این مترجم دولتی نبود، پس مهجور مرد!
ترجمه های قدیمی قران را که به خاطر دارید. انگار که موظف باشند هر کلمه ای را درست زیر خودش ترجمه کنند تا مبادا تحریفی در این کتاب رخ داده باشد. هیچوقت نمی توانستم درست ترجمه ها را بخوانم. یادم نمی رود اولین بار که ترجمه ای را در دست گرفتم، تازه وارد دانشگاه شده بودم و قرآنی هدیه گرفتم با ترجمه محمد مهدی فولادوند. آنقدر جذاب بود که از ابتدا تا به انتهای قرآن را تنها ترجمه را خواندم. جملات زیبا را خط کشیدم. برخی جاها را سوال داشتم و باید می پرسیدم. اولین بار بود که قرآن را به مثابه یک متن می خواندم و سعی می کردم بفهمم. تا پیش از آن ترجمه های موجود این کار را نمی کرد و حتی برای خواندن و فهم قرآن گویی باید قدسیتی قائل می شدیم. یادم نمی رود عکس العمل کسانی را که می دیدند مثلا در حال خط کشیدن زیر جملات قرآن هستم. کم نبودند کسانی را که به من تذکر دادند که این کار گناه دارد و نباید انجام دهم!
درک درستی ندارم از کسانیکه اصرار بر خواندن عربی قرآن دارند. قرآن کتاب ارزشمندی است و ارزشمندی آن جایی است که خوانده و فهمیده شود. اما در ترجمه و ترویج قرآن چندان گویی کسی علاقه ای به خواندنش نداشته باشد. هر روز قرآن های دولتی چاپ می شود. قرآن های نفیس، نفیس تر می گردند و قیمت هایشان بالا می رود. سر سفره های عقد دیگر نمی شود و نباید قران با قیمت پایین تر گذاشت. قرآن در خانواده های ما از بس که مقدس بود تبدیل به بتی شده برای پرستیدن، نه محتوایی و متنی برای خواندن. در تمام تحقیقات اجتماعی خواندن ادعیه بالاتر از قرآن بوده است و این یعنی …
سالهای اخیر وضع بهتر شده بود. قرآن را به نظم در آورده اند، ترجمه های جدیدی آمده، اما هنوز هیچکدام به اندازه ترجمه اولیه برایم شیوا و روان نیست. فولادوند ترجمه را واژه به واژه نکرده و این تمام ویژگی این قرآن است. لااقل برای منی که اصراری به خواندن عربی قرآن ندارم. بیشتر دوست دارم متن شیوایی را بخوانم و بفهمم. البته ابتدای این قرآن چند امضا از کسانی است که در زبان دانیشان شکی نیست. مصظفی ملکیان، مهدی محقق، بهاءالدین خرمشاهی، محمد علی مهدوی راد، کامران فانی . قران فولادوند نیز به مانند این امضا کنندگان و تاییدکنندگانش چندان حکومتی نبود. مرگش هم حکومتی نشد. این چند روز عذاب وجدان داشتم که چرا درباره اش ننوشتم. درباره کسی که شاید باعث و بانی شده بود برای اینکه قرآن را بفهمم. برایم سوال ایجاد کند و مرا وادار به یافتن جوابهایم بکند. روحش شاد.
امیدوارم که بتوانم متن های روانی ببینم از این کتاب. تا زمانی که به شکل متن به ان نگاه نشود نمی توان بر پیامش و تاثیرش بر مخاطب مطمئن بود. برای فهم هرچیز باید آن را به شکل یک متن دید. اما متنی که قابل فهمیدن است. لااقل حس همزبانی در ما ایجاد می کند. قرآن سالهاست که از این قاعده عقب مانده و دست نیافتنی شده است. قرار نیست خودمان را گول بزنیم !
این مطلب رادیو زمانه را هم درباره اش دوست داشتم.
ببخشید که عکس بسیار کیفیتش پایین است.



۱۹ مرداد ۸۷ @ ۷:۰۱ ب.ظ
سلام دوست من.ترجمه فولادوند رو ندیدم ولی من هم قرآن رو با ترجمه طاهره صفارزاده خوندم که البته اون هم کلمه به کلمه نیست و خیلی بهتر از ترجمه های قدیمیه.
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۷:۳۳ ب.ظ
روحش شاد.
راستش جرقه ای تو ذهنم زدید.
یعنی میشه قران رو هم زیرش رو خط کشید؟! خیلی ترغیب شدم که این کار رو انجام بدم. شاید این دلیلی بشه برای اینکه یه بار هم شده تمام قرآن رو بصورت کامل بخونم.
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۷:۵۴ ب.ظ
بیان جالب و منطقی بود از دردی مشترک.یاد درگذشت آیت الله توسلی افتادم و اخبار محدود رسانه ی مثلا ملی
راستی به نظر وبلاگ آقای رسته باز هم فیلتر شده.اگه اطلاع جدیدی داشته باشید ممنون میشم
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۹:۲۴ ب.ظ
مطلب جالبی بود.
البته یه عده اعتقاد دارند هر چقدر ترجمه کامل هم که باشه باز در فرآیند ترجمه نمیشه کل محتوا رو از زبان مقصد منتقل کرد. ولی خودمم ترجمه های روان و قابل فهم رو بیشتر دوست دارم. ترجمه هایی که در حال حاضر موجوده به نظرم یه خورده ثقیله
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۹:۳۴ ب.ظ
با سلام
آیا واقعا چیز جدیدی در قران یافتید؟ این دستورات هم به نوعی در کتابهای انجیل و تورات هست . تا حالا پیش خودتون فکر کردید که این مطالب ممکنه کپی برداری ناشیانه ای از سایر کتب اخلاقی و سایر ادیان باشه که محمد در طول سفرهای قبل از پیامبری با دارایی جدیجه یاد گرفته بود.البته بعضی ها اونقدر کورکورانه و بدون مطالعه می پذیرند که جرات شک کردن هم به خودشون نمی دن . به نظر بد نیست دستورات این کتاب رو با کتابهای ادیان قبلی مقایسه کنید تا بعضی حقایق براتون روشن بشه. ….
——————-
سمیه: خیلی خوبه که به عقاید هم احترام بگذاریم رفیق!
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۰۱ ب.ظ
منم موافقم برای کسانی که تازه میخوان قرآن خوانی روانی رو شروع کنند، نثر باید روان و فارسی سلیس باشه. مثل همین قرآن فولادوند .
البته ترجمه مکارم شبرازی هم روان و کاملا قابل فهمه.
ولی کسانی که زیاد با قرآن مانوس هستند دوست دارند ترجمه های کلمه به کلمه و یا متن عربی رو بخونند. چون فهم متن عربی قرآن همون طور که خودتون بهتر میدونید، کار دشواری نیست.
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۰۹ ب.ظ
در ادبیات دینی به ادعیه قرآن صاعد گفته می شود. یعنی قرآنی که رو به بالا می رود در قیاس با قرآن نازلی که رو به پایین داردو خواندن ادعیه هم خود از سفارشات قرآن است که گفت ((ادعونی استجب لکم)
در مورد مرگ حکومتی هم متوجه نمی شوم. فکر نمی کنی که همه چیز را از دریچه سیاست نگاه کردن اثر یک ذهن مسموم سیاست زده باشد؟ مرگ حکومتی یعنی چه؟
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۲۴ ب.ظ
دوستان سلام
چند روزی از اخبار روز بی خبر بودم. درگذشت خدمتگزار قرآن، دکتر فولادوند، خبر تاسف آوری بود. خدایش رحمت کند. البته الان که جستجویی در اینترنت کردم دیدم که دست کم در فضای اینترنت مسئله پوشش خبری خوبی داشته است.
۱۹ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۳۸ ب.ظ
حکومتی نبودن یعنی اینکه لحظه لحظه تلویزیون برای طرف عزاداری نمی کنه. اصلا هم مانند مابقی تبلیغش نیم کنن. در سکوت بیماری رو می گذرونه و می میره. تنها به درج خبر اکتفا می کنند. باز هم توضیح بدم؟
۲۰ مرداد ۸۷ @ ۷:۱۲ ق.ظ
مراسم تشیعه جتازه او از طرف محل کا رمن برگزار شد! متاسفانه هیچ یک از مسئولین حضور نیافتن! و فقط خاتمی و وزیر ارشاد پیان داد!
اینها برای همه چیز خودی و غیر خودی دارند مثل اینکه!
۲۰ مرداد ۸۷ @ ۷:۳۱ ق.ظ
خدایش بیامرزد
۲۰ مرداد ۸۷ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ
با سلام به همگی
محمد عزیز
شما به نکته مهمی اشاره کرده اید. به نظر من هم مقدس بودن یک متن نباید مانع از سؤال و نقد گردد. پیروان هر آیین و مسلکی اعم از الهی و غیرالهی باید خود را آماده پاسخ گویی منطقی کنند. فکر می کنم مضمون نوشته محمد عزیز صواب باشد. اما خوب است مستشکل و کسی که مدعی نسخه برداری است سخن خود را با دلایل و شواهد ذکر نماید به علاوه از آن جا که قرآن هم چون سایر کتب آسمانی از یک حقیقت سرچشمه می گیرد طبعاً مشترکاتی به ویژه در اصول دین الهی که واحد است مشاهده خواهد شد. در نهایت این که همواره باب نقد گشوده است اما هر نقد باید بر اصول منطق و دلایل و شواهد مبتنی باشد که در غیر این صورت به بهانه شبیه است.
۲۰ مرداد ۸۷ @ ۱۲:۴۱ ب.ظ
روحش شاد ویادش گرامی