موقع گرفتن جان آدمها دست و دلتان بلرزد!
روز گذشته با سایت ها و صدا و سیما همزمان از اعدام ٣٠ نفر در تهران خبر دادند. فارغ از بحث هایی که درباره ماهیت اعدام هست، نمیفهمم این تبلیغات را برای به پای چوبه دار بردن انسانها. ان هم اینچنین با شادکامی. یکبار دیگر هم نوشته بودم که حتی اگر در قاموس ایشان اعدام معنادار است، بدون شک باید با تاسف همراه باشد. شان انسانیمان را پاس نداشتهایم اگر از مرگ کسی شادکام باشیم. حتی مرگ یک مجرم. خصوصا برای همچون ایشانی که بالاخره حکم اعدام را داده است و حکم در حال اجرا شدن است. لااقل ظاهر را نگاه دارد. فراموش کردهاند که برای مهار خشونت دست به خشونت زدن چندان شایسته نیست.

نمایی از اعدام دسته جمعی سال گذشته
مشخصات بیست نفر از اعدام شدگان را در اینترنت یافتم. ده نفر از آنها قصاص قتل عمد بودند. قتل هایی که شاید از سر عصبانیت به انجام رسیده، انسان هایی که نه قاتل بالفطره بودهاند و نه فرصت دوباره به ایشان تهدیدی برای اجتماع محسوب میشده. خواندن داستان و ماجرای گرفتن حکم اعدام این ده نفر برایم بسیار آزاردهنده بود. درست است که قتل اتفاق افتاده و منظور من تایید آن نیست. اما اعدام یعنی اینکه فردی که به آن محکوم میشود دیگر امکان ماندن و زندگی اجتماعی را ندارد و احتمال وقوع مجدد جرم برای او وجود دارد. حتی اگر اجتماعی تر نگاه کنیم، اعدام در شرایطی معنا مییابد که وجدان جمعی جامعه تحت تاثیر آن قرار گرفته باشد. اگر واقعه ای یک جامعه را منقلب کند،گاهی بیشترین مجازاتها را به دنبال دارد برای آسایش بخشیدن به آن جامعه. مثلا قتلهای زنجیره ای و خفاشان شب و … از این دست محسوب میشدند.
اما نیم نگاهی کافیست که ببینیم عدم توانایی بر مهار خشونت و کنترل احساسات لحظهای منجر به قتل یک فرد شده و خانوادهای را داغدار نموده است. آیا این نشان از اصلاحناپذیری فرد خاطی دارد؟ اصلا فارغ از نفس درستی یا نادرستی مجازات اعدام، تناسب جرم و مجازات رعایت شده است؟
ده نفر دوم هم که به اسم اشرار و قاچاقچیان دستگیر شدهاند. امروز بحثی بود در جمع عدهای از دوستان در همین زمینه. باور عمده در بین مردم بر سیاسی بودن مسئله قاچاق مواد مخدر تاکید دارد. کم نشنیده ایم که خود دستگاه های مسئول در جریان ترانزیتها قرار میگیرند و حتی گاهی منافعی را هم از ان خود میکنند. کم نشنیدهایم که محمولههای ضبط شده در بازار نشانشان یافت میشود. از همه بیشتر هم درباره دانه درشتها گفتهاند. آنهایی که آزادند و خرده پاهایی که به هر دلیل گرفتار قانون شده اند به پای چوبه دار کشیده میشوند. آنقدر این اخبار هست که دیگر حتی بر میزان مجرم بودن ایشان نتوان یقین داشت.
ای کاش آقایان! کمی هم موقع گرفتن جان آدمها دست و دلشان می لرزید.



۷ مرداد ۸۷ @ ۱:۱۸ ق.ظ
و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه
واقعا من که می خوام برم بودایی شم
۷ مرداد ۸۷ @ ۱:۲۲ ق.ظ
خیلی از آدمهایی که اعدام میشوند آنقدر کم سن و سالند که تمام عمرشان را در همین حکومت گذرانده اند و حاصل سوءتدبیرهای همین جامعه.
۷ مرداد ۸۷ @ ۱:۳۵ ق.ظ
قبول دارم که خیلی از اعدامها منصفانه نیست و در زمینه مواد مخدر هم قالبا آفتابه دزدها بالای دار میروند، اما در کل اعدام لازمه و جواب هم میده، ولی اگر در ملا عام باشه
۷ مرداد ۸۷ @ ۱:۴۲ ق.ظ
دلم میخواااااااااااد گریه کنم .


چرا اینقدر راحت جون آدمها رو میکیرن !!
اونم کسایی که سهوا مرتکب قتل شدن .
واقعا اون قاضیی که حکم اعدان اینها رو داده دیشب راحت خوبیده ؟ یعنی یه ذره هم احتمال نمیداده که حکمش ایراد داره و چند نفر از اینها حداقل شایسته اعدام نیستند !!!
من هم نمی فهمم قاضیی را که حکم اعدام اینچنین میدهد .
۷ مرداد ۸۷ @ ۶:۵۳ ق.ظ
لطفا خودتون رو به اون راه نزنید. اگه خدای ناکرده یکی از کسایی که اینا کشته بودند یا معتاد کرده بودند یا بهشون تجاوز شده بود از آشنایان شما بودند باز هم این طور اظهار نظر می کردید.
این حق جامعه است که از وجود چنین افرادی پاک باشه. حال اینا بزرگ شده همین جامعه باشند یا نه. مگه خود شما ها تو این جامعه بزرگ نشدید. چرا شما قاچاقچی نیستید.چرا خودتون کسی رو نکشدید. حتما فرق می کنه ، نه؟ چه فرقی می کنه، لطفا چشمتون رو باز کنید.
در مورد این آقایون هم باید بگم که جرم قتل عمد کمترین جرم این ها بوده. انقدر کثافت کاری داشتند که حکم اعدام خیلی براشون کمه.
۷ مرداد ۸۷ @ ۷:۱۵ ق.ظ
من هم یه چیزی بین نظر محمد و حسین رو می گم.
۷ مرداد ۸۷ @ ۸:۰۵ ق.ظ
سلام اینکه اون اقا محمد گفتن اعدام در ملا عام لازمه و جواب میده بر اساس کدوم کار تحقیقی و علمی به این نتیجه رسیدن؟بعدشم تو کشور ما فقط با معلول مقابله میکنند پس علت چی میشه؟وقتی شرایط اجتماعی نامطلوب باشه هر چی اعدام کنی بازم یه عده دیگه جاشونو میگیرن
۷ مرداد ۸۷ @ ۸:۱۰ ق.ظ
اعدام یعنی اینکه فردی که به آن محکوم میشود دیگر امکان ماندن و زندگی اجتماعی را ندارد و احتمال وقوع مجدد جرم برای او وجود دارد!!! این تعریف علوم اجتماعی از اعدام هست یا فقه؟ من فکر نمی کنم روند اعدام ها و چگونگی حکم اعدام دادن در این چند سال با قبل فرق کرده باشه! بنظرم این بحثتون موقعی درست است که بیاین بنیادی و از پایه بحث کنین نه بصورت مصداقی!
۷ مرداد ۸۷ @ ۹:۱۸ ق.ظ
سلام دوست عزیز
من کاملا با نظر شما مخالف هستم
اگر شما هم در منطقه ۱۷ تهران زندگی میکردید و مادر و خواهر شما نمی توانستند بعد از ساعت ۱۰ شب از خانه خارج شوند و به طور کلی هر شب فحش و دعوا در خانه شما طنین انداز شود ان وقت از چنین ادم هایی احساس تاسف نمیکنید چون که اینها ادم نیستند حیوانهایی در چهره ادم هستند (همان ادم نماها)
۷ مرداد ۸۷ @ ۹:۵۵ ق.ظ
در مورد اعدام قاتلین نمی خوام حرفی بزنم چون بستگی داره به اینکه اساس نظری ما در این زمینه بر چه پایه ای باشه.
اما اعدام اشرار و به خصوص قاچاقچیان مواد مخدر به نظرم بیش از هرچیز نشان از ناتوانی حکومت در کنترل قلمرو خودش دارد.
متاسفانه بعضی ها در صددند تا ناتوانی خود را با زهر چشم گرفتن بپوشانند. این بی معنی است که فی المثل به گفته دوستمان در منطقه ۱۷ تردد مادر و خواهرشان بعد از ساعت ۱۰ شب ممکن نیست. خب نیروی انتظامی را بازخواست کنید که چه غلطی می کند. مگر منطقه ۱۷ جزء این شهر نیست؟ مگر کلانتری ندارد؟ خب گیرم که دو نفر را در این منطقه اعدام کردند، احتمال نمی دهید مادام که پلیس وظیفه اش را نتواند انجام دهد، کسی دیگر به شرارت بپردازد؟
اعدام قاچاقچیان هم از همین قسم است. یکی را اعدام کرده اند به جرم نگهداری ۱۹۰ گرم هروئین. آخر این چه تناسبی است که میان جرم و مجازات بسته اند. اگر قرار باشد این جرم را اعدام کنند که کلی از مردم را باید پای چوبه دار بفرستند.
نمی توانند مرزهای شرقی را کنترل کنند و تریلی تریلی مواد به داخل کشور سرازیر می شود، آن وقت در تهران یکی را به خاطر چند کیلو مواد اعدام می کنند! اسم این را چه چیزی می شود گذاشت جز درماندگی سیستم در کنترل ترانزیت مواد مخدر. بماند که استانهای شرقی ما هیچکدام حداقل امنیت را هم ندارند!!!
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۰:۰۴ ق.ظ
شنیدن خبر مرگ انسان ها نباید احساس رضایت در انسان دیگر به وجود آورد. اما بحث بر سر این است که با توجه به این که عقلانیت اجتماعی حاکم بر جامعه ما بر اساس سنت اسلام فقاهتی شکل می گیرد و این سنت بر دیگر سنت ها در شرایط استیلا به سر می برد بنا بر این فکر می کنم افکار عمومی نیز که بر اساس همین سنت دست کاری می شود، به طرز ناباورانه ای این اعدام ها را تجویز می کند اگر چه شاید ناخرسند باشد و یا نیم نگاهی به ابعاد اجتماعی وقوع جرم و جنایت هم داشته باشد. بنا بر این تا زمانی که عقلانیت این سنت در توجیه این گونه اعدام ها دچار بحران نشود و این سنت هم چنان از استیلای اجتماعی بهره برد این داستان ها پایانی ندارد.
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۰:۰۸ ق.ظ
بخوانید!
http://ehaghparast.blogfa.com/post-51.aspx
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۰:۴۸ ق.ظ
اصل حرف متین اما تشخیص مسئلهای مثل نیت افراد از اعمال جرم (آنهم قتل عمد) و اصلاحپذیر بودن مجرم، کار چندان آسانی نیست. بااینحال هرچه سریعتر باید راهکاری برای این مسئله یافت.
۷ مرداد ۸۷ @ ۱:۱۷ ب.ظ
با کلیت اعدام مخالفم. به نظرم حتا اگرانسانی جان انسان دیگری رو از او دریغ کنه گرچه مستحق مقابله به مثله اما بامرگ او دردی از جامعه دوا نمی شه. باید راهکار بهتری اندیشید. مثل کار اجباری تا آخر عمر برای خانواده مقتول یا چیزی که سوداون به خانواده مقتول برسه. در مورد قاچاق و مواد مخدر. والا اینایی که تلوزیون گفت سرجمع ۳۰۰ کیلو هم قاچاق نکرده بودن. بجز یکی شون بقیه همه خورده ریز بودن. اینقدی که شاید اگه ۱۰۰۰ تا ایرانی رو رندوم بگردی میتونی ازشون کشف کنی. کشتن اینا مثل اینه که سرشاخه های یه درخت رو هرس کنی. بهترش در می آد و پیشرفته ترش. باید اون بابای اصل کاری رو گرفت. اصلاح پذیر بودن یا نبودنشون تحقیق میدانی می خواد. گرچه شما خودت وارد تری. اما من همیشه فکرم این بوده که هیشکی مجرم به دنیا نمی آد و همه ی مجرما هم مجرم نمی میرن… همین
۷ مرداد ۸۷ @ ۲:۱۲ ب.ظ
۱: من از خوندن این مطلب واقعا لذت بردم… حتی اگر تمام اینها اراذل و اوباش باشن… اما جرمشان حکم مرگ ندارد…. دیشب فیلمی دیدم به اسم ” در کمال خونسردی ” از ” ریچارد بروکس ” اونجا وقتی قرار بود دو نفر و که مثله مثله کردبودن قربانیانشون رو بعد ۵ سال اعدام کنن حالت روحیشون متغیر شده بود و یه جور عذاب تو چشماشون بود… ما انگار واقعا اینجا بخشی از وجودمون حذف شده… معکوس شده ایم و بی رحم….
۲:خیلی مخلصیم
۳:انگار یه جورایی بیمار شده ام…. غیبت ها ی پی در پی…نخوندن ها و اغلب ندیدنها…
به رانندگی و گم و گور شدن لای ابرها و مه و بارون جنگل محتاجم… به بوی نای تنه درختا که خیس شدن… به بوی چمن تازه خیس خورده….
من هم اینجا گوشه رینگ گیر افتادم… مشت می خورم پی در پی… غیبتهای طولانی….
” مسابقه داره تموم می شه… راند ۱۴… کافه آخر… سر پل تجریشیم رفیق “
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۰:۲۹ ب.ظ
[...] مرتبط: سمیه بانو، کمانگیر، محمود، دوستان فرند فید ۱ ، [...]
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۰:۳۴ ب.ظ
سلام با مطلبی تحت عنوان “به فکر نون باش مه خربزه آبه!” به روزم سری بزنید
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۰۲ ب.ظ
[...] پست و این و این و این و هزاران مثل این رو میخونم و فقط میتونم اشک [...]
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۴۱ ب.ظ
با دیدن عکس یاد صحنه های فیلم های کابوی افتادم. با این تفاوت که اونجا یک قهرمان می آد و اعدامی ها را نجات میده اما اینجاخبری از قهرمان نیست. واقعا با این اعدام ها به چی افتخار میکنیم.؟!!!لا اقل جای دار زدن از این اتاق های شیک تزریق سم استفاده کنن که حال ما با دیدن این تیپ عکس ها گرفته نشود!!!!
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ
۱-وقتی اون عکس رو دیدم به یاد فیلمهای وسترن آمریکایی افتادم
۲-به قول زنده یاد مشیری:
گفته بودند هر که با ما نیست با ما دشمن است
گفتم آری این سخن فرموده ی اهریمن است
اهل معنا اهل دل با دشمنان هم دوستند
ای شما با خلق دشمن قلبتان از آهن است
۷ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ
برای دین عکس جدیدترین آزمایش موشکی ایران به وبلاگ زیر مراجعه کنید.
http://amirbozorgian.blogfa.com
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۱۴ ب.ظ
nemidoonam chera kasi be koshtare daste jamie adama ahammiat nemide ..kari ke alan to aragh va afghanestan be roozmarregi tabdil shode..ya moshabehesh too africa ya jahaye digeye donya ke sedasham dar nemiaran…ya rangesh mikonan jaye mobareze ba terorism neshoonesh midan..age ina be andazeye kafi bahash ba vasvas barkhord beshe kar be edam haye khoshoonat bare adamaye ghatele khatarnake khianat kare mohtaram va mesle ma daraye ehsasate latife ensani nemikeshe
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۱۹ ب.ظ
dar bareye inke javabe khoshoonato nabayad ba khoshoont dad..mishe goft in harf hamoonghad doroste ke vasate azaye do seta khoonevade ke ettefaghan hame ham daran gerye mikonan va hichi aroomeshoon nemikone berim guitar tamrin konim ke be nazare man aslan kare eshtebahi nist..chon honar kheili khoobe..va kesi ke az honar badesh biad adam nist..inkar hamoonghad doroste
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۲۴ ب.ظ
در باره ی اینکه جواب خشونتو نباید با خشونت داد میشه گفت که این حرف همون قد درسته که وسط عزاداری دو سه تا خونواده که اتفاقا همشونم دارن گریه میکنن حالشون بدجوری خرابه بشینیم اون وسط گیتار تمرین کنیم.گیتار تمرین کردن مگه کار بدیه؟یه هنره دیگه..هنرم که خیلی خوبه .با روح آدما سروکار داره.هر کی از هنر بدش بیاد آدم نیس!
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۲۸ ب.ظ
من فک کنم درباره ی اعدام در خارج از کشور خیلی چیزارو نمی دونین یا اشتباه خوندین..سیستم قضایی اونجا با اینجا خیلی فرق میکنه..یه کم بیشتر مطالعه کنید..اونایی هم که درباره ی ایران نظر میدن غالبا شدیدا تحت تاثیر ایرانیای قبل ۵۷-۵۸ که نمی دونن الان تو ایران چه خبره دچار پیش داوری شدن..اونا اصلا منظورشون چیز دیگس!جدی نگیرین
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۲۹ ب.ظ
بحثای جالبی راه میندازیا…id بده یه گپی بزنیم
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۳۳ ب.ظ
رو اوم یکی تاپیکتم شاید واسه ی اینکه گفتم مطالبتونو نفرستید یه نمه تند رفتم..خوب الان پس می گیرم ..مگه چیه؟ کسی اینجا اعتراض داره..نه..دیدی!
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۳۷ ب.ظ
قتل عمدو که همینجوری نمیشه رمانتیکش کرد که..ینی چی شاید از رو عصبانیت کشته..اگه اونا انقد حرفه ای بودن که بدون عصبانیت و صرفا برای تفریح و سرگرمی یا با خونسردی آدم میکشتن دیگه ۱۱۰ به این راحتی نمی گرفتشون که!بعدشم مگه تو هر کشور چنتا حرفه ای پیدا میشه؟ که گله ای دسگیرشون کنن؟
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۴۶ ب.ظ
بهتره همیشه بدونیم هر حرفه درستی جای خودشو داره..تو یه کنسرت راک …اینکه بریم رو صحنه بگیم همه ساکت شن تا به همه ..با یه جدیت و یک وقار خاص که حاصل ساعت ها مطالعه و تفکره..بگیم که کلم برا چربی خون خیلی مفیده و دلایلشو هم بگیم ..خیلی با استقبال مناسب حاضرین مواجه نمیشه…
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۵۱ ب.ظ
اون یارو که قرآنشو از V.O.A خونده..من یه دینی رو تو هند میشناسم..یه بابایی رو میپرستن..گاهی اوقاتم میرن یه عضوی از بدن یارو رو تو ظرف مثلا شیرشون میذان..حالا من دیگه آناتومیشو لو ندم..که متبرک شه..من فک کنم عواطف ایشون تو اون دین بیشتر ازش مراقبت شه تا بودا!
۸ مرداد ۸۷ @ ۸:۵۹ ب.ظ
به اون یارو هم که نمی دونم فیلمه بروکسو با زیر نویس دیده یا دوبله عربی پیشنهاد میکنم کاپوتی رو هم ببینه…شاید ایندفه فهمید داستان از چه قرار بوده..آخه این یکی رو برای گروه سنی (فکری) فیلمای آرنولد و فرانکی و جکی چان اینا ساختن..
۸ مرداد ۸۷ @ ۹:۰۱ ب.ظ
تعجب میکنم تو اون عکس هیشکی به اون سربازه اون وسط اهمیت نمیده..بدبخت مردنی..آخه من چیکاره بیدم این وسط..
اون طنابیا یه پخ میکردن سربازه از همه زودتر می رفت
۹ مرداد ۸۷ @ ۳:۳۰ ق.ظ
سلام به نظرم امسال قرار بوده هرموضوعی برای گزارش به مردم سی عددی باشه
۹ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۳۱ ب.ظ
اگر یکی از همین افراد به ناموست تجاوز کرده بودند حالا این جوری داد و هوار انسانیتت برا یه مشت اراذل و اوباش حیوان صفت گل نمیکرد . رحم به اوباش بی رحمی به مابقی جامعه است.
.
.
برای نویسنده این مطلب متاسفم !…….
۱۰ مرداد ۸۷ @ ۸:۰۳ ق.ظ
نوع نگاه قالب مردم که ناشی از رافت اسلامی تزریق شده در جامعه برای سالهای متمادی است از نظرات دوستان موافق با کشتن بخوبی هویداست.
حتی برای شمایی که اعدام را در شرایطی قبول دارید (واقع بین باشیم، خیلی جوامع مترقی تر از ما هنوز این مجازات وجود دارد) متاسف هستند!
یک موضوع جالب اما این است که برای ایشان هر نوع مجازاتی (و در این مورد خاص اعدام) اول انتقام از مجرم است بعد شاید ابزاری در جهت حفظ امنیت جامعه. اینها متجاوز به ناموس (بقول خودشان، که آخر ما نفهمیدیم اصلا این ناموس یعنی چه!) را تکه تکه دوست دارند! هرچه زجر آور تر و درد آور تر بهتر، که خنکای جگر سوخته شان بشود.
مثل همیشه کاری به عدد و آمار ندارند، به واقعیت قابل شمارش اهمیتی نمیدهند. اینکه ایران بعد از چین با بیش از یک میلیارد جمعیت بیشترین تعداد (دقت بفرمایید تعداد! نه درصد مثلا نسبت به جمعیت!) اعدام را در دنیا دارد! آیا ایران الان در امنیت هم دومین کشور دنیاست؟!
امنترین کشورهای جهان برادر ناموس پرست همانهایی هستند که حکم اعدام ندارند.
شما اما کاری به تحربه دیگران نداشته باشی ها، بکش، جانور بکش، به دستور حضرت قصاص بفرمایید، دست و پا ببرید… انشاالله که امنیت روز افزون نصیبتان میشود.
آن یکی هم تازه دنبال ملا عامش است! در خفا کشتن خیلی به دلش نمیچسبد، یک شوی درست و حسابی دوست دارد عزیز دل.
خوب مردمانی هستیم، خوب!
۱۰ مرداد ۸۷ @ ۱۲:۵۰ ب.ظ
سرکار خانم توحیدلو!
همدردی با جانیان و متجاوزین ابدا قابل درک نیست.
بعضی مواقع خداوند شر ضالمان را بوسیله ضالمان از سر مردم دفع می کند. این از سنتهای الهی است.
———————
سمیه: آقای برادر من فکر نمی کنم همدردی با جانیان کرده باشم. بله با مجازات اعدام مشکل دارم. فکر می کنم زمانه حاضر مجازاتهای سخت و بازدارنده دیگری هم دارد،اگر قصدمان از مجازات پیشگیری از وقوع جرم های بعدی باشد. اعدام نهایت مجازات هاست و گمان نمی کنم به این راحتی ها بتوان چنین حکمی را داد.
در ثانی شادمانی از اعدام، نثرها و گفتگوهای از سر احساس بخاطر اعدام قابل پذیرش نیست. آن هم وقتی به اسم اسلام گردن می زنند.
دیگر اینکه کدام وکیل،کدام قاضی و کدام دادگاه برخی را جانی و متجاوز بر می شمرد مهم است.
۱۰ مرداد ۸۷ @ ۱:۱۹ ب.ظ
من با بهنام موافقم
واقعا با وجود رتبه دوم در تمام دنیا از نظر تعداد اعدامها آیا واقعا ایران از نظر امنیتی رتبه دوم رو هم داره ؟ آیا با این همه اعدام امنیت به حد اعلای خودش میرسه . البته میدونم خیلیها این جواب رو آماده در آسنن دارند و برای هر چیزی رو میکنند که : ” همه دارند تلاش خودشون رو میکنند و انشا الله همه چیز درست میشه ” ، من هم امیدوارم انشا الله تعالی درست بشه .
یک سوال ، آیا همه این افراد فاچاقچی مواد مخدر بودن ؟ اگر آره به چه مقدار.
دیگه اینکه من فکر میکنم که با این کارشون (اعدام) ، لطف بزرگی در حق سر دسته های اصلی و توزیع کننده های عمده میکنند چون خیال اونها رو هم از بابت این آدمها راحت میکنند که دیگه مردن و نمیتونن حرفی بزنند . من موندم این اعدامهای بخاطر چند کیلو تریاک در تمام این سالهل آیا باعث شده که جلوی چندین تن ترانزیت مواد مخدر به ایرن گرفته بشه ؟ باعث شده که معتادان و فساد رو کمتر بکنه ؟ بالاخره اثر این جور اعدامها در جامعه چی بوده در طی این سالها ؟
تازگی ها هم که مجلس طرحی رو در دست بررسی داره که اعدام وبلاگ نویسها رو هم قانونی میکنه . امیدوارم اینجوری امنیت به جامعه وبلاگی هم برگرده .
۱۳ مرداد ۸۷ @ ۱۲:۴۶ ب.ظ
[...] عبارتند از: این سر جدا روی کدامین بدن خوش رقصی می کند؟ ـ موقع گرفتن جان آدمها دست و دلتان بلرزد ـ چقدر باید نگران بی تفاوتی در جامعه [...]
۱۳ مرداد ۸۷ @ ۱:۱۳ ب.ظ
سلام. وقتی دختری توسط عده ای مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد و فریادش به گوش هیچ کسی نمی رسد ……
بنظرم حتی از قتل هم بدتر است آیا نباید این افراد را اعدام کرد؟ باید اعدام کرد
۱۵ مرداد ۸۷ @ ۹:۴۹ ق.ظ
[...] به این پست کمانگیر دقت کنید و به این نوشته بر ساحل سلامت. در وهله اول هر کسی این مطلب رو بخونه و یا [...]
۱۵ مرداد ۸۷ @ ۲:۵۷ ب.ظ
هیچ وقت نمیتونم خودم جای اون سربازی بزارم، که داره پایه رو از زیر پای افرادی که در حال اعدامن در میاره بزارم حتی اگه تمام دنیار بهم بدن.
(بابت نثر خیلی زیبام پوزش میتلبم. نتونستم بهتر بنویسم خب)
۱۵ مرداد ۸۷ @ ۳:۱۹ ب.ظ
[...] + موقع گرفتن جان آدم ها دلتان بلرزد [...]
۱۵ مرداد ۸۷ @ ۶:۳۹ ب.ظ
واقعا این روشنفکری کشته شما رو! یه دفعه بگید مسلمان نیستیم قال قضیه رو بکنید دیگه.
“و لکم فی القصاص حیوة” “هرکس انسان بیگناهی را بکشد انگار که همه انسانها را کشته است.” اینها رو قرآن گفته. یعنی شناسنامه مسلمانی من و شما. حالا شما هی جلوش دربیاید.
۱۶ مرداد ۸۷ @ ۲:۳۲ ب.ظ
اگه یه نفر(نه یه قاتل بالفطره)از روی مثلا عصبانیت بزنه همه خونوادتونو خدایی نکرده بکشه بازم میگین راه مبارزه با خشونت اعدام نیست؟؟؟
چرا اینقدر ادا در میارین؟؟؟
۱۶ مرداد ۸۷ @ ۶:۱۳ ب.ظ
این عکست تابلو مونتاژه حاج خانم، شرط میبندم. داری اذهان عمومی رو مغشوش میکنی ها!
——————–
مونتاژ رفیق؟ حافطه ات خوب نیست. آخرین باری که اعدام علنی جمعی کردن این تصاویر رو حتی تلویزیون خودمون هم پخش کرد. بعد از اون و اتفاقا بعد از اعتراضاتی که شد قرار بر این شد که دیگه اعدام را علنی نکنند و تصاویرش پخش نشود. متاسفانه مونتاژ نیست دوست من
۱۶ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۰۷ ب.ظ
[...] اعدام بارها اینجا نوشته ام، گفته ام که به گمانم باید دست و دل قاضی از دادن حکم اعدام بلرزد، حالا هم بحث داغی بخاطر اعدام یک فعال سیاسی درگرفته [...]
۱۶ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۰۹ ب.ظ
این مطلب را بخوانید
۱۶ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۱۰ ب.ظ
این مطلب را بخوانید
http://mockingbird.blogfa.com/post-15.aspx
۱۷ مرداد ۸۷ @ ۱:۵۵ ب.ظ
چقدر بچگانه است راجع به مسائل فقهی و حقوقی، قضاوتی ناشی از احساسات داشته باشیم.
۲۱ مرداد ۸۷ @ ۳:۱۵ ب.ظ
[...] چه کسانی به چه دلیل باید اعدام شوند . به این نوشته از این وبلاگ که در رابطه با اعدام های انجام شده ی کشور طی سال های [...]
۲۰ شهریور ۸۷ @ ۴:۱۸ ب.ظ
کاملا با نظر آقا محمد موافقم مثلا یکیش همین آخوندا که هرکدومشون که سقط شه صد تا دیگه جاش سبز میشه
۱ مهر ۸۷ @ ۱۱:۰۹ ب.ظ
شماهایی که میگین اعدام لازمه بهبود جامعه هست .انشا الله که حکومت عوض میشه بعد اعدام تک تک شما میشه لازمه بهبود جامعه
۲۰ مهر ۸۷ @ ۹:۱۰ ق.ظ
یا ایها الذین امنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی، الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثی … و لکم فی القصاص حیات یا اولی الالباب (۲ سوره بقره، آیه های ۱۷۸-۱۷۹)
فلسفه احکام اسلامی این است که اگر در جامعه اجرا شوند جرائم به شدت کاهش می یابند . یکی از مورخان مشهور در خاطره ای از عربستان درسالهای دور نقل می کند که چون مجازات دست بریدن برای دزدی اجرا می شد مردم مغازه هایشان را بازمی گذاشتند و به خانه می رفتند و کسی جرات نداشت نگاه چپ به اموال دیگری بکند. بدبختی ما مسلمان این است که یا از طعنه اجانب می ترسیم و یا احساسات الکی و بچه گانه خود را در دین خدا وارد می کنیم.
۱ شهریور ۸۸ @ ۷:۱۰ ق.ظ
اگر یک نفر شب می آمد توی خانه تان و بهت تجاوز می کرد بازهم همین حرف ها را می زدی؟
امثال شما هستند که صرفا می خواهید به هر بهانه ای مخالفت کنید!
حرف هرچی بود، بود! چون در جمهوری اسلامی ایران که من قبولش ندارم، رخ داده پس اشتباهه.
اما اگه اون ور دنیا کثیف ترین جنایتها هم اتفاق بیافتد، چون مثلا دمکراسی دارند، پس عیب نداره!
۲۱ بهمن ۸۸ @ ۸:۵۹ ق.ظ
جالبه اونهایی که دچار جنون انی شدند و دست به قتل زدند و تکه تکه کرده اند افراد را آیا در شرایط دیگر این کار را تکرار نمی کنند! شما مطمئنی مظلومتر از اشرار مسلح کسی وجود نداره تو این کشور که واسش دلسوزی کنی! حالم از این ژست روشنفکرانه امثال تو ابله به هم می خوره!اشتباه نکن. احمدی نژادی نیستم! طرفدار جنبش سبزم! جنبش آزادی مردم فهیم و نه جنایتکاران و اشرار مسلح!