کدامیک دایره بسته وبلاگستان را می شکند؟ سنتی ها یا حرفه ای ها
گفتن از اینکه تاثیرگذاری در وبلاگ شهر چگونه تعریف می شود چندان کار ساده ای نیست، خصوصا اینکه همانطور که در پست پیش نوشتم این شهر بی در و پیکر را می شود آنقدر بخش بخش و محله به محله نمود که معنای عمومی ای نمی توان برای تاثیرگذاری قائل شد. بحث تاثیرگذاری پیام کاملا مرتبط است به مخاطب پیام و قبل از آن علاقمندم ببینیم که مخاطبین وبلاگستان چه از نوع سنتی و چه از نوع حرفه ای آن چه کسانی هستند.
مخاطب وبلاگستان اصولا تمامی اینترنت خوان ها نیستند. بخش زیادی نویسندگان و شهروندان وبلاگ شهر هستند و بخشی دیگر جویندگان کنجکاوتر و با حوصله تری هستند که از خواندن سایت ها و صفحه های خبری فراتر می روند. البته تعداد زیادی دانشجو هم داریم که از اینترنت تنها سرچ کلمات را د رگوگل می دانند، تا شاید تکلیفی بنویسند و یا … در واقع رهگذران و عابران سالی یکبار وبلاگ شهر. درباره مخاطبینی از جنس شهروندان وبلاگ شهر تکلیف معین است. به شدت اعتقاد دارم که تاثیرگذاری وبلاگ نویسان سنتی بر سنتی ترها و حرفه ای بر حرفه ای تر ها بیشتر دیده می شود. به عنوان مثال در وبلاگستان حرفه ای انچه خوانده می شود و به اشتراک گذاشته می شود اغلب از همان فضای حرفه ای است که برخاسته است. اصلا خوراک وبلاگ های حرفه ای تر است که در بین ان مخاطبان وجود دارد، می چرخد ، خوانده می شود و تا حدودی نظرات جمیع شهروندان در ان طبقه را به خود اختصاص می دهد. پروژه دیدیش که بر امده از اشتراکات همین جماعت حرفه ای است، روزانه میزان به اشتراک گذاشتن ها را نشان می دهد. طبیعی است که بسیار کم پیدا می شوند مطالب و پست هایی وبلاگی که در این بین زیاد به اشتراک گذاشته شود و متعلق به دنیای غیر حرفه ای ها داشته باشد.
وبلاگستان سنتی بیشتر با لینک و کامنت مسقتیم حضور خود را اعلام می کنند. البته وجود سایت هایی قدیمی برای اشتراک لینک هم هست که مخاطبان را به سمت این بخش رهنمون می کند. بالاترین، هفتان، بلاگ نیوز، دنباله و … همه سایت هایی برای اشتراک لینک هستند که سنتی تر ها بیشتر ان را می پسندند، هرچند که خالی از حرفه ای ها هم نیست. اما ملزومات و شرایط استفاده بیشتر، مخاطبین بخش وبلاگستان سنتی را به آن سمت و سو هدایت می کند. از طرف دیگر نوشتم که بخش زیادی از روزنامه نگاران که اتفاقا از وبلاگ نویسان قدیمی هستند، در این بدنه سنتی به حساب می آیند. فکر نکنم نیاز به مثال زدن باشد چون حتما هر کدام از ما بسیار ایشان را می شناسیم. این وبلاگ نویسان روزنامه نگار مخاطب پیام وبلاگستان را از رسانه اینترنت به سمت رسانه های مکتوب و غیر مکتوب خبری هم می برند. تقریبا تمام سایت های خبری اخبار و تحلیل های وبلاگی را پوشش می دهند. (اجازه بدهید تفکیکی کنم بین سایت های خبری داخل کشور و سایت های خارجی. درباره سایت های خارجی چون تمام منبع تغذیه ایشان همین فضای مجازی است، بسیار راحت تر پای حرفه ای ها بدانها باز شده، اما در سایت های خبری داخلی و در صفحات مربوط به وبلاگستان بیشتر سنتی ترهایی هستند که به نوعی مرتبط با خبرنگاران سایت ها بوده و توسط آنها خوانده می شوند. ) روزنامه ها وبلاگ خوانی می کنند و در اغلب موارد به دلیل نزدیکی خبر نگاران به محیط سنتی، سنتی نویس ها هستند که در این محیط نیز پیشرو خواهند بود. البته ماجرای روزنامه نگاری درباره آی تی متفاوت است و بدون شک حرفه ای ها سخن اصلی را می گویند. (مصاحبه و گفتگوهای سرویس وبلاگ ایسنا ،یا حتی فردا، تابناک، مهر و … را می توان شاهد این مثال مشاهده نمود)
بنابر این یک ادعا درباره تاثیرات وبلاگی دارم. در بین وبلاگ های پرمخاطب چه در بین گروه سنتی ها و چه حرفه ای تر ها، وبلاگ های حرفه ای بیشتر تاثیرگذاری جزیره ای دارند، هرچند این جزایر بسیار بزرگ باشد. یعنی بیشترین تاثیر را بر همان شهروندان حرفه ای خواهند داشت. اما در بین وبلاگ نویسان سنتی ادعایم این است که صدایشان حداقل به گوش عده بیشتری از مخاطب غیر وبلاگ نویس می رسد. البته این ماجرا هم استثنا پذیر است و هم دستخوش تغییر است. این بدان معنا نیست که سنتی تر ها خواننده بیشتری دارند. این بدین معناست که سنتی ترها دایره محدود وبلاگ شهر را بیشتر می شکنند. درباره چرایی این مطلب به جایش سخن خواهم گفت.
سعی خواهم کرد در تحلیلی که از پرخواننده های وبلاگستان حرفه ای و سنتی خواهم داشت ،میزان تاثیرگذاری را هم آنجا با مثال و آمار مشخص کنم. فعلا د رحد مدعاست. مدعایی که قرار نیست معنایش برتری بخشیدن به گروهی نسبت به گروه دیگر باشد.
تصورم این است که د راین زمینه دوستان ساکن وبلاگ شهر نکاتی را بتوانند اضافه نمایند. و اشتباهات و نکاتی که از ذهنم مغفول مانده است را یادآور شوند.




۲۵ مرداد ۸۷ @ ۴:۳۱ ق.ظ
با نظر شما در باره جزیره ای بودن تاثیر بلاگ ها موافقم اما فکر می کنم رهایی از این تاثیر و به نوعی فراگیر تر شدن تاثیر و عمومی شدنش را در دتیای بلاگ نویسی نمی شود دید مخصوصا بلاگ های فارسی…به دو دلیل./یکم اینکه اصولا وبلاگ رسانه جمعی نیست و رسانه ای عموما فرد گرا است «البته تاثیر جمعی هم می تواند داشته باشد» پس بنابراین طیف مخاطبان را به صورت عمومی در همین تاثیر نفر به نفر رباید جستجو کرد.دوم این الگوی تاثیر گذاری یک وبلاگ را هیچ وقت جهان بینی های فردی نویسنده تعریف نمی کند بلکه اکثر موقعیت های زمانی و مکانی و نیز ریتم اجتماعی که وبلاگ نویس با آن همگام می شود در ان تاثیر دارد…چه در وبلاگهای مدرن چه در وبلاگهای سنتی شمامی توانید تجربه هایی از این دست را ببینید و بررسی کنید که کدام یادداشت ها مخاطب بیشتری دارند آنها که جزیره های فردی خود نویسنده اند یا یا یادداشتهایی که که مثل پل به جزیره های دیگر وصل می شوند…فقط در اینکه با شما موافق نیستم که تاثیر گذاری پیام به مخاطب ربط دارد…چون تاثیر پذیری پیام رانه در صادر کننده میشود دقیق جستجو کرد نه در مخاطب…من تاثیر را در فضایی می بینم که هر لحظه وبلاگستان را درگیر خودش میکند…یعنی تاثیر را خارج از فضای مجازی باید جستجو کرد.فضای مجازی فقط مجال برخورد تاثیرات عمومی تر است و ثبت شدنشان در ذهن های جزیره ای و جزیه های ذهنی…یا عشق
۲۵ مرداد ۸۷ @ ۴:۴۰ ق.ظ
دقیتر بگویم…من حتا مخاطب حرفه ای و مخاطب غیر حرفه ای و تاثیرشان را مجازی ارزیابی می کنم…فکر کنم فضا رو خیلی ماتریکسی ارزیابی کردم!!ولی به نظر خودم واقیعت داره چون هنوز وبلاگی رو ندیدم حتا در مدرنترین روشها و مدرن ترین اشتراک گذاری ها و مدرن ترین و پرمخاطب ترین های وبلاگ فارسی که رسانه ای عمومی باشد…یک رسانه ی خصوصی و فردی همیشه رابطه ای یک طرفه ایجاد می کند که در نهایت به قول شما جزیره خلق می کند…حتا اگر به بزرگی استرالیا باشد.من وظیفه ی نویسنده ی وبلاگ را فقط «البته خیلی ایده آلیستی» در این می بینم که جزیه اش آن قدر بزرگ باشد که تمام دنیا در ان جا شوند .یا عشق
۲۵ مرداد ۸۷ @ ۴:۴۴ ق.ظ
دقیقتر بگویم…من حتا مخاطب حرفه ای و مخاطب غیر حرفه ای و تاثیرشان را مجازی ارزیابی می کنم…فکر کنم فضا رو خیلی ماتریکسی ارزیابی کردم!!ولی به نظر خودم واقیعت داره چون هنوز وبلاگی رو ندیدم حتا در مدرنترین روشها و مدرن ترین اشتراک گذاری ها و مدرن ترین و پرمخاطب ترین های وبلاگ فارسی که رسانه ای عمومی باشد…یک رسانه ی خصوصی و فردی همیشه رابطه ای یک طرفه ایجاد می کند که در نهایت به قول شما جزیره خلق می کند…حتا اگر به بزرگی استرالیا باشد.من وظیفه ی نویسنده ی وبلاگ را فقط «البته خیلی ایده آلیستی» در این می بینم که جزیره اش آن قدر بزرگ باشد که تمام دنیا در ان جا شوند .یا عشق.
۲۵ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۴۶ ق.ظ
سلام.لطفا به وبلاگ کلاسی سری بزنید.
۲۵ مرداد ۸۷ @ ۱:۰۶ ب.ظ
http://eric1973.persianblog.ir/post/446
تصویری از عاطفه ایرانی
But is there because he’s a victim of the times
۲۵ مرداد ۸۷ @ ۶:۰۸ ب.ظ
با اینکه این سه پست اخیر را چند بار خوانده ام اما احتمالا ایراد از من است که هنوز معنی دقیق حرفه ای را درک نکرده ام.Proffesional یا افرادی با مهارت آی تی یا محتوای وب درباره آی تی؟
هر چنر جفت مقابل در تقسیم بندی سنتی معمولا حرفه ای نیست و سنتی بودن اصولا تصور دیگری در ذهن متبادر میکند و همینطور حرفه ای هم ، ولی سعی میکنم با این تقسیم بندی ارتباط برقرار کنم تا پستهای بعدی را بهتر درک کنم.
۲۶ مرداد ۸۷ @ ۱۱:۰۲ ق.ظ
اول این تقسیم بندی سنتی-حرفه ای رو که از بن و ریشه مشکل داره رو اصلاح کن بعد ادامه بده.. چون ظاهرا حالا حالا ها قراره کلید کنی رو این موضوع .. بعد می ری جلو این تعریف نادرست مسئله ساز میشه.
تو وبلاگستان سنتی و غیر سنتی نداریم … بلکه حرفه ای و غیر حرفه ای داریم .. تقسیم بندی سنتی و غیر سنتی واسه جاییکه که تو جریان ماهیتا متفاوت داشته باشیم.. در حالی که تو وبلاگستان اینجوری نیست.. هممون تو یه فضای مدرن هستیم، کسی عقب مونده تر ازون یکی نیست، خیلی از قدیمی ها دارن از امکاناتی استفاده می کنن که هنوز جدیدی ها باشون آشنا هم نشدن … اما میشه گفت حرفه ای و غیر حرفه ای،تازه غیر حرفه ای با آماتور هم فرق می کنه، آماتور یعنی کسی که قراره یه روز حرفه ای بشه ولی هنوز نشده، ولی غیر حرفه ای یعنی که اصلا تصمیم نداره حرفه ای بشه. وبلاگنویس حرفه ای یعنی کسی که:
۱-مرتب آپ می کنه
۲-رشد تعداد بازدید کننده هاش روند صعودی داره (حتی اگه شیبش کند باشه)
۳-از تمامی ابزار های جدید برای معرفی و گسترش مطالب وبلاگش استفاده می کنه
۴-برای خواننده هاش احترام قائله … این احترام از ادب گفتاری شامل میشه تا مثلا جواب دادن به همه کامنت ها
۵-به ظاهر و رنگ و لعاب وبلاگش اهمیت قائله و نمیذاره از لحاظ بصری نمای وبلاگش خسته کننده بشه
۶-همه جا حضور داره..واسه همه کامنت میذاره، جواب هایی که به کامنت هاش داده شده رو پیگیری می کنه.
۷-طرز نوشتن و فرمت بندی مطالبش از یک قالب مشخص و استاندارد پیروی می کنه.. منابع رو ذکر می کنه، لینک مرتبط قرار میده.. بدون دلیل رنگ نوشته رو تغییر نمی ده و از این قبیل.
….
این مهم ترین هاش بود..موارد دیگه هم میشه گفت .. فقط می خواستم بگم حرفه ای بودن به این ها ربط داره نه به محتوای نوشته.. تو داری هی جوری تقسیم بندی می کنی که انگار مزیدی حرفه ای است، خورشید خانوم سنتی… در حالی که این ها ربطی به هم ندارند.. دقیقا مثل اشتباه مضحکی که تو مسابقه دویچه وله شده بود… ۳۵ درجه اول شد، مسیح علینژاد دوم.. در حالی در شاخه ژورنالیسم مسیح تو ایران حرف اول رو می زنه .. هر وبلاگی رو باید تو شاخه خودش سنجید.. آره، مزیدی تو آی تی نویس ها جزء بهترین هاست، حاجی واشنگتن مثلا در موضوعات اجتماعی سیاسی جز بهترین هسات .. اما دلیل نمیشه یه نفر که تو سیاسی عالی می نویسه چون چیزی از ای تی نمی نویسه بش بگیم سنتی.
من عمیقا معتقدم و اصرار دارم تو وبلاگستان هیچ جبهه ای که بشه روش اسم سنتی رو گذاشت نداریم.