط برابر به هم نزدیک گردد، اینبار تعدیلی را برای معلمان دیدند که گویی پایین ترین حقوق باید با بالاترین حقوق برابر گردد. نتیجه آن هم شد نزدیک شدن و تقریبا به هم رسیدن حقوق مثلا مدیر یک مدرسه با مستخدمین ان مدرسه. یعنی افزایش سنوات و امتیازات اگر پیش از این به شکل تصاعدی باعث بالا رفتن حقوق می شد، این بار افزایش حقوق حاصل از سنوات و یا مدرک و هر چیز دیگر خیلی زیاد نیست و یک سقف محکمی دارد و بالعکس برای کارمندان با حقوق بسیار پایین تر این رشد و شتاب افزایش حقوق افزون تر است و بدون هرگونه سقف. اینقدر این ماجرا خنده دار است که این روزها بسیار شنیده ام از معلمانی با مدرک کارشناسی ارشد، که بیایید برویم دیپلم بگیریم تا حقوقمان افزایش یابد!

حالا بر اساس چه معیاری عدالت را اینچنین تعریف کرده اند، من بی خبرم. جالب بود این روزها مشغول مطالعه آثار جان راولز و کتابش “عدالت به مثابه انصاف” بودم. رالز به زعم بسیاری از جمله متفکر بزرگی چون هابرماس بزرگترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم لقب گرفته است. رالز متفکری است که در سنت لیبرالیستی شروع به کار کرده و تحت تاثیر سنت قرار دادگرایی و افرادی چون لاک، روسو و خصوصا کانت نظریات ارزشمندی برای عدالت دارد. نه چون سوسیالیست ها تنها به مساوات طلبی معتقد است و نه مانند لیبرالیست ها فقط بازار آزاد و سرمایه داری را مد نظر قرار می دهد. در باب عدالت نظریه ای تلفیقی بنا نهاده که مبتنی بر عقل گرایی و اخلاق گرایی کانتی است. قوانین عادلانه را آنهایی می داند که اجماع همپوشانی باشد از آموزه های متکثر اشخاص معقول. و هرچند که این اجماع می تواند محدود باشد، پایه ایست که تحت تاثیر دیگر متغیرها مثل دین و ایدئولوژی نیز قرار نمی گیرد. هدفم از بازگویی نظریات رالز این بود که به اصول اولیه عدالت ایشان اشاره کنم.

اصل اول عدالت از منظر رالز اصلی است سیاسی، یعنی رالز اعتقاد دارد که تمامی افراد از منظر سیاسی به مساوات دارای حقوقی هستند. این اصل مقدم بر دیگر اصولش است و از آن جمله حقوق حق آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی اجتماع، حق رای و بسیاری حقوق سیاسی دیگر را دربر می گیرد.در غالب مواقع این اصل عادلانه ترین اصل ممکن است و کسی نمی تواند این اصل را برای یک شهروند نقض نماید. مگر اینکه این اصول خود تهدید کننده یکدیگر باشند.

اما رالز اعتقاد دارد در بسیاری از مواقع لیبرالیسم سیاسی باید به گزینشی نابرابرانه دست بزند. اما باید این نابرابری منجر به بی عدالتی نشود. دو اصلی که برای نابرابری بر می شمرد:

اولی اصل فرصتهای برابر است. اصلی که به دلیل حضور در موقعیت های شغلی متفاوت به دست می آید. نابرابری در مشاغل وجود دارد. درصورتی عادلانه است که فرصتهای دستیابی به آن مشاغل برای همگان باز بوده باشد و افراد بتوانند چشم اندازهای یکسانی برای خود تصور کنند. آموزش مهمترین فاکتور برای رسیدن به این چشم اندازهای برابر است.

اصل دیگری که می گوید اصل تفاوت است. رالز اعتقاد دارد که سیاستمدار گاهی مجبور به پذیرش اصولی نابرابر می شود. در صورتی این نابرابری مقبول است که سهم و بهره کم نصیب ترین افراد از ان بیشتر باشد. از نظر رالز این آخرین گزینه است و در صورتی باید به ان رسید که شرایط پیشین عدالت محقق نشده باشد.

به نظر می رسد عدالت مورد قبول آقایان تنها همین گزینه آخر باشد. علتش هم این است که با این اصل می توان توده ای از مردم را که متاسفانه در جامعه ما کم نیستند دلخوش داشت. کسانی را که شاید چندان دقیق به مسایل نمی نگرند و به یک تصمیم سطحی دل خوش دارند. نمونه حقوقهای آموزش و پرورش نیز از این دست است.

۷ نظر برای “بخاطر عدالت آقای رییس: کارشناسان ارشد در جستجوی دیپلم”


  1. رضا:

    همکار گرامی خانم محترم، لطفا نگران نباشید اینقدر آدم حسابی توی این مملکت هست که حق من و شما ضایع نمی‌شود. فقط کافیست مقدار ده بیست سالی صبر کنید.یعنی این عدالت محورهای درست وحسابی که چشمشان مو را در میان ماست می‌بیند، نمی‌توانند تقلای ما دارندگان مدارک کارشناسی ارشد را ببینند.سال گذشته احکامی به دست من رسید که نشان می‌دادآقایان از سال ۷۹حقوق ارشد ما را درست پرداخت نکرده‌اند. البته حالا که متوجه شده‌اند، چند سال دیگر پولش را می‌دهند. چشمان تیز بین آقایان انقلابی که ریز گفته‌های سیاستمداران اسراییلی و امریکایی را موشکافانه می‌بیند از دیدن این تبعیض واضح نابینا گشته‌اند. شرف حرفه‌ای که از میان برود می‌شود همین. امیدی نداشته باش. من با بیش از بیست وسه سال سابقه تا چندی پیش خانه نداشتم. اینک هم افتاده‌ام به خرید کیلویی برنج یک کیلو دو کیلو تا سقف پنج کیلو. تلفن‌هایم مدتها قطع است و اتومبیل هم ندارم. شاگردان قدیمی گاهی لطف می‌کنند و مرا سوار اتومبیل خودسان می‌کنند و بقیه با خط واحد.دریافتی من کارشناس ارشد هم سیصد و چهل هزارتومان ناقابل است که حدود نیمی از آن به قسط بانک مسکن و بسیجیان و این بند و بساط می‌رود. چشم آقایان روشن. در این سی سال دریغ از یک لحظه احساس خوشی، احساس بی شرایط حساس و احساس همیشه در صحنه بودن. برای من سخنان دولتمردان ما به یک چیز شبیه است: تهوع تهوع تهوع.ننگ باد بر هر چه سیاستمدار بی شرف. لطفا نمایش دهید که هیچ چیز واهمه‌ای دیگر در ما نمیانگیزد.

  2. حمید:

    بله احتمالا در این یک سال باقیمونده تا انتصابات بعدی هم این اقدامات عوامفریبانه بیشتر میشه.
    من موندم توی این موضوع که این انقلاب چه آورد برای این مملکت. البته از حق نگذریم این انقلاب اسلامی یه چیزهایی آورد برای این مملکت، مانند اعتیاد و فقر و بیکاری و آمار بالای بزهکاریهای مختلف و ننگ آوری برای ایران و تخریب چهره ایران و چیزهایی از این قبیل.در زمینه سرکوب و بگیر و ببند هم که پیشرفتی بس شگرف داشته.

  3. یارممد:

    می دونید خانم توحیدلو، آخوندها معروفند که بالای منبر برای درآوردن اشک مردم، نمی دونم چی چی را به چی چی ربط می دهند. حالا شما هم که دارید همین کار را می کنید. آخه آدم حسابی مگه جان رالز را به دولت احمدی نژاد مربوط می کنه؟

  4. نوروزی:

    سلام
    سرکارخانم توحیدلو!
    به نظر نمی رسد، تفاوت سطح پرداخت درنظام پرداخت حقوق کارکنان دولت معیار مناسبی برای نقد سیاستهای دولت به لحاظ ناعادلانه بودن باشد. به نظر من، اینکه در ساختار دولتی همه چیز را به مدرک مرتبط کرده اند آفت کار و خلاقیت شده است چه بسا افرادی با تحصیلات و سطح سواد پایین، بهره وری بیشتری نسبت به یک استاد دانشگاه داشته باشند. تا آنجا که من تحقیق کرده ام در ممالک پیشرفته هم، ماهیت شغل و عوامل مختلف دیگر را معیار پرداخت قرار می دهند.
    این عریضه را گفتم که مبادا ما، در نقد نابسامانیهای موجود متهم به عدم کفایت ادله و یکجانبه گرایی شویم. متاسفانه تصمیمات غلط در حوزه های سیاست، فرهنگ اقتصاد و… آنقد ر زیاد است که شرح آن مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. در عین حالی که باید محاسنی هم اگر هست بیان شود. تا شرط انصاف بجا آورده شود.

  5. حجت:

    یکی بیاد به سوالهای این خبرنگار مسلمان جواب بده :
    http://hamedtalebi.blogfa.com/post-251.aspx

  6. میثم:

    اصول اساسی عدالت جدید:
    ۱/ اون که داره غلط کرده داره(باطل شدن کارت سوخت خودروهای ۲۰۰۰ به بالا)
    ۲/ اون که نداره به زور بدیم بهش(احتیاجی به مثال نداره تقریبا تمام تصمیمات)
    ۳/مساوی بودن همه چیز برای همه(دکتر و عمله از یک میزان بهره مندی برخوردارند در حق رای،سهمیه بنزین،برق و ….)

  7. علی پورسلیمان:

    سازمان معلمان ایران اوقات خوش با شادکامی و موفقیت را برای شما آرزومند است.
    پیروز و پایدار باشید.
    http://www.smiedu.blogfa.com/
    WITH THE BEST WISHES FOR YOU AND YOUR FAMILY.
    GOOD LUCK.

محل نوشتن نظرات