Wordpress Themes

پارک زنان، نیازی که بسیار دیرپاسخ داده شد

قرار است اینجا از چیزی به عنوان پارک بانوان که تازگی ها افتتاح شده دفاع کنم. اما این دفاع ماجرا دارد. در دوره گذشته ریاست جمهوری کانون هایی بودند با عنوان “کانون فرهنگی - اجتماعی زنان” که زیر نظر معاونت امور زنان در وزارت کشور فعال بود و بعد از آن به بخش خصوصی منتقل شد. در دوره جدید فعالیت چندانی ندارد. یادم هست یکی از چند طرح خدماتی برای زنان که به شورای شهر اول ارائه دادند یکی پارک های کودک - با هدف پذیرش کودکان و نگهداری آنها برای مدت زمان مشخصی - بود. نمونه این پارک در دبی وجود داشت که کودک پذیرش می شد، مدتی بازی می کرد و در این اثنا مادر توانایی رسیدن به فعالیت خود مثل خرید را داشت.

دومین طرح ارائه شده نمونه ای بود از دیگر کشورهای اسلامی. اینکه جمعیتی داریم که نمی توانند آزادانه در جامعه فعالیت کنند و ورزش نمایند. قصد جدا کردن پارک های زنانه و مردانه نبود که اصلا بی معنی است. ورزش را صبح ها زنان در همین پارک های خودمان انجام می دهند. به نظرم مشکلی نیست. اما اینکه بتوانی بدون رعایت کردن حدود پوشش مثلا در فضای باز دوچرخه سواری کنی یا ورزش نمایی، از جمله حقوقی است که بخش کثیری از جامعه ما محرومند. .وقتی شهرداری و دستگاه های دیگر مسئول دادن خدمات به شهروندان هستند، یک بخش زیادی از جامعه نباید مغفول بماند.

این ماجرا به انجام نرسید تا اینکه بالاخره شنیدیم همان طرح توسط آقای قالیباف در شهرداری در پارک بهشت مادران اجرا شده. پیش از این هم نمونه هایی در شهرستان های استان تهران در ساعت های مشخصی آزمایشی راه افتاده بود. فکر کردم کار بسیار خوبی بود و بسیار توجیه داشت. شهرداری در کشور ما خدمت رسان است و یکی از این خدمات باید به جمع زیادی از بانوان باشد که چه با خواست خود حجاب دارند - که اتفاقا کم نیستند - و چه بخاطر اجبار در قوانین حجاب مجبور به پذیرش حجاب هستند.

اما طبق معمول، چون هر چه اتفاق می افتد نقدش هم در جامعه شنیده می شود، نقدهایی دیدم. اما گویندگان این انتقادها کمی تعجبم را برانگیختند. خانم تهمینه میلانی در برنامه زنده تلویزیونی از این برنامه و جداسازی زنان و مردان انتقاد کردند. اصلا ربط جداسازی را به این پارک بانوان نفهمیدم. درست است که با بسیاری از سیاست های اجرا از بالا مخالفم، اما نمی توانستم این مثال ایشان را از جداسازی درک کنم . بعد گزارشی در رادیو زمانه با تیتر “حصر زنان در پارک های زنانه” به شدت برایم علامت سوال ایجاد کرد.

اما گفتگوی اینترنتی با کمانگیر باعث شد بنویسم. این نوشته در پاسخ این مطلب ایشان نیست که دیدم بسیاری از حرفهای من را نوشته اند. فقط چند نکته تکمیلی است:

اینکه اولا انصاف چیز خوبی است. هر طرحی لزوما بد نیست و باید با دقت آن را بررسی کرد. پارک زنان به نظرم از خدمات خوب است.

دوم اینکه اگر دولت خدمات دیگری نمی دهد باید درخواست خدمات دیگر را هم کرد. نه اینکه بگوییم چرا اولویت را داده است به زنان و حجاب. باور کنیم همین حداقل ها در جامعه ما غنیمت است. تازه باید این خدمات بیشتر شود. اتفاقا خدمات دولتی و خصوصی هم تواما باید باشد. خدمات دولتی چون بالاخره دولتی داریم که خدماتی ارائه می دهد و باید به همه اقشار باشد. خصوصی برای اینکه توانایی انتخاب کیفی بین این خدمات باشد. مثلا پارک هایی اینچنین که حتی ورودیه دارد و مستقل از پول دولت درآمدزایی هم دارد.

سوم اینکه نفس خدمت رسانی به یک قشر در جامعه چیز بدی نیست. این طرح قرارش، دادن خدمت به کسانی است که بخاطر محدودیت حجاب -حالا چه با اعتقاد چه با اجبار- از بسیاری از تفریحات و حتی لذایذ محرومند. باید به این گروه هم خدمت کرد. کما اینکه باید در شهرسازی حواسمان مثلا به معلولین باید باشد. باید به ایشان خدمت رسانی کرد تا آنها هم بتوانند از فضای شهری استفاده کنند. خیلی هم چیز عجیب و غریب و ناشناخته ای نیست.

خلاصه اینکه گاهی وقت ها، بخاطر اینکه دولت - در معنای عمومی آن - یک سری خدمات را نمی دهد و یا حتی تصمیم های درستی درباره برخی مسایل دیگر نمی دهد، دلیل نمی شود که آن خدمت حسنه را هم نه نقد که تخطئه کنیم!

راستش را بخواهید حجاب را با اعتقاد انتخاب کرده ام. اما همیشه یک آرزو داشتم. آن اینکه در فضایی باز احساس کنم باد از لابه لای موهایم می دود. با بسیاری دیگر هم برخورد کرده ام با این خواست. ممکن است در خانه ها و فضای محدود خصوصی این امکان پذیر بوده باشد، اما بالاخره خدمتی است. انگار که محدوده پاکسازی شده بانوان داشته باشیم در کنار ساحل!

پی نوشت اول: مطالب چند پستم بازتاب ها و مخالفت هایی را داشت. می خواستم بحث کنم دیدم دیگران اشاره کرده اند و لذا بحث را ادامه ندادم . این پست بلوط، این غر نوشت و این پست بهاره در ادامه همان بحث قدیمی با آقای قدوسی درگرفته است.

پی نوشت دوم: راستش تنها درمورد انتقاد بهاره که گفته بود چرا دسته بندی جامعه شناسی کنیم را برای برخی مطالب برگزیدم، باید بگویم منظور من از این دسته این بود که بیاییم جامعه را بشناسیم. اصلا به رشته جامعه شناسی که می خوانم ربط نداشت. ادعای تحلیل و تبیین اجتماعی را از ابتدا نداشته ام. هرچند که سعی می کردم نگاه دقیق تری داشته باشم. اما این دسته بندی من سو تفاهم به وجود اورده، و حق را هم اتفاق به بهاره دادم. من هم نامش را کردم “گشت و گذار در جامعه”! به نظرم این یکی منظورم را رسانده باشد. ممنونم از ایشان بابت انتقادشان، چشم دیگر جامعه شناسی نمی کنم!

۴۰ نظر برای “پارک زنان، نیازی که بسیار دیرپاسخ داده شد”


  1. پانته‌آ:

    شبیه این روشها در جوامع غربی هم هست با محیطهایی مثل پارکینگ مخصوص بانوان به خاطر ناامنی پارکینگهای عادی در ساعات شب. منتقدان میگن برای زنها گتو درست نکنید، امنیت رو افزایش بدید که در محیط عادی امکان تردد داشته باشند. یا مثلاً اولیت جنسی در استخدام که منتقدانش میگن باید شعور و فرهنگ جامعه ارتقا پیدا کنه تا حق زنان خورده نشه، نه اینکه باهاشون برخورد ویژه بشه، شبیه همین حرفی که خانم میلانی میزنه.
    اما تا به حال ندیده‌ایم و نشنیده‌ایم دولتی که در دنیا به خاطر پایمال کردن حقوق زنان معروفه، اول خودش یک مشکل بزرگ اجتماعی درست بکنه و بعد از سی سال به جای حلش (اختیاری کردن حجاب) دست به درست کردن محیط ویژه بزنه، اون هم با هزار منت!

  2. مریم:

    پارک زنان با هر معیاری لازم بود. بهر حال همه ما به آزادی هایی از آن دست که شما هم اشاره کردید نیاز داریم. من فکر می کنم صرفا به بهانه نبودن قانون و به تبع آن وضعیت ایده آل نمی توانیم چشممان رابر واقعیت موجود و نیازهایی که به طرق مختلف خودشان را نشان می دهند ببندیم. ضمنا یک وقت هایی با بعضی پست های شما دوپینگ می کنم.گفتم،که در جریان سوء استفاده هایی که از فضای مجازی تان می شود باشید. والسلام.

  3. محمد الیاس:

    ای بابا خانوم توحید لو! معلومه که چرا این افراد از جداسازی انتقاد میکنن چون الگوی مطلوب شان چیز دیگری است. ملکم خان ها تا ما را از فرق سر تا نوک پا غربی نکنند دست بردار نیستند. و من نمی دانم چرا این افراد اگر این قدر به اختلاط و قاطی پاتی بودن علاقه دارن چرا به همون پارتی ها و حوزه خصوصی شون قانع نیستن و می خواهند حتمآ این اختلاط رو به حوزه عمومی جامعه بکشونن. جالبه که خود خانوم ها از چنین طرح هایی استقبال می کنن و خیلی از آقایون از حجاب و نبود اختلاط گلایه دارن واقعآ این آقایون چقدر دلشون واسه خانوم ها می سوزه و به فکر راحتی اونها هستن.
    در مورد ((جامعه شناسی نکنیم)) نیز با خانوم آروین موافق نیستم. تا جایی که من سلایق علمی ایشون رو شناختم متوجه شدم که تنها چیزی را جامعه شناسی می دانند که با رویکردی پوزیتیویستی بیان شده باشد و اعتنایی به رویکردهای کمی ندارند چه کسی گفته که همین گشت و گذار در جامعه جامعه شناسی کردن نیست؟
    در ضمن اون عبارت ((ساحل سلامت)) که من نوشته بودم تنها یک اشتراک لفظی با نام وبلاگ تو بود

  4. محمد الیاس:

    در کامنت قبلی منظورم این بود که ایشون گویا اعتنایی به روش های کیفی ندارن. در ضمن بالاخره تونستم کامنت بذارم چون نمی دونستم گذاشتن ایمیل لازمه

  5. سمیه:

    پانته آ خانوم. بالاخره تو این جامعه یک درصدی حجاب رو خودشان پذیرفته اند. اصلا جدای از قانون حجاب، اونا حق استفاده از این مزایا رو ندارند؟ چطوره که در کشورهای دیگه ای مثل مالزی که حجاب هم اجباری نیست به این مسایل فکر می کنند؟ این بالاخره یک حق برای اون کسانی هست که این رو پذیرفته اند. حالا هم که یه بخش حجاب اجباری اضافه شده پس این نیاز بیشتر.

  6. بهنام:

    اول اینکه مقایسه این پارکها با فضاهای نگهداری بچه ها بنظر خود شما درست است؟ اگر نیست که پس ارتباطی به موضوع ندارد.

    این جمعیتی که بقول شما الان نمیتوانند آزادانه فعالیت کنند چرا نمیتوانند؟ این سوالی نیست که باید جواب داده بشود؟

    “ورزش را صبح ها زنان در همین پارک های خودمان انجام می دهند. به نظرم مشکلی نیست.” پس این وضعیت ورزشی که زنان ما الان دارند و این آمارهایی که از وضعیت جسمی آنها منتشر شده هیچ چیز بدی نیست و علتش فقط تنبلی خانمهاست که صبحها بلند نمیشوند بروند ورزش کنند! جا دارد همه بانوان از شما تشکر کنند که ورزش صبحگاهی را با مقنعه و مانتو تایید فرمودید!
    (چند نفرشان با چادر ورزش صبحگاهی میکنند؟)
    شما گفتید جدای از اینکه پارک بانوان بشود یا نشود الان در وضعیت ورزش صبحگاهی مشکلی نیست!

    این حق ورزش بدون حدود پوشش را چه کسانی از “بخش کثیری از جامعه” گرفتند؟

    جمع زیادی از بانوان هم که اتفاقا اصلا کم نیستند دلشان میخواهد بدون حجاب بروند خرید، با این استدلال خیلی قوی شما آیا نباید دولت خدمتگذار یک مراکز خریدی هم برای آنها درست کند که در عین وجود قانون بسیار عقلانی و محترم حجاب اجباری (آنهم با تعیین و کنترل کوچکترین زوایایش) این بخش جامعه هم از حقوق شهروندی محروم نماند؟

    اینکه اعتراض خانم میلانی (یا امثال او) تعجب! شما را بر می انگیزد خیلی عجیب نیست. اتفاقا این میزان تعجب شما را ما همفکران خانم میلانی خیلی خوب درک میکنیم که از کجا میاید. فعلا که شما مصدر کار هستید پس نگران و متعجب نباشید آخر سر همانی میشود که شما میخواهید.
    شما اجازه بدهید این پارکها راه بیافتد، (اگر همان علما اجازه بدهند) خودتان شاهد خواهید بود که به سال نمیکشد جمع خواهد شد! مگر اینکه از همان اول این پارکها بشود جایی مخصوص خانمها ولی با “حجاب”! یعنی همان جداسازی. (این اتفاق بیافتد شما قبول میکنی که از ایران و جامعه و این چیزها سر در نمیاری و امثال تهمینه میلانی ها سر در میارند؟)

    ” خدمات دولتی چون بالاخره دولتی داریم که خدماتی ارائه می دهد و باید به همه اقشار باشد. خصوصی برای اینکه توانایی انتخاب کیفی بین این خدمات باشد. مثلا پارک هایی اینچنین که حتی ورودیه دارد و مستقل از پول دولت درآمدزایی هم دارد.”
    بنظر من که خیلی شبیه صحبتهای حضرت امام راحل است فقط ادبیاتش بهتر است. الان یعنی در ایران اینطوری هست؟ در این سی سال گذشته اینطوری بوده؟ واقعیتها دور شوید، آمار و ارقام کور شوید، شعار عزیز تو بیا در آغوشمان!

    “سوم اینکه نفس خدمت رسانی به یک قشر در جامعه چیز بدی نیست”
    کسی گفته که خدمت رسانی به یک “قشر”! بد است؟ یا موضوع اینستکه اینکاری که به اسم خدمت بخورد مردم میدهید خدمت نیست و یک چرخه باطل است.

    “کما اینکه باید در شهرسازی حواسمان مثلا به معلولین باید باشد. باید به ایشان خدمت رسانی کرد تا آنها هم بتوانند از فضای شهری استفاده کنند. خیلی هم چیز عجیب و غریب و ناشناخته ای نیست.”
    اینهم درست مثل استدلال حوزوی های عزیز است. اینی که الان از قلم مبارک شما آمد بیرون اصلا ربطش را به موضوع میفرمایید چیست؟! الان معلولین عزیز پارک جدا و دانشگاه جدا و … جدا دارند؟ اینطوری بهشان خدمت شده یا قرار است که بشود؟
    بعد الان برای معلولین عزیز این خدمات به اندازه حداقلش فراهم شده؟ ایده آلش به کنار! جواب این دو تا سوال را که کنار هم بگذارید معلوم میشود چقدر این مثال شما به ماجرا ربط دارد.

    “خلاصه اینکه گاهی وقت ها، بخاطر اینکه دولت - در معنای عمومی آن - یک سری خدمات را نمی دهد و یا حتی تصمیم های درستی درباره برخی مسایل دیگر نمی دهد، دلیل نمی شود که آن خدمت حسنه را هم نه نقد که تخطئه کنیم!”
    (-:
    شما باز فراموش کردید که معیار درست و غلط بودن “سمیه توحیدلو” نیست! برای همین هم هست که اگر کسی گفت این تصمیم خوبی نیست منظورش “تخطئه” نیست! یا اینکه فقط شما میتوانید نظر موافق بدهید؟ (البته فراموشمان نشود که سمیه ها خیلی هم انتقاد دارند و خیلی هم با خیلی کارهای بد نظام مخالف هستند و خیلی خیلی منتقد هستند)

    “راستش را بخواهید حجاب را با اعتقاد انتخاب کرده ام.”
    نه شما، نه هیچ کدام از این خانمهای مومن گرامی حجاب را با اعتقاد انتخاب نکردید. به این دلیل خیلی خیلی خیلی ساده که حجاب شما آن چیزی نیست که در اسلام بوده است!
    بعد وقتی که اجبار در کار آمد (اجبار خانم دکتر عزیز معنیش فقط قانون جمهوری اسلامی نیست) دیگر انتخاب کردمش کجاست؟! یعنی شما باور داری که اگر در یک جای دیگر دنیا هم بدنیا آمده بودی و بزرگ شده بودی الان حجاب اینطوری داشتی؟! آن کسی میتوان بگوید انتخاب کردم که اول نداشته بعد آمده و قبولش کرده. کسی که از کودکی اینطوری بزرگش کردند که خیلی حق انتخابی هم ندارد.

    “اما همیشه یک آرزو داشتم. آن اینکه در فضایی باز احساس کنم باد از لابه لای موهایم می دود.”
    از صمیم قلب امیدوارم به آرزویتان با قدم زدن در یکی از این پارکها برسید (خودم دوست دارم شما با تغییر نگاهتان به این آرزویتان برسید) اینرا میفهمم که چقدر این حس لذت بخش است و متاسفم که شرایط شما و خیلی های دیگر را محروم کرده است.

    “انگار که محدوده پاکسازی شده بانوان داشته باشیم در کنار ساحل!”
    (-:
    محدوده پاکسازی شده از چی؟ از مردان؟(-:

    تجربه کشور ممالزی جدای از اینکه آیا موفق است یا نه، هیچ ارتباطی با ایران ندارد. به این دلیل که در آنجا بقول خودتان حجاب اجباری نیست. این اجباری نبودن حجاب بلافاصله منجر میشود به کاهش فشار روی جامعه که منجر میشود به کاهش حساسیتهای جامعه و یک چرخه ای بوجود میاید که بمرور زمان شکل حجاب را تغییر میدهد و از آن حالت خشک و صلب خارج میکند و چه بسا در آینده حذف میکند.
    چیزی که در ایران داریم عملکردش برعکس است، به جامعه دستور داده میشود! که باید حجابی با این جزییات که آنهم طی دستوری! تعیین میشود رعایت بشود این یعنی فشار روی جامعه که منجر میشود به همین چیزی که میبینیم. یک چرخه حجاب راه میافتد که مرتب خودش را تشدید میکند. این وسط بخت با ما یار بوده که بقیه دنیای آزاد با حجاب میانه ای ندارند و این موضوع به اندازه ای نیرو وارد میکند که گردش این چرخ حجاب را کند نماید.

    پارک مخصوص بانوان هم در این شرایط یک دوران دیگر در جهت تشدید حجاب است و برخلاف چیزی که شما فکر میکنید منجر به وزیدن باد در لا به لای موی بانوان زیادی نخواهد شد.
    بنظر من واقعیت اینستکه صرف ۴-۵ تا پارک بانوان در تهران معنیش خدمت رسانی نیست. یا شما قبول دارید که این طرح در همین حد خواهد بود یا اینکه خیال میکنید در همه شهرهای ایران پیاده خواهد شد؟ پس عملی نیست.
    بعد اینکه این طرح در حد همان چند پارک در تهران هم عملی نیست! نتیجه اش این میشود که باید یک لشکر مسلح دور تا دور پارک مراقبت کنند، در داخل پارک حمل دوربین و موبایل و هرنوع تصویربرداری ممنوع باشد! … هزار و یک بخشنامه و دستور دیگر و سر آخر هم باز جلوی این بی ناموسی! ها گرفته نخواهد شد چون یک عده مشتاق آن بیرون هستند (از سردار نیروی انتظامی و نگهبان دم درش گرفته تا بقیه) و بقول رادیو زمانه میشود همان بانوان در حصار!
    آخر هم عطایش را به لقایش میبخشند.
    دورتر را هم اگر نگاه کنید این طرح از همان دست طرحهای دیگر است برای بدست آوردن دل بانوان که بله بله این آقایای قالیباف عجب آدم روشنی است و خدمت میکند. که کارکرد سیاسی دارد. نه آقای قالیباف دلش برای وزیدن باد لای موی شما و فرزند ما سوخته نه بقیه این عزیزان علما.

    چون موضوع حجاب است، شما شاید به سنت قد ندهد، ولی همان “بزرگترین رهبر قرن” که “بزرگترین انقلاب” قرن را راه انداخت! وقتی صحب از حجاب اجباری کرد چندین روز تحصن و اعتراض بود تا ایشان فرمودند که منظورشان اجباری نبوده! بعد که جای پایش محکم شد و هر کس سر راه بود گردنش را زد اینطوری شد که هست! پس صحبت از انتخاب نفرمایید که خنده دار است.

  7. صبح:

    سمیه عزیز من کاملا با نظر خانم تهمینه میلانی موافقم چون این پارکها فقط به بی فرهنگی دامن می زند و باعث ناهنجاریهای بیشتر می شود. شما می تواند متوجه شوید هیچ وقت دختران در دانشگاه و محیطهایی که ارتباط زن و مرد زیاد است حرفهای رکیک نمی شنوید ولی در میادین شهر که عده زیادی از کارگرها و مهاجرین افغانی هستند که حتی شانس هم کلامی با یک زن را نداشته سخنانی می شنوید و رفتارهای عجیب و غریب مبینید. شما در شهر دبی اگر با دامن کوتاه ۳ شب در خیابان بروی کسی به تو چپ نگاه نمی کند اما اگر یک دکه از مانتو در ایران باز باشد تمام مردان در خیابان بر می گردند. تا اکنون به این نکته فکر کردیید؟ پس جداسازی در طولانی مدت خوب نیست در کوتاه مدت برای باد خوردن موها و افتاب گرفتن بد نیست اما چرا در جامعه امام زمانی مردان ما اینقدر سست عنصر شده اند؟ آیا این حق زن ایرانی حداقل غیر مسلمان نیست که حجاب نداشته باشد ایا حق زن ایرانی مسلمان نیست که بخواهد آزادانه در زیر نور خورشید بدون حجاب ورزش کند بدود بخندد؟ شما برای آفتب خوردن موهای خود بهتر است به همین کشورهای همسایه مثل دبی ترکیه بروید و بدون حجاب در خیابان قدم بزنید مطمئن باشید اسلام در خطر نمی افتد چون آنجا کسی به شما نگاه نمی کند نعوذ باالله با دیدن موهای زیبای شما به جهنم بیفتد. یکم عمیق تر فکر کنیم واقعا حرفهای خانم میلانی زیبا بود. راست می گفت دخترانی که در خانواده با محدودیت مواجه بودند وقتبی وارد دانشگاه می شدند ارتباطات ناسالم تری داشتند.

  8. سمیه:

    بیایید دو تا موضوع را با هم مخلوط نکنیم. اصلا و ابدا دفاع از حجاب اجباری نکرده ام. اما به فرض غیر اجباری بودن و اینکه همه حق دارند هرجا هرگونه باشند، باز هم این پارک ها نیاز بود. چون عمیقا اعتقاد دارم درصد قابل توجهی حجاب را نه بخاطر قانون که برای حجابش انتخاب کرده اند. این قشر محجبه در جامعه ما کم نیستند، حق دارند و باید آنها را هم در خدمات دادن دید.
    تو رو خدا همه چیز را با همه چیز قاطی نکنید. داخل متن هم چند بار این را گفتم!

  9. ناصر:

    با سلام به همگی
    در حال حاضر در مورد جداسازی نمی خواهم نظر بدهم پس این کامنت از این جهت ساکت است.
    اما شاید تمام دلیل دست کم یکی از مهمترین دلایل این طرح ها با وجوب شرعی و رسمی رعایت پوشش اسلامی ارتباط داشته باشد. اما بحث زیر به پوشش اسلامی مربوط می شود.
    ۱- به نظر من حاکمیت باید هر چه زودتر دست خود را از حوزه های خصوصی و از آن دست رعایت پوشش اسلامی کوتاه کند که این هم به نفع حاکمیت و هم مردم خصوصاً دین داران است.
    ۲- اجمالاً عرض کنم که من هم قائل به وجوب رعایت حفظ پوشش اسلامی به اختیار خود افراد هستم.
    ۳- «…اما همیشه یک آرزو داشتم. آن اینکه در فضایی باز احساس کنم باد از لابه لای موهایم می دود. با بسیاری دیگر هم برخورد کرده ام با این خواست…»
    این قسمتی از نوشتار خانم توحیدلو است.
    حال بحث در این است که آیا محدوده رعایت وجوبی پوشش اسلامی چه قدر است؟ آیا این محدوده به گونه ای است که خواست طبیعی فوق را پاسخ گو باشد؟
    ۴- اکثریت قریب به اتفاق فقها و مراجع قائل به وجوب رعایت پوشش اسلامی و از جمله سر و گردن هستند.
    ۵- اما اخیراً یکی از دانش آموختگان فاضل حوزه علمیه قم ( آقای احمد فابل)در یک بحت متدولوژیک فقه سنتی به این نتیجه دست یافته است که از ادله نمی توان وجوب پوشش سر و گردن را اثبات کرد و تنها این ادله دلالت بر استحباب پوشش این مواضع می کند.
    ۶- کم نبوده است چه در علم فقه چه غیر آن که یک امر مسلم از دیدگاه علمای آن علم بعد سالیان و حتی قرن ها دچار تحول شده است.
    ۷- استثنای صورت و دستان در قول اکثر برای رفع مشقت بیان شده است. و مشقت یک معنای عرفی دارد که می تواند در گذر زمان تغییر کند. شاید در جوامع امروز پوشاندن سر و گردن خالی از مشقت نباشد.
    ۸- این نوع از استدلال و برداشت می تواند راه را برای تحقق آن خواست طبیعی بانوان متدین که زیاد هم در بند مستحبات نیستند هموار سازد.
    ۹- البته عملی شدن و رواج یافتن این قبیل امور در فقه مانند سایر علوم بستگی به اقبال جمع قابل توجه ای از علما به آن نظر جدید دارد. و البته در این بین حساسیت جامعه حتی جامعه علمی را نسبت به مسائل مربوط به زنان نباید نادیده گرفت.

  10. سمیه:

    گیریم که یکی آمد و اینگونه حکم داد آقا ناصر! فکر می کنید مابقی هم دنبالش می روند؟ یعنی انتخاب کنندگان حجاب فقط منتظر چنین حکمی هستند؟ این انتخاب نباید ربطی به حاکمیت و حتی شرع داشته باشد. البته تاکید می کنم سو تفاهم نشود. برای همان کسانی که خود خواسته اند و برگزیده اند!

  11. پانته‌آ:

    بهنام اغلب گفتنیها رو به شیوایی تمام گفته اما چون شما من رو مورد خطاب قرار دادید بهتون جواب میدم.

    گفته‌اید: حالا هم که یه بخش حجاب اجباری اضافه شده پس این نیاز بیشتر.
    یک بخش؟ یعنی جامعهء زنان از دید شما در اصل محجبه‌ها تشکیل شده به علاوهء یک بخش (ظاهراً بی‌اهمیت) که زنان مخالف حجاب باشند؟! اون هم حالا؟؟
    مشکل سر همین یک عبارت حجاب اجباریه که حالا هم نیست و سی سال پیش به ضرب و زور فحش و کتک به سرمون کرده‌اند. عوارضش کاملاً مشخصه و بوی گندش به مشام حکومت هم رسیده، اما براشون کوچکترین اهمیتی نداره. انتخابات داره نزدیک میشه و به این دلیل به دست و پا افتاده‌اند و با این نوع طرحهای مسخره برای قالیباف تبلیغ میکنند که بله ما به فکر زنان هستیم و فلان و بهمان. همونطور که احمدی‌نژاد میخواست ورود زنان به استایومهای ورزشی رو آزاد کنه و برای خودش محبوبیت بخره که به غلط کردن افتاد. چرا حالا؟ چرا فقط تهران؟ دلشون واقعاً برای نیازهای زنان سوخته یا دارند رأی میخرند؟

    گفته‌اید: بالاخره تو این جامعه یک درصدی حجاب رو خودشان پذیرفته اند. اصلا جدای از قانون حجاب، اونا حق استفاده از این مزایا رو ندارند؟… این بالاخره یک حق برای اون کسانی هست که این رو پذیرفته اند.
    خانم شکسته‌نفسی نفرمایید. در این کشور هر چی حقه مال شما محجبه‌های اسلام‌دوسته، اما انگار هنوز دو قورت و نیمتون باقیه. کدوم حق، کدوم فضا، کدوم ارزش رو به زن دگراندیش داده‌اید، کجا داخل آدم حسابش کرده‌اید که حالا بابت نادیده گرفتن حقوق حقهء خودتون از بنده طلبکار هم شده‌اید؟! کجا دیدیم یا شنیدیم که یک نفر از شما زنان محجبه دلش برای حقوق پایمال شدهء زنانی بسوزه که حاضر به پذیرفتن این یک تکه پارچه نیستند؟

    گفته‌اید: چطوره که در کشورهای دیگه ای مثل مالزی که حجاب هم اجباری نیست به این مسایل فکر می کنند؟
    مالزی؟ بعد از ژاپن اسلامی حالا نوبت مالزی شد؟! بله، مثل مالزی حجاب رو اختیاری کنند، بعد برای اون اکثریت عظیم! که میخواد حجابش رو حفظ کنه جای پنج تا پونصد تا پارک بسازند. شما هم تشریف ببرید هر روز باد بخورید. تا کور شود هر آن که نتواند دید! گردن بدحجابها! که سی سال تموم تحقیر شدند، فاحشه و هرزه و هرجایی خونده شدند، کتک خوردند، دستگیر شدند، توی اتاقهای تاریک چپونده شدند و شلاق خوردند از مو هم باریکتره.
    البته این طرح هم مطمئن باشید نه تنها عمومی نخواهد شد، بلکه با شکست مواجه میشه. اولاً تاریخ مصرف داره و وقتی خر از پل گذشت روباره بساطش جمع میشه. دوماً اینها حتی طاقت دیدن مایوی دوتیکه و لاک ناخن رو در استخر زنانه با دیوارهای شصتاد متری و چادر برزنتی جلوی در ورودی ندارند! خودشون پر از عقده‌های جنسی هستند و طاقت دیدن زیبایی زنان دیگه رو ندارند و حتی اگر حجاب خانمی کامل باشه اما عین خودشون ریش و سیبیل نداشته باشه و قیافه‌اش کریه نباشه باهاش با بغض و کینه و نفرت روبه‌رو میشن. چطور میخوان وجود چنین فسق و فجوری! رو در درازمدت تحمل کنند؟
    شما هم همدست اونها هستید و میخواهید چهرهء نفرت‌انگیز نظام رو بزک کنید، خودتون رو لطفاً به اون راه نزنید که دلتون باد میخواد و چه خوب که بالأخره لطف کرده‌اند و منت گذاشته‌اند و دارند خدمات ارائه میدند. دل این همه زن ایرانی هر روز و هر لحظه هوا و نور و آزادی و حق نفس کشیدن میخواد، اما به جاش سی ساله که دارند یا روسری یا توسری میشنوند.
    بله انصاف چیز خوبیه اما شما با این دیدی که دارید چطور روتون میشه که از انصاف حرف بزنید؟ واقعاً که!

  12. سمیه:

    فکر می کنیم چندبار گفتنی ها رو گفتم. نیازی به پاسخ نیست. نه درصد تعیین کردم و نه گفتم که همه در این قشرن. ففط مواظب باشیم که این برداشت پیش نیاد که اگر حاکمیت داره ایدئولوژی خودشو تحمیل می کنه به مردم و در همه چیز دخالت می کنه، ما هم بیایم در نقطه مقابل اون بایستم و همین کار رو بکنیم.
    در ضمن من ممکنه خودم حجاب رو انتخاب کرده باشم ولی به هیچ وجه فکر نمی کنم دیگران هم باید اینچنین باشند. اصلا هم مشکلی با کسانی که این انتخاب رو ندارند، ندارم. در ضمن حجاب رو امر حکومتی هم نمی دونم.

  13. سمیه:

    در ضمن درباره حجاب من در وبلاگم بارها نوشته ام. حداقل به اندازه خودم.

  14. بهنام:

    سمیه خانم، اگر خطاب شما من بودم که من نگفتم شما از حجاب اجباری دفاع میکنید. قبول دارم که شما معتقد به آزادی انتخاب در این مورد هستید. مطلب من چیز دیگری است. اینکه این آزادی انتخاب با بقیه باورهای شما که ریشه در اخلاق اسلامی دارد جور نیست.

    یک نفر مثل من یا همفکر من میتواند بگوید که منتظر فتوای علما ننشسته که حالا فلان علامه صاحب فضل حرفی را که ۵۰ سال است داریم میزنیم و چوبش را میخوریم بخواهد از دل فقه شیعه در بیاورد.
    ولی کسی که باور شیعی دارد که نمیتواند بگوید از علما بیشتر میفهمد. برای همین هم هست که جامعه از محروم و غیره پشت سر میزان درک و فهم این علمای عزیز گیر کرده (سد واقعی اینجاست)

    موضوع حجاب مطرح شد چون شما چندجایی در نوشته تان از آن استفاده کردید برای تایید این پارکها. دوست دارید اصرار کنید که خودتان انتخاب کردید، بسیار خوب.نشان دادن اینکه اینطور نبوده کار دشواری نیست ولی میگذریم. اصلا بنا را بر این میگذاریم همه افرادی که حجاب دارند خودشان انتخاب کردند. این اسلامیش کجای این انتخاب هست؟! (جوابی نیست که بدهید! من فقط میخواهم خواننده به این موضوع فکر کند)

    موضوع مطلب شما بطور مشخص در مورد این پارکهاست. الان شما یک تیوری دارید که میگویید این پارکها خوب چیزهایی هستند و یک سری دلایل هم در پشتیبانی آن میاورید. ایراداتش را هم که جوابی نمیدهید.

    ما و خانم میلانی ها یک تیوری دیگری داریم که در شرایط حجاب اجباری خوب نیستند و عملی نخواهند بود و کارکرد معکوس دارند.
    هر دوی این تیوری ها هم مخالف و موافق دارد ،مال شما بیشتر موافق دارد چون بیشتر مردم در همین عوالم هستند.
    (احتمالا یک عده دیگر هم هستند که فکر میکنند ایجاد این پارکها یک سیاست تشویقی برای ازدواج در سن پایین هست! و به همین دلل بشدت مخالف هستند!)

    بنظر شما میزان درست و غلط بودن این تیوریها را میشود اندازه گرفت یا نه؟ اگر این پارکها عملی نشود ایا نشان میدهد که تیوری شما درست نبوده؟ یا نه آنوقت فکر میکنید میشد که بشود ولی درست عمل نکردند!

    شعار قشنگ دادن کار سختی نیست. خیلی راحت میشود مثلا ادعا کرد که اقتصاد توحیدی، بانکداری اسلامی، توسعه اقتصادی همراه با عدالت اسلامی، برابری زن و مرد در اسلام و… اما واقعیتهای دنیا را هم قرار هست وارد این مسایل بکنیم یا نه مثل ۳۰ سال گذشته فقط شعار باید بدهیم؟

    از آن قضیه موبایل گرفته تا بزرگترین رهبر قرن و ماجرای سیل و سد، این سوال برای من مانده که چطور میشود شما دنبال اندازه گرفتن این تیوری ها نیستید؟! چرا هر اتفاقی بیافتد باز هم حرف شما درست است؟!(-:

    در حاشیه دستور دولت برای پرداخت دیه برابر بابت خون زنان و غیر مسلمانان را به همگی تبریک میگویم!(-:
    خوشمزه اینجاست که باز همین دولت جمهوری اسلامی از علمای عزیز حتی در قوه قضاییه سبقت گرفت! حالا نمیدانم اینهمه توجیه و تفسیری که برای لزوم این نابرابری در این چندصد سال گذشته امثال آن علامه فاضل که دوستمان با شادمانی آن بالا نوشتند و بافتند را چکار میکنند؟!

  15. قلندر:

    با نظر بهنام موافقم نظرات درستی دادند.

  16. حجت:

    من فقط یه سوال دارم . شما که در اینجا از حق حرف میزنید و فکر میکنید که اینجور پارکها حق مسلم بانوانی است که حجاب رو انتخاب !!! کردند . خوب بالفرض درست بودن این گزاره ، حق اون قشر عظیمی از بانوان که حجاب رو انتخاب نکردند چی میشه ؟ اینجور که معلومه اونها تا حجاب اجباری رو انتخاب !!! نکنند حقی ندارند .

    یه نکته حق هم درباره انتخاب بگم ؛ معمولا انتخاب وقتی معنا پیدا میکنه که فرد گزینه های متعددی داشته باشه که که برای برگزیدن هر کدام از اونها محدودیتی نداشته باشه ، یعنی شانس انتخاب هر کدام از گزینه ها همسان باشه . در اون صورت یه نفر میتونه بگه که من از بین اینهمه گزینه این یکی رو بنا بر سلایق شخصیم و دیدگاهم به موضوع ” انتخاب ” کردم .
    حالا میرسیم به موضوع انتخاب حجاب در ایران اسلامی ما ، به نظر شما کسی که میاد میگه که من حجاب رو خودم انتخاب کردن گزینه دیگه ای هم جلوش هست که بخواد انتخاب کنه ؟ یعنی میتونه بی حجابی رو هم به عنوان یکی از گزینه هاش انتخاب کنه ؟! پس عملن این انتخاب دیگه انتخاب نیست و ارزش خودش رو از دست میده. (توجه داشته باشید که منظورم من در اینجا حجاب داشتن یا نداشتن در مکان عمومی است وگرنه در خانه و مکانهای خصوصی که ملاک نیست ) .

    من یه دختر نیستم ولی اگر دختر بودم اصلا نمیتونستم قبول کنم که خدا به من مو بده ولی تمام عمرم باید مخفیش کنم . به من زیبایی بده ولی تمام عمرم باید مراقب باشم تا به این امانت خدا آسیبی نرسه . به من شور و هیجان بده ولی تمام عمرم باید سرکوبش کنم ،

    راستی تکلیف اون زنها و دخترهای شهرستانی که اونها هم حجابشون رو انتخاب !!! کردند چی میشه ؟ نکنه اونها چون در تهران زندگی نمیکنند حق کمتری دارند و حالا حالاها باید منتظر بمونن تا باد از لای موهاشون رد بشه . قالیباف که دیگه شهردار اونجا نیست .

  17. ناصر:

    در ارتباط با آن قمت از نوشتار خانم توحیدلو که آورده اند:«این انتخاب نباید ربطی به حاکمیت و حتی شرع داشته باشد.»
    با شما موافقم که ربطی به حاکمیت نباید داشته باشد اما آیا به شرع هم نباید مربوط باشد با این مخالفم. فکر می کنم حاکمیت از آن رو خود را ملزم به اجبار می داند که قائل به وجوب پوشش سر و گردن است و متدینین دست کم اکثریت به عنوان یک دستور شرعی حجاب را رعایت می کنند. و البته برای عده ای هم رعایت حجاب شاید یک هنجار شخصی یا گروهی و یا خانوادگی شده باشد و یا شاید یک عادت.
    البته خود من هم در حال حاضر نه در نظر و نه در عمل از این قول بسیار نادر تبعیت نمی کنم اما باید گذاشت این صدای هر چند ضعیف هم شنیده شود دست کم خیلی از کسانی که دوست دارند در عین عدم رعایت حجاب در حد نپوشاندن سر و گردن هم چنان در زمره متشرعان باشند احساس بیگانگی و ارتکاب حرام بین و روشن نمی کنند.

  18. ناصر:

    آقا حجت
    با وجود اجبار به حجاب امکان انتخاب هنوز هست و شما می توانید بالوجدان در جامعه میان این افراد فرق بگذارید. زیرا آزادی رعایت حداکثر و حداقل پوشش و عدم رعایت دقیق دستور شرع وجه تمایز روشن و واضحی است.
    انتخاب در این جا به معنای با میل و رغبت است و این میل و رغبت به رعایت پوشش حتی شاید در کسانی که آن را مطابق شرع رعایت نمی کنند نیز وجود داشته باشد.

  19. ناصر:

    اما آقا بهنام
    در فروع دین افراد موظف به تقلید از اعلم هستند و جنان جه اعلم که مرجع تقلید است پوشش سر و گردن را واجب تشخیص دهد بر مقلد او رعایت این فتوا واجب است و لو سایر مراجع در رتبه علمی بعد قائل به عدم رعایت باشند تا چه رسد به یک دانش آموخته فاضل.
    اما آن چه به لحاظ نظری مهم است این است که شاید بتوان گفت در حال حاضر اجماعی که تصور می شد وجود دارد،متزلزل شده است.

  20. بهنام:

    ناصر خان، اینکه خطاب به من گفتی اصلا چرا خطاب به من گفتی؟!(-:
    این من نیستم که فکر میکنم اسلام و حجاب اسلامی و تشیع را خودم انتخاب کردم ولی عقیده علما را قبول ندارم! مطلب من را دوباره بخوان برادر. مخاطب شما من نیستم!

  21. ناصر:

    اقا بهنام
    آیا شما ننوشتید:«یک نفر مثل من یا همفکر من میتواند بگوید که منتظر فتوای علما ننشسته که حالا فلان علامه صاحب فضل حرفی را که ۵۰ سال است داریم میزنیم و چوبش را میخوریم بخواهد از دل فقه شیعه در بیاورد.
    ولی کسی که باور شیعی دارد که نمیتواند بگوید از علما بیشتر میفهمد.»
    کامنت ۱۹ ناظر به این اشکال شما بود.
    البته اضافه کنم نه تنها در فقه که در سایر شاخه های دانش بشری نظیر فیزیک و هیئت و … نیز تا مدتها پاسخ به پرسش ها بر اساس نظریاتی داده می شد که قرن ها بعد بطلان آنها ثابت می شد مانند فیزیک کوانتوم که جانشین فیزیک نیوتنی شد و یا هیئت گالیله که جایگزین هیدت بطلمیوسی گردید.
    البته این را باید پذیرفت که علم فقه در پاسخ به پرسش های جدید بسیار کند عمل می کند و این شاید به معنای آن باشد که زمان انقلاب در پارادایم موجود فقه فرا رسیده است.

  22. بهنام:

    خوب برادر من کجای این حرف من معنیش اینستکه بنده فکر میکنم معتقد شیعه نیازی به تقلید ندارد که شما برداشتی توضیح دادی که دارد؟! من که همین حرف شما را تایید کردم!(-:

    ضمنا برادری که بنظر میرسد ریشه در حوزه داری، با توجه به آنچه که در مورد علم فیزیک و نجوم گفتی بنظر میرسد که شما فقه را هم در همان ردیف میدانی. من اصلا نمیخواهم با شما وارد این بحث بشوم چون تهش معلوم است. اینجا هم جایش نیست. (خفه شدیم از بس که علما ادعای تخصص و علم کردند)
    علوم دیگر از ناشناخته های بشر صحبت میکنند و در آزمون و تجربه آنرا گسترش میدهند با تجربه و آزمایش. شما ها هم به این ابزار مسلح هستید؟! نیستید برادر من! چرا مغلطه میکنی!
    حجاب در زمره این ناشناخته هاست که حالا علما باید بشینند روایت بالا و پاینن بکنند؟!
    الان نوع پوشش رومی ها و ایرانی ها و … را در هزاران سال پیش میشناسند بعد شما ها که از ریزترین جزییات زندگی حضرت روایت و تاریخ دارید که خروس دوست داشته یا شیر را چطور میخورده تازه میخواهید برای حجاب تحقیق بکنید که گردن را میپوشانده یا نه؟!
    فقه شما فقط توجیه کننده پدیده هایی است که اتفاق میافتد. دیروز و امروز هم ندارد!
    (باز صحبت فقه و اسلام شد پای نیوتون و انیشتین و کوانتوم و پارادایم و… باز شد به ماجرا! آخر چی را به چی ربط میدهید برادر من!)

  23. حجت:

    به ناصر

    آیا شما فکر میکنید کسی که بالاجبار به حجاب تن داده است برای او همین کفایت میکند که به جای مقنعه روسری بزند و یا بجای چادر از مانتو و یا از مانتو کمی کوتاه استفاده کند ؟ و یا اگر دیگر خیلی به حجاب بی اعتنا باشد به جای روسری معمولی روسری رنگی بپوشد یا مانتویش کمی از عرف پذیرفته شده کوتاه تر باشد یا رنگ مانتو را از رنگهای روشن و شاد استفاده کند ؟ به نظر شما این حق انتخای است ؟ آیا همین که بگوییم این فرد مشخص است که به حجاب چندان اعتنایی ندارد و از کسی که خود خواسته حجاب را انتخاب کرده است متمایز است در جامعه کفایت میکند ؟ برادر من خب چه فرقی میکند، این کسی که به حجاب اعتقاد ندارد اصلا نمیخواهد مانتو یا روسری بپوشد حالا چه فرقی میکند که مانتو را دو وجب کوتاهتر بپوشد یا ۳ وجب . چه اهمیتی دارد که چه رنگ باشد . او اصلا بالکل این مانتو را به هیچ رنگی نمیخواهد . برای او چه فری میکند که روسری را ۱ وجب عقبتر بگذارد یا ۲ وجب ، او اصلا زحمت روسری پوشیدن را نمبخواهد تحمل کند و اصلا چه بسا برای او سختتر هم باشد که روسری را اینگونه بپوشد . (ولی اینگونه میپوشد تا به قول شما تمایزش را نشان دهد ) .
    در ضمن مثل اینکه شما فراموش کرده این گشتهای ارشاد را که در به در به دنبال دخترکانی هستند که به قول شما خود را از دیگران متمایز کرده اند . یعنی همین قدر از تمایز را هم بر نمیتابتند .
    آنوقت شما آژ آزادی و حق انتخاب حرف میزنید ؟ کدام حق برادر من کدام حق انتخاب ؟ !!!!

  24. حجت:

    به ناصر

    این رو هم بخون شاید نظرت درباره انتخاب یه کمی عوض شد :
    http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_8052.php

  25. محمدرضا یزدان‌پناه:

    متاسفانه با نظر خانم میلانی بیشتر موافقم. احداث پارک مختص به زنان پاک کردن صورت مسئله است نه حل آن!
    دولت (به معنای عام) باید تمهیداتی بیندیشد که امکان استفاده از امکانات عمومی در تمام اماکن عمومی برای همه مردم فارغ از جنسیت آنها فراهم باشد نه اینکه با چنین اقداماتی به جداسازی زنان و مردان از همدیگر دامن بزند.

  26. طلبه:

    با سلام به دوستان
    با خوانددن نظرات دوستان به نظرم رسید که به یکی دو نکته کمتر توجه شده است:
    از جمله این که به حجاب بیشتر از منظر یک انتخاب فردی توجه شده است در حالی که حجاب یک جنبه فردی دارد و یک جنبه اجتماعی. از نظر فردی،‌شخص، بسته به معتقدات خود می تواند آن را انتخاب بکند یا نکند ولی از جنبه اجتماعی طبیعتا این قوانین اجتماعی یا دینی حاکم بر جامعه،‌ و حتی آداب و رسوم و فرهنگ عمومی است که موجب پیدایش برخی بایدها و نبایدها می شود و دامنه انتخاب فرد را محدود می کند. در جامعه ما هم قوانین فعلی از یک طرف و فرهنگ عام دینی و اجتماعی عامه مردم از طرف دیگر، برای پوشش بانوان چارچوب هایی را تعیین کرده است.
    نمونه مخالف این امر در کشوری چون ترکیه به چشم می خورد که قوانین آن کشور هم انتخاب های فردی افراد را مقید به چارچوب های خاص خود کرده است.
    بنابراین نمی شود مسئله حجاب را فقط از جنبه انتخاب فردی مطرح کرد و جنبه عمومی و اجتماعی آن را نادیده گرفت.
    این امر البته فقط درباره نوع پوشش نیست. قوانین اجتماعی، سیاسی،‌دینی و فرهنگ جامعه بر روی دیگر انتخاب های فردی هم کم و بیش تاثیر دارد. به عنوان مثال، قوانین جامعه اجازه نمی دهد هر کس با هر سرعت و در هر مسیری رانندگی کند. در اینجا هم فرد باید میل و انتخاب فردی خود را محدود و منضبط کند.

  27. طلبه:

    نکته دیگر آن است که دوستان طبق معمول یک بحث را مطرح می کنند ولی فرصت آن پیدا نمی شود که درباره همه جنبه های آن صحبت شود.
    یکی از این موارد آن است که مشخص نمی شود هر کس از چه مبنایی وارد بحث می شود. مثلا به نظر می رسد آقای ((ناصر)) بیشتر نگاه دینی به بحث دارند در حالی که دوستان دیگری چون آقابهنام و آقاحجت نگاهی غیردینی دارند و حتی منتقد نگاه دینی هستند. طبیعی است که این دو نوع نگاه با هم تفاوت های جدی دارند و تا وقتی بر سر یک محور واحد بحث نکنند و نقاط اشتراک و افتراق خود را معلوم نکنند نمی توانند یک مسیر مشخص را در بحث ادامه دهند.

  28. طلبه:

    آقابهنام
    مثل این که دوباره شمشیر را از رو بسته ای (-:
    گفته اید:
    “حجاب در زمره این ناشناخته هاست که حالا علما باید بشینند روایت بالا و پاینن بکنند؟!”
    عزیز دل برادر!
    بیان دیدگاه دین و شرع درباره یک موضوع، نیازمند یهره گیری از یک نظام فکری و یک روش است که به آن اجتهاد می گویند. اشکال شما شاید ناشی از این باشد که با این روش استنباط آشنایی زیادی ندارید.
    مجتهد برای بیان دیدگاه خود مثلا درباره حجاب باید از «منابع» گوناگونی استفاده کند. یکی از انها قرآن است. یکی دیگر روایت هایی که از پیشوایان دینی رسیده است. یکی هم عقل است.
    در کنار اینها از تاریخ و … هم استفاده می شود.
    هر مجتهدی بسته به رویکرد و روش مراجعه خود به این منابع، و برداشت از آنها،‌‌ممکن است به حکمی برسد که با دیگران متفاوت است.
    از این رو صرف این که مثلا مسائل تاریخی در مورد نوع پوشش زمان پیامبر مشخص شده باشد برای بیان حکم حجاب در عصر حاضر کافی نیست.
    چرا که در مواردی لازم است به تفاوت های بین شرایط دوران پیدایش اسلام و زمان ما توجه شود.
    بنابراین در جواب سوال شما می توان گفت که بله حجاب هم مثل بسیاری دیگر از مسائل شرعی می تواند مورد بازبینی مداوم قرار گیرد. چه درباره آن مسائلی از حجاب که فقیهان قبلا درباره آنها فتوا داده اند و چه درباره مسائلی که نوپیدا است.
    این که بحث تاثیر زمان در اجتهاد را مطرح کرده اند ناظر به همین مطلب است. تحولات زمان می تواند موجب تغییر برخی دیدگاه های دینی شود. این امر هم درباره برخی مسائل حجاب مطرح است و هم درباره دیگر موضوعات.

  29. kelash:

    سلام! عمو باقر براتون پارک درست کنه، می گید دیره! نکنه، می گید حق ما رو خوردن! چیکار کنه پس؟ چرا اینقدر تضعیف؟؟

  30. پانته‌آ:

    طلبه گفته:

    این امر البته فقط درباره نوع پوشش نیست. قوانین اجتماعی، سیاسی،‌دینی و فرهنگ جامعه بر روی دیگر انتخاب های فردی هم کم و بیش تاثیر دارد. به عنوان مثال، قوانین جامعه اجازه نمی دهد هر کس با هر سرعت و در هر مسیری رانندگی کند. در اینجا هم فرد باید میل و انتخاب فردی خود را محدود و منضبط کند.

    بفرما! حالا زن بیحجاب همردیف رانندهء آدمکش شد! استدلال رو نگاه کن!
    اگر واقعاً اینطور بود بد نبود، میزدیم بعضیها رو زیر میکردیم :))

  31. ناصر:

    آقا بهنام
    نوشته شما که برایت ذکر کردم این را می رساند که بر امثال خانم توحیدلو که مخاطب آن کلام شما بودند اشکال می گیری که حال که از میان علما کسی پیدا شده و آن فتوا را داده دیگر باید از نظر و عمل خود در مورد حجاب عدول کنی. خواستم به شما بطلان حرفت را با نگاه درون دینی بفهمانم البته اشکال شما هم به خانم توحیدلو اشکال درون دینی بود.
    البته تخصص شما را هم در این بین دریافتم وآن حرفه ریشه یابی است. توصیه من این است که به جای ریشه یابی این و آن به دلایل و استدلال فرد توجه کنی و آن را نقد نمایی و از مانور با الفاظ و هتاکی و لو به خصم خود بپرهیزی به قول حافظ البته اگر شما آن را چون مرحوم شریعتی بیسواد ندانی می گوید:
    حافط ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
    ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
    البته بر خلاف حافظ خوش حال خواهم شد خطاهای استدلالم را گوشزد کنی.

    اما آقا حجت
    شما حرف من را اصلاً نفهمیدی. من منکر این که عده ای بالاجبار حجاب را رعایت می کنند نیستم این قضیه ای صادق است و من و شما در این مورد اختلاف نظری نداریم اما نوشته من ناظر به این افراد نبود بلکه خواستم بگویم در نقطه مقابل این افراد کسانی هستند که حجاب را انتخاب کرده اند شما می گویید این قضیه صادق نیست و من خواستم بگویم به نحو موجبه جزئیه صادق است. وقتی پوشش اسلامی در جامعه ما یک حداقلی دارد و یک حداکثری و برای حضور در جامعه آن حداقل هم کفایت می کند اگر شخصی آمد و حجاب حداکثری را برگزید عنوان انتخاب بر او صادق است. بنا بر این می توان گفت که خانم توحیدلو خود حجاب را انتخاب کرده چیزی که شما آن را صادق نمی دانید و به نظر من در این ادعا ره ناصواب رفته ای.

  32. یارممد:

    من خیلی با این بهنام ارتباط برقرار می کنم، خوشم می آید ازش. اصلا این وبلاگ بدون حضور او خیلی حال نمی دهد. بنده خدا انگار که هیچ حال و حوصله خواندن متن را ندارد. از کل نوشته وبلاگ یک چند کلمه ای را نگاه می اندازد و مابقی را به تخیلات ذهنی اش وا می نهد.
    ماشاالله هزار ماشالله اسهال قلم هم دارد. همینجور می بافد و می نویسد برای خودش. آسمان و ریسمان می کند و عالم و آدم را به هم ربط می دهد.
    اگر چند صباحی را در حوزه می گذراند، روضه خوان خوبی می شد و می توانست حسابی با داستان سرایی ها و از این شاخه به آن شاخه پریدنهایش اشک مستمعین را دراورد.
    آقا بهنام برو جلو که داریمت.

  33. طلبه:

    جناب پانته آ
    گفته اید:
    {بفرما! حالا زن بیحجاب همردیف رانندهء آدمکش شد! استدلال رو نگاه کن!}
    ظاهرا متوجه اصل حرف من نشدید. اصل حرف من این بود که در همه جای دنیا همواره یک سری اصول و قواعد اجتماعی یا سیاسی یا دینی هست که می آید انتخاب های فردی را محدود می کند.
    بعد برای این که مطلب روشن تر شود یک مثال آوردم. اگر دقت کنید عبارت {به عنوان مثال،} را همان جا می بینید.
    حالا شما به جای این که اصل مطلب را مورد توجه قرار دهید چسبیده اید به مثال. آن هم با تحریف. کجای حرف من زنان را به راننده (آن هم آدم کش!!) تشبیه کرده است؟
    ظاهرا رویه برخی از دوستان قدیمی و دائمی این سایت دارد فراگیر می شود!

  34. بهنام:

    ناصر جان، من هم همین که شما بعدا گفتی قبل شما گفتم! اگر شما نفهمیدیش دیگر تقصیر از من نیست. من با شما موافقم که شیعه باید از مرجع تقلیدش پیروی کند یا آنکه خود مقام اجتهاد داشته باشد. معنی حرفم هم همین بود. به چه زبانی اینرا بگویم شما میفهمی که مطلب را اشتباه کرفتی؟!

    از دوستان هم هر کسی این “هتاکی” بنده را اینجا به من نشان بدهد سپاسگذار میشوم!
    موضوع قضیه این پارکها بود که نظرم را گفتم. قضاوت هم با خواننده است.

    طلبه جان رویه شما هم شکر خدا اینجا رشد کرده، نگران نباش. یار ممد و ناصر و.. هم پیرو رویه شما هستند دیگر، دیگرگله ندارد(-:

    شما در همین نظم و نظام و تنظیم عالم آدم باش! در همین خیالات سپری کن برادر جامعه راه خودش را میرود.
    شما و ناصر و یارممد فکر کنید که دارید کار علمی! میکنید. خدا خیرتان بدهد ما که بخیل نیستیم.
    من حرفم اینستکه وقتی همه جزییات زندگی و خلا و بلای حضرت نوشته شده هنوز شما نمیدانید چطور حجابی آن موقع بود که تازه دارید بررسی علمی میکنید؟! مثل این قضیه در خیلی چیزهای دیگر هم هست.

    قصه شما اینستکه هرزمان جامعه به مرحله ای میرسد که دیگر احکام مورد نظر شما را نمیپذیرد، یک جور توجیهی برایش درست میکنید اسمش را هم میگذارید کار علمی. یکی از علما پیدا میشود که آها این چیزها که تا حالا ۵۰ سال داشتند میگفتند و ما میزدیم توی سرشان بخاطر غیر اسلامی بودن دیگر جا افتاده و داریم عقب میمانیم! از حالا حکمش را عوض میکنیم!

    ایرادی هم ندارد، فقط لطف کنید این نظم و نظام و تنظیم و … را تسریعش کنید!(-:

    خواننده اگر حوصله داشت و تا اینجا رسید با این فکر کند که این آقایان با این حرفهای قشنگ و کارهای علمی، چطور است که چیزی را که تا دیروز گناه میدانستند و بخاطرش بساط چوب و شلاق و زندان براه است، فردا اعلام میکنند که خوب است و گناه نیست!
    تکلیف همه اینها که تا حالا چوب خوردند چیست؟! خوب برادر شما که مطمین نیستی چی درست است و مثلا زنان حضرت (ماشالله یکی دو تا هم که نبودند که دیده نشده باشند) چطور حجابی داشتند حداقل تا وقتی که با کار علمی و نظام و تنظیم و نیوتون و گادامر و پوپر و…! به نتیجه برسید این مجازاتش را حذف کنید، بگیر و ببندش را بردارید!

    ضمنا طلبه جان وقتی شما حرفی میزنی خودت هم باید جوابگو باشی این ربطی به دیکران ندارد که گل فشانی های خودت را به خرج دیگران سروسامان بدهی!

    در حاشیه، من ترجیح میدهم اسهال کلمه داشته باشم تا “یبوست عقل”!(-:

  35. صبح:

    خانم نوحید لو آخه شما چطور ادعای انتخاب حجاب رو داری . وقتی شما از کودکی با چادر پوشانیده شدید شما می توانستید انتخاب کنید؟/ انتخاب وقتی است که شما چندین گزینه داشته باشید.

  36. بهنام:

    ناصرجان بحث شریعتی را در جای خودش کردیم و دلایل را هم امانجا آوردیم دوست داشتی اول آن سوالات را جواب بده. اما همینقدر بگویم، شما فکر میکنی باسواد بود؟ بسیار مبارک است. مرجع تقلید هم که داری؟ (یا نداری؟) از مرجع تقلیدت سوال کن خودش را باسوادتر میداند یا شریعتی را یا حافظ را (کار سختی که نیست، هست؟) خبرش را به من هم بده!(-:
    (تازه این پاسخ کسی است که عالم اسلام است!)

    برادر طلبه، اگر من با اسم (یارممد طلبه جوان) مطلب بنویسم معنیش این میشود که با حوزه آشنایی دارم؟! یا نکند خیال کردی چیزهایی که تا حالا بافتی خیلی علوم پیچیده و در اختیار معدود مراجع شیعه است؟! نه برادر به اندازه ای که برایم کفایت کند آشنایی دارم که بفهمم قصه شما چیست.

    پدر جان شما ها خودتان را هم قبول ندارید! همان شریعتی را هم قبول ندارید. بعد برای بقیه مردم نسخه میپیچید.

  37. حجت:

    (( طلبه )) تو اول بیا و تکلیفت را با (( آن یک نفر )) مشخص بکن . بعد میشینیم با هم در مورد این مسائل هم بحث!! میکنیم .
    تو که اینقدر جرات و جسارت نداری که بیای یه نظر خشک و خالی بدی چطور جرات میکنی همچنان از حجاب و … حرف بزنی .
    شاید فکر کنی بی ربط حرف زدم ، ولی به نظر من او (( یک نفر )) به همه چیز ما ربط داره . اتفاقا همین مورد حجاب هم بسیار با ربط است .
    ببینم اگر کسی بدون روسری مانتو بیاد تو خیابون آقایون تحریک میشن و اسلام بر باد میره ؟
    عزیزم تو مثل اینکه خوابی ، همین الانش هم اسلام به مویی بنده و بر باده .
    راستی کثافت کاریهای آیت الله امامی کاشانی بدتره یا سر بدون روسری ؟
    کثافت کاریهای سردار زارعی بدتره یا دختر بدون مانتو روسری ؟
    آمار جرم و جنایت در قم (ام القرای اسلام) بدتره یا بی حجابی ؟
    ظلم و جنایتهای آیت الله ها (نظیر (یک نفر ) و شاهرودی) بدتره یا بی حجابی ؟
    راستی حساب دزدیهای آیت الله طبسی در آستان قدس رضوی رو داری ؟
    میدونی پولهایی که مردم ساده لوح و بدبخت ما به ضریح امام رضا میریزن چی میشه ؟

    راستی امروز یه ساختمان هفت طبقه در سعادت آباد فرو ریخت . چنذ نفر هم مردن . مهم نیست، بیخیال ، پلیسهامون دنبال دخترهای بی حجابن . شهرداریمون پول میفرسته برای خزب الله . شهرداری وقت نداره امور شهری رو سامان بده ، مشغول رسیدگی به اومور لبنانه .

  38. مهدی:

    ما باید نیاز همه افرا جامعه رو در نظر بگیریم و سلایق تا اونجائی که ممکنه نیازهاشون برآورده بشه حالا توی هر جامعه ای اعم از مسلمان و غیره باید این امر در نظر گرفته بشه

  39. بهنام:

    درست مثل همین ۳۰ سال که شده!

  40. farideh:

    درد من حصار برکه نیست
    درد من زیستن با ماهیانیست که هنوز فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

محل نوشتن نظرات