Wordpress Themes

گربه ای که از آسمان تالاپی بر زمین افتاد!

از انقلاب تا امیرآباد داخل تاکسی داشتم به مغازه ها نگاه‌ می‌کردم. نکته جالبی به چشمم خورد. تقریبا از هر ده تا مغازه یکی آگهی‌ درخواست کارمند ساده و یا مثلا فروشنده نیمه وقت یا پاره‌وقت را پشت درشان چسبانده بودند. تقریبا اغلب اغذیه فروشی‌ها این آگهی را داشتند.

چند نفر از فامیل هم چند وقت پیش تعریف می‌کردند که مدت زیادی است آگهی تایپیست می‌دهند و دریغ از یک نفر جویای کار. یا اینکه آگهی منشی آن هم نه منشی با روابط عمومی بالا،‌بلکه منشی محجوب تا در اگهی، متقاضی کار متوجه تفاوت خواست‌ها بشود. اما باز هم خبری نیست که نیست.

این از دو حال خارج نیست. یا تقاضای نیروی کار ساده به نسبت کار ماهر به شدت بالا رفته و بازار عرضه و تقاضا را نامتعادل نموده و یا اینکه عرضه کنندگان کار ساده به نسبت گذشته کمتر شده اند. با توجه به وضعیت اقتصادی موجود گمان نمی‌کنم مشکل از تقاضای بیشتر برای نیروی کار باشد. فکر می‌کنم مسئله همان است که پیشترها هم زیاد می‌گفتیم. اینکه جوان ایرانی راضی به کارگری هایی از این دست نمی‌شود و اعتقاد دارد باید چون نیروی کار ماهر با وی رفتار شود. حتی این موضوع دربین کسانی که تخصص ویژه‌ای هم ندارند به شدت به چشم می‌خورد. در واقع افراد بیکار در جامعه ما ترجیح می‌دهند بیکار باشند تا مزدوری از این دست داشته باشند. حالا این را مقایسه کنید با کشورهای دیگر که اتفاقا مشاغلی از این دست شغل نیمه وقت بخش زیادی از دانشجویانی است که اتفاقا در مدارج بالا در حال تحصیل هستند.

به خصلت ایرانی که کار را عار می‌داند کاری ندارم. اما گاهی فکر می‌کنم اگر اینهمه مدرک تحصیلی که با کنکور و بدون کنکور در جامعه پخش شده، نه به درد افزایش شعور و آگاهی ملت بخورد،‌ نه جامعه را توسعه از هر نوعش بخشد و در عین حال از ایشان تنها فردی کم سواد پرتوقع بسازد،‌ چه سودی برای ما دارد؟

البته ما حصل وضعیت بالا برایم کمی روشن است. در حال حاضر تقاضا برای نیروی کار ساده بالاست. عرضه پایین. به مرور این باعث افزایش دستمزد این قبیل مشاغل می‌شود و خود این می‌تواند برای برخی جذابیت داشته باشد. این عرضه و تقاضا خودش را کنترل می‌کند و تعدیل. اما سوال همان است که بود، چرا ما فکر می کنیم هرکاری نباید بکنیم؟‌ این معضل ریشه تاریخی - ملی هم دارد. این تاکید بر فرهنگ بالا و یکه بودن و پیشتاز بودنی که بعضا سند تاریخی هم ندارد و یا اگر هم دارد مخدوش است. قصدم زیر سوال بردن ایران و ایرانی نیست. اما فکر نمی‌کنم طاق آسمان باز شده باشد و گربه ای به زمین خورده باشد و مردمانی خاص روی این گربه متولد شده باشند.

۲۱ نظر برای “گربه ای که از آسمان تالاپی بر زمین افتاد!”


  1. صادق:

    واقعاً وقتی از کشورهای دیگر خبر می رسد که کارگری ساده در آنجاها عار نیست، غبطه می خورم. کاش خودم هم می توانستم چنان باشم.

  2. محمد:

    با سلام تو این مملکت کسایی که کار تمام وقت تخصصی میکنند نمی توانند خرج زندگی رو در بیارن اون وقت این جور کارها که شما میگی به چه درد میخوره مثلا یکی از دوستام تو یکی از مدارس سما کار میکنه با مدرک لیسانس چه قدر حقوق میگیره؟۵۰۰۰۰ تومان!!!!!!!!این مبلغ حتی پول کرایه رفت و آمدش هم نمیشه!پس اصولا بیکاری در چنین وضعی بهتره!

  3. آزاده:

    متاسفانه اکثر ما فکر میکنیم طاق آسمان باز شده و مای باهوش ترین، فرهنگی ترین، مذهبی ترین، با شعورترین و خیلی ترین های دیگه از آسمان افتادیم پایین. و بدبختانه تا وقتی اینطور فکر میکنیم سخت بشه چیزی رو درست کرد.

  4. محمد الیاس:

    چه عجب که این بار به جای فحش دادن و مسخره کردن حاکمان به سراغ جامعه و فرهنگ مردم رفتید. خیلی خوب است که برای تحلیل وضعیت رشد و توسعه جامعه از متن مردم و فرهنگ ایرانی آغاز کنیم

  5. Asosh:

    این موضوعی‌ست که البته دو سه چند سالی‌ست ذهن مرا هم مشغول کرده است؛ گمان‌ام از سال‌های دبیرستان و کلاس جامعه‌شناسی، که به امر امیر شیوا باید چیزی درباب این دست کارهای نیمه‌وقت می‌نوشتیم. امّا به نظرم می‌رسد تحلیل‌تان بسا بسیار ساده‌انگارانه است از این بحث -شاید حتّا راننده‌تاکسی و نانوا و هر آن کس دیگر ِ با تحصیلات نه‌چندان بالا هم این حرف‌ها را بزند و همین استریوتایپ‌ها را وا گوید. و فکر هم نمی‌کنم بشود این نوشته را به «کامن سنس» چسباند و دم از درستی گاه‌گاهی «فهم عام» زد.
    الغرض: از شما توقع بالاتری‌ست برای تحلیل‌های احیانا جامعه‌شناسانه‌تر -آن هم از جانب من کوچک‌تر که از هم‌رشته‌ای‌هاتان ام.

    پ.ن. بدم نمی‌آید که کسی مثل حامد قدوسی از حوزه‌ای دیگر هم نگاهی به همین بحث بیندازد تا تفاوت سطح تحلیل‌ها کمی آشکارتر شود. آن زمان شاید درد و آسیب جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسان ایران هویداتر شود -دست‌کم برای خود ما جامعه‌شناسی‌خوانان.

    ارادت

  6. سمیه:

    اسوش عزیز فرق است بین تحلیل ازفضای اجتماعی و تنها واگویی آنها! قاعدتا اگر قرار باشد از این واگویی تحلیلی شود باید متغیرهای مختلفی را در نظر گرفت. این تنها واگویی یک مسئله است. من تنها سعی کردم از چند زاویه مسئله را بیان کنم . کلا وبلاگ هم جای تحلیل های آنچنانی نمی بینم. برادر گرامی فکر می کنم مشکل ما بیشتر ندیدن مسایل در جامعه است،‌ و چون مسایل برایمان چندان شفاف نمی‌شود قدرت تحلیلمان هم پایین خواهد بود.من تمام تلاشم در این وبلاگ واگویی مسئله‌هایی است که به زعم خودم اجتماعی است و یا بر جامعه تاثیر گذار است. ادعایی بیش از این هم ندارم!
    ممنون از توضیحات و توجه

  7. Asosh:

    خانم توحیدلوی عزیز!

    من چندان آشنایی‌ای با فرض‌تان -که وب‌لاگ جای تحلیل‌های به زعم خودتان «آن‌جنانی» نیست- نداشتم، یا خواستم ندیده‌اش بگیرم. من‌باب مثال اگر شما یادداشتی درباره‌ی موسیقی بنویسید که: «دوستان! این آلبوم مولویه‌ی شهرام ناظری عجب آلبومی‌ست و الخ!»، هرگز برای‌تان کامنت نخواهم گذاشت که چرا مثلاً از کمپوزیسیون و سازبندی یا گام‌های موسیقی در این آلبوم چیزی نگفته‌اید؛ چون تخصص شما موسیقی نیست و این را منِ خواننده می‌دانم. فرق در این‌جاست که شما جامعه‌شناسی می‌خوانید و تخصص‌تان گویا باید تحلیل‌های جامعه‌شناسانه امور اجتماعی باشد. حرف‌ام این است که شاید شما در هر زمینه‌ای بتوانید نظر شخصی دهید؛ در این زمینه‌ی خاص امّا، من خواننده طالب مطالبی هستم که مداقه می‌کنند و نه نگاهی سرسری.

    کوشش‌تان برای واگویی مسائل اجتماعی ستودنی‌ست؛ چاشنی نگاه جامعه‌شناسانه را کم دارد امّا. توضیح‌تان درباره‌ی واگویی صرف بودن این یادداشت هم ناپذیرفته است. جمله‌ی «جوان ایرانی راضی به کارگری هایی از این دست نمی‌شود و اعتقاد دارد باید چون نیروی کار ماهر با وی رفتار شود» را من فرضیه‌ای برای شروع تبیین می‌دانم؛ تبیینی البتّه در امتداد دیگر استریوتایپ‌های جوان‌ستیز جامعه.

    ممنون از پاسخ و نقدپذیری

  8. سمیه:

    برای تبیین اجتماعی باید بسیار بیشتر از مطلب یک وبلاگ مداقه کرد برادر. در ضمن نمی توان با تک متغیرهای صرفا مشاهده‌ای تبیین کرد. می شود اما آن تبیین کامل نیست و جای اما و اگر زیاد دارد.
    از این روست که بیشتر مطالب یک وبلاگ می شود واگویی. حتی اگر تحلیل هایی اجتماعی هم به ان اضافه کنیم

  9. یه غریبه:

    یس آف را خواندم مطالب جالب و به نظرم صادقانه ای گفته بودید.در مورد پست اخیر هم واقعیت همان است که گفتید.حالا ناراحت شویم بهمان بر بخورد سرخ شویم سفید شویم روی صندلی هی تاب بخوریم … چیزی عوض نمیشود.شاید حقیقت این باشد که نباید اینگونه باشیم اما واقعیت این است که هستیم

  10. زهرا مینائی:

    یک معلم زبانی دارم که سی سالی در آمریکا بوده. می گفت من خیلی تعجب می کنم جوان های ایرانی کار نمی کنند. بعدهم از دخترهای کلاس پرسید که آیا اگر شغلی در رستوران باشد پدر و مادرشان اجازه می دهند سر کار بروند؟ و همه گفتند نه! مسئله فقط یک جوان پر توقع نیست. خانواده های پر توقع هم هستند.
    فکر می کنم این مسئله در شهرستان ها کمتر است. جوان ها از بچگی تابستان ها شاگرد مغازه می شوند و بعد از درس هم می روند دنبال کار تمام وقتش. اما نکته این است که معمولا در کنار عمویی یا دایی ای کار می کنند. و البته بعد از چند سال هم خودشان خواستار صاحب مغازه شدن می شوند. اما انگار می دانند که باید یک مدتی دود چراغ را بخورند حتما.

  11. فرهاد:

    سلام.من وبلاگ جدیدم رو شروع کردم!تصمیم گرفتم اول از اونایی که خودم وبلاگشونو زیاد میخونم بخوام بیان و راهنماییم کنن.ممنونم

  12. حجت:

    خانم توحیدلو شما منظورتون از اینکه گفتید : “جوان ایرانی راضی به کارگری هایی از این دست نمی‌شود و اعتقاد دارد باید چون نیروی کار ماهر با وی رفتار شود” کدوم قشر از جوانها و کدوم نوع کارگری است ؟
    من فکر میکنم اساس حرف کسانی که کارهای از نوع کار در رستوران و کارگری و … را در ایران را با کار در جای دیگه مقایسه میکنند غلط است . در ایران هر کسی بره از این کارها بکنه یه چیزی در حدود ۵۰ الی ۱۰۰ هزار تومن در ماه میاد دستش . تازه اونم اگر تمام وقت کار کنه . که اونم کفاف خرج رفت و آمد رو هم نمیده . در صورتی که این جور کارهای یدی در جاهای دیگه حداقل حقوق ۵۰۰ دلار رو داره و میشه باهاش اقلا یه زندگی ساده کرد . به من فوق لیسانس مکانیک هم ماهی ۵۰۰ دلار بدن حاضرم برم در روستوران در همین ایران ظرف بشورم ولی از من انتظار نداشته باشید بخاطر ۵۰-۱۰۰ هزار تومن صبح تا شب برم یه جایی کارگری بکنم . خانم توحیدلو شما خودت وقتی هنوز دکتر نشده بودی و فرض کنیم در دوره لیسانس بودی حاضر بودی بری یه جایی کار کنی برای ماهی ۵۰ هزار تومن ؟
    البته این رو هم قبول دارم که سطح توقع در جامعه ما در حذ زیادی کاذب بالا رفته ولی خب اونطرف قضیه هم چیز (حقوق) چنذان چشمگیری نیست که کسی رو وسوسه کنه . فوقش که آدم سر کار نره تو یه ماه ۵۰-۱۰۰ تومن رو در مقابل تمام وقت مفیدش در یک ماه رو از دست میده . که فکر نمیکنم چندان برای کسی نگران کننده باشه .

  13. محمدرضا:

    خانم توحیدلو اخر با روزی ۱۲ ساعت کار آنهم برای ۱۰۰هزار تومان در ماه، میتواند مخارج وضعیت فعلی را تامین کند؟
    اگر صحبت از کشورهای خارجی میکنید گمان نکنم ساعت کاری آنها بیشتر از ۸ ساعت در روز باشد و یا نرخ تورم اینقدر بالا باشد.

  14. سمیه:

    آقا حجت و محمدرضای عزیز حق با شماست و این دستمزد پایینی است. اما مردان سالمی را سراغ دارم که می مانند در خانه تا زن و فرزندان نان اورشان باشند و تن به این کارها ندهند. گاهی وقت‏ها کار عار می شود در جامعه ما. گیر من اینجا بود!

  15. محمد:

    با نظر حجت کاملا موافقم با ۱۲ ساعت کار در روز و حقوق حداکثر ۱۰۰ تومان چه کا میشود کرد باید نون خالی خورد و آب جدول!!!!!!!!در صورتی که مثلا در سوئد با ۲۰ ساعت کار در هفته میشه حدودا ماهی ۵۰۰ یورو حداقل دراورد که کفاف یک زندگی ساده مجردی رو میده

  16. ندا:

    تا چند سال پیش نقشه کش ها نقش مهم و پر رنگی را در دفاتر معماری پر می کردند و انصافا حضور آنها در دفاتر لازم است. اما در سالهای اخیر اکثرنقشه کش های قدیمی و تمام نقشه کش های جدید به لطف دانشگاه آزاد و … لیسانس و فوق لیسانس معماری گرفتند. دیگه نقشه کشی براشون عار شده و فقط طراحی می کنند و اگه کسی از کارشون ایراد بگیره درک هنر نداره و …
    دفتر یکی از دوستان ما مدت هاست که دنبال نقشه کش می گرده اما کسی کمتر از دانشجوی لیسانس معماری و آنهم با ادعای بالا به انها مراجعه نمی کند.

  17. یه غریبه:

    روز خبرنگار گرامی - البته نه به مفهوم فقط خبرنگار که هر قرابتی با قلم

  18. محسن:

    سلام خسته نباشید دوست عزیز وبسایت پر محتوای دارید اگر مایلید با هم تبادل لیتک داشته باشیم لینک ما را با نام اخبار ایران در وبسایت خود اضافه کنید و لینک خود را برای ما بفرستید
    با تشکر

  19. ایمان:

    سلام به تمامی دوستان ،
    من هم یه جوانی هستم حدود۲۵ سال و فوق لیسانس مدیریت دارم و الان به عنوان مشاور مدیریت در چندین شرکت کار می کنم . راستش من بیش از حد با حرف نویسنده وبلاگ موافقم ، جوانان ما به خصوص کسانی که از دانشگاه فارغ التحصیل میشن تقریبا با سوادی که رو به صفر میل میکنه و ادعایی رو به یک عدد ۱ با ۱۱ کیلومتر صفر جلوش هست وارد جامعه و محیط کار میشن . یادمه یه دفعه برای استخدام یک مسئول پشتیبانی که فقط میخواستیم کار کردن با یک نرم افزار رو یاد بگیره و با تلفن ساپورت کنه با حدود ۳۰ نفر مصاحبه کردم ، ازشون تست IQ گرفتم و چند سوال ساده ازشون پرسیدم ، هیچ کدوم قبول نشدن !!! آخه فارغ التحصیل لیسانس کامپیوتر که ندونه RSS و SSL چیه !!! آخه اینو به کی باید گفت ؟؟؟
    تو یک شرکت دیگه برای فروشنده حرفه ای میخواستم از لیسانس های بازرگانی یا کسانی که دوره فروش گذرونده بودن استخدام کنم ، با نزدیک ۲۵ لیسانس بازرگانی مصاحبه کردم هیچ کدوم نمی دونستن بازاریابی از کی شروع میشه !!! یا اینکه اصلا اصول معرفی یک محصول چگونه است یا AIDAS چیه و ROI به چه درد میخوره !!! جوونای ما متاسفانه تبدیل شدن به یک قابلمه با کله ای پر از قرمه سبزی ، من متاسفم که خودم هم به عنوان یه جوون دارم این حرفا رو میزنم ولی الحق و الانصاف در جامعه ای زندگی می کنیم که جوون هاش بی هیچ تخصصی با کلی ادعا دنبال حقوق بالا هستند . وقتی خودتون رو جای مالکین شرکت ها قرار بدین می بینین که تقریبا یک مدیر شرکت باید برای حدود ۱۰ و نیم ماه کار یک منشی ساده که فقط کارش تلفن جواب دادنه ۱۲ ماه حقوق ۲ماه عیدی ۱ ماه سنوات ۱ تا ۲ماه پاداش و نزدیک به ۳برابر حقوق یک ماه بیمه رد کنه جمع اینها به عبارتی میشه اگه ۲۲۰ تومن در ماه دست یک کارمند برسه یعنی مالک کار باید حدود سالی ۴میلیون ۴۰۰هزار تومان هزینه کنه !!! واقعا فکر میکنید تو این جامعه چند تا از این شرکت ها میتونن از پس ۲۰ ماه حقوق واسه ۱۰ ماه و نیم کار کارمنداشون بر بیان . من یه چیز دیگه هم می خواستم اضافه کنم . خود من هم که الان دارم این حرفا رو می زنم از یه کار صفر شروع کردم ، یعنی تو یکی از قطار های خصوصی مسئول دستگاه بازی بچه ها بودم در سن ۱۶ سالگی و تا به امروز مشاور بیش از ۲۵ شرکت بوده ام اما هرگز تا به امروز هیچ کی تو این جامعه مدرکم رو ازم نخواسته که اگه کسی بخواد هرگز حاضر نخواهم شد باهاش کار کنم .
    من هم از حقوق ماهی ۵۰ هزار تومان کارم رو شروع کردم ، اما شروع کردم

  20. tanning beds bad for you:

    xvgfk aizyp xuhzri ibdqz
    http://bonanabis.bplaced.net/bed-loti72/map.html rent to own tanning bed

  21. black halloween cat:

    eaxzwcm eqmcks
    http://halloweenner.bplaced.net/inflatabd5/map.html halloween quilt patterns

محل نوشتن نظرات