اینقدر گزینه جنگ جدی شده، که مسئولان جدی بگیرند.
این روزها تحرکات و برنامه های داخلی را اگر پیگیری کنیم، از خبرهایی حکایت می کند. خبرهایی که معلوم نیست که قرار است چه نتیجه ای داشته باشد. از یک طرف به شدت درگیر شده ایم در تحریم ها. میزان و دامنه این ها در هفته های اخیر بالا رفته است. بانک ملی هم در این هفته تحریم شده و آقای وزیر اقتصاد دنبال این هستند تا شکایت کنند از این تحریم. اما حالا این شکایت قرار است کجا برده شود معلوم نیست.
اما در داخل فعالیت های جالبی در حال انجام است. اول اینکه فرمانده سپاه وارد شده و اعلام کرده که باید احتمالا حمله نظامی را جدی تر گرفت. و بعد هم اتفاقی جدید رخ داده است. ظاهرا سپاه های استانی به شدت فعال شده، فرماندهانش قرار است از مرکز با دقت انتخاب گردد و به انها مسئولیت بیشتری داده و در واقع هر استان به یک سپاه مستقل مجهز باشد. امروز ظاهرا فرمانده استانی تهران انتخاب شد و احتمالا همین روند ادامه خواهد یافت. محتمل ترین دلیل هم این است که در جنگی احتمالی شرایطی که برای عراق پیش آمد در ایران تکرار نگردد. قطع محورهای ارتباطی و مراسلاتی در عراق عاملی بود برای شکست در دفاع. همین بلا اگر قرار باشد در ایران بیافتد و ارتباط پایتخت با دیگر استانها قطع شود، باید توانایی دفاع وجود داشته باشد. البته اینکه فرمانده سپاه با ۳۱ فرمانده استانی چگونه می خواهد ارتباط بگیرد معلوم نیست. اما باید به تحرکات و تصمیمات سپاه دقت کرد و تصمیماتش را دنبال نمود. ظاهرا وضعیتشان به قرمز تغییر کرده باشد.
اما تصمیمات دیگر هم هست. اینکه مثلا بتوان ظرف ۴۸ ساعت تمام نیاز نفت و بنزین را تامین کرد شاید از بالابودن احتمال تشدید تحریم ها نشات گیرد. آشفتگی اجتماعی ناشی از این کمبود نباید فراموش شود و چنین طرحی نیز در این راستا قابل ارزیابی است.
اینکه در داخل گزینه حمله نظامی قوت گرفته و عاملی شده برای تصمیم گیری خیلی بد نیست. چون باید برای هر گزینه ای آماده بود. اما اینکه تمام گزینه های معقول را مورد توجه قرار ندهیم و دودستی خودمان را به دامان جنگ بکشانیم، به نظر جالب نمی رسد. از خارج مسئله جنگ جدی شده. اگر زمانی می گفتند بوش فرصت ندارد برای جنگ، امروز می گویند تنها راه نجات جمهوریخواهان در انتخابات آتی ریاست جمهوری حل مسئله ایران در این شش ماه است. اسراییل هم مانور نظامی داده و اماده است. اوضاع با دوماه پیش تغییر کرده. آن روز همه نشسته بودیم به انتظار انتخابات بعدی آمریکا. ولی امروز…
کاش کمی عقلانیت را جدی بگیریم و هزینه ای بی جهت و غیر معقول بر کشور و مردم وارد نیاوریم.


۹ تیر ۸۷ @ ۱۰:۰۲ ب.ظ
سلام
شخصن گزینه ی جنگ رو جدی نمی بینم. ولی هر بازی ای حداقل دو طرف داره. باید قواعد بازی رو رعایت کرد و از همه ی قابلیت ها و امکانات بهره گرفت. این طور نیس که یه قدرت جهانی این قدر قدرت مند باشه که هر کاری دل ش بخواد بکنه…
درباره ی پست تون چن تا مطلب به نظرم می رسه؛ درسته که به هر حال این مطلب برای مسوولین امر،جدی شده و درست تره که باید دقت کرد و از همه ی توانایی ها و امکانات موجود بهره گرفت…
اما دربارهی تحلیل تون پیرامون سپاه،چن تا حرف هست؛ اولندش توصیه می کنم صحبتای سردار جعفری،بعد از تودیع و فرماندهی کل سپاه تا حالا رو یه مروری بکنید. از همون موقع هم موضع گیری ایشون همین طور بوده و با همین شدت و حدت. حتا برخی جمله هاشم به نظر تکراری می آد…
تغییر ساختار سپاه،کاری یه که از چند سال پیش شروع شده،هنوز هم مراحل آزمایشی شو می گذرونه…
در ضمن پیش تر هم همین تعداد قرارگاه و لشکر بوده برای نیروی زمینی،و همین تعداد نیروی مقاومت بسیج استانی،اما الان منسجم تر شده… لااقل اینا انتظارشون این ریختی یه که بشه…
تو این قواره ی جدید هم قرار نیس فرمانده کل،که جعفری باشه بیاد با تکت تک این سی سپاه درگیر باشه،پس ستاد مشترک رو واسه چی گذاشتن خانوم؟!
مطلب دیگه هم این که فرمانده سپاه تهران امروز “انتخاب” نشد،بلکه رسمن معرفی شد. اینا خیلی فرق می کنه. ایشون چن وقته که تو این سمت مشغول فعالیته،با این که رسمن تودیع نشده بود…
پست هاتونو دنبال می کنیم…
موفق و به روز باشید الهی
۹ تیر ۸۷ @ ۱۰:۰۸ ب.ظ
ممنون از توضیحاتتون. اینکه همه جا نیرو دارند رو می دونم. اما اینکه قراره اختیارات فرماندهان استانها بالا بره خبر جدیدیه.
درباره فرمانده سپاه هم حق با شماست. سپاه مدتهاست که اعلام وضعیت غیر عادی رو داره برای بدنه.
۹ تیر ۸۷ @ ۱۰:۲۴ ب.ظ
مشکل شما اینه که در هیچ زمینه ای اطلاعات ندارید.
خب البته این مشکل زیاد بد نیست و خیلی ها دارند.
ایراد اصلی شما اینه که با وجود اطلاعات کمی که دارید دوست دارید در هر زمینه ای دخالت کنید و خودتون رو کارشناس وتحلیل گر مسائل جلوه بدید.
به نظرم یک تحلیل فوق العاده آبکی بود که تا تبدیل به جک سال نشده از روی وبلاگتون پاک کنید.
۹ تیر ۸۷ @ ۱۱:۰۱ ب.ظ
خیلی اطلاعات مخفی ای نبوده که. تحلیلی هم نکردم در این پست. همون اطلاعات رو جمع کردم. فرق است بین تحلیل و جمع کردن اطلاعات. در ضمن امیدوارم که جنگ بشه جوک سال. اصلا چیز بدی نیست!
۹ تیر ۸۷ @ ۱۱:۲۹ ب.ظ
من بیشتر این رو یه جنگ روانی می دونم ،این جنگ روانی تا آنجایی که من یاد دارم از بچه گی بامون بوده !با اینکه از جنگ متنفرم اما آنها هم باید بدانند خیلی هم ایران از پیش بازنده نیست .همین تحرکات سپاه خودش یه جواب دندان شکن می تونه باشه برای اونهایی که جسارت بر زبان آوردن حمله نظامی به ایران به خود می دهند، نقش فلسطین ،لبنان ،سوریه و حتی عراق را هم نباید به سادگی فراموش کنیم .این نوشته شما مرا به یاد آن پست شکلات آمریکایی وبلاگم انداخت نمی دانم خواندیدنش یا نه ؟
۱۰ تیر ۸۷ @ ۱۲:۴۵ ق.ظ
شما مجبورید تو هر زمینه اظهار نظر کنید ؟!
اولا آمریکا در وضعی نیست که بخواد حمله کنه
دوما جلو ۴ تا بچه حزب اللهی ما تو لبنان نتونستن وایستن
سوما هم اگر به فرض محال بخواد خریت کنه چند تا نقطه هسته ای رو بزنه که در صورت اون هم بد جوابی دریافت خواهد کرد
لطفا کمی تقوا داشته باشید
و برای مطامع سیاسی خودتون جو روانی ترس و وحشت برای مردمی که ازشون دم می زنید درست نکنید
۱۰ تیر ۸۷ @ ۴:۲۲ ق.ظ
ایشاالله که امریکا هرچه زودتر به ایران حمله کنه تل مردم ایران از دست این رژیم آخوندی دژخیم راحت شوند.
حکومت یک کشور بیگانه صد مرتبه از حکومت آخوندی بهتر و شیرین تره.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۲۶ ق.ظ
من و شما که دسترسی به (بقول این دوستان) اخبار پشت پرده نداریم، از چیزهایی که در همین اخبار جلوی پرده شنیده میشود بنظر میرسد که هر دو طرف دارند آماده تر! میشوند.
این تغییر ساختار سپاه هم از بعد از ماجرای حمله به عراق شروع شده. حالا بخاطر بررسی عملکرد ارتش عراق بوده یا نه ما که نمیدانیم. ولی تحلیلگران بی تقوا! زیادی هستند که فکر میکنند منظور از آن مقابله با حمله احتمالی آمریکاست.
این اخبار را بگذارید کنار ۴۰۰ میلیون دلاری که آمریکا برای تزریق به مخالفان مسلح و ایجاد نا امنی در ایران میخواهد هزینه کند! خوب اینها اگر دلیل بر نزدیکی حمله هم نباشد، نگران کننده که هست. نیست؟
اینهم جالب است که دوستان با تقوا! اصلا نگران نابود شدن کل کشور نیستند و بیشتر دنبال تقوا هستند. بدبختانه آزمایشهای علمی نشان داده که میزان تقوا نقش زیادی در جلوگیری از انفجار بمبهای چندتنی ندارد! ولی این دوستان ککشان هم نمیگزد!
من امیدوارم بقول شما آمریکا یا هر کشور دیگری جرات نکنند به ایران عزیز حمله کنند (به هر بهانه ای) ولی متاسفانه منطق دنیا یک چیز دیگری است و اگر حمله ای بشود چیزی از ستاد مشترک باقی نمیماند که بخواهد کاری بکند!
اشتباهی که دوستان با تقوا میکنند اینستکه فکر میکنند هر چقدر بیشتر آمریکا را از نتایج حمله بترسانیم بیشتر میترسد. در صورتیکه برعکس هر قدر اینکار را بکنید آنها بیشتر به این نتیجه میرسند که باید زودتر و قویتر حمله کنند.
ما چیز زیادی از سپاه و این چیزها نمیدانیم بجای خود، دلمان که برای خودمان و کشورمان میسوزد، نگرانیم! نباید باشیم؟
۱۰ تیر ۸۷ @ ۹:۱۷ ق.ظ
متاسفانه برخلاف نظر بعضی از دوستان چیز خندهداری در این نوشته ندیدم. واقعیتی است که از مدتهای مدید پیش روشنفکران و فعالان سیاسی در غرب نسبت به آن هشدار داده بودند و حالا که به دقیقهی نود رسیدهایم سر و صدایش دارد کمکم توی ایران بلند میشود.
به همهی دوستانی که در خواب خرگوشی هستند پیشنهاد میکنم کمی منابع خبریای که در روز مطالعه میکنند را گستردهتر کنند و برای تحلیل یا نتیجهگیریهای شخصیشان دست به دامان خیلات و رویاهایشان نشوند.
واقعیت این است که سوای جنگ روانی غرب علیه ایران خطر جنگ بسیار جدی و خیلی نزدیکتر از آن چیزی است که برخی از ما میپنداریم. یک مرحله قبل از جنگ هم تحریمهای سنگین اقتصادی است که لحظه به لحظه شدیدتر میشود و از تحریم مالی ایران که بگذریم بحث محاصرهی دریایی ایران هم در کنگرهی آمریکا مطرح شده است که اجازهی ورود سوخت به ایران را ندهند. لابد این هم شوخی است.
دوست ندارم حرفم ثابت شود. ای کاش به قول سمیه، همهی این تحلیلها به جوک سال تبدیل شود.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۱۰:۱۶ ق.ظ
به طلبه… از پست پیش که گفته بود:”نمونه مخالف این امر در کشوری چون ترکیه به چشم می خورد که قوانین آن کشور هم انتخاب های فردی افراد را مقید به چارچوب های خاص خود کرده است”
آخه اونجا و معدود کشورهایی که در اونها اجبار حجاب وجود داره این اجبار تنها در بعضی از اماکن دولتی وجود داره نه در کل جامعه.در اییران که در تمام اماکن و جامعه این اجبار حاکم هست.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۱۰:۳۲ ق.ظ
http://www.kaveh.ir/2008/06/post_359.php
۱۰ تیر ۸۷ @ ۲:۳۱ ب.ظ
به روزم
به مطلبی پیرامون تحولات و اتفاقات روز
سخن بزرگان:
هدف زندگی باید براساس این باشد :که درپیری با سلامت از دنیا بروی اما یک عمر قلبی جوان داشته باشی!!!
اوسه ریتر اویدسن
شب نویس[گل]
۱۰ تیر ۸۷ @ ۳:۰۳ ب.ظ
خظاب به (( علی )) و دوستانی که با تقوایشان گوش فلک را کر کرده اند . همانطور که (( بهنام )) هم گفت آزمایشهای دقیق علمی (طلبه فکر نکن خودت تنها علمی کار میکنی ) ثابت کرده که با سلاح تقوانمبتوان مانع سقوط بمبهاب چند تنی شد .
در ثانی با تقئایان گرامی شماها فکر کردید که آمریکا بخواد با ایران وارد جنگ بشه ۴ تا سرباز میفرسته در مرزهای ایران که عملیات چریکی انجام بدن ؟ عزیزان فکر کردین که دفاع مقدس و رزمندگان اسلام ؟
فقط خولستم بدونین که آمریکا که خودش اون سر کره زمینه و دست رزمندگان اسلام به اونجا و مردم آمریکا نمیرسه ، اگر هم بخواد حمله کنه خیلی شیک ۴ تا موشک هدایت شونده با ماهواره میفرسته که با دقت فوق العاده زیاد به تاسیسات هسته ای ایران بخوره . فقط کافیه با ۴ تا موشک دیگه چندتا از پلهای ارتباطی تهران و چند شهر دیگه رو بزنه …
به عبارت ئیگه فقط جنگ هوایی و بدون سربازه ، اونوقت رزمندگان اسلام برن جلوی موشکها رو بگیرن ببینم چجوری میگیرن .
راستی با تقوایان گرامی به جای اینکه صبح تا شب مواظب تقواتون باشید یه ذره هم به فکر این مملکت و مردم باشید .
یه چیز دیگه هم بگم و برم : لعنت به اون ۴ تا بچه خزب اللهی لبنانی که هر چی سرمون میاد بخواطر اون دیوا نه هاست.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۴:۲۷ ب.ظ
جناب ((من))
فرموده اید:
{آخه اونجا و معدود کشورهایی که در اونها اجبار حجاب وجود داره این اجبار تنها در بعضی از اماکن دولتی وجود داره نه در کل جامعه.در اییران که در تمام اماکن و جامعه این اجبار حاکم هست}
به هر حال این نمونه ها اثبات می کند که قوانین حوزه عمومی می تواند بر قوانین و قواعد حاکم بر حوزه خصوصی و انتخاب های شخصی تاثیر بگذارد و آنها را محدود کند. چه در همه جامعه چه در بخش هایی از آن.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۴:۳۳ ب.ظ
آقا حجت
رسیدن به خیر
۱. بنده هیچ وقت ادعا نکرده ام که فقط خودم ـ یا فقط طلبه ها ـ کار علمی می کنند.
۲. آرزوی قلبی و قبلی من آن است که خبرهای مربوط به حمله به کشور عزیزمان ایران هم در رسانه های مختلف داخلی و خارجی پیگیری می کنیم انشاءالله دروغ محض باشد و سال دیگر این وقت ها آنها را به عنوان شوخی و جوک سال برای هم تعریف کنیم.
۳. معتقدم هر یک از ما چه مسوولان و چه مردم عادی در عین حفظ باورهای دینی خود و سعی روز افزون برای افزایش بزرگی و بزرگواری ایران و ایرانی، باید از افعال و گفتاری که دور از تدبیر است و برای کشور هزینه ساز می شود و بهانه برای بدخواهان این مرز و بوم فراهم می کند دوری نماییم.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۴:۳۹ ب.ظ
به آقا حجت
۴. انتقاد شما درست است. با تقوا نمی توان جلوی بمب های چند تنی ایستاد. ولی سخنتان کامل نیست. اگر کسی بخواهد در برابر دشمن بایستد هم نیاز به تقوا و معنویت دارد و هم نیاز به ابزارهایی که بتواند با دشمنان مبارزه کند. از نظر اسلام هم باید خود را از نظر نظامی تقویت کرد و هم باید بر خداوند توکل نمود و از نظر روحی و مسائل ایمانی خود را تقویت نمود. بر همین اساس در اسلام «جهاد اکبر» که جهاد با نفس است با «جهاد اصغر» که جهاد و مبارزه با دشمن است هر دو ذکر شده است.
در تاریخ اسلام هم سراغ نداریم که پیشوایان دینی به یکی از این دو سلاح اکتفا کرده باشند.
در دوره معاصر و در جنگ ایران و عراق هم این گونه نبود که فقط به تقوا تکیه شود. بلکه در کنار آن به سازمان رزم و تجهیز قوا هم توجه می شد. قوای ظاهری و باطنی مکمل هم هستند.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۴:۴۸ ب.ظ
آقا حجت
۵. این درست است که کشورهایی چون آمریکا از نظر تجهیزات نظامی دارای توانی به مراتب بیش از ایران هستند، این هم درست است که در جنگ های امروز لزوما از نیروی انسانی به طور مستقیم استفاده نمی شود ولی این به معنای آن نیست که هر کشوری اسلحه های پیشرفته تری دارد لزوما بتواند در هر زمان و به هر اندازه و در هر جا استفاده کند و به راحتی هم به مقصود خود برسد.
چرا که اولا در همین دنیای امروز کشوری چون آمریکا اگر هم خدای ناکرده بخواهد به کشوری چون ایران حمله کند برای حفظ ظاهر هم که شده باید بسیاری از کشورهای دیگر را با خود همراه یا راضی نماید (مثلا شوروی و چین). ثانیا باید بر روی برگ های برنده و عکس العمل کشور مورد حمله هم محاسبه کند و در مجموع هزینه ـ فایده های آن را بسنجد و بعد اقدام نماید. و بسیاری از عوامل دیگر نیز در این امر سهیم است.
اگر واقعا تنها با شلیک چند موشک و قطع راه های مواصلاتی و اموری از این دست کشوری چون آمریکا می توانست به آرزوهای خود برسد پس چرا آمریکا و دیگر کشورها هنوز در کشورهایی چون افغانستان و عراق، که از نظر فقر امکانات نظامی و انسانی و … با ایران قابل مقایسه نیستند،هنوز پس از چند سال از حمله به آنها آمریکا نتوانسته به اهداف خود برسد؟
درست است که اسلحه ها در دنیای امروز متاسفانه بسیار پیشرفت کرده اند ولی نکته آن است که این فقط سلاح ها نیستند که تعیین کننده و جهت دهنده مسائل دنیای امروز هستند. عوامل دیگری هم در این میان موثرند که هر کشوری به هر اندازه زیرکی به خرج دهد و از آنها استفاده نماید می تواند به عنوان برگ های برنده او باشد.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۴:۵۷ ب.ظ
چرا بعضی پستهاتون ر اینقدر سطحی مینویسید؟ منظورم پست پیشینتون بود. در مالزی این حق(آزای پوشش) رو ابتدا قائل شده برای همگان بعد برای اینکه برای همه این حق کاملتر ادا بشه، اقدامات و امکاناتی رو در نظر گرفته (همین پارکهای خاص) . ولی در ایران این حق آزادی پوشش بطور کامل تضییع شده، بعد حالا چند جا اومدند کاری کردند که طرف با هزار رو یک دنگ و فنگ بتونه به اون شکلی که در هر جای جامعه حقش هست بگرده، بگرده. اونم مشخص نیست که یکی از همین به اصطلاح “محافظین” داخل و گرداگرد این پارکها فیلمی چیزی نگیره ازشون.
توی کامنتتون گفتید” چون عمیقا اعتقاد دارم درصد قابل توجهی حجاب را نه بخاطر قانون که برای حجابش انتخاب کرده اند. این قشر محجبه در جامعه ما کم نیستند، حق دارند و باید آنها را هم در خدمات دادن دید.”
خب مگر حقی در این مملکت ازاین افراد محجبه و معتقد به حجاب تضییع شده یا از خدماتی محروم شدن بابت محجبه بودنشون؟ اگه حقی تضییع میشه و فشاری هست بر دگر پوشان هست.
“تو رو خدا همه چیز را با همه چیز قاطی نکنید. داخل متن هم چند بار این را گفتم”
داخل متن من که ندیدم جایی از حق آنهایی که متمایل به محجبه نبودن هستند حرفی زده باشید.
این جمله تون هم خیلی توهین آمیز بود” انگار که محدوده پاکسازی شده بانوان داشته باشیم در کنار ساحل” شما بر مبنای چرندیات و توهینهای دین عقب مونده اسلام حرف زدید که مردها رو سگ و گربه میدونه و زنها رو گوشتی چرب و نرم و خوشمزه.
ازاینها که بگذریم این عقب مونگان فکری خودشون با این کارشون به این نکته اعتراف مستقیم کرده اند که حجاب زندان پارچه ای و یک مانع و محدودیت و موجب زجر و فشار جسمی بر زن هست،طوری که هنگامیکه به این پارکها قدم میگذاره مانند پرنده ای میشند که از قفسی آزاد شده و میتونه نفس بکشه راحت بچرخه آزادی عمل داره لذت میبره از مدتی دور بودن از زندان پارچه ای یعنی حجاب.
در ضمن کار خوبی هست اگر خودتون رو از نظر ظاهری با این زنهای گشتهای ارشاد متمایز کنید
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۰۳ ب.ظ
بد نیست سپاه یک ستاد مشترک هم در حوزه تشکیل بدهد که این همه اطلاعات و زیرکی سربازان امام زمان هرز نرود، حیف است!
من فقط آرزو میکنم اتفاقی نیافتد که آدمهای زیرکی مثل شما طلبه عزیز به این نتیجه برسید که اشتباه کردید.
گرچه همه داده هایی براساس آن نظریه صادر فرمودید غلط است. (آمریکا و انگلیس چین و روسیه را برای حمله به عراق همراه خود کردند؟! در عراق و افغانستان به هدفشان نرسیدند؟! چشم از این به بعد اول با شما هماهنگ میکنند که هدفشان چیست بعد به جنگ میروند)
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۰۴ ب.ظ
آقا حجت
۶. دیدم که جلوی عبارت مربوط به حمله به ایران از شکلک یا به قول خودت اسمایلی خنده و خوشحالی استفاده کرده ای. راستش را بخواهی برای اولین بار از این شکلک بدم آمد.
این حق توست که با سیاست ها و سیاستگذارها مخالف باشی ولی به نظرم این حق را نداشته باشی که در مواردی که مربوط به حمله به کشورت است با آوردن این شکلک به نوعی خوشحالی ات را نشان دهی. امیدوارم برداشت من اشتباه بوده باشد.
۷. طعنه ای هم به رزمندگان اسلام زده ای. راستش شاید به اندازه تو از کسانی که این تعبیر را بی اعتبار کرده و برای هر کسی به کار برده و به اسم آن هر کاری کرده اند من هم ناراحتم.
ولی اگر منظور از رزمندگان اسلام کسانی باشند که در برابر عراق (و در واقع در برابر بسیاری از کشورهای جهان که پشتیبان او بودند)ایستادند باید بگویم که تا آنجا که من با آنها بودم و آن تعدادی از آنها را که من می شناختم بیشتر آنها انسان های پاک باخته، عاشق و صادقی بودند که هدفی چون دفاع از باورهای دینی خود و حفظ کشور خویش نداشتند.
به جد معتقدم اگر امروز ما در شهرهای کشور خود میزبان سربازان بیگانه نیستیم مرهون دلیری ها و تلاش هایی است که آن خوبان کردند. افسوس که ما راویان خوبی برای معرفی آنان، و حافظان خوبی برای جفظ یادشان نیستیم.
جناب آقا حجت
نمی دانم آیا شما در جبهه های جنگ با عراق بودی یا نه. اتفاقا این جنگ نشان داد که برتری در جنگ ها و مبارزه ها در دنیای امروز «لزوما» با برتری نظامی حاصل نمی شود. در این جنگ در برابر فرماندهان و نظامیان با تجربه و کارکشته عراق، مثل عدنان خیرالله و خود صدام، کسانی به مبارزه ایستاده و آنها را بیچاره کرده بودند که فرماندهان لشکرهایشان جوان های مثلا بیست و پنج تا سی ساله بودند. کسانی چون همت، باکری، جهان آرا، زین الدین، بروجردی، افشردی، و خرازی.
این که این کامنت را طولانی می کنم و با این تفصیل یادی از این افراد می کنم تنها به خاطر آن است که به یاد بیاوریم هیچگاه نباید انسان ها و توان معنوی و روحی و تقوای آنها را نادیده گرفت. کسانی که نام بردم هم در حد توان و تجربه خود از امور نظامی اطلاع داشتند و هم دارای جلوه های تقوا و معنویت بالا بودند و نه تنها بین این دو امر تضادی نمی دیدند بلکه آنها را لازم و ملزوم هم می دانستند.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۱۲ ب.ظ
آخه طلبه چرا عقلت رو بکار نمیندازی؟چند تا مدرسه و اداره کجا و تمام جامعه کجا؟ این محدودیتی که در این مملکت حاکم هست با اون اندک محدودیتی که یک درصد کل جامعه رو شامل میشه زمین تا آسمون فرق دارند. اونجا یک درصد از جامعه در محدودیت هست. این محدودیتی که در اینجا هست تمام سطح جامعه رو فرا گرفته.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۱۶ ب.ظ
جناب آقا حجت
برای پیشگیری از سوءتفاهم باز هم تکرار می کنم که آنچه گفتم به معنای آن نیست که در دنیای امروز ما باید به جنگ همگان برویم و شرایط و نیازهای داخلی و مقتضیات و مناسبات حاکم بر دنیای امروز را نادیده بگیریم. روشن است که چنین کارهایی علاوه بر آن که کشور و جامعه ما را دچار مشکل می کند توان مدیریت و برنامه ریزی و آینده نگری و ساختن کشوری آباد و مستقل را هم از ما می گیرد.
به نظر من بهترین راه تثبیت و اثبات جایگاه ایران و ایرانی در دنیای امروز آن است که ما بتوانیم هر چه سریعتر به شاخصه های یک جامعه متعهد به اصول دین و اخلاق و معنویت و در عین حال دارای رفاه و پیشرفت دست یابیم. به هر اندازه به چنین شاخصه هایی نزدیکتر شویم قدرتمان در دنیای امروز بیشتر می شود و گر نه با صرف شعار دادن یا ادعا کردن کاری از پیش نمی رود.
آقا حجت
گفته اید:
{راستی با تقوایان گرامی به جای اینکه صبح تا شب مواظب تقواتون باشید یه ذره هم به فکر این مملکت و مردم باشید . }
از سخن شما بر می آید که بین توجه به تقوا و توجه به مردم تناقض می بینید. در حالی که به نظر من این گونه نیست. می توان هم با تقوا بود و هم برای مردم کار کرد. طبیعی است که هر کس به هر اندازه که مسوولیت و اختیارات بیشتری دارد باید بیشتر هم به تقوای خود توجه کند و هم بیشتر برای مردم کار کند.
مشکل آنجاست که کسی بخواهد از دین و تقوا سپری بسازد برای ریاکاری یا فرار کردن از زیر بار مسوولیت یا توجیه اشتباه ها و ندانم کاری ها و سوءاستفاده های خود.
جناب آقا حجت
می بینی که دوباره ما را به پرگویی وادار کردی و به معرکه کشاندی (-:
حیف که این شکلک ها درست کار نمی کند و گر نه چند تا شکلک خنده و گل برای حضرتعالی ارسال می کردم. فعلا به همین اسم هایش اکتفا کن و به گل وجود خودت ببخش.
[گل] [گل] [گل] [گل]
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۲۰ ب.ظ
جناب (من)
گفته ایدک
{آخه طلبه چرا عقلت رو بکار نمیندازی؟}
حقیقتش را بخواهی همان چند کلمه هم گفتیم اگر جسارت نباشد به خاطر بهره گرفتن از عقل نیم بندی است که گمان می کنیم داریم. به نظر می رسد بنده و جنابعالی در این که جامعه می تواند اختیارات فرد را محدود کند اشتراک عقیده داریم ولی در مورد حد و اندازه آن با هم اختلاف داریم که آنه هم طبیعی است چرا که شما به هر حال ((من)) هستید ولی من بنده نیم من هم نیستم!!
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۳۷ ب.ظ
آقا بهنام
سلام
ظاهرا شما از این که به دیگران، به خصوص طلبه ها، ضد حال بزنی (به تعبیر بعضی از جوان های امروز) کلی حال می کنی. باباجان شما فقط بلدی منبر ما را خراب و نطق مان را کور کنی؟؟ دومرتبه یک نکته فرعی بحث را چسبیدی و با متلک و تکه پرانی سعی کردی اصل صحبت را خراب کنی؟؟ نکن برادر من این کار را! حیف که اسلام دست ما را بسته است و گرنه یک ضد حمله متلکیه هسته ای به حضرتعالی می کردیم تا اینقدر این طلبه ها را اذیت نکنی.
۱. بر خلاف شما امیدوارم نگرانی همه کسانی که گمان می کنند به ایران خدای ناکرده حمله می شود بی جا باشد و همه آنها اشتباه کرده باشند.
۲. مقصودمن هماهنگی یا جلب رضایت یا دست کم سکوت کشورهایی چون روسیه و چین برای حمله احتمالی به ایران بود. نمونه این امر را هنگام تصویب قطعنامه علیه ایران دیده ایم. در مورد عراق هم هر چند کشورهایی چون روسیه و فرانسه با آمریکا در ابتدا همراهی و همکاری نکردند ولی تنبیه هایی که بعدا آمریکایی ها برای آنها وضع کردند و آنها را از در عراق از ارث محروم کردند!! به این کشورها فهماند که باید هوای آمریکا را داشته باشند.
۳. در مورد رسیدن یا نرسیدن آمریکا و .. به اهداف خوددر عراق یا افغانستان هم شرایط امروز این دو کشور گواه است.
۴. لازم نیست کشورهایی چون آمریکا با مشورت نمایند ولی لازم هم نیست که بعضی از ما هم به خاطر دلخوری ها و ناراحتی هایی که از شرایط کشور داریم،چشم خود را بر واقعیت ها ببندیم یا طوری حرف بزنیم که کسی گمان کند با حمله بیگانه به ایران موافق هستیم.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۵:۵۹ ب.ظ
تصحیح:
در یکی از کامنت های قبلی گفتم:
{ولی اگر منظور از رزمندگان اسلام کسانی باشند که در برابر عراق ..ایستادند باید بگویم که … آنها … هدفی چون دفاع از باورهای دینی خود و حفظ کشور خویش نداشتند.}
کلمه «چون» غلط است و درست آن «جز» است.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۰۰ ب.ظ
تو موافق با حجاب اجباری هستی یا نه ؟ آسمون ریسمون به هم نباف یک کلمه آره با نه.
من موافق آزادی پوشش در هر کشوری هستم و مخالف بی حجابی اجباری و حجاب اجباری ولی اون درصد بسیار کوچک کجا این تضییع حق وسیع کجا؟ من کی گفتم موافق محدودیت هستم؟ من گفتم این تضییع حق در ایران همه جامعه رو فرا گرفته ولی اونجا فقط مدارس و جاهای دولتی رو.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۰۹ ب.ظ
جناب ((من))
با اصل حجاب و پوشش موافقم ولی موافق حجاب اجباری نیستم (این همان جنبه فردی حجاب است که گفتم) ولی تا وقتی که قانون کشور است باید حتی کسانی که از نظر اعتقادی به آن باور ندارند به آن پابند باشند(این هم جنبه اجتماعی و عمومی آن).
البته درباره رنگ لباس و نوع و تنوع آن هم دیدگاهی دارم که ممکن است با روند موجود تفاوت داشته باشد.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۱۴ ب.ظ
طلبه تو حرفهات جز چرندیات تکراری و شعارهای صدا سیما و رژیم نیست.
آمریکا در عراق به هدف اصلیش که سرنگونی رژیم حاکم بود رسید. حالا اگر مشکلی در این کشور وجود داره یکی از دلایلش ناشی از فتنه انگیزیهای همین اربابهای تو در اون کشور هست یعنی جمهوری اسلامی. یه دلیل دیگه که باعث کشتار مردم میشه همین چند دستگی و فرقه بازی هایی هست که بین مسلمونها هست. این شعارهای هزار منبریت رو ببر دم در همون صدا سیما تا شاید از یکی از بخشهای خبری پخششون کردند.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۱۶ ب.ظ
طلبه جان، کسی که فکر میکند من “با حمله بیگانه به ایران موافق هستیم.” یا یک فرد بیشعور و ابله است که یک خط از مطلب من را هم نخوانده بعد میاید در خطاب به من مینویسد “بر خلاف شما امیدوارم نگرانی همه کسانی که گمان می کنند به ایران خدای ناکرده حمله می شود بی جا باشد و همه آنها اشتباه کرده باشند.”
یا اینکه انشا الله در خواندن آن اشتباه کرده.
شما هم لطف کن وسط فرمایشاتت اینقدر پرت نگو تا لازم نباشد پشت سرش چند مجلد توضیح بدهی که منظورت آنی نبوده که گفتی! منظورت این است که بعدش میگویی! (البته تقصیر که نداری کل آموزش شما در حوزه برای همین است!)
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۳۳ ب.ظ
خب آدم نه چندان عاقل این حوزه شخصی به درد عمه اون طرف میخوره وقتی نمیتونه از حقش استفاده کنه و این حق رو براش قائل نمیشند؟بله توی خونش میتونه از این حقش استفاده کنه. آخه بشر این چیزی که تو میگی که محدود میشه به خونه فرد که. توی خونش مشخصه که فرد میتونه آزادانه و بی حجاب یا با حجاب بگرده. این شد قائل شدن حق؟
خب تو عقیده ات رو گفتی” ولی تا وقتی که قانون کشور است باید حتی کسانی که از نظر اعتقادی به آن باور ندارند به آن پابند باشند” یعنی با اجباری بودن کنونی حجاب در جامعه مخالف نیستی.
پس دیگه نیاز به بحث نمیبینم. چون تو و انسانهای متمدن زمین تا آسمون با هم تفاوت رای دارید.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۴۱ ب.ظ
آقا بهنام
هر چند با روش بحث کردن حضرتعالی و روش برخوردت با دیگران موافق نیستم ولی آنچه درباره نظر شما درباره حمله به ایران گفتم برداشتم از یکی از نوشته های شما بود که با توضیحتان مشخص شد خوشبختانه اشتباه از من بوده است و از شما بابت این برداشت نادرست عذرخواهی می کنم.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۶:۴۳ ب.ظ
جناب ((من))
انسان های متمدن هم تا وقتی چیزی قانون رسمی جامعه باشد به آن عمل می کنند.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۷:۰۷ ب.ظ
انسانهای متمدن هر قانونی که در مملکتشون جاری هست رو موجه و درست نمیدونند حالا ممکن هست به اجبار به اون عمل کنند و به اجبار به اون قانون عمل کردن دلیل بر پذیرش اون قانون توسط اونها نیست. انسانهای “مجبور”، به قانونی اجباری و غیر انسانی ممکن هست به اجبار عمل کنند و عمل هم میکنند چون چاره ای جز این ندارند و عمل کردن به این قانون ناشی از میل و رغبت نیست بلکه “صرفا” ناشی از “اجبار” است. پس “چاره ای” جز عمل کردن ندارند، نه اینکه اون قانون رو “پذیرفته اند” و این عمل کردن “اجباری” اونها به اون قانون دلیل بر “پذیرفته بودن” اون قانون نیست. صرفا به یک “اجبار” عمل میکنند.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۷:۱۷ ب.ظ
جناب ((من))
گفته اید:
{انسانهای متمدن هر قانونی که در مملکتشون جاری هست رو موجه و درست نمیدونند حالا ممکن هست به اجبار به اون عمل کنند و به اجبار به اون قانون عمل کردن دلیل بر پذیرش اون قانون توسط اونها نیست.}
این حرف شما دقیقا در مورد حجاب در ایران هم صدق می کند. یعنی این طور نیست که همه کسانی که به آن عمل می کنند آن را قلبا هم پذیرفته باشند. بلکه بسیاری از انها آن را قلبا قبول دارند و عده ای هم قلبا قبول ندارند ولی تا وقتی قانون است لازم است به آن عمل می کنند.
در کشورهای دیگر دنیا هم همه کسانی که به قانون عمل می کنند لزوما اعتقاد قلبی به آن ندارند. اصلا وجود قانون در یک جامعه برای این است که همه افراد جامعه درباره یک موضوع واحد به یک صورت عمل نمایند نه این که هر کس بخواهد به سلیقه خود عمل کند.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۷:۳۳ ب.ظ
انگار منظورم رو نفهمیدی.منظورم “پذیرفته بودن” یا “پذیرفته نبودن” اون قانون به دلیل عمل “مجبورانه” مردم به اون بود. من گفتم اگر دارند به “اجبار” بر این قانون عمل میکنند. صرفا یک عمل “مجبورانه” هست. و هیچ وجهه و ارزشی برای اون قانون خاص به همراه نمیاورد. اگر مردم در ایران به اجبار، حجاب میگذارند این دلیل بر “پذیرفته بودن” این تضییع حق و این قانون نیست. این صرفا یک عمل “مجبورانه” به یک ” اجبار” هست نه بیشتر و هیچ مهر تاییدی بر اون قانون نمیگذاره.
۱۰ تیر ۸۷ @ ۷:۴۶ ب.ظ