Wordpress Themes

نگوییم مصرف فرهنگی، ‌بگوییم مصرف برای سرگرمی

مصرف هریک از اقلام تلویزیون، ‌سینما،‌ اینترنت،‌ سی دی و فیلم،‌ ماهواره،‌ کتاب،‌ روزنامه و نشریه را جزو مصارف فرهنگی برمی‌شماریم و به انها کالاهای فرهنگی می‌گوییم. به شدت هم انتظار داریم از این اقلام، در سبد خرید خانواده های ایرانی به وفور یافت شود. اصلا فکر می کنیم ایرانی یعنی یکی از با فرهنگ‌ترین مردم جهان!‌ و قاعدتا باید از فرهنگ (کالای فرهنگی) زیاد استفاده کند. شاید هم اینطور فکر نمی‌کنیم و می‌خواهیم مهندسی فرهنگی کنیم تا به این امر برسیم.

در این تحقیقات اخیر که چندبار همینجا درباره اش نوشتم،‌ و در تحقیقات مشابه که در دوره های مختلف انجام شده و به شدت این نتایج را تایید کرده است اینگونه به دست آمده که ایرانی جماعت نوع خاصی به کالای فرهنگی نگاه می‌کند. اما ماجرا چیست.

در نتایج تحقیقات وقتی از کتاب می گوییم،‌ کتابهای رمان نویسندگان فارسی زبان که بیشتر عاشقانه است،‌خودنمایی می کند. در نشریه و روزنامه،‌ نشریاتی که تنوع زیادی دارند و سرگرم کننده هستند بیشتر خوانده می شوند. جام جم محبوب دانشجویان است و تبلیغ شده توسط صدا و سیما. در نشریات هم خانواده سبز است و موفقیت. که محتوای این روزنامه و مجله  و نیز خاستگاه و پایگاهش نیز مشخص است. اگر بپرسیم که کدام بخش بیشتر خوانده می‌شود داستانهای عشقی و حوادث پاسخ نمره بالا را به خود اختصاص می‌دهد. سراغ ژانرهای سینما که می‌رویم خانوادگی و رمانتیک بالاترین رتبه را دارد. در تلویزیون هم سریال های طنز و خانوادگی است که مخاطب پسند است. در اینترنت بالاترین و بیشترین سایت‌های مورد استفاده به زعم خود دانشجویان سایت های عکس و جوک و دیگر سایت های سرگرم کننده است.

در عوض هرچه معناگرایانه تر است دیده نمی‌شود. خوانده نمی‌شود و مورد استفاده کمتری قرار می‌گیرد. نکته دیگری هم هست. ان هم تمام این به قول ما کالا‌ها، بیشترین محل مصرفش در اماکن عمومی است. یعنی هزینه ای بابتش نمی‌پردازیم. کتاب نمی‌خریم. روزنامه نمی‌خریم. فیلم را دست به دست می گیریم و حتی بیشترین استفاده اینترنت را نه در خانه که در دانشگاه داریم. یعنی اگر دوران دانشجویی به سر آید گویی تمام این مصارف قطع می‌شود. همانطور که در زندگی های شکل گرفته شده دور و اطرافمان زیاد می‌بینیم که کمتر آن کالاهایی را که در دوران دانشجویی مصرف می کردند،‌ دنبال می کنند.

تیکی از تحلیل‌هایی که از کنار هم گذاشتن آمار بالا  قابل اتوجه محسوب می شد، این بود که ظاهرا ما از فرهنگ و کالای فرهنگی استفاده خاصی داریم. یکی از مصارف فرهنگ و صنعت فرهنگ سرگرمی است. اما وقتی در امار ایران میزان مصرف را دنبال می‌کنیم تنها ضرورت مصرف کالای فرهنگی ظاهرا سرگرمی است. فرهنگ تنها برای پرکردن اوقات فراغت ما به درد می‌خورد و چه بهتر اینکه اوقات فراغتمان مفرح هم باشد. فیلم های طنز، سایت های طنز و تمامی موارد مفرح رتبه بالایی می اورند و در عوض هرچه مفهومی و معناگرا است از گردونه رقابت خارج می‌شود. اصلا دیده نمی‌شوند. به نظر می‌رسد بر خلاف هژمونی موجود در امر فرهنگ که به دنبال متعالی ساختن فرهنگ بر اساس فرهنگ دینی و انقلابی و ایدئولوژیک نظام حاکم است،‌ فرهنگ در جامعه ما تنها شده است یک وسیله مفرح و لاغیر. آنقدر هست که میزان و نوع مصرف ما از کالاهای فرهنگی مانند دیگر مکان ها سبک زندگی ما را مشخص نمی کند. در واقع حوزه‌های مشخص یک فرد مدرن را نمی‌توانیم در نوع مصرف ابه دست آمده تفکیک نماییم. یک معیار داریم و لا غیر.

و البته همه اینها جالب است اگر بفهمیم که تمام این تفریحات نیز ما ایرانیان را راضی نمی کند. چون اگر از ایشان درباره اوقات فراغت و تفریحات بپرسیم،‌ اعتقاد دارند تفریح مناسب ندارند و نمی توانند شاد باشند. البته تمام این واقعیت ها در پوسته زیرین جامعه در جریان است. لایه رویی و پوسته نمایان این وضعیت همان فرهنگ والا است که روزانه برایمان تبلیغش می کنند.

پی نوشت بی‌ربط: ظاهرا سایت‌های به قول خودشان اصولگرا از هر راهی استفاده می کنند برای اینکه بگویند خاتمی مقبول نیست. حتی تحریف و سانسور. من در این جلسه مخالف بودم اما نه اینچنین!

۲۶ نظر برای “نگوییم مصرف فرهنگی، ‌بگوییم مصرف برای سرگرمی”


  1. حمید:

    ” البته همه اینها جالب است اگر بفهمیم که تمام این تفریحات نیز ما ایرانیان را راضی نمی کند.”
    منظورتون از”تمام این تفریحات” چی بود؟ به نظر شما یک کتاب رمان که هر هزار نفر، یک نفر ممکنه بخونه و سایتهای اینترنتی که گستره استفاده کنندگانش خیلی کم هست میشه تفریح جامع و همه گیر؟ یا یک ساعت برنامه دلقکانه تلویزیونی.
    طوری گفتید تمام تفریحات،انگار ملت غرق در خوشی و تفریحند و دارند رو دل میکنند از اینهمه تفریح و هنوزم کمشون هست و با کمال تعجب و شگفتی وقتی ازشون پرسیده میشه که تفریحات مناسب دارید یا نه،جواب میدند: نه
    “چون اگر از ایشان درباره اوقات فراغت و تفریحات بپرسیم،‌ اعتقاد دارند تفریح مناسب ندارند و نمی توانند شاد باشند”
    به نظر شما تفریحات مناسب دارند؟ یا به نظرتون شاد هستند و خودشون خبر ندارند؟
    ——————–
    سمیه:‌نخیر منظورم این نبود. بحث من رو از همون طرفی که گفتم بخونید. اینکه ما همه کالاهای فرهنگی رو استفاده تفریحی می کنیم و از آن راضی نیستیم معنیش این نیست که خیلی تفریح می کنیم و شادیم :)

  2. حمید:

    نه خیر از پایین به بالا میخونم مگه زوره؟:دی :) خب یادم رفت بنویسم که تا پارگراف آخرتون درست، و قبول دارم به علاوه این قسمت از همین پاراگرراف آخر”البته تمام این واقعیت ها در پوسته زیرین جامعه در جریان است. لایه رویی و پوسته نمایان این وضعیت همان فرهنگ والا است که روزانه برایمان تبلیغش می کنند.”ولی قسمت اولش؟(شکلک هویشونی و سر درگمی:دی ) شاید به طعنه گفتیدش آره؟ :)

  3. سمیه:

    خب لباسی که تن هسته کردند منظورمه. درواقع اینجور قراره نمایش داده شه. که به نظرم و طبق این نتایج واقعی هم نباید باشه

  4. محمدرضا:

    اگر قرار بود که همه افراد یک جامعه فرهنگی باشند و سطح مطالعتشان بالا باشد که دیگر چه تفاوتی بین آنها و روشنفکران وجود داشت؟

  5. محمود:

    من از زمانی که مردم اینجا (کانادا) را دیده ام، به این نتیجه رسیدم که من هم مثل شما توقعم از مردم خودمان زیادی بالابود. اینجا در اتوبوس و مترو بیشتر از نصف مردم از همه سنین در حال مطالعه اند اما ۹۰ درصد از کتابهای دست مردم چیزی در حد و اندازه کتابهای ر.اعتمادی خودمان است. مجلات زرد و مد و … هم پرطرفدار ترین ها هستند. فکر می کنید چند درصد مردم تایمز و نیوزویک و … می خوانند؟

  6. سمیه:

    اول اینکه این آمار را در دانشگاه‌ها در آوردیم. در واقع در بین همان روشنفکرانی که می گویید.
    دوم اینکه من فکر می کنم در کشورهای غربی همان محصولات در سبد فرهنگی جا پیدا کرده و استفاده از محصولات فرهنگی هویت ساز شده. حرف اصلی ما این است که در ایران استفاده از کالای فرهنگی هویتی نیست. البته اقا محمود شما باید تایید بفرمایید. این تصور ماست.

  7. بهنام:

    عباراتی نظیر “مهندسی فرهنگی” یا “با فرهنگترین مردم” بی محتوا و خالی از معنا هستند.
    این مطلب شما خیلی شبیه همان ماجرای سرویس پیام کوتاه و نحوه استفاده از آن است.
    کار آماری بجای خود، خیلی که درست باشد نتیجه اش میشود همان شرحی که داید، که فلان دست کتاب را بیشتر میخوانند و چطور فیلمهایی ار دوستتر دارند.
    از این آمار شما دیگر عبارت “یرانی جماعت نوع خاصی به کالای فرهنگی نگاه می‌کند” در نمیاید. این اما عقیده شخص شماست.
    اینکه چه چیزی را عمیق بدانیم چی را نه، چه چیزی را ارزشمند بدانیم چه چیزی را فاقد ارزش … اینها تعابیر شخصی است.
    ایراد از همانجا ناشی میشود که برای شما “معنیش خیلی واضح است” که در مورد خیلی لغات دیگر هم اینطور فکر میکنید.
    اگر یک زمانی خواستید ایرانی را با دیگران مقایسه کنید اول باید شاخصه هایی که این خاص بودن یا بالا و پایین بودن را اندازه بگیرید بعد برآیندش را در بیاورید و گرنه میشود همین که شده یا ماجرای مقایسه روزنامه و مسجد یا ماجرای چطور استفاده کردن از تلفن همراه یا قصه سیل و سد در مدارس دخترانه و…

    بعد هم م واقعا نمیدانم نگاه شما به بقیه دنیا از کجا منشا میگیرد با ور بفرمایید در بقیه دنیا این “غیر معنایی” ها خیلی خریدار دارد خیلی خیلی بیشتر از ایران! ولی از قضا نشانه هیچ بالا یا پایین بودن فرهنگ نیست!
    اصلا بالا و پایین بودن فرهنگ (که یک بار دیگر هم شما در همان مطلب دختران شوهرکرده و سیل و سد اشاره کردید و چه بد هم اشاره کردید) خیلی وقت است مرده! فرهنگ بالا و پایین نداریم، “تفاوت فرهنگی” داریم و این آمار و شناخت باید برای درک این “پدیده” بکار برود نه رسیدن به اینکه کی بالاست کی پایین.

    با کار و زحمت شما شدیدا موافقم، با نحوه تحلیل و نتیجه گیری شما خیلی مخالفم.

  8. ناصر:

    با سلام
    مطلبی را که خانم توحیدی در این پست مطرح کرده اند دارای پیش زمینه گسترده و عمیقی در ادبیات مطالعات فرهنگی است که بدیهی است که ایشان و برخی از دوستان با آن آشنا هستند.
    امروز یکی از مسائلی که مطرح است فرهنگ توده ای است و نظرگاه های متفاوت رویکردهای متفاوتی به آن دارند؛ نظرگاه هایی چون مارکسیسم،محافظه کاری، پست مدرنیسم، فمینیسم و ….
    در این میان برخی از رویکردهای محافظه کاری حتی با نگاه منفی به دمکراسی، فرهنگ توده ای را ناشی از آن می دانند.
    به نظر می رسد می توان نتیجه گرفت که خانم توحیدلو از یک منظر انتقادی به فرهنگ توده نگاه می کنند فرهنگی که قشر تحصیل کرده را نیز دربرگرفته است.

  9. ناصر:

    ادامه
    پس این که عبارتی با معناست یا بی معنا کاملاً بستگی به موضع و منظری دارد که از آن شما به فرهنگ توده ای می نگرید.

  10. سمیه:

    موافقم آقا ناصر.
    اقا بهنام سعی نکنید که همه چیز رو به همه چیز ربط دهید. این کار شما فقط ارزش فحش دادن به من را دارد و لاغیر

  11. حمید:

    بر ساحل کدامین دریا زورقت آرمیده است ای سمیه بانو؟ بر ساحل سلامت؟این کدامین دریاست؟طوفانی هم میشود این دریای سلامت؟

  12. یه غریبه:

    یه نکته ای که البته یه کم تردید دارم برای بیانش اینه که چند وقت پیش سفری داشتم به مالری .اونجا صحنه هایی دیدم که واقعا نسبت به این جمله که ما ایرانیها ملت بافرهنگی هستیم مشکوک شدم.اصلا منظورم این نیست که بگم مرغ همسایه غازه یا دچار خود کم بینی باشم ولی انصافا در مقایسه با کشوری که به قول خودشون تا ۵۰ سال پیش بالای درخت نارگیل بودن ما کجا قرار داریم؟یه لیستی نوشتم از ریز به ریز مسائل فرهنگی و سیاسی که اونجا دیدم در مقایسه با اینجا.درسته که الناس علی دین ملوکهم درسته که حکومت در فرهنگ سازی نقش عمده ای داره درسته که … ولی نقش خودمون چی؟اینکه مثلا چراغ قرمز رو رد کنیم و افتخار کنیم به شجاعتمون دیگه چه ارتباطی با نوع حاکمان داره؟
    راستی من هم با نیامدن آقای خاتمی _البته در این شرایط فعلی_ موافقم که شاید با زاویه ای متفاوت با دیدگاه شما باشد نمیدانم. معتقدم دامنه ی اثرگذاری خاتمی بین المللی است و همچنین با توجه به نقشی که در جریان اصلاحات دارد به مراتب شایستگی بالاتر از ریاست جمهوری را داراست .خاتمی باید جریان ساز و فرهنگ ساز باشد و نقش تاریخی هدایت جریان اصلاحات را به عهده داشته باشد.البته اینراهم بگویم کهبه خاتمی باید به عنوان یک اسوه نگریست نه اسطوره.ضمنا این دیدگاه من با آنچه مثلا کارگزاران یا شهروند امروز مطرح میکنند و در پس آن زمزمه های معامله با بعضیها شنیده میشود متفاوت است.حدود یک ماه پیش روزنامه اعتماد مصاحبه ی جالبی داشت با سید محمدرضا خاتمی وحرفهای بسیار جالبی مظرح شده بود.اما متاسفم که اظهار نظر دوستداران و مدافعن خاتمی را اقتدارگرایان با عناوین دیگری مصادره به مطلوب میکنند.
    باقی بقایتان…

  13. بهنام:

    سمیه خانم، شما با شعار موافق باشید یا نباشید تفاوتی نمیکند.

    یعنی چه که سعی نکنم همه چیز را به همه چیز ربط بدهم؟! (معنی قسمت دوم جمله شما را هم حقیقتا نفهمیدم)

    این بخش کلیدی پست شماست (که مابقی مطلب دلایل و شرح آن است)

    “اصلا فکر می کنیم ایرانی یعنی یکی از با فرهنگ‌ترین مردم جهان!…ایرانی جماعت نوع خاصی به کالای فرهنگی نگاه می‌کند‌”

    و در پست مربوط به سد ازدواج و سیل مدرسه برانداز حضور دختران متاهل:
    “ناگفته پیداست که عموما دخترانی که در سنین دبیرستان ازدواج می کنند متعلق به خانواده های با سطح فرهنگی بالا نیستند.”

    حالا من چطور همه چیز را به همه چیز ربط میدهم؟!

    حرف بنده این است شما (یا آقا ناصر یا من) چطور میخواهید بالا و پایین این فرهنگ را تعیین کنید و بعد چطوری میخواهید مقدارش را اندازه بگیرید؟ (که گرفته اید!)

    ماجرا اینستکه شما بدلایلی برای خودتان مقام ارزشگذاری قایل هستید (یا هر کسی که از فرهنگ بالا و پایین حرف میزند) در حالیکه این نگاه بی معنی است و کارکردی هم ندارد. (اگر جایی داشته شما نشان بدهید)

    نشان دادن این موضوع که فرهنگ بالا و پایین نداریم (که گویا پذیرفتنش برای شما و همفکرانتان خیلی سخت است) خیلی ساده است، لطف کنید یک جایی را که شما عقیده دارید “فرهنگ بالا” دارد یا از “با فرهنگترین” جوامع است معرفی بفرمایید. این الفاظ خالی از عضو نیستند که! هستند؟

    چیزی که وجود دارد “تفاوت فرهنگی” است و از روی نوع کتاب خواندن و فیلم نگاه کردن مردم (یا دانشجویان!) نمیشود به این نتیجه رسید که کی فرهنگ بالاتری دارد کی پایینتر.

    خیلی رو راست بخواهم خدمت شما عرض کنم این نوع نگاه در نهایت به نژادپرستی (به معنای عام) منتهی میشود و موضوعی است که خیلی وقت است در جوامع با تنوع فرهنگی این نوع نگاه را برچیده اند.

    محض اطلاع نگرندگان به فرهنگ “توده” هم عرض میکنم در هر کجای جهان که قوانین آزادتری برای نشر و پخش محتوا دارد تعداد میزان بخیال شما محتواهای کم ارزشتر خیلی بیشتر است. اگر بفکر این هستید که “توده” را بسمت ارزشهای موردنظر خودتان که فهنگ میدانی (فهنگ بالاتر) ببرید بهتر است دست به ترکیب این وضعی که در ایران هست نزنید!

  14. سمیه:

    برای همین است که تاکید کردم این دو بحث به هم ربطی ندارد. اینجا بحث ارزشی نمی کنم. به شیوه پساویلیامزی مقوله مصرف کالاهای فرهنگی را اندازه گرفته ایم. از فرهنگ هم مرادمان صنعت فرهنگ بوده است. تمام حرف هم این است که صنعت فرهنگ طبق آمار وارد سبد خرید نشده و تنها به عنوان سرگرمی استفاده می‌شود. حالا برداشت شما از کل پست چه بوده نمی دانم.
    این را در تضاد با تصورات حاکمیت فرار دادم که اتفاقا معنای متعالی از فرهنگ ارائه می دهند و فکر می کنند مردمی با فرهنگ به معنای فرهیختگی داریم.
    واقعیت این است که قرار نبوده در این تحلیل کسی را به سمت فرهنگی سوق دهیم. وظیفه ما این نبوده. اصلا هم فرهنگ بالا و پایین اینجا لحاظ نیست. یعنی در این تحلیل این نوع نگاه به فرهنگ بی معنی است.

  15. بهنام:

    راستش من که در پست شما اینرا نمیبینم، بواقع این کامنت شما خودش یک پست دیگر است.

    به هرحال از اینکه بی معنی بودن “فرهنگ بالا و پایین” مقبول نظر شما افتاد خوشحال هستم.

  16. بهنام:

    شرمنده که فضولی میکنم، خبر اعدام ۲۹ نفر در اوین همه جا هست الا در این وبلاگستان! خدا عاقبت ملتی را که اینطور بی اعتنا به مرگ شدند بخیر کنند.
    غرض اینکه اگر بشود شما هم یک مطلب خوبی بنویسید دلمان خوش بشود.

  17. محمد جواد شکری:

    خوب همه جای دنیا همینه! این همه سایت صکسی و کتاب های زرد و روزنامه های الکی پس واسه کی هست؟ خوب ایران هم مثل بقیه! من که فرق خاصی حس نمی کنم، در ضمن اگه در کنارش کار خوب ارایه بشه ملت استقبال می کنن، همین مجله شهروند که با قیمت ۱۵۰۰ تومانی اما همیشه خوب فروش میره ! راستی معروف شدی ها! به برادر حسین شریعتمداری سلام برسون!

  18. محمد جواد شکری:

    راستی این وبلاگت با وبلاگم مشکل داره! ۱۰۰ بار هم پینگ کنم باید اون پایین مایین ها باشم!

  19. سمیه:

    اقای مهندس من مد نظرم نخبگان اجتماعی نبوده که از شهروند مثال می زنی برادر!
    تاکید می کنم که ممکن است جنس صنعت فرهنگی که استفاده می کنیم هم یکی شود که ان هم جای سوال دارد،‌اما نقش و جایگاه این فرهنگ در زندگی ما متفاوت است.

  20. بچه فنی:

    تفریحات مذکور تنها ایجاد تنوع می کنند ولی به معنی واقعی تفریح نیستند.
    سلام خانم دکتر!

  21. m:

    lotfan dige matalebetoono baram send nakonin

  22. m:

    rasti az key tahala hozeyeye estehfazie khatami beinolmamali shode? mishinin ye ja enghad fekr va tamarkoz mikonid in chiza az to zehnetoon taravosh mikone?kheili ajibe

  23. m:

    darbareye oon shere balaye safhatoon dar bareye raisjomhoor jalebe bedoonid adama ta adaman bemiran behtare ta inke bade inke khar shodan.albatte az shomaha ke ye siasi baze eshtebahie dar hale hazer afsordaro osve vo felano azin joor chiza midoonid ..mesle in hendia ke sai baba ro miparastan baid nist ke az sarosedaye ye mosht zaif kosh betarsid..masalan emrooz gorgaro sireshoon konim be ma bekhandan..ta vaghti ka ma ghazayeem va oona gorg..harvaght goshnashoon she ya dahaneshoon ab biofte mian ye nakhoonaki be ma mizanan..
    albatte fek konam javabetoon in bashe age yekam bihessi behemoon bezanan dige dardemoon nemiad va donya beheshte

  24. حمید میداف:

    به این مطلب بسیار جالب در بلاگ نیوز لینک داده شد.

  25. سمیه توحیدلو:

    من بغیر از مسنجرم و برخی از دوستان مطلبم رو برای کسی سند نکرده ام

  26. maryam:

    البته حرف هایی که می زنی درسته.بحث کل جامعه و عامه مردم که مشخصه اما تو قشر دانشجو و نخبه خوب منم اعتقاد دارم چون تفریح درست و حسابی نیست دانشجو ها و قشر تحصیل کرده هم به این چیزا روی میارن.مثلن خوده من وقتی از سر کار یا دانشگاه میام ترجیح می دم برای تفریح و خستگی در کردن یه فیلم بی محتوا و طنز ببنیم تا یه فیلم با معنی و درست و درمون.چون دیگه نمی خوام ذهنمو مشغول کنم و فقط می خوام از دیدن فیلم بخندم.خوب الان مثلن تفریح ما میشه ورزش کردن یا پارک و سینما رفتن و خوب واقعن این امکانات خیلی کمه.

محل نوشتن نظرات